ایران پرسمان

آخرين مطالب

شعرخوانی زیبای محمود درویش/ آیا این سرزمین به راستی متبرک است یا تعمید یافته به خون و خون و خون خردنامه

شعرخوانی زیبای محمود درویش/ آیا این سرزمین به راستی متبرک است یا تعمید یافته به خون و خون و خون
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان -

برای دیدن این کلیپ لطفا امکان استفاده از جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال نمایید،و از مرورگر خود را بروزرسانی نمایید

آخرین خبر /نیویورک‮ / ‬نوامبر‮ / ‬خیابان پنجم‮/ ‬
خورشید بشقابی ست از فلزی متلاشی‮/ ‬
از خویشتن‮ ‬غریبه ام در سایه پرسیدم‮: ‬ آیا این بابل است یا سدوم؟
آنجا در آستانهء مغاکی الکتریکی
به بلندای آسمان،‮ ‬ادوارد را دیدم
سی سال پیش،
و زمانه کمتر از امروز سرکش بود‮...‬
هر دو به هم گفتیم‮:‬
اگر گذشته ات تجربه ای س
فردا را به معنائی و رؤیائی بدل کن‮!‬
برویم،
برویم به سوی فردامان،‮ ‬دلگرم
از صدقِ‮ ‬خیال و معجزهء گیاه‮ /‬
به یاد ندارم که به سینما رفتیم
سرِ‮ ‬شب،‮ ‬اما شنیدم سرخ پوستانی را
از پیشینیان، که به من هشدار می دادند‮: ‬دل مبند
نه به اسب و نه به مدرنیته‮ /‬
هرگز هیچ قربانی از جلادش نمی پرسد‮:‬
آیا من تو می بودم اگر شمشیرم
از گل سرخ ام بزرگتر بود؟‮... ‬و آیا
من نیز کاری چون تو می کردم؟
چنین پرسشی کنجکاوی‮ ‬قصه پرداز را بر می انگیزد
که در غرفه ای از شیشه نشسته،‮ ‬مشرف
به زنبقی در باغچه‮... ‬آنجا که‮ ‬ دست فرض و خیال
سفید است همچون وجدان قصه پرداز
آنگاه که با
غریزهء آدمی تصفیهء حساب می کند‮... ‬هیچ فردائی در
گذشته نیست‮. ‬پس قدم در راه بگذاریم‮! /‬
شاید هم پیشرفت پلی باشد برای
بازگشت
به بربریت‮.../‬
نیویورک،‮ ‬ادوارد بر می خیزد
در بامداد کسالت بار،‮ ‬آهنگی از
موزارت می نوازد
در میدان تنیس دانشگاه می دود‮.‬
می اندیشد به سفر اندیشه از خلال مرزها
و بر فراز موانع‮.‬
نیویورک تایمز می خواند
تفسیر پرهیجان اش را می نگارد
و دشنام می دهد به مستشرقی
که ژنرال را به نقطه ضعفی
در دل زنی شرقی رهنمون می شود‮. ‬دوش می گیرد
و لباسش را بر می گزیند به آراستگی‮ ‬خروس‮. ‬و می نوشد
قهوه اش را با شیر‮. ‬و به بامداد نهیب می زند‮:‬
بجنب‮!/‬
بر باد راه می رود‮. ‬و در باد
می داند که کیست‮. ‬باد را سقفی نیست‮.‬
باد را خانه ای نیست‮. ‬و باد قطب نمایی ست
برای شمال‮ ‬غریبه‮.‬
می گوید‮: ‬من آنجایی هستم‮. ‬من اینجایی هستم
ولی نه آنجایم،‮ ‬نه اینجا‮.‬
دو نام دارم که به هم می پیوندند و از هم دور می شوند‮...‬
و دو زبان دارم که فراموش کرده ام کدامشان
زبان رؤیاهایم بود
زبانی انگلیسی دارم برای نوشتن
