ایران پرسمان - یک استاد دانشگاه میگوید: کتاب برای امام شهید، فقط ابزار انتقال اطلاعات نبود؛ ابزار ساختن انسان و جامعه بود. توصیههای ایشان به کتابخوانی را باید توصیه به تقویت زیرساخت فکری جامعه دانست.
گروه فرهنگ و ادب، خبرگزاری مهر، فاطمه نعمتی : امام شهیدمان، آیتالله سیدعلی خامنهای آنقدر زندگیشان را با کتاب گره زده بودند که انگار نمیتوانیم ابعاد مختلف شخصیتی و زندگی ایشان را از مطالعاتشان جدا کنیم. ذهنشان پر از کلمه شده بود، پر از ایده و نگاهِ جدید و عمیق. این همان دستاوردی است که همیشه به ما یادآوری میکردند: دستاورد مطالعه و انس با کتاب.
ایشان حدود پانزده سال پیش درباره هدیهای که کتاب به ما تقدیم میکند گفته بودند: «یک نکته این است که ما اگر درصدد همافزایی آحاد خودمان از لحاظ فکر و تجربه و ذوق و هنر هستیم، بایستی ارتباط خودمان را با کتاب بیشتر کنیم. کتاب مجموعهای است از محصولات یک فکر، یک اندیشه، یک ذوق، یک هنر؛ مجموعهای است از یافتههای یک یا چند انسان. ما خیلی باید مغتنم بشمریم که از محصول فکر آحاد گوناگون بشر استفاده کنیم؛ این کاری است که کتاب به ما تقدیم میکند، هدیه میکند؛ این هدیه کتاب به ماست. لذا، کتاب یک پدیده و یک موجود ذیقیمت است؛ همیشه اینجور بوده است، در آینده هم همینجور خواهد بود. لذاست که به کتاب بایستی اهتمام ورزید.»
بنابراین رهبر شهید انقلاب، کتاب را صرفا ابزار سرگرمی نمیدانستند، بلکه آن را انسانساز میدیدند؛ انسانی که تمدن میسازد. این نگاه در علاقهمندان و پیروان ایشان نیز دیده میشود.
قاسم صفایینژاد، فعال حوزه رسانه و نشر نیز معتقد است کتاب، رسانه است، یک رسانه عمیق؛ رسانهای که میتواند فهم عمیق و تحول معرفتی برای مخاطب خود به همراه بیاورد. در این شماره از پرونده «هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد» با او درباره کتابخوانی رهبر شهید، جایگاه کتاب در جامعه، وضعیت نشر و علاقه خودش به مطالعه گفتوگو کردهایم. این مطلب را میتوانید در ادامه بخوانید:
* آقای صفایینژاد، آیا تابهحال شده رهبر انقلاب در حوزه ادبیات یا غیرداستانی کتابی را پیشنهاد دهند و شما به این دلیل که پیشنهاد یا توصیه ایشان است، آن اثر را تهیه کنید و بخوانید؟
بله، البته نه از سر تعارف، بلکه چون برخی از کتابهایی که امام شهید معرفی میکردند، با مسیر فکری و حرفهای من نسبت داشت. وقتی ایشان کتابی را برجسته میکردند؛ مثلاً در عرصه تاریخ، هویت، حکمرانی فرهنگی یا فهم تحولات اجتماعی، طبیعتاً برای من این توصیهها نوعی نشانهگذاری معرفتی بود؛ یعنی احساس میکردم این کتاب در مسیر تحقق «ایران اسلامی قوی» جایگاه مهمی دارد و میتواند به فهم بهتر مسائل کشور کمک کند.
* شما در حوزه رسانه تحصیل کرده و آن را در دانشگاه تدریس میکنید. پیشنهادهای کتابخوانی رهبر شهید و توصیههای مداوم ایشان به مردم و مسئولان برای کتاب خواندن، جایگاه بیبدیل کتاب در زندگی و تفکر ایشان را نشان میدهد. ایشان کتاب را رسانهای قوی میدانستند. نظر شما در اینباره چیست؟
در مطالعات رسانه، از مفهوم «رسانههای عمیق» در برابر «رسانههای سطحی» سخن گفته میشود. کتاب یکی از معدود رسانههایی است که میتواند فهم عمیق و تحول معرفتی ایجاد کند. رسانههای سطحی، ذهن را تحریک میکنند و شاید در کوتاهمدت هم برنده بازی باشند؛ اما کتاب ذهن را تغییر میدهد و در بلندمدت اثرگذاری بیشتری دارد.
به نظرم برای امام شهید، کتاب فقط ابزار انتقال اطلاعات نبود؛ ابزار ساختن انسان و جامعه بود. به همین دلیل، توصیههای مکرر ایشان درباره کتابخوانی را باید توصیه به تقویت زیرساخت فکری جامعه دانست. جامعهای که اهل مطالعه نباشد، در تحلیل مسائل، تصمیمگیری و حتی حفظ هویت فرهنگی خود با چالش مواجه خواهد شد.
* با توجه به اهمیت کتاب و کتابخواندن و حتی توصیههای رهبر شهید به مطالعه، به نظر میرسد کار رسانهای قویای پیرامون این جنبه از زندگی رهبر بزرگ انقلاب صورت نگرفته است. دلایل آن را چه میدانید؟ آسیب این کمکاری رسانهای را چطور میبینید؟
به نظر من اتفاقاً کار رسانهای خوبی در این زمینه انجام شده است؛ هم در قالب روایتهای شفاهی، هم مستندها، هم خاطرات نزدیکان و هم بازتاب رفتارهای ایشان در میان نسلهای جدید. شاهد روشن آن این است که امروز در میان جوانانی که خود را پیرو ایشان میدانند، سطح کتابخوانی بهمراتب بالاتر از گروههایی است که با ایشان زاویه دارند. این یعنی علاقه ایشان به کتاب، پنهان نمانده و به یک الگوی رفتاری تبدیل شده است.
البته میتوانستیم روایتهای رسانهای را حرفهایتر، جذابتر و نظاممندتر پیش ببریم؛ اما اصل پیام به جامعه تقریبا منتقل شده است.
* برای خود شما، چه جنبهای از کتابخوانی ایشان و عشق و علاقهشان به کتاب و مطالعه خیلی جالب بوده است؟
برای من، ترکیب نظم، استمرار و سرعت مطالعه ایشان همیشه جذاب بوده است. اینکه فردی با آن حجم از مسئولیت، آن شرایط دشوار و آن فشارهای سیاسی و اجتماعی، همچنان بتواند با چنین نظم و جدیتی مطالعه کند، نشان میدهد کتاب برای ایشان صرفاً یک عادت روزمره نبود، بلکه یک ضرورت فکری ارزشمند به شمار میرفت. این ویژگی نشان میدهد مطالعه برای ایشان نه یک فعالیت حاشیهای، بلکه بخشی از سبک زندگی و شیوه مواجهه با مسائل کشور و جهان بوده است.
* شما در زمینه کتاب بسیار فعال هستید و سابقه تأسیس و مدیریت انتشارات را هم داشتهاید. با توجه به این تجربهها، بهطور کل نگاه امروزِ ناشران و مردم به کتاب را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا مانند رهبر شهید، کتاب را امری انسانساز میبینند یا نگاهها به آن سطحی و زودگذر است؟
کتاب هنوز اعتبار فرهنگی خود را حفظ کرده است؛ اما واقعیت این است که دیگر از جایگاه اجتماعی گذشته برخوردار نیست. مدلهای کسبوکار نشر توانِ رقابت با جذابیت رسانههای تقریباً رایگان را ندارند و بخش درخور توجهی از ناشران نیز همچنان با الگوهای سنتی فعالیت میکنند.
مشکل اصلی این است که نتوانستهایم محتوای عمیق را با روشهایی آسانتر، ارزانتر و در دسترستر به مخاطبان عرضه کنیم. صنعت نشر ما از بسیاری از تحولات روز عقب مانده است و از منظر رقابتی نمیتواند با محصولات جایگزین خود هماوردی کند.
بااینحال، معتقدم مسئله از خود کتاب نیست. اگر صنعت نشر بتواند خود را با تحولات فناوری و تغییر رفتار مخاطب هماهنگ کند، کتاب همچنان یکی از قدرتمندترین رسانههای جامعه خواهد بود.
* شما چطور کتابخوان شدید؟ سلیقه مطالعاتیتان بیشتر در چه زمینههایی است؟ رمان هم میخوانید؟
من از نوجوانی در بسیج و مسجد به فعالیتهای فرهنگی علاقهمند شدم. نوجوانی من همزمان بود با شبیخون فرهنگی دشمن در کشور؛ فضایی که همه احساس میکردیم باید خودمان را تجهیز کنیم. کتاب برای ما ابزار مبارزه بود که هم خودمان را در تهاجم فرهنگی مجهز کنیم و هم بتوانیم وظیفهمان در قبال جامعه و آگاهی آن را بهتر انجام دهیم.
سلیقه مطالعاتیام بیشتر در حوزههای تخصصی مدیریت رسانه، فرهنگ و اندیشه است؛ اما بله، رمان هم میخوانم. رمان برای من آزمایشگاه فهم انسان است؛ جایی که میتوان پیچیدگیهای روانی و اجتماعی را بهتر دید.
* اگر رهبر شهید انقلاب از شما یک درخواست داشته باشند و بخواهند که فقط یک کار برای ترویج بیشتر و بهتر کتاب در بین مردم انجام دهید، آن کار چیست؟
بهنظر من، تولید، توزیع و ترویج سه مقوله جدا نیستند؛ راهحل پیشرفت هر سه به نظرم در یک نقطه به هم میرسند: مردمیشدن نشر. تا وقتی نشر یک فعالیت روشنفکری یا نخبهگرا و محدود به حلقههای خاص باشد، اثرگذاریاش محدود میماند؛ اما اگر نشر به یک فعالیت مردمی، مشارکتی و اجتماعی تبدیل شود، کتاب دوباره میتواند جریانساز شود. مردمیسازی نشر یعنی مردم در تولید، توزیع و ترویج محتوا نقش داشته باشند، مسیر انتشار ساده و کمهزینه شود و کتابخوانی تبدیل به یک ارزش اجتماعی شود. این یک تحول ساختاری است و اگر قرار باشد فقط یک کار انجام دهم، همین را انتخاب میکنم.