ایران پرسمان - یک نویسنده گفت: با خواندن این کتاب مخاطب با زبان طنزآلود متوجه میشود که هدف رژیم کودککش اسرائیل فقط بدست آوردن فلسطین و ایده از نیل تا فرات نیست. بلکه هدف آن بلعیدن دنیا به خصوص ایران است.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: تاریخ فلسطین و شکلگیری رژیم صهیونیستی تاکنون موضوع دهها کتاب پژوهشی، تاریخی و سیاسی بوده است؛ آثاری که اغلب با زبانی جدی و آکادمیک، به روایت رویدادها و تحولات این مناقشه پرداختهاند. با این حال، کمتر اثری را میتوان یافت که تلاش کرده باشد این تاریخ پر فرازونشیب را در قالب طنز روایت کند و از زاویهای متفاوت به سراغ یکی از مهمترین مسائل سیاسی و تاریخی معاصر برود.
کتاب «از نیل تا همهش» نوشته بهزاد توفیقفر که از سوی انتشارات میخ منتشر شده، کوشیده است تاریخ شکلگیری جریان صهیونیسم، مهاجرت یهودیان به فلسطین، تأسیس رژیم اسرائیل و تحولات این منطقه را با زبانی طنزآمیز بازخوانی کند. نویسنده در این اثر، با بهرهگیری از کنایه، شوخیهای زبانی و روایتهای طنز، تلاش کرده موضوعی که معمولاً در قالب متون سنگین تاریخی و سیاسی مطرح میشود را برای طیف گستردهتری از مخاطبان قابل مطالعه کند.
به بهانه انتشار این کتاب و برای بررسی ایده شکلگیری آن، نسبت میان طنز و تاریخ، و چالشهای روایت یک موضوع سیاسی و تاریخی در قالب طنز، با بهزاد توفیقفر، نویسنده کتاب «از نیل تا همهش» گفتوگو کردهایم.
* در مقدمه کتاب به این نکته اشاره شده که در فضای فارسی، اثری جامع و در عین حال طنزآمیز درباره این موضوع وجود نداشته است. این خلأ تا چه اندازه در شکلگیری کتاب نقش داشت؟
اینکه اثری جامع در این موضوع وجود نداشته است یکی از دلایل اصلی تدوین این کتاب بوده است. البته منظور ما از «اثر جامع» به معنای اثری با پوشش همه جانبه و کامل از نظر تاریخی نیست بلکه منظور کتابی است که سیر و جریان بزرگ شدن این غده سرطانی را از ابتدا تا امروز، به صورت منظم و مستند بیان کند. دیگر آثار موجود فارسی در زمینه رژیم صهیونیستی، چه آثار تاریخی و چه آثار ادبی، به فراخور، تنها به بخشی از این جریان پرداختهاند و به دلایل مختلف، ریشههای تاریخی و علل رویدادها و از آن مهمتر، همزمانی و ارتباط رویدادها را در شکلگیری این جریان، بیان نکردهاند. پژوهش «از نیل تا همهاش» چیزی بیش از پنج سال طول کشیده و به منابع بسیاری از کتاب و مقاله و سخنرانی و پادکست، مراجعه شده تا دست نویسنده برای خلق اثر، خصوصاً دیدن ارتباطات و علت و معلولها، باز باشد.
چرا این شمول ریشهای و نگاه به ارتباطات رویدادی لازم است؟ زیرا حوادث و رویدادهای تاریخی بدون ارتباطات هریک با رویدادهای همزمان و قبل و بعد، تصویر درستی از جریان تاریخی و علل رویدادها و اتفاقات بعدی به دست نمیدهد. یعنی نمیتوان یک اتفاق یا رویداد یا نقطه عطف تاریخی را بدون در نظر گرفتن قبل و بعد و ارتباطات آن و به صورت یک موضوع منحصر به فرد و مستقل، مورد بررسی قرارداد و به نتیجه درستی رسید. در حالی که اگر اینها را بدانیم هم قضاوت درست تاریخی خواهیم داشت و هم میتوانیم آینده و رفتارهای بازیکنان مؤثر در آن را با ضریب اطمینان بالایی پیش بینی کنیم.