با واژه های نرم و راهوار،
و زبانی دیگر که با آن آسمان
و بیت المقدس گفتگو می کنند با آهنگی نقره فام
اما از خیالم پیروی نمی کند‮. ‬
دربارهء هویت پرسیدم
گفت‮: ‬دفاع از خود است‮...‬
هویت زادهء تولد است،‮ ‬اما
سرانجام،‮ ‬از ابتکار صاحب آن نشأت می گیرد،‮ ‬و نه
از میراث گذشته‮. ‬من چندگانه ام‮... ‬در
درونم برونِ‮ ‬همواره نوشونده ای ست‮. ‬اما
من متعلقم به سؤال قربانی‮. ‬اگر نبودم
از آنجا،‮ ‬دلم را می آموختم که
آهوان استعاره را در آنجا بپرورد‮...‬
پس میهنت را بر دوش کش هرجا بروی و باش
مغرور اگر لازم آمد‮/‬
‮- ‬تبعیدگاه است جهان خارج
و تبعیدگاه است جهان درونی
و تو در بین ایندو کیستی؟
‭*‬ خویش را نمی شناسانم
مبادا آن را گم کنم‮. ‬من همانم که هستم‮. ‬ و دیگری ام هستم در دوگانه ای
که بین کلام و اشاره طنینی همآهنگ می افکند
اگر شاعر بودم می سرودم‮:‬
من دو ام در یک
چون دو بال چلچله ای
و اگر بهار دیر فرارسد
به مژده اش بسنده می کنم‮!‬
به سرزمین هایی عشق می ورزد و آنها را ترک می کند
‮[‬آیا محال دور از دسترس است؟‮]‬
دوست دارد به سوی هر ناشناخته ای سفر کند
چرا که در سفرِ‮ ‬آزاد بین فرهنگها ست
که جویندگان گوهر انسانی
شاید فضای کافی برای همگان بیابند‮...‬
اینجا حاشیه ای به پیش می رود‮. ‬یا مرکزی
عقب می نشیند‮: ‬جایی که نه شرق همانا‮ ‬شرق است
و نه‮ ‬غرب همانا‮ ‬غرب،
جایی که آغوش هویت به روی چندگانگی باز است
نه دژی و نه خندقی‮/‬
مجاز بر کرانهء رود خفته بود
اگر آلودگی نبود
کرانهء دیگر را نیز در آغوش می گرفت
‮- ‬آیا هیچ داستانت را نوشته ای؟
*کوشیدم‮... ‬کوشیدم از طریق آن بازیابم
چهره ام را در آینهء زنان دوردست
ولی آنان به شبهای محفوظ خویش فرو رفتند‮.‬
و گفتند‮: ‬ما را دنیایی ست مستقل از متن‮.‬
مرد نمی تواند زنی را بنویسد که هم معما ست و هم رؤیا
زن نمی تواند مردی را بنویسد که هم نماد است و هم ستاره‮. ‬ نه هیچ عشقی شبیه عشق دیگر است و نه هیچ شبی
شبیه شبی دیگر‮. ‬بگذار برشماریم صفات
مردان را و بخندیم‮.‬
‮- ‬و تو چه کردی؟
*‮ ‬بر پوچی ام خنده زدم
و داستان را پرت کردم
در سبد کاغذهای باطله‮/‬
اندیشمند داستانسرایی‮ ‬قصه پرداز را مهار می زند
و فیلسوف گلهای آوازه خوان را تشریح می کند‮/‬
به سرزمین هایی عشق می ورزد و آنها را ترک می کند‮:‬
من آنم که خواهم بود و خواهم شد
خود،‮ ‬خویشتنم را می سازم
و تبعیدگاهم را بر می گزینم‮. ‬تبعیدگاهم زمینهء
صحنهء حماسی ست‮. ‬دفاع می کنم از
نیاز شاعران به فردای شکوهمند و هم به خاطرات
و دفاع می کنم از
درختی که پرندگان به خود پوشند
به سانِ‮ ‬میهن یا تبعیدگاه
