ایران پرسمان - وطن امروز / «سناریوهای احتمالی نتانیاهو علیه مذاکرات ایران و آمریکا» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم امیرعباس نوری است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
از زمانی که ترامپ به بهانه آشوبها و اغتشاشات در ایران، جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرد؛ همه مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی در اقدامی کاملا هماهنگ، درباره حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران سکوت کردند. حتی برخی رسانههای رژیم صهیونیستی و همینطور رسانههای آمریکایی وابسته به لابی صهیونیستی، مدعی بودند تلآویو با این حمله موافق است. در این راستا حتی نتانیاهو نیز از پیام مجدد خود به مقامات ایران از طریق رئیسجمهور روسیه خبر داد و گفت او از طریق پوتین به مقامات جمهوری اسلامی ایران گفته است قصدی برای یک رویارویی نظامی دیگر با ایران ندارد. در واقع رژیم صهیونیستی با قطعی دانستن حمله آمریکا به ایران، تلاش میکرد خود را جدا و بیرون از این سیاست و تصمیم ترامپ نشان بدهد و از این طریق، امیدوار باشد ایران در پاسخ به حمله نظامی احتمالی آمریکا، این رژیم را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار ندهد.
با این وجود دقیقا از زمانی که موضوع مذاکره مجدد آمریکا و ایران مطرح و گزینه حمله نظامی آمریکا به ایران کمرنگ شد، مقامات و رسانههای رژیم، سکوت خود را شکستند. آنها ابتدا تلاش کردند موضوع مذاکره را بیاهمیت و حمله نظامی آمریکا به ایران را قطعی نشان دهند اما پس از برگزاری دور اول مذاکرات میان ایران و آمریکا در عمان، رسانههای رژیم نسبت به این توافق ابراز نگرانی کردند. نتانیاهو هم که یک ماه قبل به آمریکا رفته بود، حالا مجددا عازم آمریکاست تا با ترامپ درباره توافق احتمالی با ایران گفتوگو کند.
مروری بر مواضع و مطالب مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی نشان میدهد آنها ضمن ناراحتی از احتمال لغو حمله نظامی آمریکا به ایران، معتقدند دستکم در مذاکرات آمریکا و ایران، ملاحظات و خواستههای آنها گنجانده شود. روزنامه معاریو روز شنبه در گزارشی مفصل، موضع رژیم صهیونیستی درباره مذاکرات ایران و آمریکا را تشریح کرد.
معاریو به نقل از محافل سیاسی رژیم نوشت اکنون مقامات دولت نتانیاهو معتقدند هر نوع توافقی که صرفا به موضوع هستهای محدود باشد و موضوعات مربوط به توان موشکی، همچنین سیاستهای منطقهای ایران در قبال جبهه مقاومت را مسکوت بگذارد، نه تنها مورد قبول رژیم نیست، بلکه از نظر مقامات آن، یک خطر موجودیتی تلقی خواهد شد. معاریو در همین باره تصریح کرد محافل سیاسی اسرائیل نگرانند ترامپ منافع کوتاهمدت آمریکا را بر منافع درازمدت اسرائیل ترجیح بدهد و توافق با ایران، صرفا درباره موضوع هستهای باشد. نکته قابل تامل در گزارش روزنامه معاریو، این است که از نظر محافل سیاسی رژیم صهیونیستی، توافقی که فقط به موضوع هستهای ایران محدود شود، یک توافق خطرناک و برای رژیم یک تهدید موجودیتی خواهد بود.
بازار ![]()
بر همین اساس رسانههای رژیم مدعی شدهاند نتانیاهو از ترامپ خواسته سفرش به آمریکا که قرار بود در اواخر فوریه باشد، چهارشنبه همین هفته انجام شود.
اصرار و عجله نتانیاهو برای سفر به آمریکا و گفتوگوی رو در رو با ترامپ، برای اثرگذاری بر موضع آمریکا و در نتیجه اثرگذاری بر روند مذاکرات با ایران و محتوای مذاکرات است. به اعتقاد کارشناسان، اظهارنظر ترامپ مبنی بر اینکه مذاکرات و توافق احتمالی با ایران صرفا درباره موضوع هستهای خواهد بود، عامل اصلی این عجله و سراسیمگی نتانیاهو است.
