ایران پرسمان - فارس / محمد بن زاید با تمرکز منابع مالی و نهادی در دستان فرزندش، برادران قدرتمند خاندان آلنهیان، به ویژه «طحنون» را به حاشیه رانده و مسیر سلطنت متمرکز در ابوظبی را هموار کرده است. این نبرد خاموش قدرت، آینده سیاسی امارات را تهدید میکند.
برای درک آنچه امروز در کاخهای ابوظبی میگذرد، باید بدانیم که از زمان تأسیس کشور امارات، قدرت همواره میان برادران (فرزندان شیخ زاید، بنیانگذار امارات) تقسیم شده بود. در این نظام قدیمی، برادران مثل اعضای یک تیم بزرگ با هم مشورت میکردند و
بازار ![]()
هر کدام بخشی از قدرت —مثل امنیت، اقتصاد یا سیاست خارجی—را در دست داشتند؛ چیزی که به آن «حکمرانی شورایی برادران» میگوییم. اما حالا، گزارشهای معتبر جهانی نشان میدهند که این سنت قدیمی در حال فروپاشی است. «محمد بن زاید»،
حاکم فعلی، در حال انجام یک جراحی سیاسی بزرگ است تا برادران قدرتمند خود، از جمله «طحنون بن زاید»، مرد شماره دو امارات را به آرامی کنار بزند و تمام قدرت و کلیدهای خزانه کشور را مستقیماً به پسرش، «شیخ خالد»، بسپارد. این یعنی امارات از مدل
«تیمِ برادران» به مدل «سلطنت مطلقِ پدر و پسری» تغییر مسیر داده است. دقیقاً مشابه همان اتفاقی که چند سال پیش در عربستان سعودی رخ داد؛ جایی که ملک سلمان، برادران و برادرزادههای خود را کنار زد تا تمام قدرت را به پسرش، محمد بن سلمان
واگذار کند. در واقع، ابوظبی اکنون در حال کپیبرداری از الگوی عربستان است تا مطمئن شود در آینده، قدرت به جای چرخیدن میان برادران، فقط در یک شاخه از خانواده (از پدر به پسر) باقی میماند. این یک «نبرد خاموش» برای تغییر سرنوشت ثروتمندترین
امارتِ منطقه است.
برآمدن «لعماد»؛ بازوی مالی برای تثبیت ولیعهد
قلب این تغییرات، در بازطراحی صندوقهای ثروت ملی نهفته است. تأسیس نهاد جدیدی به نام «لعماد» (LIMAD) به ریاست شیخ خالد بن محمد (ولیعهد ۴۴ ساله)، فراتر از یک تغییر نام ساده است. انتقال نظارت بر صندوق قدرتمند ADQ با داراییهایی بالغ
بر ۲۶۰ میلیارد دلار از زیر نفوذ عمو (شیخ طحنون) به دست برادرزاده (شیخ خالد)، به معنای سپردن کلیدهای طلایی اقتصاد به وارث جوان است. صندوق لعماد اکنون کنترل شریانهای حیاتی امارات از جمله «هواپیمایی اتحاد»، «سازمان انرژی هستهای» و
زیرساختهای استراتژیک را در دست گرفته است. شعار «پرورش قهرمانان ملی» در واقع پوششی برای پیوند زدن منافع اقتصادی کلان به شخص ولیعهد و حذف واسطههای خانوادگی در تصمیمگیریهای کلان است. حضور مخفیانه لعماد در معاملات بزرگی
چون «وارنر برادرز» و «پارامونت» نشان میدهد که این نهاد قرار است بازوی نفوذ بینالمللی مستقل شیخ خالد، پسر محمد بن زاید باشد. مهار نرم شیخ طحنون؛ محدودیت قلمرو مرد شماره دوشیخ طحنون بن زاید که سالها به عنوان معمار امنیت ملی و
اقتصاد مخفی امارات شناخته میشد، اکنون با یک «عقبنشینی تحمیلی» مواجه است. اگرچه او هنوز مدیریت داراییهای عظیمی (بیش از ۱.۳ تریلیون دلار) را در ADIA و حوزههای هوش مصنوعی (شرکت G42) بر عهده دارد، اما حذف او از مدیریت ADQ و
پروژههای زیرساختی داخلی، پیامی روشن دارد: قلمرو طحنون به حوزههای تخصصی و فنی محدود شده است تا مانعی برای قدرتگیری ولیعهد در حوزه عمومی نباشد. محمد بن زاید با این حرکت، از نفوذ برادر مقتدر خود «خلع ید نرم» کرده است، بدون آنکه
او را به تقابل علنی وادار کند.
