سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵
سیاست روز

یک گام تا آزادی اینترنت

یک گام تا آزادی اینترنت
ایران پرسمان - اعتماد / متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست مهدی بیک اوغلی| سرانجام زمینه‌های اتصال به اینترنت بین‌المللی که بسیاری از ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - اعتماد / متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی بیک اوغلی| سرانجام زمینه‌های اتصال به اینترنت بین‌المللی که بسیاری از ایرانیان در انتظار شنیدن آن بودند فراهم شد و همان‌گونه که «اعتماد» طی روزهای گذشته ابعاد و زوایای گوناگون آن را اطلاع‌رسانی کرده بود با مصوبه ستاد ساماندهی فضای مجازی (9 رای موافق در برابر 2 رای مخالف) زمینه اتصال ایرانیان به اینترنت بین‌المللی فراهم شد. تنها قدم باقی مانده امضا و تایید رییس‌جمهور و زمینه‌سازی برای رفع این مشکل از طریق شعام است. 
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات، انسداد اینترنت نه‌ تنها دسترسی شهروندان به فضای مجازی را محدود کرده، بلکه پیامدهایی جدی برای اقتصاد دیجیتال، پژوهش‌های دانشگاهی و حتی امنیت سایبری کشور ایجاد کرده است. سیداحمد معتمدی، رییس پیشین دانشگاه امیرکبیر، وزیر اسبق ارتباطات و فناوری اطلاعات در ماه‌های پایانی دولت اول سیدمحمد خاتمی و دولت دوم اصلاحات، از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴ در گفت‌وگو با «اعتماد» نوری به ابعاد پنهان ضرورت استفاده از اینترنت پرسرعت بین‌المللی برای نیل به توسعه انداخته است.
معتمدی، ضمن تاکید بر ضرورت توجه به ملاحظات امنیتی در شرایط جنگی، ضمن تقدیر از دولت برای رفع این معضل معتقد است: تداوم انسداد اینترنت نه‌ تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه به گسترش استفاده از فیلترشکن‌ها، شکل‌گیری بازارهای غیرشفاف و حتی گرایش به اینترنت ماهواره‌ای منجر می‌شود. او همچنین از آشفتگی در نظام تصمیم‌سازی درباره اینترنت سخن می‌گوید؛ وضعیتی که به باور او باعث شده حتی در شرایطی که سران قوا با رفع محدودیت‌ها موافق‌اند، این تصمیم در شوراهای بالادستی به نتیجه نرسد. معتمدی با تاکید بر این نکته که باید نسبت و تناسب معقولی میان دایره مسوولیت‌ها و پاسخگویی فراهم شود، ساختار اجرایی را مسوول تصمیم‌گیری در این خصوص می‌داند. 
حدودا 90 روز است که مردم ایران از داشتن اینترنت بین‌المللی محرومند. این انسداد ارتباطی و محدودسازی فضای مجازی چه خساراتی به کشور می‌زند؟
در تاریخ سال‌های اخیر هیچ‌وقت تا این اندازه انسداد ارتباطی وجود نداشته است. جدای از بحث تحریم‌ها که مشکلاتی را برای کشور ایجاد کرده، معتقدم بخشی از مشکلات قطعی اینترنت بین‌المللی، حداقل پس از جنگ ۴۰ روزه، خودساخته است. قبل از هر چیز باید به اختیارات شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی و سایر نهادهایی که باتوجه به شرایط تصمیماتی را اتخاذ می‌کنند، اعتماد داشت. باید توجه داشت که شرایط خاص جنگ هم هنوز تمام نشده است، بنابراین باید قبول کنیم که این شرایط با شرایط عادی فرق دارد. نه‌ تنها در بحث اینترنت، بلکه بحث اقتصادمان هم در زمان جنگ متفاوت می‌شود، کسب‌ و کارمان متفاوت می‌شود و تورم هم در زمان جنگ فرق دارد. جنگ بزرگی که این‌گونه رخ داده، در همه شؤون کشور اثرگذاری داشته است. نباید فراموش کنیم که شرایط عادی قبل از جنگ شاید دیگر وجود ندارد.