با توجه به این مواضع مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی، اکنون سوال اصلی این است: آنها برای جلوگیری از توافق صرفا هستهای آمریکا با ایران، چه میتوانند بکنند؟
1- متقاعد کردن ترامپ به طرح موضوعات مربوط به توان موشکی و سیاستهای منطقهای ایران: قاعدتا اکنون مهمترین هدف نتانیاهو این است اما ترامپ حتما میداند طرح مسائل موشکی و منطقهای، به معنای شکست مذاکرات و عدم توافق است. اگر ترامپ در شرایط فعلی نیاز به یک توافق با ایران دارد، حتما میداند این توافق صرفا در موضوع هستهای امکانپذیر است. کما اینکه مواضع او و دیگر مقامات دولت آمریکا طی روزهای اخیر، دستکم در ظاهر نشان میدهد آنها با توافق صرفا هستهای موافق هستند. به اعتقاد کارشناسان، ترامپ به دلایل مختلف، در زمان فعلی نیاز به یک توافق با ایران دارد.
الف- توجیه عدم حمله نظامی به ایران: نمایش پر سر و صدای ترامپ در لشکرکشی به خلیج فارس و اظهارات مکرر او مبنی بر حمله به ایران، به گونهای بوده که لغو حمله نظامی، بدون یک توجیه منطقی و قابل قبول، به معنای یک شکست بزرگ برای ترامپ در عرصه سیاست خارجی است. ترامپ پس از ربودن مادورو و اقداماتی که علیه ونزوئلا انجام داده، احساس میکند در اوج قدرت است، بنابراین عقبنشینی از حمله به ایران، بدون یک دلیل موجه و منطقی، نه تنها یک شکست بزرگ در برابر جمهوری اسلامی ایران است، بلکه حتی میتواند به معنای از بین رفتن همه آورده ماجرای ونزوئلا هم تمام شود؛ وضعیتی که بدون تردید روی موضع و سیاست ترامپ در قبال گرینلند هم اثر خواهد گذاشت و وی را به انفعال خواهد برد، چرا که مقامات اروپا نیز به این برآورد میرسند در مقابل ترامپ باید از الگوی ایران، یعنی ایستادگی و تهدید آمریکا پیروی کنند. به همین خاطر، از آنجا که ترامپ متوجه شده حمله نظامی به ایران، هزینهها، تبعات و خسارات هنگفتی روی دست او خواهد گذاشت، لذا نیاز مبرم دارد برای عقبنشینی از حمله به ایران، یک دلیل موجه بیاورد. از این رو، از نظر ترامپ، توافق با ایران، میتواند راه فراری منطقی و موجه از گزینه جنگ باشد.
ب- هسته سخت حامیان ترامپ، مانند استیو بنن و تاکر کارلسون که به عنوان رهبران جنبش «ماگا» شناخته میشوند با حمله نظامی آمریکا به ایران بشدت مخالفند و طی روزها و هفتههای اخیر نیز این مخالفت خود را اعلام کردهاند. برخی منابع آمریکایی میگویند نتایج جدیدترین نظرسنجیها نشان میدهد دستکم ۵۰ درصد جنبش ماگا مخالف جنگ علیه ایران هستند، چرا که جنگ با ایران را اولا اقدامی مغایر وعدهها و شعارهای ضدجنگ ترامپ در ایام تبلیغات انتخاباتی میدانند و ثانیا جنگ با ایران را خلاف سیاست «اول آمریکا» میدانند، چرا که معتقدند ترامپ این جنگ را برای منافع اسرائیل انجام میدهد، نه منافع آمریکا. بنابراین یکی از نگرانیهای ترامپ درباره اقدام نظامی علیه ایران، شکافی است که جنگ با ایران در هسته سخت حامیان او ایجاد میکند. در چنین شرایطی، توافق با ایران، میتواند هم باعث جلب رضایت ماگا شود و هم اینکه حمایت آنها از ترامپ را بویژه در شرایطی که ترامپ با مشکلات عدیدهای در آمریکا روبهرو است، تقویت کند.