* کتاب تحولات منطقه را در قالبی روایی-طنز دنبال میکند. در این مسیر، بیشتر به دنبال روایت تاریخی بودید یا نقد سیاسی؟
شاید «نقد تاریخی» تعریف درستتری باشد. اصولاً کارکرد اصلی طنز، نقد است. در عین حال اگر بتوان ابزار نقد را به علاوه مواد اولیه آن به مخاطب داد تا خودش تحلیل کرده و دست به نقد بزند، هم مقصود طنز (نقد) حاصل شده و هم این نقد در قلب مخاطب ماندگار میگردد و توسط او منتشر می شود و چه بسا کاملتر شود. ما نیز در کتاب «از نیل تا همهاش» با بیان جریان تاریخی و ارتباطات مهم رویدادها با هم، هدف اصلیمان همین ارائه ابزار و مواد اولیه نقد و فهم موضوع به مخاطب بود تا خود مخاطب آن را حلاجی و ان شاءاللّه که منتشر کند.
* در متن کتاب از لحن تند و گاه کنایهآمیز استفاده شده است. آیا در زمان نگارش، نگران برداشتهای متفاوت مخاطبان یا سوءتعبیر از زبان طنز نبودید؟
صلاً. «کنایه» یکی از ابزارهای طنزنویسی است و استفاده از آن در یک کتاب طنز، دور از ذهن به نظر نمیرسد. اما استفاده از «لحن تند» را قبول ندارم. شاید در برخی موارد شفافیت و صراحت، تعبیر به تندی لحن شود که طبیعی است چون فرهنگ ایرانی عادت به تعارف و سخن گفتن در لفافه دارد. اما باید بگویم که امروز دیگر نه وقتی برای تعارف و لقمه پیچ کردن حرف درست داریم و نه سرعت و شدت حوادث و رویدادهای پشت سرهم این اجازه را به ما میدهد که خود را معطل و مانده «غیرمستقیم گویی» و «لطافت بیان» کنیم. از این گذشته، به نظر بنده هیچگاه در طول قرنهای گذشته، از سال 61 هجری تا کنون، صفوف حق و باطل اینقدر واضح و شفاف از یکدیگر تمیز داده نمیشده است و فاصله دو جبهه حق و باطل اینطور با چشم غیرمسلح قابل مشاهده و شهادت نبوده است. با این وصف، اگر طنزنویس بخواهد لفافه بپیچد و تعارف کند، از خواننده و مخاطب فهیم و به روز و ایضاً از تاریخ در حال روی دادن، جا میماند.
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
* به نظر شما طنز در چنین موضوعی صرفاً ابزار جذابیت است یا میتواند کارکردی انتقادی و روشنگرانه هم داشته باشد؟
در یک موضوع تاریخی، به دلیل خشکی و تطول ذاتی مباحث تاریخی، طنز علاوه بر جذابیت، تسهیلگر همراهی خواننده با کتاب است و اگر تاریخ موضوع کتاب، حاوی صحنههای خشونت بار، غیرانسانی و وحشیانه باشد -که تاریخ رژیم صهیونیستی پر از این صحنههاست- طنز میتواند میزان زشتی و سیاهی این صحنهها را تعدیل کند تا خواننده زده نشود و به خواندن ادامه دهد اما این فقط از نظر ظاهری است.
