ایران پرسمان

آخرين مطالب

پیشکش مالیاتی دولت به سلبریتی‌های میلیاردر! مقالات

پیشکش مالیاتی دولت به سلبریتی‌های میلیاردر!
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - روزنامه جوان / متن پیش رو در جوان منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست
یک روز پس از بیانیه سیاسی چند سلبریتی میلیاردر درباره آشوب اخیر، معاون روحانی اعلام کرد مالیات «این قشر حساس» بخشوده می‌شود و بلکه باید به آن‌ها یارانه هم داده شود! این توالی زمانی تداعی علیت می‌کند.
هنرمندان سلبریتی با درآمد میلیاردی عموماً مردم را فقط در شأن «فالوور» یا «در صف گیشه سینما» می‌بینند و می‌پسندند. زندگی آن‌ها از مردم جداست و سبک زندگی‌شان هیچ نشانی از مردمی بودن و با مردم بودن در آن نیست، جز آن زمانی که می‌خواهند با دخالت در انتخابات، سرنوشت ملت را هم تعیین کنند! دو سال پیش همگی «حامی روحانی» شدند و حالا بدون اطلاع یا اشاره به روند آشوب و غائله بنزینی و بی‌آنکه حمایتی را که از روحانی کردند، به یاد بیاورند، بیانیه می‌دهند. هر یکی‌شان در گوشه‌ای از این دنیاست و در میان مردم دیگر کشورها. فرزندان‌شان را در ایران به دنیا نمی‌آورند. خاک ایران را برای زیستن مناسب نمی‌بینند و پولی را که از جیب مردم به جیب می‌زنند، در هتل‌های اروپا و کانادا عیش می‌گذرانند، اما بیانیه دادن چه؟ باکی نیست، هرچه خواستی سیاهه می‌کنند.
فرصت‌طلبانی که نام هنر را به گند سیاست آلوده‌اند و مردم را فقط برای «هیپ‌هیپ هورا» می‌خواهند، حالا در یک رویداد کاملاً اتفاقی (!) یک روز پس از بیانیه منفعل سیاسی‌شان که هیچ نام و نشانی از بی‌تدبیری حمایت شده دیروزشان در آن نیست، با بخشش مالیاتی روبه رو شدند تا در روزی که مردم باید پول بیشتری برای بنزین بدهند، آن‌ها با بخشودگی مالیاتی پول بیشتری برای خروج از کشور فراهم کنند!
هنوز عکس‌ها و فیلم‌های گردهمایی‌های سال‌های 92 و 96 با نقش‌آفرینی سلبریتی‌ها در اذهان عمومی مردم زنده است، حتی اگر از صفحات اجتماعی خودشان پاک شده باشد! بازیگرانی که با دستبند‌های سبز و بنفش در نقش انتخاباتی‌شان خوش درخشیدند و توانستند بخشی از طرفداران خود را پای صندوق‌های رأی بکشند. دستمزدشان را هم گرفتند از دیدار‌های خصوصی، عمومی، جشن‌ها و مراسم‌ها گرفته تا معافیت مالیاتی دستمزد‌های میلیاردی‌شان. حالا میدان بازی عوض شده و سلبریتی‌هایی که یک روز در قامت مبلغ انتخاباتی ظاهر می‌شوند و روز دیگر خدمتگزار شبکه سعودی – انگلیسی ایران اینترنشنال می‌شوند، یک روز میلیارد‌ها تومان کمک‌های مردمی را به نام زلزله‌زدگان به حساب شخصی‌شان واریز می‌کنند و روز دیگر حامی فتنه‌گران و آشوبگران می‌شوند، این بار هم با فرار رو به جلو موضعی طلبکارانه اتخاذ کرده‌اند و در بیانیه‌ای با حمایت از آشوبگرانی که اعتراضات مردمی به گرانی بنزین را به انحراف کشیدند، پویش «تسلیت به ایران»‌ را راه انداخته‌اند؛ اقدامات اخیر این سلبریتی‌ها آنچنان شرم‌آور است که واکنش برخی از چهره‌های هنری همچون یغما گلرویی را هم در پی داشته است. این شاعر اصلاح‌طلب در صفحه اجتماعی خود با تأکید بر اینکه بیانیه سلبریتی‌ها را امضا نمی‌کند، نوشته است: «هنرمندان عزیز! نمی‌توانید گندی که زدید را بپوشانید.»