ج- استیو بنن، از چهرههای معروف جنبش ماگا که بسیاری او را نظریهپرداز ترامپ در مسائل داخلی آمریکا میدانند معتقد است اعتراضات مینیاپولیس میتواند منجر به سقوط ترامپ و نیمهتمام ماندن دوره ریاست جمهوری او شود. بنن اخیرا در اظهاراتی که در مخالفت با حمله آمریکا به ایران مطرح کرد، به اعتراضات مینیاپولیس اشاره کرد و با توجه به طراحی دموکراتها و بیانیه اوباما درباره این موضوع، به ترامپ هشدار داد دموکراتها در تلاشند با گسترش اعتراضات مینیاپولیس به کل آمریکا، یک انقلاب رنگی علیه ترامپ راه بیندازند. یکی از دلایل مخالفت بنن با حمله آمریکا به ایران نیز همین ماجرای مینیاپولیس است. در واقع بنن به ترامپ گوشزد کرده در شرایطی که او با بحران مینیاپولیس روبهرو است، هزینههای جنگ با ایران، بویژه موضوع تلفات آمریکاییها در این جنگ، حتما شعلههای خشم مینیاپولیس را بیشتر میکند. از سوی دیگر، انتشار اسناد پرونده فساد اپستین نیز موقعیت ترامپ را در افکار عمومی آمریکا متزلزلتر کرده است. حجم مطالب تولید شده علیه ترامپ در ماجرای اپستین بیسابقه است، به گونهای که حامیان ترامپ مدعی هستند دموکراتها در پشت صحنه این حجم از تولید مطالب علیه ترامپ قرار دارند. بنابراین ترامپ اینک از یک سو با آتش زیر خاکستر مینیاپولیس مواجه است و از سوی دیگر اسناد پرونده فساد اپستین موقعیت او را بشدت به خطر انداخته است. در چنین شرایطی وقوع جنگ با ایران اگر منجر به پیروزی سریع آمریکا میشد میتوانست تا حدودی مشکلات داخلی ترامپ را به حاشیه ببرد اما از آنجا که برآوردهای پنتاگون و سیا نشان میدهد در صورت وقوع این جنگ، آمریکا خسارات قابل توجهی متحمل میشود یا حتی نتیجه این جنگ نیز نامشخص است، لذا حمله به ایران یک اقدام پرریسک برای ترامپ است. به همین خاطر تبعات احتمالی جنگ با ایران میتواند در کنار موضوعات دیگر، موقعیت ترامپ را بشدت به مخاطره بیندازد. با این حال به اعتقاد کارشناسان، حصول یک توافق با ایران میتواند برای ترامپ یک موفقیت در عرصه دیپلماسی باشد و قاعدتا جایگاه ترامپ در افکار عمومی آمریکا را تا حدودی تقویت خواهد کرد.
د- جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا یکی از مخالفان حمله به ایران است. آنگونه که منابع آمریکایی و صهیونیست گفتهاند، او نگران است تبعات جنگ با ایران باعث شکست جمهوریخواهان در انتخابات آتی کنگره شود. کما اینکه نتایج نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد احتمال اینکه جمهوریخواهان اکثریت شکننده سنا را از دست بدهند زیاد است. به همین خاطر، یکی دیگر از فواید توافق با ایران برای ترامپ این است که اولا موجب رضایت جمهوریخواهان از او میشود، ثانیا میتواند او و متحدان جمهوریخواهش را امیدوار کند در انتخابات پیش رو، مانع تسلط دموکراتها بر سنا شوند. تسلط دموکراتها بر سنا حتما باعث محدود شدن قدرت ترامپ میشود.
با توجه به این ۴ مورد، قاعدتا ترامپ باید توافق را به جنگ با ایران ترجیح دهد. به همین خاطر اگر ترامپ حقیقتا دنبال یک توافق با ایران باشد میداند طرح موضوعات موشکی و منطقهای قطعا باعث شکست مذاکرات و عدم دستیابی او به توافق میشود. به همین خاطر، کار نتانیاهو برای متقاعد کردن ترامپ به اینکه موضوعات موشکی و منطقهای را در مذاکرات و توافق احتمالی با ایران بگنجاند، بسیار سخت است. کما اینکه ترامپ بامداد شنبه به وقت تهران، در اظهارات خود پیرامون مذاکرات با ایران اذعان کرد یک توافق صرفا هستهای با ایران هم برای او قابل قبول است. به همین خاطر با توجه به مواضع محکم ایران، احتمال اینکه ترامپ تحت فشار نتانیاهو، توافق با ایران را به حلوفصل موضوعات موشکی و منطقهای مشروط کند چندان زیاد نیست. البته ذکر این نکته ضروری است که همه این احتمالات، مشروط به این است که اظهارات ترامپ درباره مذاکره و توافق احتمالی با ایران واقعی و او حقیقتا دنبال یک توافق هستهای با ایران باشد.
