ایران پرسمان - جماران / محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با تأکید بر اینکه من فکر نمیکنم الآن در کشور کسی با اصل مذاکره مخالف باشد، گفت: عقل سلیم میگوید الآن باید کاری کنیم که دوران دو سال باقیمانده این «گاو خشمگین» طی شود و از قدرت آمریکا کنار برود. یعنی ما راهی پیدا کنیم که او از این باتلاقی که در آن گیر کرده بیرون بیاید تا صدمه بیشتری به ایران نزند. اگر بتوانیم با روشی این کار را انجام دهیم که صدمات ناشی از رفتارهای دیوانهوار ترامپ نسبت به ایران را کاهش دهیم، میتواند برای ایران مثبت فرض شود.
در اولین لحظات دفاع مقدس 40 روزه مقابل دشمن آمریکایی-صهیونی پدر بزرگوار رهبر انقلاب به شهادت رسیدند؛ در عین حال ایشان حامی تیم مذاکرهکننده هستند. ولی عدهای «دلواپس» و یا به تعبیر آیتالله سید حسن خمینی «کاسه داغتر از آش»، با این مذاکرات مخالفت و حتی تیم مذاکرهکننده را تخریب میکنند. تحلیل شما از این وقایع و این مخالفتها چیست؟
بازار ![]()
همانطور که میدانید، ساختار جمهوری اسلامی طوری است که اصولاً تصمیمگیران ما نمیتوانند بدون داشتن نظر و مصوبه مقامات ارشد، اقدامی انجام دهند. بالأخره در ساختار [حاکمیت کشور] ما، نظام رهبری و ولایت فقیه وجود دارد و پس از آن سران سه قوه هستند. قوه مجریه به عنوان قوه ارشد کشور، اصولاً اینگونه موارد را دنبال میکند و تصمیمات اساسی در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ میشود که همه سران سه قوه و فرماندهان نظامی و امنیتی در آن حضور دارند.
کلیه مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز تا زمانی که توسط رئیسجمهور امضاء نشود و به تأیید رهبری نرسد، قابل اجرا نخواهد بود. به نظر میرسد کسانی که با سفسطه، تصمیمات را بدون نظر رهبری فرض میکنند، خودشان را به ندانستن میزنند. ممکن است در جلسات مسائلی مطرح شود که منجر به تصمیمی گردد و نسبت به آن بحثها حرفهایی داشته باشند، اما نمیتوانند بگویند که این مسائل به تصویب رهبری نرسیده است.
نکته دوم این است که در زمان حیات شهید آیتالله خامنهای، بحث مذاکره حل شده بود. درست است که در آن زمان مذاکره به صورت غیرمستقیم انجام میشد و ایشان موافقت فرموده بودند که مذاکره غیرمستقیم صورت بگیرد، و اگر لازم شد بعدا مستقیم انجام شود. در نتیجه، من فکر نمیکنم الآن در کشور کسی با اصل مذاکره مخالف باشد. کسانی که «کاسه داغتر از آش» هستند و مذاکره را نهی میکنند و فکر نمیکنم حتی دلواپسان هم دیگر با اصل مذاکره مخالف باشند.
مسأله مهم این است که خواستههای ایران در مذاکره چه باشد. آنجاست که عدهای خواستههای حداکثری را مطرح میکنند و بحث را به خیابان و میدان میکشانند. مثلا میگویند «رفتن آمریکا از منطقه» و «پراخت غرامت کامل به ایران» در پیامهای رهبر شهید و رهبر فعلی وجود داشته است. یعنی آنقدر سطح خواستهها را بالا میبرند که اگر تیم مذاکرهکننده به آنها نرسد، ادعا کنند ما در مذاکرات شکست خوردهایم و این حس شکست را به جامعه تحمیل کنند. در صورتی که اگر عقل سلیمی باشد و خواستههای مشخص و قابل اجرا مطرح شود، تیم مذاکرهکننده نمیخواهد حیثیت ایران از بین برود، و قطعا نمیرود که تسلیم شود و ایران را بفروشد؛ بلکه در جهتی حرکت میکند که پاسخگوی منافع ملی باشد. اگر منافع ملی تأمین شود و به تصویب مراجع ذیصلاح برسد، افراد میتوانند با آن مخالفت کنند اما مسیر قانونی را طی کرده و کشور باید آن را اجرا کند.