پدیده سلبریتی‌ها در کشورمان با همه جای دنیا فرق دارد. هر چند در تمام دنیا هنرمندان، ورزشکاران و چهره‌های مشهور به عنوان گروه‌های مرجع اجتماعی شناخته می‌شوند، اما شاید در هیچ جای دنیا به اندازه ایران سلبریتی‌ها این‌قدر منفعت‌طلب نبوده و تا این اندازه با مردم فاصله نداشته باشند. این پدیده هنگامی حادتر شد که پای سلبریتی‌ها به دنیای سیاست و رقابت‌های تبلیغاتی کاندیدا‌ها هم باز شد و اتفاقاً دولت یازدهم نخستین دولتی است که تا این اندازه بازیگران را در بازی‌های انتخاباتی‌اش به کار گرفت و برایشان نقش نوشت! حالا هم با تمام سختی‌ها و تنگنا‌های بودجه درآمد میلیاردی هنرمندان از مالیات معاف است و محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه، در اظهاراتی با حذف معافیت مالیاتی هنرمندان و سلبریتی‌ها مخالفت کرده و آن را موضع دولت می‌داند که یکی از سرفصل‌های مهم اصلاح ساختار بودجه، اصلاح معافیت‌ها و توسعه پایه‌های مالیاتی است، اما سلبریتی‌ها ثابت کرده‌اند پای منافع که به میان بیاید دوست و دشمن نمی‌شناسند و تا زمانی تبلیغ و تعریف می‌کنند و لبخند می‌زنند که برایشان عایدی در میان باشد و با پایان قراردادشان با یکی به سراغ قرارداد‌های جدید می‌روند و ممکن است نقش تازه‌شان 180 درجه با نقش‌های پیشین متفاوت باشد.
مدافعان دیروز و منتقدان امروز
ژست‌های انتقادی انگار بیشتر جواب می‌دهد و چهره‌هایی که در کسوت یک منتقد ظاهر می‌شوند، می‌توانند اشتباهات و حتی خیانت‌های پیشین خود را پشت این ظاهر انتقادی پنهان کنند و با فرار رو به جلو، اتفاقات پشت سر را پاک کنند. کاری که سلبریتی‌ها به دنبال حوادث اخیر و در پی به اغتشاش کشیده شدن اعتراضات بنزینی مردم انجام دادند و با نوشتن بیانیه و جمع‌کردن امضا به گونه‌ای در قامت یک منتقد بلند شدند که انگار نه انگار این‌ها اصلی‌ترین بازیگران انتخابات‌های اخیر بودند و اگرچه شعار «تا 1400» را می‌دادند، اما حالا در نیمه راه به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار نه انگار اینان همان بنفش پوشان دیروزی هستند.
سیاست منفعت طلبانه سلبریتی‌ها
رفتار مذبذبانه این سلبیریتی‌ها حتی صدای برخی از هنرمندان را هم در آورده است. یغما گلرویی شاعر و نویسنده اصلاح‌طلب کشورمان با تأکید بر اینکه حاضر نیست پای بیاینه آبان ماه سلبریتی‌ها را امضا کند در صفحه اجتماعی خود می‌نویسد: «فتار سیاسی اغلب اهل فرهنگ و هنر این سرزمین از سر منفعت‌طلبی است و اکثریت در جوامعی مثل جامعه ما اشتباه می‌کند، یا بهتر است بنویسم ساده به اشتباه می‌افتد.»
وی با اشاره به تغییر رنگ برخی از این سلبریتی‌ها بیانیه آبان ماه و پویش تسلیت ایران را این‌گونه توصیف می‌کند: «از نیمه راه برنگشتگان راه غلط که بسیاری هوادارانشان را پای صندوق رأی بردند و حالا زیر فشار مخاطب می‌کوشند با انتشار هماهنگ یک متن شعاری فاقد مخاطب که پیدا نیست به چه کسی و با توقع چه پاسخی نوشته شده گند آن را بپوشانند و بعید نیست مدتی بعد مثل پست‌های انتخابات دلیتش کنند و یک اسکرین‌شات از اقدام متهورانه اجتماعی‌شان برای خود نگه دارند غافل از اینکه روزگار اسکرین‌شات‌های خودش را می‌گیرد و عام اگر فراموشکار و دنباله‌رو باشد، باز عده‌ای از خاطر نمی‌برند.»
از نگاه گلرویی سکوت روحانی‌پرستان در برابر اینکه آقای رئیس‌جمهور می‌گوید تا صبح روز گران شدن بنزین از گرانی آن بی‌خبر بوده به این دلیل است که نمی‌دانند پست‌های انتخاباتی قبلی خود را چگونه توجیه کنند.
وی تأکید می‌کند: «راقم این سطور موافق آتش زدن بانک‌ها و تخریب اموال عمومی نیست و باور دارد نوجوانان بی‌گناهانی در این اتفاقات جان خود را از دست داده‌اند که نه قصد و نه توان اعمال خشونت‌آمیز را داشته‌اند. گوش کسی هم بدهکار این «به کدامین گناه‌ها» نیست.»
ایران من به خاطر بودن این سلبریتی‌ها تسلیت!
ایران شرمگین و سیاه‌پوش است، اما نه به واسطه شرارت و اغتشاش گروهی اغتشاشگر یا حتی فشار‌های اقتصادی ناشی از بی‌تدبیری‌هایی که مردم را ناامید کرده، کشورمان بابت افرادی شرمگین و سیاه‌پوش است که نام خود را هنرمند گذاشته‌اند، اما انتهای هنرشان وطن فروشی است؛ از سلبریتی‌ای که برای یک مشت دلار خادم شبکه خائن به کشورش می‌شود تا سلبریتی‌ای که بازیگر سناریو‌های انتخاباتی می‌شود.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

