ایران پرسمان

آخرين مطالب

تفاوت های سردار تحلیل روز

تفاوت های سردار
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نیست
«حاج‌قاسم از دفاع مقدس تا پایان عمر با شجاعت به دل خطر می‌رفت اما در عین حال با تدبیر و فکر و منطق عمل می‌کرد و نه‌تنها در میدان نظامی بلکه در میدان سیاست هم شجاعت و تدبیر توامان داشت و سخنانش قانع‌کننده، منطقی و تاثیرگذار بود که بنده این واقعیت را بارها به دوستان فعال در عرصه سیاسی گفته‌ام.» اینها تعابیر رهبر انقلاب از شخصیت سردار شهید سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی است، تعابیری که ذره‌ای غلو یا بزرگنمایی در آنها نبود و تک‌تک واژه‌های آن در شخصیت فرمانده فقید و شهید سپاه قدس تبلور داشت. «فرهیختگان» در شماره امروز خود برخی از مصادیق شجاعت و تدبیر حاج‌قاسم سلیمانی را بازخوانی می‌کند.
حافظ اربیل در مقابل داعش
در بهار سال 93، دقیقا همان زمانی که هجوم‌های توفانی و سیال داعش یکی‌یکی شهرهای عراق و سوریه را درمی‌نوردید و هیچ‌کسی نمی‌دانست چگونه می‌شود مقابل این توفان ناگهان مقاومت کرد، منطقه کردنشین سوریه و عراق از نقاط مختلف مورد تهدید داعش واقع می‌شوند. کردها تلاش می‌کنند در نقاط مختلف با همکاری آمریکا و انگلیس، گروه‌هایی را سازماندهی کرده و به مبارزه با داعش بپردازند. «پیشمرگه»‌ها یکی از این گروه‌ها بودند که در نقاط مختلف با داعش درگیر شدند و گاهی هم اندک‌موفقیتی به دست آوردند. در این حین اما خبرها حکایت از این داشت که اربیل به‌عنوان یکی از شهرهای مهم اقلیم کردستان به‌زودی مورد هجوم تکفیری‌ها واقع خواهد شد. سردار سلیمانی که آن زمان در عراق حضور داشت و جبهه‌های شمالی این کشور در مبارزه با تکفیری‌ها را رصد می‌کرد، این مساله را به مسعود بارزانی، رئیس وقت اقلیم کردستان اطلاع داده و گوشزد می‌کند آمادگی پیشمرگه‌ها برای مقابله با داعش کافی‌ نیست که البته توجه زیادی از سوی حکومت کردستان عراق به این اخطار صورت نمی‌گیرد. چندی بعد اما پیش‌بینی فرمانده سپاه قدس درست از کار درآمده و در خردادماه داعش مسیر اربیل را در پیش می‌گیرد. طولی نمی‌کشد که اربیل تقریبا به محاصره داعش درآمده و اقلیم کردستان هم کار خاصی نمی‌تواند انجام دهد. در این میان مسعود بارزانی درخواست‌های مکرری از نظامیان آمریکایی‌ حاضر در منطقه و کشورهای عضو ائتلاف ضدداعش برای حمایت از اربیل ارسال می‌کند اما هیچ‌کدام به این درخواست پاسخ مثبت نمی‌دهند و نهایتا او مستاصل از همه‌جا از ایران و سردار سلیمانی درخواست کمک می‌کند. پاسخ فرمانده سپاه قدس برخلاف آمریکایی‌ها مثبت است، سردار سلیمانی از بارزانی می‌خواهد تنها تا صبح فردا مقابل داعش مقاومت کنند تا او و نیروهایش برسند. وعده صادق است، صبح فردا سردار سلیمانی در اربیل به فرماندهی نیروها می‌پردازد و تنها با 70 نفر حمله داعش را دفع و محاصر را می‌شکند.