2- بر هم زدن مذاکرات: یکی دیگر از اهداف نتانیاهو، جلوگیری از توافق احتمالی آمریکا با ایران است. اگر ترامپ بر توافق صرفا هستهای با ایران اصرار کند، نتانیاهو چه اقدام یا اقداماتی میتواند انجام دهد که مانع حصول توافق هستهای آمریکا با ایران شود؟ قاعدتاً چند گزینه محتمل است.
اول- جنگ: طی روزهای اخیر برخی رسانههای صهیونیستی مدعی شدند تلآویو در حال برنامهریزی برای حمله نظامی مجدد به ایران است. رژیم امیدوار است در صورت حمله نظامی مجدد به ایران، پای آمریکا نیز به این جنگ کشیده شود و اینگونه موضوع مذاکرات و توافق احتمالی آمریکا و ایران منتفی خواهد شد. واقعیت مناسبات آمریکا و رژیم به گونهای است که در صورت وقوع جنگ میان رژیم صهیونیستی و ایران، آمریکا نمیتواند بیطرف بماند و واشنگتن حتما در حمایت از تلآویو وارد جنگ علیه تهران میشود، بویژه اینکه در صورت وقوع جنگ میان رژیم و ایران، قطعا بخش عمدهای از پاسخ ایران به تجاوز رژیم صهیونیستی، از طریق حملات موشکی و پهپادی انجام خواهد شد و این موضوع باعث میشود نگرانی رژیم نسبت به توانایی موشکی ایران، برای مقامات آمریکا برجسته و ملموس شود. ضمن اینکه نتانیاهو امیدوار است در صورت ورود آمریکا به این جنگ، میان ایران و آمریکا زد و خورد نظامی رخ دهد و از این طریق، تلآویو میتواند آمریکا را در عمل انجامشده قرار داده و ترامپ را مجبور کند از آرایش نظامی فعلی خود، علیه ایران استفاده کند. به عبارتی، رژیم با حمله به ایران، رئیسجمهور آمریکا را مجبور خواهد طرح خود برای حمله نظامی به ایران را عملیاتی کند. بنابراین قطعا حمله مجدد به ایران اکنون یکی از گزینههای رژیم برای جلوگیری از توافق هستهای احتمالی میان ایران و آمریکاست اما این گزینه با موانع مهمی روبهرو است. یکی از این مانع، اتفاقا همان مناسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی است. رژیم بدون جلب رضایت آمریکا نمیتواند علیه ایران اقدام نظامی کند، چرا که در صورت عدم رضایت آمریکا، رژیم صهیونیستی به لحاظ نظامی، با محدودیتهای جدی مواجه خواهد بود. در جنگ ۱۲ روزه به وضوح مشخص شد اگر آمریکا مشارکت نداشته باشد؛ توان آفندی و پدافندی رژیم صهیونیستی بشدت کاهش مییابد. به همین خاطر، قرار دادن آمریکا در عمل انجامشده، موضعی پرریسک است و اگر به هر دلیلی آمریکا نخواهد وارد معرکه شود یا همانند جنگ ۱۲ روزه امکانات خود را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار ندهد، قطعا رژیم نمیتواند در حمله به ایران، ضربات قابل تاملی به ایران وارد کند. از سوی دیگر، با توجه به وضعیت فعلی، حمله رژیم به ایران، آن هم بدون هماهنگی با آمریکا، یک اقدام روشن و واضح علیه منافع ترامپ به حساب میآید. یعنی مشخص است نتانیاهو این حمله را برای به خطر انداختن سیاست ترامپ برای توافق با ایران انجام میدهد، لذا حمله هماهنگ نشده به ایران، دقیقا اقدامی علیه منافع ملی آمریکاست. به همین خاطر، این اقدام میتواند به قیمت پایان حمایت ترامپ از نتانیاهو تمام شود و عمر سیاسی نتانیاهو را تمام کند. نتانیاهو خودش میداند اکنون فقط به پشتوانه حمایت ترامپ توانسته در قدرت باقی بماند و در صورت حمله به ایران، دچار یک خطای مهلک علیه منافع ترامپ شده است. ضمن اینکه اگرچه کارشناسان همراهی بیسابقه ماههای اخیر ترامپ با سیاستهای نتانیاهو در منطقه را به معنای تبعیت دولت آمریکا از رژیم صهیونیستی تلقی کرده و میکنند اما در واقع این حمایت ترامپ، در عمل باعث وابستگی کامل نتانیاهو به ترامپ شده است. لذا حمله رژیم به ایران، آن هم بدون کسب اجازه از آمریکا، به مثابه سرکشی نتانیاهو و شورش خطرناک او علیه ترامپ است. آن هم در شرایطی که ترامپ به خاطر هزینههای جنگ با ایران و همینطور مشکلات داخلی آمریکا ترجیح میدهد با ایران به یک توافق هستهای برسد تا اینکه وارد جنگ شود. به همین خاطر، حمله نتانیاهو به ایران، آن هم بدون هماهنگی با ترامپ، یک اقدام خطرناک علیه منافع ترامپ است. اما مهمترین مانع و نگرانی نتانیاهو برای حمله نظامی مجدد به ایران این است که ایران اکنون در موقعیت به مراتب بهتری نسبت به جنگ ۱۲ روزه قرار دارد. اولا ایران اکنون کاملا هوشیار است و همانند جنگ ۱۲ روزه، رژیم دیگر از عنصر غافلگیری ایران برخوردار نیست. نیروهای مسلح ایران در آمادهباش کامل قرار دارند.