منطق راهبردی محمد بن زاید: پیشگیری از بحران
محمد بن زاید به این جمعبندی رسیده است که مدل «حاکمیت چندقطبی برادران»، با وجود ثبات در دهههای گذشته، در دوران گذار کنونی یک «تهدید استراتژیک» است. تداخل میان پروندههای امنیتی، مالی و سیاست خارجی که پیش از این میان برادران
تقسیم شده بود، میتوانست در لحظه انتقال قدرت به بحران مشروعیت یا نزاع داخلی منجر شود. از سوی دیگر، رقابت فشرده اقتصادی و سیاسی با عربستان سعودی، ابوظبی را ناچار کرده است تا «جبهه داخلی» خود را یکپارچه کند. در نگاه محمد بن زاید،
زمانی که قدرت مانور در خارج محدود میشود، کنترل مطلق بر منابع مالی در داخل، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه شرط بقای سیاسی است.دیدارهای دیپلماتیک شیخ خالد، بهویژه نشست او با دونالد ترامپ، نشاندهنده تلاشی برنامهریزیشده برای معرفی او
به عنوان «تنها مخاطب اصلی» در ابوظبی است. واشنگتن و بازارهای جهانی اکنون میدانند که برای هرگونه معامله کلان استراتژیک، دیگر نباید لزوماً به «دفتر برادران» مراجعه کنند، بلکه مسیر اصلی از دفتر ولیعهد میگذرد. این مشروعیتبخشی بینالمللی،
لایهی محافظی در برابر مخالفتهای احتمالی داخلی خاندان ایجاد میکند. تحلیل مخاطرات و بذر تنشهای آیندهاگرچه این بازآرایی قدرت فعلاً زیر لایهای از «نظم اداری» و «مدرنسازی» پیش میرود، اما حامل ریسکهای بلندمدت است:- شکستن توازن
سنتی: نظام سیاسی امارات بر پایه رضایت قبایلی و خانوادگی بنا شده است. تبدیل این مدل به «سلطنت مطلقه فردی»، وفاداریهای سنتی را به چالش میکشد.
- متغیر طحنون: برخلاف شیخ منصور که حاشیهنشینی را پذیرفته، شیخ طحنون همچنان دارای شبکهای پیچیده از نفوذ امنیتی و اطلاعاتی است. تحقیر سیستماتیک او و خشکاندن منابع مالیاش، ممکن است در لحظهی مرگ پادشاه یا بروز یک بحران
اقتصادی، به یک واکنش غیرمنتظره منجر شود.- بحران جانشینی: حذف نقش مشورتی برادران، تمام بار مشروعیت نظام را بر دوش شخص ولیعهد میاندازد؛ امری که در صورت ناکارآمدی یا نوسانات بازار نفت، میتواند تمام ساختار را لرزان کند.
جمعبندی: تثبیت نظم جدید
در نهایت، آنچه در ابوظبی جریان دارد، پایان عصر «شرکای برابر» و آغاز دوران «حاکمیت تکمحوری» است. محمد بن زاید با استفاده از اهرم مالی و ایجاد نهادهای موازی نظیر لعماد، عملاً برادران خود را به حاشیه رانده و فرزندش را
به عنوان تنها مرجع تصمیمگیر در حوزه مال و سیاست تثبیت کرده است. این استراتژی اگرچه ثباتی ظاهری و فوری ایجاد کرده، اما با شکستن توازن قوا میان فرزندان شیخ زاید، بذرهای کینهای را کاشته است که میتواند در آینده، انسجام درونی خاندان
آلنهیان را با جدیترین آزمون خود روبرو کند. در این نظام جدید، وفاداری دیگر بر اساس رفاقت یا پیوند خونی، بلکه بر اساس دسترسی به شریانهای مالی تعریف میشود؛ شریانهایی که اکنون تماماً در دستان شیخ خالد بن محمد متمرکز شده است.