اما در این میان، بحث دیگری هم مطرح است. به نظر می‌رسد که برخی افراد و جریانات اساسا اعتقادی به وجود اینترنت در کشور ندارند. منظور از اینترنت هم اینترنت بین‌المللی است نه اینترنت ملی یا اینترانت و... البته آنها هم در جای خود مهم هستند و باید تقویت شوند، ولی برای من بسیار عجیب است که شورای عالی فضای مجازی اعلام می‌کند به دلیل مسائل امنیتی و فرهنگی و... شبکه‌های اجتماعی و در کل اینترنت بین‌المللی مسدود می‌شود و این روند انسداد را حتی با پایان جنگ و آتش‌بس ادامه می‌دهد. 
شما به عنوان فردی که سال‌ها به عنوان وزیر ارتباطات فعالیت کرده‌اید، فکر می‌کنید انسداد اینترنت به بهبود شاخص‌های امنیتی کمک می‌کند؟
بارها هم در قالب مصاحبه و حتی گفت‌وگو با دوستان مسوول گفته‌ام این نوع محدودسازی‌ها اساسا کمکی به بهبود امنیت و فرهنگ و اخلاق جامعه نمی‌کند. چرا؟ چون به‌‌راحتی هر فردی در این کشور می‌تواند، چه قبل از جنگ و چه پس از آن، فیلترشکن خریداری کند. حتی یک نوجوان ۱۰ تا ۱۲ ساله هم می‌تواند برای شما فیلترشکن نصب کرده و دراختیارتان بگذارد، بنابراین فیلتر کردن زمانی اثرگذاری دارد که اجرای آن ممکن باشد. وقتی همه فیلترشکن نصب می‌کنند و این بدافزار به‌راحتی دراختیارشان است، این خلاف اهداف شماست؛ چه اهداف امنیتی باشد، چه فرهنگی، چه سیاسی و... افراد در هر سن و سواد و فرهنگی از فیلترشکن استفاده کرده و بر اثر آن به همه فضاها دسترسی دارند. ۸۰ تا ۹۰درصد مردم هم فیلترشکن داشته و دارند. لذا روشن است که این روش جواب نمی‌دهد. نه‌ تنها این نوع انسدادها، فیلترینگ‌ها و محدودیت‌ها در راستای ارتقای امنیت، فرهنگ و اقتصاد نیست، بلکه ضد همه این گزاره‌های ضروری است. در صورتی که اگر ما یک‌سری شبکه‌های اجتماعی را آزاد می‌گذاشتیم، دیگر کسی فیلترشکن نصب نمی‌کرد. حداقل دیگر مسائل فرهنگی یا مسائل سیاسی این‌قدر مشکل‌ساز نمی‌شدند. وقتی شما فیلترشکن می‌گذارید، افراد جامعه به همه فضاها دسترسی پیدا می‌کنند و شبکه‌های نفوذی هم به سیستم‌های شما دسترسی خواهند داشت.
قبلا هم بارها اشاره کرده‌ام که اینترنت ماهواره‌ای که با هزاران ماهواره لئو در فضا قرار داده شده و ارتباط اینترنتی را برقرار می‌کند، برای ایران یک خطر است. رفته‌رفته برخی ایرانیان که می‌بینند نیازهایشان با اینترنت داخلی برطرف نمی‌شود، رقم بیشتری پرداخت می‌کنند و از ماهواره استارلینگ یا موارد دیگر استفاده می‌کنند. خب، این وضعیت هم ضدامنیت است و به دلیل اشتباه در نظام تصمیم‌سازی‌های کشور ایجاد می‌شود. در یک چنین شرایطی است که حاکمیت هیچ اختیاری روی اینترنت ماهواره‌ای و استارلینک نخواهد داشت. صاحبان این نوع اینترنت‌ها هم اغلب اهداف سیاسی دارند. اینترنت ماهواره‌ای را ارزان می‌کنند تا افکار عمومی ایرانیان را کاملا به دست بگیرند. نباید مردم را عادت داد به یک ابزار و جریانی که خارج از حیطه حاکمیت است. بی‌تردید در این میان برخی دلال‌ها و رانتخواران هم منافع خاص خود را دارند. اینها فیلترشکن می‌فروشند و معلوم نیست چرا نهادهای ناظر جلوی آنها را نمی‌گیرند. پول‌های این جریانات که به خارج کشور واریز نمی‌شود؛ پرداخت‌ها به حساب‌های داخلی است. روشن نیست چرا برخوردهای قانونی با این افراد و گروه‌ها صورت نمی‌گیرد. افراد و گروه‌های خاص، این تصمیم‌های محدودیت‌زا را ممکن است با نیت خوبی هم اتخاذ کنند، ولی در عمل عکسش اتفاق افتاده است. خود من هنوز نفهمیدم اینترنت برای چه باید مسدود باشد.