از سوی دیگر، بر اساس اظهارات مقامهای نظامی و سیاسی ایران، توان دفاعی ایران اکنون به مراتب بیشتر از زمان جنگ ۱۲ روزه است. تجربیات جنگ ۱۲ روزه باعث شد ایران تاکتیکهای متنوعی برای پاسخ به حمله رژیم صهیونیستی طراحی کند. یکی از این تاکتیکها حملات موشکی انبوه است؛ اقدامی که در صورت اجرایی شدن، خسارات مهلکی به رژیم وارد میکند. روزنامه اسرائیلهیوم اخیرا در گزارشی به همین موضوع اشاره و اذعان کرد اسرائیل توان مقابله با موشکهای ایران را ندارد و در صورت شلیک صدها موشک در یک زمان کوتاه، عملا توان نظامی رژیم بشدت آسیب خواهد دید. کارشناسان معتقدند در صورت وقوع یک درگیری نظامی دیگر میان ایران و رژیم، احتمال میرود تلآویو در همان روزهای نخست جنگ، خواستار آتشبس شود و این اقدام به منزله شکست سنگین رژیم صهیونیستی خواهد بود؛ شکستی که تبعات آن هم جایگاه نتانیاهو را بشدت به خطر میاندازد و هم خطر موجودیتی برای رژیم را به مراتب تشدید خواهد کرد. بنابراین نظامی مجدد به ایران، یک ریسک بسیار بزرگ برای نتانیاهو است.
با توجه به خطرات و هزینههای سیاسی، نظامی و اجتماعی جنگ با ایران، یک احتمال دیگر نیز درباره موضوع شروع جنگ برای جلوگیری از توافق احتمالی آمریکا و ایران وجود دارد: جنگ علیه حزبالله لبنان. این احتمال نیز وجود دارد که نتانیاهو با حمله به لبنان و شروع مجدد جنگ علیه حزبالله، تلاش کند با تغییر معادلات منطقهای، مذاکرات آمریکا و ایران را فاقد موضوعیت کند، چرا که در صورت حمله به لبنان و وقوع جنگ میان رژیم و حزبالله، مجددا تنش در منطقه افزایش مییابد و در چنین شرایطی فشارها به ترامپ برای عدم مذاکره با ایران و همینطور لزوم حمایت از رژیم صهیونیستی در این جنگ افزایش مییابد. اما این گزینه نیز موانعی دارد. یکی از این موانع، همان گزارهای است که درباره گزینه حمله به ایران نیز مطرح شد. اگر ترامپ واقعا به دنبال توافق با ایران باشد، به نتانیاهو اجازه نمیدهد در این مقطع، به حزبالله حمله کند، چرا که وقوع جنگ میان رژیم صهیونیستی و حزبالله لبنان نیز همانند گزینه جنگ با ایران، خلاف منافع ترامپ تلقی خواهد شد. بنابراین در صورتی که ترامپ متمایل به توافق با ایران باشد، به نتانیاهو اجازه نخواهد داد در این مقطع زمانی، علیه حزبالله - یعنی همپیمان ایران در منطقه - جنگ را آغاز کند.