همانطور که عرض کردم، کتاب «از نیل تا همهاش» مدعی بیان کامل تاریخ نیست و تلاش کردیم در این کتاب، «جریان» صهیونیزم، اهدافشان و جنایاتی که در راه رسیدن به این اهداف مرتکب شدند را بیان کنیم به همین دلیل، نه قصد بیان کامل و جزئی تاریخ را داشتیم و نه زمان و امکانش را. اینجاست که طنز، با قدرت وارد میشود. هم جاهای خالی را پر میکند و هم نویسنده و خواننده را از تحلیلهای طولانی و بیان ارتباطات حوصله سربر بی نیاز میکند. قدرت «مختصر و مفید گفتن» طنز، این جا خیلی به کار میآید. همان اتفاقی که در «ضرب المثل»ها میافتد و یک مفهوم مشروح، در یک جمله یا چند کلمه خلاصه و بیان میشود. البته که مخاطب هم کامل مطلب را دریافت کرده و با متن پیش می رود.
* در بخشهایی از کتاب، تاریخ شکلگیری جریان صهیونیسم و مهاجرت به فلسطین روایت میشود. برای تبدیل این بخشهای تاریخی به زبان طنز چه چالشهایی داشتید؟
شکلگیری جریان صهیونیسم و شروع مهاجرتهای اجباری یهودیان به کشور فلسطین، علاوه بر پیچیدگیهای معمول تاریخی، از مبادی تاریخی و سرزمینی مختلف و توسط جریانهای استعماری و ایدئولوژیک متفاوتی رخ داده است. نشان دادن ارتباط این جریانها و تقدم و تأخر آنها، یکی از چالشهای نوشتن کتاب «از نیل تا همهاش» بود. در کنار این، تبدیل و ترکیب جریانها با هم یا تجزیه آنها، تغییر نامها و سیاستها و اشخاص مختلف با جایگاههای سیاسی و اداری متفاوت که در این فرایند دخیل بودند را نمیشد به راحتی یکجا جمع کرد و در کنار هم آورد. به علاوه اینکه واکنش کشورها و مقامات به یک موضوع در دورههای مختلف تاریخی و با تغییر سیاستمدارها یا بر اثر رویدادهای جدید، متفاوت و گاهی متضاد شده است.
خیلی از آدمها هم در طول زندگیشان همواره یک نظر، روش یا هدف ثابت نداشتهاند -چنانکه الان هم ندارند- و این تغییر و تحول، بیان آن بخش از تاریخ را که خواه ناخواه مستلزم اندکی قضاوت است، با چالش جدی روبهرو میکند.

* شخصیتها و رویدادهای تاریخی در کتاب با نگاهی طنزپردازانه بازآفرینی شدهاند. این بازآفرینی تا چه حد به واقعیت تاریخی وفادار مانده است؟
شخصیتها و رویدادهای تاریخی «از نیل تا همهاش» کاملاً مستند و مطابق واقعیت تاریخی است با در نظر گرفتن این نکته که هرجا، صحنهای از یک رویداد یا خصوصیت و رفتاری از یک آدم، مشابه مشهوری در حال حاضر یا هریک از دورههای دیگر تاریخی داشته است، نویسنده آن را با «اصل» جایگزین کرده تا هم «این همانی» موجب تولد طنز شود و هم خواننده، خود، با توجه به پرونده مشهوری که برای آن رویداد یا رفتار در ذهن دارد، ارتباطات و اثرات را فهم کرده و قضاوت کند. مثلاً کلاهی که انگلیس بر سر شریف حسین (حاکم عربستان آن روز) و پسرش گذاشت بسیار شبیه برجام خودمان بوده و از این تشابه استفاده کردهام. یا برنامهای که انگلیس و فرانسه برای تجزیه امپراطوری عثمانی و صدور دموکراسی به تکههای آن اجرا کردند بسیار شبیه سیاستهای امروز آمریکاست.
* برخی منتقدان ممکن است بگویند طنز در چنین موضوعی میتواند حساسیتزا باشد. پاسخ شما به این نگاه چیست؟
اگر منظور حساسیتهای دیپلماتیک و اینهاست که کار ما از حساسیت گذشته و نام کودکان مظلوم و بیگناه مدرسه میناب، جایی برای حساسیتهای اینچنینی باقی نگذاشته است. برخورد سخت کشورهای غربی با پژوهشگران هولوکاست و تاریخ صهیونیسم و شیطان پرستی هم جای تردید باقی نمیگذارد که نه فقط این کار لازم بوده بلکه خیلی هم دیر شده است. اما اگر منظور، حساسیتهای علمی به مستندات و تاریخ نگاری است که گذشته از آنکه عرض شد «از نیل تا همهاش» دعوی تاریخ نگاری ندارد، آماده ایم تا نظرات را بشنویم و اگر حساسیتهای خودمان اجازه داد!، خوبهایش را در نوبتهای بعدی کتاب اعمال کنیم.