و از ماهی که هنوز شایستهء
شعر عاشقانه است
دفاع می کنم از اندیشه ای که آنرا سستی
جانبدارانش درهم شکسته است
و دفاع می کنم از میهنی که اساطیر آن را درربوده اند‮/‬
‮- ‬آیا ترا یارای آن هست که به چیزی بازگردی؟
‭*‬ پیشارویم آنچه را که در پشتِ‮ ‬سر دارم می کشد و شتابان می رود‮...
وقتی در ساعتم نمانده تا سطوری بنگارم
بر ماسه‮. ‬اما می توانم به دیدار دیروز بروم
همان که‮ ‬غریبان می کنند وقتی گوش می سپرند
در شبانگاهِ‮ ‬غمزده به شاعر شبانی‮:‬
‬دوشیزه ای سرِ‮ ‬چشمه کوزه اش را پر می کند
با اشک های ابر
و می گرید و می خندد آنگاه که زنبوری
نیش می زند قلبش را در وزش‮ ‬غفلت از خویش
آیا عشق است که آب را به درد می آورد
یا اینکه مرضی در مه‮...‬
‮[‬تا آخر ترانه‮]‬
‮- ‬پس، تو نیز به درد حسرت گذشته
مبتلا شده ای؟
*حسرت آینده ای والاتر،‮ ‬دورتر،
بسیار دورتر‮. ‬رؤیایم رهنمای گام های من است
‮ ‬و بینشم رؤیایم را می نشاند
بر زانویم
چون گربه ای دست آموز‮. ‬این است واقعیتِ
خیالی
و فرزند اراده‮: ‬ما می توانی
حتمیتِ‮ ‬مغاک را تغییر دهیم‮!‬
‮- ‬حسرت دیروز چه؟
* عاطفه ای که به کار اندیشمند نمی آید مگر برای آنکه
درک کند کششِ‮ ‬غریبه را به ابزارهای غیاب
ولی من،‮ ‬حسرتم کشمکشی ست بر سرِ
اکنونی که تخم های فردا را
در چنگ می فشرد
‮- ‬آیا رخنه نکردی به دیروز آنگاه که سر زدی
به آن خانه،‮ ‬خانه ات
در بیت المقدس،‮ ‬کوی طالبیه؟
‭*‬ خود را آماده کردم که دراز بکشم
در تخت مادرم،‮ ‬همچون کودک
آنگاه که از پدرش می ترسد‮. ‬کوشیدم
به یاد آرم تولدم را،‮ ‬و
راه شیری را از بام خانه ی
قدیم مان تماشا کنم،‮ ‬و کوشیدم لمس کنم پوستِ
فراق را و بوی تابستان را
از یاس باغچه‮. ‬اما کَفتار حقیقت
مرا به دور راند از حسرتی به گذشته که چون دزد
پشتِ‮ ‬سرم در کمین نشسته بود
‮- ‬آیا ترسیدی؟ چه چیز ترا ترساند؟
‭*‬ یارای آن ندارم که ضایعه را
رو در رو بنگرم‮. ‬چون گدایی بر درگاه ایستادم
چطور می توانستم از بیگانه هایی اجازهء ورود بخواهم که خفته اند
بر تخت خودم‮... ‬و برای پنج دقیقه دیدار از خودم
به آنان التماس کنم؟ آیا باید به احترام خم شوم
دربرابر آنان که بر رؤیای کودکی ام منزل گرفته اند؟ آیا خواهند پرسید
کیست این بیگانهء ناخوانده ای که در می کوبد؟ و چگونه
می توانم سخن بگویم از صلح و جنگ
بین قربانیان و قربانیانِ‮ ‬قربانیان،‮ ‬بدونِ
کلماتی اضافی و بدون جمله ای معترضه؟
آیا به من خواهند گفت‮: ‬جایی برای دو رؤیا
در یک بستر نیست؟
نه من و نه او
بل،‮ ‬اینک،‮ ‬خواننده ای ست که از خود می پرسد‮:‬
شعر در زمانهء فاجعه به ما چه می گوید؟
خون
و خون
و خون
در میهنت