سردار خلف وعده نمی‌کند
آن روزی که سردار سلیمانی خود را به دمشق رساند، تکفیری‎ها پشت دروازه‌های کاخ ریاست‌جمهوری در دمشق بودند، شهرهای مهم همگی سقوط کرده بودند و تنها در برخی شهرها به‌صورت منطقه‌ای مقاومت‌هایی در جریان بود. حاج‌قاسم اما عزم آزادی سوریه را در سر داشت و برای این هدف شخصا با حضور در میدان نبرد، جنگید و وجب‌به‌وجب خاک این مناطق را آزاد کرد. ایجاد بسیج مردمی و دفاع وطنی در سوریه از ابتکارات او بود؛ سپس ایجاد کمربندهای امنیتی در اطراف شهرها و سپس گسترده‌کردن آنها. سردار سلیمانی همزمان در عراق هم فعال شد و با هدایت حشدالشعبی، در آنجا هم منطقه‌به‌منطقه شهرها را آزاد کرد. حفظ سامرا در حالی که همه مناطق استان صلاح‌الدین سقوط کرده بود، ازجمله شاهکارهای فرمانده سپاه قدس ایران بود. در این میان اما پس از شهادت محسن حججی در مرداد 1396 که موجی از اندوه کشور را فرا گرفته بود و البته اخبار خوشی هم از جبهه‌های شرقی سوریه به گوش نمی‌رسد و در برخی نقاط جبهه مقاومت شهدای زیادی تقدیم کرده بود، حاج‌قاسم پشت تریبون قرار گرفت و ناگهان وعده پایان داعش را به مردم داد. او 30 شهریورماه در یک سخنرانی در استان گیلان گفت: «ما انتقام خواهیم گرفت و باید به وعده خودمان صادق باشیم؛ آن انتقام کمتر از سه‌ماه دیگر، اعلام پایان داعش و حکومتش در این کره خاکی خواهد بود. ما ضربات خودمان را قاطعانه و بدون وقفه ادامه خواهیم داد، برای اینکه سه‌ماه را به دوماه تبدیل کنیم تا این شجره خبیثه و این غده سرطانی خطرناک ساخته‌شده به دست آمریکا و اسرائیل را ریشه‌کن کنیم.» شاید آن روز کسی این وعده را جدی نمی‌گرفت اما وقتی سردار سلیمانی در فاصله دوماهه، شکست داعش و نابودی حکومت آنها را اعلام کرد و طی نامه‌ای آن را به فرمانده کل قوا تبریک گفت، مردم فهمیدند که سردار خلف وعده نمی‌کند.
سینه‌ای که برای دفاع از سپاه سپر شد
حاج‌قاسم در عین حمایت‌های سر بزنگاهش از دولت و شخص رئیس‌جمهور، در مواقع مقتضی و وقتش که می‌شد در مقابل تاخت‌وتازهای مسئولان دولت علیه سپاه سینه خود را سپر می‌کرد. اظهارات سردار در سخنرانی بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری و در واکنش به حملاتی که در جریان انتخابات نسبت به سپاه شکل گرفت، گویای این ماجراست.حسن روحانی در رقابت‌های انتخاباتی و در مناظرات تلویزیونی آشکارا به سپاه تاخت و رونمایی از توانمندی‌های موشکی آن را تلاشی برای ایجاد وقفه و اختلال در فرآیند مذاکرات برجام تلقی کرد. او چندی‌بعد و در مراسم ضیافت افطاری با فعالان اقتصادی در اظهاراتی عجیب و کم‌سابقه تا توانست به سپاه تاخت، برخی کارشناسان همان زمان گفتند این اظهارات برای پوشش ناکارآیی‌های دولت است.این اظهارات و اظهاراتی از این دست که در آن روزها نقل محافل جریان حامی دولت شده بود درنهایت کاسه صبر سردار را لبریز کرد و منجر به آن شد که با ورود به این فضاسازی‌ها ضمن انتقاد غیرمستقیم نسبت به هجمه‌های واردشده، اعلام کند: «من را هدف قرار دهید، نه سپاه را، اگر سپاه نبود کشور نبود و این حرف همه روزهاست.» سردار هشدار داد: «نباید سپاه را تضعیف کرد و مورد حمله قرار داد، چراکه امروز سینه سپاه برای ایثار در راه کشور و همه مردم سپر است و در این رابطه تفاوتی میان بالای شهر و پایین شهر وجود ندارد.» او جامعه و سیاسیون را از نگاه سیاسی به سپاه برحذر داشت و گفت: «اگر کسی عزت ایران را می‌خواهد، باید این موضوع را به‌عنوان یک اصل مدنظر قرار دهد.»