* عنوان «از نیل تا همهش» چه مفهومی برای شما دارد و چگونه به محتوای کتاب پیوند میخورد؟
دو تصور غلط در ذهن برخی از مردم دنیا وجود دارد که ما معتقدیم به عمد در ذهن آنها کاشته شده و به صورت مستمر با رسانههای جریان اصلی آبیاری و «کودباری»! میشود. اول، یک جنگ داخلی بر سر زمین و اینها در منطقه کوچکی از غرب آسیا درجریان است و دوم، رژیم صهیونیستی فقط کشور فلسطین را میخواهد و اگر خیلی طمع کند و بیشتر بخواهد، منطقه میان دو رود نیل و فرات را اشغال خواهد کرد. پس اگر ما در این مناطق نیستیم یا تحولات این مناطق سود و زیانی برای ما ندارد، چه بهتر که زودتر این مناطق به اسرائیل داده شود تا ما هم از شنیدن اخبار تلخ خلاص شویم و به جام جهانی فوتبال، سرگرمیها و بازیهای موبایلی و تلنت شوها برسیم.
یکی از نکات بسیار مهمی که با خواندن «از نیل تا همهاش» کشف شده و به باور خواننده و مخاطب میرسد، این است که رژیم کودکخوار صهیونیستی فقط به دنبال اشغال کشور فلسطین یا منطقه از نیل تا فرات نیست و در واقع قصد بلعیدن تمام دنیا از جمله ایران را دارد، همانطور که آموزههای تورات تحریف شده، غیریهودیان و حتی یهودیان نژاد پست را حیوان و برده صهیونیستها میداند و هرچه در دنیا وجود دارد را جزئی از اموال و دارایی یهودیان نژاد برتر برمیشمارد.
* یکی از چالشهای جدی در چنین آثاری چیست؟
برای خود من یکی از بزرگترین و سختترین چالشهای «از نیل تا همهاش»، بیان جنایات و فجایعی که صهیونیستها انجام دادند به زبان طنز بود. جایی که هر انسان اندک دغدغهمند و با وجدانی، باید فقط اشک بریزد و قلبش از عمق این قصاوت و شیطان صفتی فشرده شود، نویسنده مجبور بوده تا با حواس جمع، از ابزارهای طنز استفاده کند و کتاب را پیش ببرد. خیلی پیش میآمد که دلم میخواست در متن یا حداقل در پاورقی، بابت نگاه طنز به رویداد یا حادثهای، از خواننده عذرخواهی کنم.
* در روند نگارش، آیا بخشهایی از تاریخ یا روایتها وجود داشت که عمداً از آنها عبور کنید یا به شکل طنز غیرمستقیم بیان کنید؟
بله. در مواردی برای جلوگیری از طولانی شدن متن یا پیشگیری از به هم خوردن نظم ذهنی خواننده، مجبور بودم بخشهایی از تاریخ را نادیده بگیرم یا به آنها نپردازم. خیلی جاها هم یک رویداد قدیمی یا حاشیهای برای بیان درست و روشن شدن ذهن خواننده لازم بوده اما نمیشد در متن اصلی آن را بیان کرد زیرا رشته و ریل اصلی متن، عوض میشد یا شاید رشته خواندن از دست خواننده در میآمد، در این گونه موارد سعی کردم در پاورقی توضیحات لازم را بیاورم که آنها هم به طنز هستند و یکی از دلایل زیاد شدن پاورقی ها هم همین بوده است.