شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
سیاست روز

در ذهن شیخ نعیم قاسم چه می‌گذرد؟

در ذهن شیخ نعیم قاسم چه می‌گذرد؟
ایران پرسمان - فارس /در حالی که اجرای توافق غزه با بن‌بست روبه‌رو شده و تجاوزهای رژیم صهیونیستی ادامه دارد، لبنان بار دیگر به کانون احتمالی تنش در غرب آسیا تبدیل شده است؛ جایی ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - فارس /در حالی که اجرای توافق غزه با بن‌بست روبه‌رو شده و تجاوزهای رژیم صهیونیستی ادامه دارد، لبنان بار دیگر به کانون احتمالی تنش در غرب آسیا تبدیل شده است؛ جایی که حزب‌الله میان ضرورت بازسازی داخلی و فشارهای میدانی، به دنبال مدیریت هوشمندانه بحران است.
ترور هاشم الطباطبایی، یکی از فرماندهان ارشد حزب‌الله در جنوب بیروت و از معدود فرماندهان باقی‌مانده از جنگ اخیر، می‌تواند دوباره آتش یک درگیری پنهان را روشن کند و تنش‌های غرب آسیا را فعال سازد. 
وبسایت الخنادق در مقاله‌ای به تحلیل رفتار حزب‌الله لبنان و شخص شیخ نعیم قاسم پرداخت و به این سؤال پاسخ داد که راهبرد حزب‌الله در شرایط کنونی منطقه در برابر تجاوزات رژیم اشغالگر اسرائیل چیست؟
الخنادق در ابتدا نوشت که به نظر می‌رسد بحران تازه، اگر آغاز شود، از جنوب لبنان شروع خواهد شد و احتمال گسترش آن نیز وجود دارد. این گمانه‌زنی‌ها در حالی مطرح است که روند اجرای توافق صلح در غزه کند شده و رژیم صهیونیستی همچنان به رفتارهای غیرانسانی خود در این منطقه ادامه می‌دهد. مناطق مهمی مانند رفح نیز عملاً از مفاد توافق کنار گذاشته شده‌اند.
طبق این تحلیل، از سوی دیگر، به‌نظر می‌رسد دو جنبش مقاومت فلسطین، یعنی حماس و جهاد اسلامی، در کوتاه‌مدت توان بازیابی کامل ظرفیت عملیاتی خود را ندارند. کمبود امکانات، فشارهای محیطی و شرایط میدانی، بازسازی سریع این گروه‌ها را دشوار کرده است.
عراق نیز که تازه انتخابات پارلمانی را پشت سر گذاشته، سرگرم انتخاب نخست‌وزیر جدید است. نامزد نهایی، که محصول تعامل جریان‌های شیعی عراق است، با چالش‌های داخلی و خارجی روبه‌رو است. در چنین وضعی، بعید است عراق وارد تقابل با اسرائیل شود. علاوه بر این، نیاز بغداد به تشکیل دولتی کارآمد و نخست‌وزیری که نماینده همه مردم باشد، نه فقط شیعیان، احتمال سرایت بحران به عراق را بسیار کم می‌کند.
به نوشته الخنادق، در کنار جبهه‌های یمن و ایران، برخی جریان‌های سیاسی در سوریه نیز به دلیل محرک‌های داخلی و خارجی، از جمله موضوع اشغال بلندی‌های گولان و ارتفاعات شرقی مانند مناطق مهم جبل‌الشیخ، ممکن است در صورت بروز یک تنش جدید، به فکر آزادسازی این مناطق بیفتند؛ البته فقط در صورتی که اسرائیل نتواند ابتکار عمل را در دست بگیرد.
با این حال، بر اساس موازنه قدرت در منطقه، به‌نظر می‌رسد لبنان تعیین‌کننده زمان و میدان درگیری احتمالی آینده با اسرائیل باشد.