باید فرض را بر این بگذاریم که ترامپ قرار نیست تا ابد رئیسجمهور آمریکا باشد و چنین تصمیماتی علیه ایران بگیرد؛ او حداکثر دو سال دیگر در قدرت خواهد بود. اگر در این دو سال تصمیماتی بگیریم که از این صدمات عبور کنیم، مگر خود ترامپ زیر توافق نزد؟! هر توافقی که انجام دهیم، اگر بعدا دیدیم به نفع ایران نیست و آنجا آدم عاقلتری پای کار آمده، میتوانیم اعلام کنیم که ما این توافق را تحت فشارهای غیرموجه او نوشته بودیم و الآن نمیتوانیم به آن عمل کنیم و خواهان مذاکرات جدید هستیم.
در نتیجه، با شرایط فعلی کشور، عقل سلیم حکم میکند کاری کنیم که این گاو خشمگین صدمه کمتری به مردم، مسئولین، فرماندهان نظامی و داراییهای کشورمان بزند تا خدای نکرده فقر بیشتری حاکم نشود. همیشه فرصت داریم که حق و حقوقمان را از فردی عاقلتر دریافت کنیم. اگر اکنون بتوانیم هرچه میخواهیم را بگیریم که بسیار عالی است؛ و اگر فرض را بر این بگذاریم که با یک عقل سلیم از این معرکه عبور کنیم تا زمان مناسبی برسد، این هم میتواند مثبت فرض شود.
میتوانیم کاری کنیم که این دو سال تمام شود ولی ترامپ مدام اولتیماتوم میدهد. نظر شما در این خصوص چیست؟
البته من الآن اطلاعات کافی ندارم که بخواهم وارد این بحث بشوم. چون ما که در مذاکرات حضور نداریم. ولی شنیدم در سفر ترامپ به چین گفته شد ترامپ پذیرفته که ایران فعلا هستهای را تعلیق کند. اگر ترامپ تعلیق را پذیرفته، با توجه به وضعیتی که ما در میدانهای هستهای مثل فردو، اصفهان و نطنز داریم، تعلیق چندساله مشکلی برای ایران ایجاد نمیکند. ما دو سال باید آواربرداری و بازسازی کنیم و تا دو سال دیگر هم ترامپ رفته و آن موقع یک فکری به برایش میکنیم.
همچنین تنگه هرمز بالأخره یک جای مهمی است. اگر ما پافشاری زیادی کنیم، ممکن است دنیا برای عبور از موانع راهکارهای جایگزین پیدا کند؛ مثل لولهکشیهایی که در عربستان یا امارات انجام شده یا طرحهایی برای انتقال لوله از ترکیه به دریای سیاه و از اردن به دریای مدیترانه. اینها مسائلی است که میتواند ارزش تنگه هرمز را به نوعی کمتر کند. اگر بتوانیم حداکثر استفاده را از تنگه هرمز ببریم و از سوی دیگر اجازه ندهیم راهحل جدیدی برای عبور از تنگه ایجاد شود، عبور از آن تا زمان ترامپ هم خیلی مشکلی ایجاد نمیکند. چون هر لحظه بخواهیم میتوانیم دوباره تنگه را ببندیم. یعنی هر لحظه بخواهیم میتوانیم فعالیت هستهای را شروع کنیم یا تنگه هرمز را ببندیم؛ چون این تنگه در اختیار خودمان است.
مسئولین باید بنشینند و سبک و سنگین کنند و ببینند چه مقدار به نفع و چه مقدار به ضرر است. در هر صورت، در شرایطی که حس پیروزی بر کشور حاکم است و باتلاقی که ترامپ در آن گیر کرده، باید در مذاکره حداکثر استفاده را از آن داشته باشیم.