یکی دیگر از موانع نتانیاهو، سورپرایزهای احتمالی حزبالله در این جنگ است. بر اساس گزارشهای منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، حزبالله لبنان پس از جنگ سال گذشته، بازسازی ساختار و همینطور قوای نظامی خود را با موفقیت انجام داده است. ضمن اینکه جنگ سال گذشته، برای حزبالله لبنان، تجارب ارزشمندی هم در حوزه حفاظتی و هم در نحوه آسیب زدن به رژیم به همراه داشته است، لذا این احتمال بسیار جدی است که در صورت وقوع جنگ جدید، حزبالله ضربات سنگین و سهمگینی به رژیم وارد کند. از سوی دیگر، پس از اتمام جنگ سال گذشته، نتانیاهو مدعی شده است تهدید حزبالله را به طور کامل از بین برده و یک پروپاگاندای گسترده در این حوزه انجام داده است تا موقعیت سیاسی خود را در سرزمین اشغالی ارتقا دهد اما آغاز یک جنگ جدید، میتواند منجر به فروپاشی تصویری شود که نتانیاهو سال گذشته، پس از جنگ، درباره حزبالله ترسیم کرد. به عبارتی در صورت وقوع یک جنگ جدید میان رژیم صهیونیستی و حزبالله، قطعا مقاومت لبنان ضربات سنگینی به رژیم وارد خواهد کرد. بویژه در مناطق شمال سرزمین اشغالی، همه ادعاهای نتانیاهو مبنی بر تامین امنیت این مناطق و بازگشت شهرکنشینان به این مناطق از بین خواهد رفت و موقعیت نتانیاهو در سرزمین اشغالی بشدت به خطر خواهد افتاد. قطعا یکی از دلایلی که نتانیاهو پس از شکست پروژه خلعسلاح حزبالله، از حمله گسترده به لبنان پرهیز کرد، همین نگرانی است.
اگرچه ارتش صهیونیستی به صورت مرتب و مکرر مناطقی در جنوب لبنان را هدف قرار میدهد اما کاملا مشخص است نتانیاهو از آغاز یک درگیری جدید همانند جنگ ۶۶ روزه سال گذشته علیه حزبالله خودداری میکند. مشخص است نتانیاهو بشدت نسبت به واکنش حزبالله در صورت وقوع یک جنگ جدید نگران است، بویژه اینکه حزبالله لبنان تاکنون، بر اساس یک طراحی هوشمندانه، از واکنش جدی به تجاوزات گاه و بیگاه رژیم به خاک لبنان خودداری کرده است. حزبالله با این خویشتنداری حسابشده، هم تلاش کرده مشت خود را برای رژیم باز نکند و هم توان خود را برای زمانی نگه داشته است که نتانیاهو دچار خطای محاسباتی شده و همانند سال گذشته یک جنگ گسترده را علیه حزبالله آغاز کند. کارشناسان معتقدند حزبالله لبنان درصدد است در صورت وقوع جنگ گسترده از سوی رژیم صهیونیستی، قدرت جدید خود را رونمایی کند، به گونهای که منطقه و همه دنیا مختصات قدرت حزبالله جدید را مشاهده کنند. این موضوع حتما باعث تغییر معادلات سیاسی در لبنان و سراسر منطقه خواهد شد و جایگاه حزبالله لبنان و جبهه مقاومت در معادلات منطقه را ارتقا خواهد داد. بنابراین جنگ جدید علیه حزبالله، اگرچه یکی از گزینههای نتانیاهو برای جلوگیری از توافق احتمالی میان آمریکا و ایران است اما خود نتانیاهو هم میداند این جنگ یک گزینه پرریسک و خطرناک هم برای رژیم و هم برای موقعیت متزلزل خود او است.
دوم- آشوب و اغتشاش در ایران: اغتشاشات و اقدامات تروریستی دیماه در ایران، اگرچه یک پروژه آمریکایی - اسرائیلی بود اما هم بر اساس شواهد و قرائن میدانی و هم بر اساس اظهارات مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی، این اغتشاشات تروریستی با محوریت موساد طراحی شد. موساد از یک سو با عناصر میدانی خود، همچنین شبکهای از اراذل و اوباش خریداری شده و از سوی دیگر با استفاده از مهره رضا پهلوی، این اغتشاشات تروریستی را انجام داد تا زمینهساز حمله نظامی آمریکا به ایران شود. آنچه شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی در ایران رخ داد، بر اساس همین پروژه انجام شد. البته این پروژه ناتمام ماند. جمع شدن سریع اغتشاشات، حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ دی و سرانجام تردیدهای جدی ترامپ برای حمله به ایران باعث شد این پروژه دستکم تا الان، ناکام بماند. نهایتا این پروژه به مذاکره آمریکا با ایران و احتمال حصول یک توافق هستهای میان طرفین انجامید.