 اخیرا هم در مصاحبه‌ای اشاره کردید که در نشست‌های تصمیم‌گیری درخصوص اینترنت، روسای قوای سه‌گانه موافق رفع محدودیت از اینترنت هستند، اما برخی طیف‌ها و گروه‌های خاص مخالفت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند رای رفع محدودیت و فیلترینگ و... شکل بگیرد. این روند را چگونه می‌بینید؟
مدتی قبل، وقتی از برخی افراد مسوول و مطلع پرس‌وجو می‌کردم، می‌گفتند در اکثر جلسات تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری، روسای قوای سه‌گانه موافق برداشتن فیلترینگ و محدودیت‌ها هستند، اما این مساله در جلسات شوراهای بالادستی رای نمی‌آورد. حرف من این است: چطور ممکن است در کشوری، سران قوا با امری موافق باشند و این موضوع رای نیاورد؟ این ایراد به افراد بازنمی‌گردد، بلکه به ایراد اساسی در نظام تصمیم‌سازی‌ها در کشور ما بازمی‌گردد. باید اختیارات با مسوولیت‌ها همخوان باشد. در همه دنیا این یک اصل مدیریتی پذیرفته ‌شده است. نمی‌توان کسانی وظیفه پاسخگویی داشته باشند، اما مسوولیتی هم‌راستا با آن نداشته باشند. قطعا وزیر ارتباطات و سایر وزرای دولت، مانند وزیر علوم، وزیر بهداشت، وزیر فرهنگ و ارشاد و... هم موافق رفع محدودیت‌های اینترنتی هستند. اما برخی دیگر از افراد و نمایندگان که شاید پاسخگوی وضعیت هم نباشند، رای منفی می‌دهند. بعد افکار عمومی، دولت را مقصر وضع موجود می‌داند.
به نظر من باید یک تجدیدنظر در سیستم تصمیم‌سازی و مدیریتی شکل بگیرد. اساسا مشخص نیست این همه شورا برای چه منظوری فعالیت می‌کنند. اینها باعث لوث شدن حیطه مسوولیت می‌شود. فردا دولت پزشکیان یا هر دولت دیگری، وقتی مخاطب پرسش و مطالبه قرار می‌گیرد، می‌گوید اختیاری نداشته است. یک شورای فضای مجازی داریم، شورای دیگر شورای عالی انقلاب فرهنگی است. همچنین شورای عالی امنیت ملی و شوراهای دیگر هم وجود دارند و هر کدام برای خود قانون‌گذاری، تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری قائلند. هر دولتی که می‌بایست پاسخگو باشد، باید اختیارات متناسب هم داشته باشد. در این میان، برخی نمایندگان مجلس هم حرف خود را می‌زنند که با خواسته‌های مردم و مسوولیت‌های دولت متفاوت است. این همه آشفتگی و به‌هم ‌ریختگی بی‌معناست. نمی‌شود که مجلس یک رای بدهد، فلان شورا یک رای دیگر بدهد و بعد مردم و دولت حرف دیگری بزنند.
