ایران پرسمان

آخرين مطالب

یک کتاب خوب/ فکر می کردم می رود و زود برمی گردد! انديشه

یک کتاب خوب/ فکر می کردم می رود و زود برمی گردد!
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان -
یک کتاب خوب/ فکر می کردم می رود و زود برمی گردد!
٢٦٥
٠
آخرین خبر / «من نمی‌دانم از چه بگویم... از مرگ یا عشق، یا این دو یکی هستند... از چه بگویم؟
. ... ما تازه ازدواج کرده بودیم. در خیابان هنوز دست هم را می‌گرفتیم، حتی اگر به مغازه‌ای می‌رفتیم. همیشه دوتایی با هم بودیم. به او می‌گفتم "دوستت دارم." اما هنوز نمی‌دانستم چه‌طور دوستش دارم... اصلا تصوری نداشتم... ما در خوابگاه بخش آتش‌نشانی، که محل کارش بود، زندگی می‌کردیم. در طبقه‌ی دوم. آن‌جا سه زوج جوان دیگر هم زندگی می‌کردند، آشپزخانه برای همه مشترک بود. و پایین، در طبقه‌ی دوم، ماشین‌ها قرار داشتند. ماشین‌های قرمز آتش‌نشانی. این شغل او بود. همیشه می‌دانستم اوکجاست، در چه حال است. نیمه‌شب سروصدا را شنیدم. از پنجره نگاه کردم. من را دید. «پنجره را ببند و برو بخواب. در ایستگاه اتمی آتش‌سوزی شده است. زود برمی‌گردم.» .
نیایش چرنوبیل: رویدادنامه‌ی آینده
نویسنده: سوتلانا آلکساندرونا آلکسیویچ
مترجم: الهام کامرانی
نشرچشمه، چاپ پنجم 1398
339 صفحه، رقعی شومیز
قیمت: 45000 تومان .


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield