ایران پرسمان - سواد رسانهای دیگر مهارتی جانبی نیست، بلکه ضرورتی برای زیستن در جهان دیجیتال برای کودک و بزرگسال است؛ جایی که توان تشخیص و تحلیل پیامها، مرز میان آگاهی و سردرگمی را مشخص میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، کودکان امروز پیش از آنکه خواندن و نوشتن را بهطور کامل بیاموزند، با صفحههای درخشان تلفنهای همراه، تبلتها، تلویزیونها و انبوهی از پیامهای رسانهای روبهرو میشوند. آنها عکس میبینند، ویدئو تماشا میکنند، تبلیغات را دنبال میکنند و هر روز با حجم گستردهای از اطلاعات مواجهاند؛ اطلاعاتی که گاه درستاند و گاه نادرست، گاه برای آگاهیبخشی تولید شدهاند و گاه برای تأثیرگذاری بر مخاطب.
در چنین شرایطی، آموزش سواد رسانهای دیگر یک مهارت فرعی نیست؛ بلکه به یکی از نیازهای اساسی کودکان تبدیل شده است. با این حال، آموزش مفاهیمی مانند پیام، رسانه، تبلیغات، منبع خبر یا حریم خصوصی به کودکی که هنوز در سالهای ابتدایی زندگی خود قرار دارد، کار سادهای نیست. کتاب «سرک؛ سواد رسانهای برای کودکان» نوشته اسماعیل رمضانی با تصویرگری فاطمه زمانه رو، تلاشی است برای پاسخ دادن به همین نیاز؛ تلاشی که مسیر آموزش را از دنیای قصهها آغاز میکند.
این اثر که توسط انتشارات سیمای شرق در مجموعه کتابهای زرافه منتشر شده، نخستین جلد از مجموعهای دو جلدی است که کودکان چهار تا نه سال را مخاطب قرار داده و میکوشد مفاهیم پایه سواد رسانهای را با زبانی ساده، داستانی و متناسب با دنیای کودکانه آموزش دهد.
وقتی رسانه به اندازه یک قصه ساده میشود
یکی از چالشهای اصلی در آموزش سواد رسانهای به کودکان، پیچیدگی مفاهیم آن است. بسیاری از واژههای این حوزه حتی برای بزرگسالان نیز گاه دشوار و تخصصی به نظر میرسند. نویسنده برای عبور از این مانع، به جای ارائه تعریفهای مستقیم و آموزشی، از قصه کمک گرفته است.
در «سرک»، هر مفهوم در قالب یک روایت کوتاه مطرح میشود. کودک پیش از آنکه با واژههای تخصصی روبهرو شود، با شخصیتها همراه میشود، ماجرا را دنبال میکند و در خلال داستان، با مفهومی تازه آشنا میشود. به این ترتیب آموزش به شکلی غیرمستقیم و طبیعی اتفاق میافتد.
این رویکرد باعث شده کتاب بیش از آنکه شبیه یک کتاب درسی باشد، به مجموعهای از داستانهای کوتاه و جذاب شباهت داشته باشد؛ داستانهایی که در عین سرگرمکننده بودن، هدف آموزشی مشخصی را دنبال میکنند.
تیرهایی که پیام حمل میکنند
یکی از جالبترین بخشهای کتاب، استفاده از مثال تیر و کمان برای توضیح فرآیند ارتباط است. در این روایت، فرستنده، پیام، رسانه و گیرنده در قالب اجزای یک تیراندازی معرفی میشوند. تیرانداز پیام را آماده میکند، کمان نقش رسانه را بر عهده دارد و هدف، گیرنده پیام است. این تشبیه ساده به کودکان کمک میکند تا یکی از بنیادیترین مفاهیم ارتباطات را بدون پیچیدگی درک کنند.
نویسنده با استفاده از چنین نمونههایی، مفاهیم انتزاعی را به تصاویر ملموس تبدیل میکند. کودک به جای حفظ کردن تعاریف، آنها را در قالب موقعیتهای قابل تصور میبیند و به خاطر میسپارد.
میان صفحه نمایش و جهان واقعی
یکی از موضوعات مهمی که در کتاب مطرح میشود، تفاوت میان تجربه واقعی و تجربه رسانهای است. موضوعی که در زندگی کودکان امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
در یکی از داستانها، شخصیتها آنقدر سرگرم ثبت تصاویر و استفاده از ابزارهای رسانهای میشوند که از خود تجربه واقعی فاصله میگیرند. آنها به جای دیدن طبیعت، مشغول ثبت کردن آن هستند؛ به جای زندگی کردن در لحظه، به نمایش دادن لحظه فکر میکنند.