سفیر روسیه در تهران: امنیت از اینترنت مهم‌تر است

یزدی‌ها جانشین هاشمی‌ها می‌شوند

چرا حزب کارگر شکست خورد؟

چند برداشت درباره سفر روحانی به ژاپن

ژاپنی‌ها تبادل زندانی ایران و امریکا را چگونه تفسیر می‌کنند؟

جوکریسم در خدمت امپریالیسم

بهت و حیرت در بریتانیا

ایندیپندنت: مبادله زندانیان بین ایران و آمریکا نتیجه چه بود؟

فریبکاری سعودی در سهام آرامکو

گاردین بررسی کرد: پنج دلیل شکست حزب کارگر در انتخابات بریتانیا

چپ به‌‌ لحاظ ساختاری در سرمایه‌داری هضم‌ شده است

در جلسه اصلاح‌طلبان با شورای نگهبان چه‌ گذشت؟

تحریم‌های امریکا به غذا و دارو رسید!

استعفای روحانی؛ تنها راه یا انتحار سیاسی؟

چوب حراج بر دولت

انتخابات بریتانیا؛ طولانی شدن برگزیت افکار عمومی را مستهلک کرد

عملیات مرصاد ورق را برگرداند؛ تماشای «ماجرای نیمروز 2» با عباس عبدی

خشونت افسارگسیخته در عراق

حزب کارگر چطور کرسی‌های خود را از دست داد؟

بریتانیا؛ پایان نبرد انتخابات، ادامه جنگ برگزیت

آینده برجام؛ چین شاید واسط اینستکس باشد

لوله توپخانه اصلاحات به سمت قالیباف

اعتراضات به قیمت سوخت؛ زمینه‌ها و پیامدهای آن

احتمال دو دولتی شدن افغانستان

گروگانگیری دارو!

پروژه تمسخر جوان‌گرایی

روس‌ها کجای معادله ایران و آمریکا می‌ایستند؟

کشف یک تخلف عجیب

داستان عجیب هک و اصلاح «اصلاح‌طلبان»

راز اقتصادی نزدیکی ریاض به تهران

انفعال حزب کارگر باعث پیروزی جانسون شد

«نه» به توزیع کوپن

بیم و امید اصلاحات در انتخابات

مصائب یک اقتصاد دلاریزه

دو بحران بزرگ؛ ازدواج سفید و مهاجرت‌های اجتماعی و علمی

شکوری‌راد: آمده‌ایم بمانیم

تکذیب و تأیید قرص‌های مشکوک

شفافیتی که شامل پیگیری نیست

پهپادهای پستچی شوخی یا سورپرایز

نه واقعی، نه منطقی ، نه مفید

هاشمی‌ها نیستند؛ یزدی‌ها می‌آیند؟

حالا FATF مطالبه مردم شده است

جنایت تازه مزدوران آمریکا در عراق چیست؟

اصلاحات زنده است

استیضاح رییس‌جمهور وعده‌ انتخاباتی اصولگرایان

«پوست ها به استخوان چسبیده»؛ توصیف روزنامه آلمانی از کودکان یمنی

نابرابری‌های کوچک مرگ‌بار؛ دنیای مردانه ی مردانه

«عدالت و پیشرفت» طرحی برای عبور از «شبه‌مدرنیته» است

اعتماد نهادی و ماجرای بنزین

مانع اصلاحات اقتصادی چیست؟