اکنون یکی از گزینههای رژیم برای جلوگیری از این توافق، از سرگیری و احیای پروژه آشوب در ایران است. در واقع موساد تلاش میکند از طریق ایجاد یک آشوب و اغتشاش مجدد، مانع توافق آمریکا و ایران شود. نتانیاهو امیدوار است با استفاده از ظرفیت داخلی خود در ایران، طی روزها و هفتههای آینده، یک آشوب و اغتشاش مجدد در ایران راه بیندازد تا از یک سو، مذاکرات آمریکا و ایران را متوقف و از سوی دیگر با توجه به آرایش نظامی آمریکا در منطقه، ترامپ را متقاعد کند پروژه حمله به ایران را اجرایی کند. در این بین یک نکته مهم نیز وجود دارد. موساد در جریان اغتشاشات دیماه، از طریق رسانههای فارسیزبان خود به عناصر ضدانقلاب این امیدواری را القا کرده بود که در صورت ایجاد یک آشوب و اغتشاش گسترده، ترامپ را متقاعد میکند به ایران حمله کند. این بار نیز پیشبینی میشود موساد از طریق همین رسانههای فارسیزبان، این عناصر را تحریک کند تا با به راه انداختن یک آشوب و اغتشاش دیگر، اولا مانع توافق آمریکا و ایران شود، ثانیا شانس خود را برای متقاعد کردن ترامپ به حمله نظامی علیه ایران امتحان کند.
البته این گزینه نیز موانع مهمی در پیش دارد. یکی از این موانع، دستگیریهای گسترده و مختل شدن بخش مهمی از شبکه آشوب و ترور موساد است. مانع دوم، آگاهی جامعه ایرانی از ماهیت این اغتشاشات است. اعترافات ترامپ ثابت کرد آنچه ۱۸ و ۱۹ دی در ایران رخ داد، نه یک اعتراض مردمی نسبت به معیشت، بلکه یک پروژه خارجی برای ایجاد ناامنی و زمینهسازی حمله نظامی به ایران بود. ضمن اینکه خشونت عریان و بیحد و حصر آشوبگران و کشتار بیرحمانه حافظان امنیت و مردم، حمله به اماکن عمومی و خصوصی و به آتش کشیدن بیمارستانها، داروخانهها، مساجد، مغازهها، حمله به خودروهای آتشنشانی و آمبولانسها و به آتش کشیدن مغازهها و غارت اموال مردم، به وضوح به مردم نشان داد هدف طراحان خارجی از این آشوبها، ایجاد و گسترش ناامنی در کشور بوده است، لذا آگاهی جامعه از ماهیت این اغتشاشات، یکی از موانع مهم موساد در تکرار مجدد آن است اما مهمترین مانع این پروژه، موضوع جنگ است. وقوع یک آشوب مجدد در ایران، شبیه آنچه ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، تغییری در محاسبات ترامپ و تردیدهای او نسبت به عواقب حمله نظامی به ایران ایجاد نمیکند.
ایران در عالیترین سطح سیاسی اعلام کرده است حمله آمریکا به ایران، منجر به وقوع یک جنگ منطقهای خواهد شد. استعداد دفاعی در کنار توان بازدارندگی منطقهای ایران، باعث شده ترامپ دستکم تا الان نسبت به حمله نظامی به ایران مردد شود. هر نوع آشوب و اقدامات تروریستی مجدد در ایران، نهتنها شرایط دفاعی و بازدارندگی ایران برای پاسخ به حمله احتمالی آمریکا را تغییر نمیدهد، بلکه عزم و اراده جمهوری اسلامی ایران را برای نشان دادن یک پاسخ سخت فراگیر به حمله احتمالی آمریکا مصممتر میکند.
بنابراین وقوع یک آشوب و اغتشاش تروریستی دیگر در ایران، حتی اگر روی تصمیم ترامپ برای توافق با ایران تأثیر بگذارد، نمیتواند واقعیتهای میدانی درباره حمله نظامی آمریکا به ایران را تغییر دهد.
ضمن اینکه همانگونه که گفته شد، اگر تصمیم و اراده ترامپ برای مذاکره و حصول یک توافق هستهای با ایران جدی باشد، قاعدتا این تصمیم و اراده، روی سیاستها و اقدامات نتانیاهو نیز اثر خواهد گذاشت.