وحدت و انسجامی که بین مردم و مسئولین شکل گرفته و پشتیبانی مردم دارند و یک نمونه آن اجتماعات شبانه است که تا الآن 86 شب آن گذشته است، چقدر میتواند به پیروزی نهایی ما کمک کند؟
حس پیروزی ما اول مربوط به همین مردم در میدان است. چون اگر این مردم در میدان نبودند، میتوانست اتفاقات بدتری بیفتد؛ مثلا همان اتفاقاتی که در دی ماه داشتیم. در نتیجه، باید بدانید که نقش مردم در [ایجاد] این حس پیروزی برای ایران، بالای 60 درصد است و مابقی مربوط به تکنولوژیهای بهدستآمده و تصمیمات مسئولین است. اگر بخواهم تقسیمبندی کنم، بالای 60 درصد سهم را به مردم میدهم، 30 درصد سهم را به تکنولوژیهای موشکی و پهپادی و همت فرماندهان و ساختار صنعتی-نظامی میدهم و 10 درصد هم سهم مسئولینی است که شجاعت به خرج دادند و در این معرکه پای کار ایستادند و کشور را حفظ کردند. اگرچه گرانی وجود دارد که در این شرایط طبیعی است، اما مدیریت امور در این سه ماه توسط دولت واقعا خوب انجام شد.
دیپلماتهایی که مذاکرات خارجی را پیش میبرند هم باید بین دیپلماسی و جنگ قرار بگیرند و اینها را به هم جوش دهند ولی خیلی تابع جنگ قرار گرفتهاند
شما اشاره داشتید که خواستههای حداکثری مطرح میشود، اما از سوی دیگر ما با ترامپ مواجه هستیم که روزانه شاهد بدعهدیهایش هستیم؛ یعنی توئیتی میزند و در توییت بعدی مطلب قبلی خود را نقض یا انکار میکند و یا حرفش را عوض میکند. با توجه به این موضوع، آیا میتوانیم امیدوار باشیم که با او به نتیجه برسیم؟
عقل سلیم میگوید الآن باید کاری کنیم که دوران دو سال باقیمانده این «گاو خشمگین» طی شود و از قدرت آمریکا کنار برود. یعنی ما راهی پیدا کنیم که او از این باتلاقی که در آن گیر کرده بیرون بیاید تا صدمه بیشتری به ایران نزند. اگر بتوانیم با روشی این کار را انجام دهیم که صدمات ناشی از رفتارهای دیوانهوار ترامپ نسبت به ایران را کاهش دهیم، میتواند برای ایران مثبت فرض شود.
معاون اول رئیس جمهور چند روز پیش از عنوان «جهاد و سازندگی» برای دولت چهاردهم استفاده کرد. در این دوره سازندگی، دولت باید چه اولویتها و اقداماتی داشته باشد تا بتواند انسجام اجتماعی را بالا ببرد؟
من فکر نمیکنم هنوز به مرحله سازندگی رسیده باشیم؛ فضای ما همچنان «نه جنگ و نه صلح» است و همه امکانات در خدمت جنگ قرار دارد. درست است که برخی خسارتهای جنگ را داریم بازسازی میکنیم. ولی هنوز سازندگی آغاز نشده؛ آن با فرضی است که جنگ تمام شود و بازسازی خسارتهایی که در زمینههای مختلف از جمله نیروگاهها، پتروشیمیها، مراکز نفتی و صنایع نظامی و غیرنظامی را به صورت جدی شروع کنیم. البته بعضیها شروع شده، اما هنوز چون شرایط جنگی است نمیتوانیم بگوییم بازسازی جدی شروع شده است.
در این مقطع چه توصیهای به مسئولین و مردم دارید؟
اولاً نسبت به تضعیف دولت اقدام نکنند. مثلا اخیرا دیدم یکی از نمایندگان توهینهای خیلی بدی به دولت آقای پزشکیان کرده بود که حتی صدای روزنامه «جوان» را هم درآورد و او را محکوم کرد. دوم اینکه دیپلماسی ما در وزارت خارجه باید طوری باشد که به سمت نجات کشور از این معرکه برود و نظرات را به هم نزدیک کند. این وظیفهاش را فراموش نکند و یک دفعه در بحث جنگ محو نشود؛ وظیفه او چیز دیگری است و وظیفه رزمندگان ما چیز دیگری است. یعنی هرکسی باید در حیطه وظایف خود عمل کند تا مسائل کشور حل شود.
نکته بعدی هم خود مردم هستند. البته فکر میکنم مردم نیازی به توصیه ندارند؛ آنها مشخصا در میدان حضور دارند و کمبودها و گرانی را هم تحمل میکنند. فقط باید از آنها تشکر کرد که این تحمل بالا را در این تقریبا 90 روز داشتهاند و هنوز هم دارند ادامه میدهند؛ و باید قدر این مردم را دانست.