در نام من و در نام تو و در
شکوفهء‮ ‬بادام،‮ ‬در پوستهء موز،
در شیر کودک،‮ ‬در نور و سایه
در دانهء گندم و در نمکدان‮ /‬
تک تیراندازانی چیره دست که به هدف می زنند
با حد اکثر مهارت
خون
و خون
و خون
این سرزمین کوچکتر است از خون فرزندانش
که ایستاده اند بر آستانهء رستاخیز
همچون قربانی‮. ‬آیا این سرزمین به راستی
متبرک است یا تعمید یافته
به خون
و خون
و خون
که نه نماز آن را می خشکاند و نه ماسه‮.‬
در صفحات کتابِ‮ ‬مقدس عدالت‮
به حد کفایت نیست تا شهیدان را به این شاد کند که می توانند به آزادی
بر ابرها گام بردارند‮. ‬خون در روشنای روز
خون در تاریکی و خون در سخن‮!‬
او می گوید‮: ‬شعر شاید مهمان کند
ضایعه را با نخی از نور که می درخشد
در دل گیتاری،‮ ‬یا با مسیحی سوار بر‮ ‬ اسب،‮ ‬خون آجین از استعاره های زیبا،‮ ‬چرا که
زیبایی شناسی چیزی نیست جز حضور امر حقیقی
در فرم‮/‬
در جهانی بی آسمان،‮ ‬زمین
به مغاک بدل می شود و شعر یکی از
هدایای تسکین و یکی از خصلت های
باد،‮ ‬جنوبی یا شمالی‮.‬
وصف مکن آنچه را که دوربین می بیند از
زخمهایت‮. ‬و فریاد زن تا بشنوی خودت را
و فریاد زن تا بدانی که هنوز زنده ای
و زنده ای و اینکه زندگی بر این زمین
ممکن است‮. ‬پس امیدی برای سخن اختراع کن
و جهتی یا سرابی بیافرین که امید را تداوم بخشد
و آواز سر ده،‮ ‬که زیبایی آزادی ست‮/‬
می گویم‮: ‬آن زندگی که تعریف نشود مگر
به ضدی که مرگ است‮... ‬زندگی نیست‮!‬
می گوید‮: ‬ما زنده خواهیم ماند حتی اگر زندگی
از ما روی برگرداند‮. ‬پس بیا آفرینندگانِ‮ ‬سخنی باشیم که
خوانندگانش را جاودانه می سازد‮ - ‬به گفتهء
دوست بی همتایت ریتسوس‮.
و گفت‮: ‬اگر من پیش از تو مردم
ترا به انجام محال وصیت می کنم‮!‬
پرسیدم آیا محال دور از دسترس است؟
گفت‮: ‬به فاصلهء یک نسل
پرسیدم و اگر پیش از تو من مردم؟
گفت‮: ‬به کوه های جلیل تسلیت خواهم گفت
و خواهم نوشت‮: »‬زیبایی شناسی چیزی نیست جز
رسیدن به تناسب‮« ‬و حالا فراموش مکن‮:‬
اگر پیش از تو مردم ترا به انجام محال و صیت می کنم‮!‬
وقتی در سدوم جدید به دیدارش رفتم
در سال دوهزار و دو،‮ ‬مقاومت می کرد در برابرِ
جنگ سدوم با مردم بابل‮...‬
و با سرطان‮. ‬به سانِ‮ ‬آخرین قهرمان حماسی
از حقِ‮ ‬تروا دفاع می کرد
در روایتِ‮ ‬سرگذشت از دیدِ‮ ‬خویش‮.‬
عقابی قلهء خویش را به سوی بالا
و هرچه بالاتر وداع می گوید
که اقامت بر المپ
و بر فراز قله ها
ستوه آور است
بدرود،
بدرود شعر درد‮. ‬
‮(‬ترجمه تراب حق شناس از روی متن عربی‮ - ‬الحیاه‮ ‬8‮ ‬اوت‮ ‬2004‮- ‬ با نظری به ترجمهء انگلیسی آن،‮ ‬از مونا انیس‮ - ‬الاهرام هفتگی‮ )‬