3- ترور شخصیت ترامپ: این یک احتمال جدی است و بسیاری از کارشناسان نیز درباره آن بحث کرده و میکنند که لابی صهیونیستی در حال اخاذی سیاسی از ترامپ است. امثال تاکر کارلسون که در شمار حامیان اصلی و نزدیکترین چهرههای جنبش ماگا به ترامپ محسوب میشوند نیز چندین بار صراحتا به این موضوع اشاره کردهاند که لابی صهیونیستی و مشخصا موساد، از طریق اسناد پرونده فساد اپستین در حال اخاذی از ترامپ هستند. چندی پیش کارلسون در اظهاراتی قابل تامل گفت جفری اپستین، برای موساد کار میکرده است. افشاگری وی موجی از اظهارنظرها و واکنشها را در جامعه آمریکا در پی داشت. بر همین اساس، بسیاری از کارشناسان بر این عقیدهاند دلیل اصلی همراهی و همکاری عجیب ترامپ با سیاستهای رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا همین موضوع اخاذی نتانیاهو و موساد از ترامپ است. به همین خاطر است که اکنون در شرایطی که رژیم صهیونیستی بشدت مخالف مذاکره و توافق صرفا هستهای میان آمریکا و ایران است، بیشتر کارشناسان معتقدند یکی از راههایی که نتانیاهو تلاش میکند ترامپ را از توافق هستهای با ایران منصرف کند، سوءاستفاده از اسناد اپستین و تهدید ترامپ به انتشار اسناد مربوط به ارتکاب فسادها و اقدامات غیراخلاقی و غیرقانونی او در پرونده فساد جفری اپستین است.
بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدند دلیل چرخش عجیب ترامپ و تغییر سیاست او در مذاکرات قبلی آمریکا و ایران، همین موضوع بوده است. در مذاکرات هستهای آمریکا با ایران که منتهی به جنگ ۱۲ روزه شد، ترامپ ابتدا مواضعی روشن در حمایت از توافق و علیه جنگ اتخاذ کرده بود. حتی زمانی که نتانیاهو در نخستین سفر خود به آمریکا پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، در کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد، ترامپ رفتاری شبیه آنچه با زلسنکی کرده بود با نتانیاهو انجام داد و گفت نتانیاهو نیز حامی توافق با ایران است. با این وجود بهرغم این مواضع رسمی، ترامپ نهایتا در میانه مذاکرات هستهای با ایران، با طرح نتانیاهو برای حمله به ایران موافقت کرد. این اقدام ترامپ باعث شد اعتبار بینالمللی وی بشدت مخدوش شود. این رفتار متناقض باعث شد انگاره اخاذی نتانیاهو از ترامپ بر سر اسناد اپستین قوت بگیرد. کما اینکه بسیاری از کارشناسان معتقدند دلیل اصلی مواضع عجیب ترامپ در قبال جنگ اوکراین نیز اخاذی سیاسی پوتین از او است.
در مجموع، با توجه به این شواهد، اینک کارشناسان احتمال میدهند نتانیاهو در سفر آتی خود به آمریکا یک بار دیگر به این حربه متوسل شود و با ترساندن ترامپ از انتشار اسناد اپستین، موضع او در قبال ایران را تغییر دهد. هنوز مشخص نیست نتیجه مذاکرات نتانیاهو و ترامپ چه خواهد بود و آیا ترامپ یک بار دیگر نیز سیاست و تصمیم خود در قبال ایران را تغییر خواهد داد یا خیر. با این حال برخی کارشناسان هم هستند که معتقدند با توجه به روند انتشار اسناد پرونده فساد اپستین، شاید ترامپ به این جمعبندی رسیده باشد که اسناد مربوط به فساد او در نهایت و تحت هر شرایطی منتشر خواهد شد و باج دادن او به رژیم صهیونیستی، در نهایت موجب جلوگیری از انتشار این اسناد نخواهد شد. شاید اگر ترامپ به این جمعبندی رسیده باشد، آنگاه تلاش نتانیاهو برای اخاذی از او راه به جایی نبرد.
البته از این نکته نیز نباید غافل شد که صهیونیستها برای رسیدن به اهداف خود از هیچ اقدامی صرفنظر نمیکنند؛ حتی نظیر کاری که با جان.اف.کندی کردند.