 ‌آقای رییس‌جمهور برای اصلاح این آشفتگی در مراکز تصمیم‌سازی درخصوص اینترنت، ستادی را ایجاد کرده و ریاست آن را به آقای عارف سپردند. این ستاد ذیل عنوان «ستاد ساماندهی فضای مجازی» فعالیت می‌کند و در اهدافش اعلام شده که تلاش برای اجماع‌سازی درخصوص مسائل مرتبط با رفع محدودیت اینترنت را دنبال می‌کند. امروز هم خبری منتشر شد که رفع انسداد از اینترنت بین‌المللی در این ستاد مصوب شد. تا چه اندازه این ستاد می‌تواند به اجماع‌سازی در راستای تحقق مطالبات مردم و جلوگیری از تعدد نهادهای تصمیم‌ساز کمک کند؟
در این کشور این همه کارشناس وجود دارد. در دولت این همه اهل فن و کارشناس وجود دارد. مجلس کارشناس دارد. حتی خود صداوسیما که معمولا گرایش‌های تندی در آن وجود دارد، ولی در رابطه با اینترنت از پایان انسداد دفاع می‌کند. علی‌رغم این نظرات کارشناسی، اما شاهدیم که نظر یک اقلیت درخصوص قطعی اینترنت لحاظ می‌شود. به عنوان یک دانشگاهی به شما می‌گویم در پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه و تحصیلات تکمیلی، انصافا بدون اینترنت هیچ قدمی نمی‌توان برداشت. همچنین در پروژه‌های تحقیقاتی، اگر اینترنت نباشد، سکوت و خاموشی کامل برقرار است. همین موضوع را می‌توان تسری داد به مسائل اقتصادی و کسب‌ و کار افراد. در دوره‌ای که در دولت اصلاحات نخستین تصمیمات را درخصوص اینترنت اتخاذ کردیم و این مسیر توسعه پیدا کرد، یک شهروند با یک موبایل، بدون دفتر و مغازه، برای خود کسب‌ و کار راه می‌انداخت و ارزش افزوده ایجاد می‌کرد؛ کاسبی‌هایی که به هر حال تجارت بودند و برای کشور مفید. اما هر چه جلوتر آمدیم، شوراهای محدودیت‌آفرین بیشتر شدند. ما که نباید خودزنی کنیم. ایران امروز مشکل اقتصادی دارد، تورم دارد، بیکاری دارد و نیاز به رشد و توسعه، بیش از هر زمانی، احساس می‌شود. ما در جنگ نظامی با ابرقدرت جهانی و منطقه‌ای خوب عمل کردیم؛ حالا باید در بخش‌های ارتباطی و اقتصادی و... هم عملکرد مناسبی از خودمان ثبت کنیم. یک بُعد مهم بهبود شاخص‌های اقتصادی در حوزه مجازی ظهور و بروز دارد. اگر خودمان اینترنت را قطع کنیم، نوعی خودزنی است. البته قطعا، همان‌طور که گفتم، باید ملاحظات امنیتی، نظامی و... هم لحاظ شود. در همه جهان، جنبه‌های امنیتی ارتباطات مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر جنگ هم رخ دهد، این حساسیت‌ها بیشتر می‌شود. اما امروز که زبانه‌های جنگ کاهش یافته، می‌توان این محدودیت‌ها را کاهش داد.
پیشنهاد مشخص شما به عنوان یک استاد ارتباطات در شرایط فعلی چیست؟
در مجموع معتقدم می‌شود یک راه میانه پیدا کرد تا در عین حال که مسائل امنیتی خاص زمان جنگ رعایت شود، مردم هم از اینترنت بین‌المللی بهره‌مند شده و جنبه‌های مثبت استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، که به هر حال مرتبط هستند، لحاظ شود. ضمن اینکه رضایت مردم و رشد و توسعه علم و فناوری، که بیش از هر موقع به آن نیاز داریم، هم تحقق پیدا کند. امیدوارم این ستادی که به ریاست دکتر عارف تشکیل شده، بتواند اجماعی ایجاد کند تا بالاخره هم از بُعد امنیتی، ملزومات رعایت شود و هم مردم از جنبه‌های مثبت اینترنت بتوانند استفاده کنند. این تصور که ما بگوییم کشوری هستیم که نمی‌خواهیم تلفن داشته باشیم، نمی‌خواهیم موبایل داشته باشیم، نمی‌خواهیم اینترنت وجود داشته باشد و... شدنی نیست. البته هر ابزاری ممکن است جنبه‌های منفی هم داشته باشد، ولی قطعا جنبه‌های مثبت این فناوری بسیار بیشتر و بالاتر از مشکلات پیرامونی آن است. هفت الی ده سالی است که در دنیا این بحث مطرح شده که هر صنعتی یا هر اقتصادی برای رشد باید در چند حوزه کلیدی قدرتمند باشد و بخش قابل توجهی از این حوزه‌ها به فضای مجازی، اینترنت، اینترنت اشیا، داده‌های بزرگ و فناوری‌های هوش مصنوعی مرتبط است، بنابراین کشوری که به دنبال رشد اقتصادی و صنعتی در آینده است، نمی‌تواند از این زیرساخت‌ها فاصله بگیرد، بنابراین ما که برای ایران فردا به زمینه‌های رشد اقتصادی و صنعتی نیاز داریم، نباید خودزنی کنیم. در عین توجه به مسائل امنیتی، باید زمینه‌های رفع محدودیت و انسداد اینترنت فراهم شود.
بازار


نظرات شما