لینک کوتاه:
https://www.porsemannews.ir/Fa/News/308621/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

بلایی که نوشابه بر سر کبد گاو می‌آورد

انتقام جویی داماد با شلیک گلوله به دوستش

حقایقی جالب درباره مردم ژاپن که نمی‌دانستید

روش ساخت مدال‌های المپیک از مواد بازیافتی گوشی‌های هوشمند

خونتون رو سر چهارراه نسازید!

ماجرای جالب تمساح مرموزی که قتل عام می‌کند

لحظات تماشایی از تخریب دقیق چهار برج خنک کننده

ورود مهمان خطرناک به داخل خانه، صاحبخانه را شوکه کرد!

دستشویی عمومی با دیوارهای شیشه‌‌ای!

رکوردشکنی زن آفریقایی با به دنیا آوردن 9 قلو

علاقه اورانگوتان به عینک آفتابی!

باغ وحشی که در آن انسان‌ها در قفس هستند

نوجوانی با یک بیماری نادر که گوشت بدنش را می‌خورد

قوانینی که کودکان خاندان های سلطنتی دنیا باید رعایت کنند

حکمت/ رباخواری که نام ربا را عوض می کند

داستانک/ بهترین و بدترین

تیر سبز برساوشی و کمان کهکشان

کمک به درمان سرطان پروستات با هدف قرار دادن یک پروتئین

کرونا موجب زایمان زودهنگام و مرده‌زایی نمی‌شود

ورود جهاد دانشگاهی به حوزه استراتژیک تولید بذرهای هیبرید

روش "اراتوستن" برای اثبات کروی بودن زمین

سقوط به درون لایه های زحل

واکسن‌ها کار می‌کنند حتی اگر افرادی بعد از واکسینه شدن باز هم مبتلا شوند

تجربه سالمندان از احساس ناهنجار "طردشدگی"

ما انسان‏‌ها جانورانی ناکاملیم که خود را با فرهنگ تکمیل می‌‏کنیم

بخشی از کتاب/ جز مرگ چیز دیگری از زندگی نمیشناسم

شعر خوانی زیبای هوشنگ چالنگی/ ریزش باران تنهایی را می خواند

درباره ابوالفضل بلعمی

الیف شافاک: همواره به موروثی بودن درد باور داشته‌ام

کتاب‌خوان‌ترین کشورها کدومان؟

اسم من دیوار است در خیابانی عمومی قرار دارم

معرفی "وودی آلن" به بهانه‌ی انتشار چاپ نوزدهم کتاب "مرگ در می‌زند"

مسکو: اطلاعات درباره حمله به کشتی «مرسر استریت» متناقض و برپایه حدس و گمان است

شاکری: فسادستیزی و شفافیت از ویژگی‌های زاکانی است

رییس جمهور عراق راهی ایران شد

رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس روحانی را مقصر ناکامی برجام دانست

نخست وزیر ارمنستان وارد تهران شد

شیخ «نعیم قاسم» وارد تهران شد

آغاز مراسم تحلیف منتخبان ششمین دوره شورای شهر تهران

اولیانوف: ایران بعد از لغو تحریم‌ها می‌تواند در تثبیت بازار نفت سهم داشته باشد

ورود نخست وزیر الجزایر به تهران

نشریه هیل: زیرساخت‌های هسته‌ای ایران را قطعه قطعه کنید!

رئیس پارلمان اقلیم کردستان وارد تهران شد

اشرف غنی وارد تهران شد

مطالبه‌گری جدی مجلس از دستگاه‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی کشور

رئیس مجلس دومای روسیه وارد تهران شد

اشاره تلویحی چمران به انتخاب زاکانی برای شهرداری تهران

آرزوی موفقیت رئیس جمهور ایتالیا برای رئیسی

مقام وزارت امور خارجه: آمریکای واقعی دست تیم بایدن نیست و نخواهد بود

چالش های داخلی و خارجی رئیسی؛ همه چیز به رفع تحریم ها وابسته است؟