این داستان بدون آنکه رویکردی سلبی نسبت به فناوری داشته باشد، کودکان را با این پرسش روبهرو میکند که آیا همه چیز را باید از پشت صفحه نمایش دید؟
کتاب در این بخش تلاش نمیکند رسانهها را نفی کند، بلکه میکوشد نسبت میان استفاده از رسانه و تجربه واقعی زندگی را برای مخاطب کودک روشنتر سازد.
شایعهای که روی بال کلاغها نشست
در دنیای امروز، تشخیص درست و نادرست بودن اطلاعات به یکی از مهمترین مهارتهای رسانهای تبدیل شده است. کودکان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. «سرک» این موضوع را در قالب داستان گاو و کلاغها مطرح میکند. داستانی که مفهوم منبع خبر و ضرورت بررسی اطلاعات را به زبان کودکانه توضیح میدهد.
کودک در خلال این روایت میآموزد که هر خبری قابل اعتماد نیست و نباید هر آنچه میشنود یا میبیند را بدون پرسش و بررسی بپذیرد. این آموزش در زمانی که شبکههای اجتماعی و پیامرسانها نقش گستردهای در انتقال اطلاعات دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پشت پرده یک تکه کیک سیب
یکی دیگر از مفاهیم مهم کتاب، شناخت ساختار پیامهای رسانهای است. در داستان «مامان خرسی و کیک سیب»، کودکان با این ایده آشنا میشوند که پیامهای رسانهای همانند یک غذای ترکیبی از اجزای مختلف تشکیل شدهاند.
هیچ پیامی به شکل تصادفی تولید نمیشود. هر پیام سازندهای دارد، هدفی را دنبال میکند و برای مخاطبی خاص طراحی شده است. این مفهوم که در حوزه سواد رسانهای اهمیت فراوانی دارد، در کتاب با زبانی ساده و تصویری قابل فهم بیان شده است. کودک یاد میگیرد همانطور که میتوان مواد تشکیلدهنده یک غذا را شناخت، میتوان درباره اجزای تشکیلدهنده یک پیام رسانهای نیز پرسش کرد.
حریمهایی که دیده نمیشوند
بخش دیگری از کتاب به موضوع حریم خصوصی اختصاص دارد؛ مفهومی که با گسترش فضای مجازی بیش از گذشته اهمیت یافته است. کودکان امروز از سنین پایین با اشتراکگذاری تصویر، اطلاعات شخصی و ارتباطات آنلاین آشنا میشوند. کتاب تلاش میکند بدون ایجاد ترس یا نگرانی، مفهوم حفظ اطلاعات شخصی را به مخاطب معرفی کند.
در کنار حریم خصوصی، موضوع مالکیت معنوی نیز مطرح میشود؛ اینکه هر اثر، تصویر یا محصول فکری صاحب دارد و استفاده از آن باید با احترام به حقوق دیگران همراه باشد. آشنایی اولیه کودکان با چنین مفاهیمی، زمینهای برای شکلگیری رفتار مسئولانهتر در سالهای بعد فراهم میکند.
شاید مهمترین ویژگی «سرک» این باشد که به جای آموزش ابزارها، مهارتها را آموزش میدهد. ابزارهای رسانهای مدام تغییر میکنند؛ تلفنهای همراه، شبکههای اجتماعی و فناوریهای نو هر روز شکل تازهای پیدا میکنند. اما مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، تحلیل پیام، تشخیص منبع خبر و شناخت تبلیغات، مهارتهایی ماندگار هستند. این کتاب تلاش کرده بذر چنین مهارتهایی را در سالهای ابتدایی زندگی کودکان بکارد؛ سالهایی که بسیاری از عادتهای فکری و رفتاری شکل میگیرند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
ارتباط برقرار کردن تا حدودی مثل تیراندازی است. مهم این است که مراحل آن را از هم جدا کنیم. یک فرستنده (تیرانداز) یک پیام (تیر) را به وسیله رسانه (کمان) با یک منظور خاص (رسیدن به نقطه خال) برای یک مخاطب یا گیرنده (صفحه هدف) میفرستد.
هر پیامی توسط یک سازنده با یک منظور خاص ساخته میشود تا توسط یک رسانه به ما بهعنوان یک مخاطب برسد (مثل تیری که توسط کمان رها میشود تا به هدف خاصی برسد). تا زمانی که حرفی را نزدهایم یا پیامی را نفرستادهایم، امکان تغییر آن وجود دارد اما بعد از ارسال دیگر امکان اصلاح کردن نیست (مثل تیری که پس از رها شدن دیگر نمیتواند به کمان برگردد).
کتاب «سرک؛ سواد رسانهای برای کودکان» نوشته اسماعیل رمضانی در۵۶صفحه از سوی انتشارات سیمای شرق منتشر شده است.