چالش کربلای 4
دی‌ماه سال گذشته بود که دو توئیت جنجالی محسن رضایی درخصوص عملیات کربلای 4 مبنی‌بر آنکه این عملیات برای فریب دشمن انجام شد، سروصدای زیادی به‌پا کرد. ادعای فرمانده وقت سپاه در حالی بود که طی سال‌های گذشته تعداد زیادی از فرماندهان و پژوهشگران جنگ بارها از لو رفتن این عملیات سخن گفته و حتی از ادامه آن با علم به لو رفتنش شدیدا انتقاد کرده بودند. حساسیت موضوع و تناقض شکل‌گرفته در افکارعمومی موجی از واکنش‌ها را در شبکه‌های اجتماعی پدید آورد و به‌طور مشخص این سوال را ایجاد کرد که اساسا چرا باید تعداد زیادی از رزمندگان به‌خاطر یک عملیات فریب که از قضا لو هم رفته بود، به شهادت برسند. کربلای 4 حالا دیگر مساله بخش محدودی از پژوهشگران و کارشناسان جنگ نبود و به موضوعی اجتماعی تبدیل شده بود. همین موضوع نهایتا سردار را ناگزیر کرد برای شفاف‌سازی دراین‌باره به‌صورت تلفنی در یک گفت‌وگوی زنده تلویزیونی حاضر شده و ضمن پاسخگویی به شبهات پدیدآمده، دلگیری‌ها را رفع و رجوع کند. حاج‌قاسم در پاسخ به این شبهه که چرا با علم به لو رفتن، عملیات همچنان به دستور رضایی ادامه پیدا کرد، یادآور شد این یک تصمیم شخصی نبود، بلکه یک جمع در مساله جنگ تصمیم‌گیرنده بودند. او تاکید کرد در همه عملیات‌ها درصدی از لورفتگی وجود داشت و اگر ما برمبنای این می‌خواستیم تصمیم بگیریم، نباید هیچ عملیاتی را انجام می‌دادیم. فرمانده شهید نیروی قدس صحبت‌های رضایی را هم این‌طور تصحیح کرد که کربلای 4 عملیات فرعی نبود، اما بعد از عملیات کربلای 5 و پیروزی بزرگی که در پی آن به دست آمد، با توجه به سرعت اجرای عملیات، این تصور در دشمن به وجود آمد که کربلای 4 عملیات فریب ما بوده و عملیات کربلای 5، عملیات اصلی بوده است. این صحبت‌ها در عمل تا حد زیادی غبار تردیدها و ابهامات پیرامون کربلای 4 و جو بدبینی شکل‌گرفته نسبت به فرماندهی جنگ را زدود و چالشی را که می‌رفت تبدیل به یک شکاف اجتماعی جدید شود، حل و فصل کرد.
فتنه 78
شاید به جرات بتوان یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های سیاسی سردار سلیمانی را نوع ورود وی به بحران 18 تیر 78 و امضای نامه‌ای دانست که در میانه حوادث کوی‌ دانشگاه، نوعی اتمام حجت با رئیس‌جمهور وقت محسوب می‌شد؛ نامه‌ای که فرماندهان ارشد سپاه در آن بعد از ارائه توصیفی روشن از شرایط روز کشور تصریح کرده بودند کاسه‌ صبرشان لبریز شده و درصورت عدم رسیدگی رئیس‌جمهور به وضع پدیدآمده، شرایط موجود را بیش از این تحمل نخواهند کرد.انفعال دولت و دستگاه‌های امنیتی آن در مواجهه با این اتفاقات را باید اصلی‌ترین عامل دست به قلم شدن مردان سبزپوش پاسدار انقلاب دانست. کمااینکه در همین نامه، فرماندهان با اشاره به حرمت‌شکنی و توهین به مبانی نظام، مختل‌شدن امنیت کشور برای چن