الخنادق در ادامه نوشت: از سال گذشته و پس از انتخاب شیخ نعیم قاسم به‌عنوان دبیرکل حزب‌الله، و پس از «نبرد اولی البأس» و اعلام آتش‌بس، نشانه‌هایی از «صبر راهبردی» در رفتار حزب دیده می‌شود. حزب‌الله حتی با عقب‌نشینی تا کرانه شمالی رود لیتانی همراهی کرد و کنترل مناطق مرزی را به ارتش لبنان سپرد. همچنین در برابر ترورهای مداوم رژیم صهیونیستی علیه فرماندهان و مراکز لجستیکی خود واکنش مستقیم نشان نداد. این رویکرد، نتیجه تغییر شرایط میدانی و موازنه تهدیدها است. در دوران دبیرکلی شهید سید حسن نصرالله، بیروت خط قرمز مقاومت بود و معادله «بیروت – تل‌آویو» برقرار بود. اما پس از جنگ اخیر، معادله جدیدی شکل گرفته که به «المطله – بیروت» نزدیک است و شاهد حملات پراکنده رژیم به مناطق مسکونی برای هدف قراردادن فرماندهان بودیم.
به نوشته الخنادق «واقعیت این است که حزب‌الله برای بازسازی ساختار آسیب‌دیده خود و جمع‌آوری دوباره نیروها به زمان نیاز دارد. این در حالی است که مسیر ارتباطی پیشین حزب با محور مقاومت نیز تضعیف شده و حزب برای رسیدن به منابع لجستیکی خود، باید الگوی تازه‌ای در تعامل با حاکمان جدید سوریه پیدا کند. موضوع بازسازی لبنان و بازگشت آوارگان هم چالشی دیگر است که نیاز به اقدامات فوری دارد. شناسایی و جبران ضعف‌های اخیر نیز فقط در یک فضای آرام ممکن است؛ فضایی که نیازمند همکاری جریان‌های سیاسی مختلف لبنان است تا حزب‌الله متهم به رفتار یک‌جانبه و طایفه‌ای نشود».
طبق این مقاله، عامل مهم دیگر، نگاه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به آینده تحولات است. ایران، به‌عنوان متحد ایدئولوژیک و پشتیبان حزب‌الله، همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، هرچند این نقش هیچ‌گاه دستوری نبوده است. حزب‌الله همواره در سطح رهبری تصمیم‌گیری مستقل داشته است. در مقابل، کشورهایی مانند آمریکا و فرانسه نیز می‌توانند بر تصمیم‌های دولت لبنان اثر بگذارند و معادلات جدیدی ایجاد کنند.
الخنادق سپس بر روی رفتار و تفکر شیخ نعیم قاسم متمرکز شد و نوشت: «به‌نظر می‌رسد دبیرکل جدید حزب‌الله با درک شرایط پیچیده لبنان و منطقه، در پی مدیریت بحران است تا ابتکار عمل از دست مقاومت خارج نشود و حزب بتواند در زمان مناسب استراتژی عملیاتی خود را اجرا کند. او می‌داند که آغاز یک جنگ تازه پیش از جبران ضعف‌ها و خروج از وضعیت کنونی خطرناک است؛ زیرا امکان تکرار الگوی غزه در جنوب لبنان یا حتی بیروت وجود دارد و ماشین جنگی اسرائیل هیچ محدودیتی برای خود قائل نیست».
در عین حال، تلاش او بر این است که هر اقدام احتمالی علیه تجاوزهای رژیم صهیونیستی، بر پایه تصمیم مشترک همه طوایف لبنان و با مشارکت دولت و ارتش انجام شود تا مقاومت از پشتوانه اجتماعی گسترده‌تری برخوردار باشد.
به نوشته الخنادق، شیخ نعیم می‌کوشد نشان دهد که سلاح مقاومت نه یک نیروی موازی با ارتش و نه ابزار یک جریان شیعی است، بلکه سپری ملی برای دفاع از لبنان و حاکمیت آن است. این رویکرد، ادامه همان مسیری است که در دوران شهید نصرالله پایه‌گذاری شده بود، هرچند شرایط امروز لبنان متفاوت است و اجرای این تصویر در جامعه‌ای با شکاف‌های عمیق فرقه‌ای، دشوارتر از گذشته است.
در مجموع، به‌نظر می‌رسد ذهنیت رهبری جدید حزب‌الله بر اصولی مانند مدیریت هوشمندانه تنش، تلاش برای ایجاد اجماع لبنانی علیه تجاوز اسرائیل و بازسازی ساختار داخلی حزب استوار باشد. به همین دلیل، امروز شاهد آرامش، خویشتنداری و عدم شتاب‌زدگی حزب‌الله هستیم؛ رویکردی که برای آماده شدن جهت یک جنگ احتمالی آینده ضروری به نظر می‌رسد؛ جنگی که با توجه به تجربه و نشانه‌ها، دیر یا زود رخ خواهد داد.
بازار


نظرات شما