ایران پرسمان - نشست تخصصی «فریاد خونخواهی» با هدف تبیین اهمیت مطالبه انتقام و خونخواهی در تشییع رهبر شهید انقلاب، با حضور جمعی از تشکلهای مردمی، اساتید و عموم علاقمندان در حسینیه هنر تهران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در آستانه برگزاری تشییع رهبر شهید انقلاب، نشست ویژهای با عنوان «فریاد خونخواهی» روز چهارشنبه ۱۰ تیرماه ساعت ۱۷ در حسینیه هنر تهران برگزار شد. در این نشست حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه و دکتر محمدصادق شهبازی، پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی بهعنوان سخنرانان اصلی به تحلیل ابعاد موضوع پرداختند.
محمدصادق شهبازی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ماهیت بیسابقه واقعه شهادت رهبر انقلاب گفت: «وقتی سخن از تداوم راه رهبر شهید به میان میآید، باید پذیرفت که شهادت رهبر دینی و سیاسی ما، رویدادی بینظیر است که فراتر از یک فقدان عادی، فضایی تازه و مقتضیات ویژهای را طلب میکند. این واقعه را نمیتوان با رحلت یک رهبر مقایسه کرد؛ چراکه در اینجا خون، فریاد میزند و پاسخ، جز با خونخواهی ممکن نیست.»
او با نفی نگاه احساسی و شتابزده به مقوله خونخواهی، ادامه داد: «مسئله خونخواهی تنها برخاسته از تأثرات وجدانی نیست، بلکه یک ضرورت عقلایی برای بقای جامعه محسوب میشود. برخی میپندارند که خونخواهی، واکنشی عاطفی و تندروانه است، در حالی که اینگونه نیست. خونخواهی برای ما دفاع از زندگی است، بقای جامعه است. بعضی میگویند بهتر است کنار بگذاریم و با دشمن به بدهبستانی بپردازیم تا جانهای کمتری گرفته شود اما این نگاهی سطحی است؛ چراکه دشمن نقشهای درازمدت برای فروپاشی ما طراحی کرده است و این نقشه در کوتاه مدت اجرا نمیشود.»
شهبازی با استناد به سخنان رهبر شهید در سالهای پس از فروپاشی شوروی، افزود: «دشمنان جمهوری اسلامی یک نقشه راهبردی بلندمدت را دنبال میکنند. نقشه دشمن از همان سالهای ابتدایی پس از فروپاشی شوروی ترسیم شده است. ابتدا تحریم، سپس یک نبرد اولیه و در ادامه بازهای طولانی از جنگ فرسایشی و اخاذی مستمر؛ این سناریویی است که دشمن برای جمهوری اسلامی طراحی کرده است. آنان به خاطر ما، سراغ لیبی، سوریه، سومالی و سودان رفتند تا الگویی برای فروپاشی جمهوری اسلامی پیاده کنند.»
این پژوهشگر با استناد به آیه شریفه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ»، به تبیین کارکرد بازدارندگی خونخواهی پرداخت و گفت: «قرآن کریم میفرماید در قصاص، زندگی برای شما است. اگر قصاص را انجام ندهید، زندگیها در تهدید قرار میگیرد. در کوتاهمدت ممکن است بگویند هزینهها پایینتر میآید، اما این نگاهی محافظهکارانه و غیرواقعبینانه است؛ واقعبینی آن است که نقشه درازمدت دشمن را ببینیم و متناسب با آن، بازدارندگی فعال را در دستور کار قرار دهیم.»
شهبازی با اشاره به گزارشی از نشریه نیویورکر، ادامه داد: «برآورد آمریکاییها این بود که ایران به ترور حاجقاسم، چنان واکنشی نشان خواهد داد که گویی در یکی از شهرهای اصلی کشورش بمب اتمی منفجر شده است. اما پس از تصمیمگیری در شورای عالی امنیت ملی، پاسخ در سطحی محدود متوقف شد. نیویورکر اعتراف کرد که آمریکاییها شگفتزده شدند و به این نتیجه رسیدند که رفتار ایران کنترلشده و محاسبهپذیر است و از چارچوب مشخصی خارج نمیشود.»
او افزود: «کمتر از یک سال بعد، سردار فخریزاده، دانشمند هستهای و دفاعی کشور، ترور شد؛ تروری که از جهاتی مهمتر از ترور حاجقاسم سلیمانی بود. این نشاندهنده همان محاسبه غلطی است که رهبر شهید ما در آخرین دیدار دانشجویی خود به آن اشاره کرد و فرمودند که دشمن به این باور رسیده که ایران توانایی واکنش ندارد. ایشان تأکید کردند که این محاسبه باید تغییر کند. جسارت دشمن در هدفگیری مستقیم رهبر انقلاب نیز ریشه در همین محاسبه غلط دارد.»

شهبازی با اشاره به تجربه تاریخی بنیاسرائیل در قرآن کریم گفت: «قرآن از زبان بنیاسرائیل نقل میکند که گفتند: "اِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی"؛ یعنی این قوم مرا مستضعف و تحقیر کردند. ابتدا مرا به ضعف و تحقیر کشاندند و سپس وارد مرحله ضربه زدن شدند. عین همین الگو را در ماجرای پیجرها و شهادت سیدحسن نصرالله مشاهده کردیم؛ در چند روز، حجم عظیمی از تحقیر علیه ایشان شکل گرفت و سپس عملیات نهایی انجام شد. تحقیر، همواره زمینهساز عملیات است و اگر خونخواهی نکنیم، این چرخه تکرار خواهد شد.»
این پژوهشگر با تأکید بر اینکه خونخواهی فقط محدود به شخص رهبر شهید نیست، ادامه داد: «مقام معظم رهبری در بیانیه اول و چند بیانیه دیگر خود، تکبهتک شهدای حادثه ترور را گرامی داشتند و فرمودند که حتی کودکان و بچههای ما نیز برایمان اهمیت دارند. وقتی این خط قرمز ها هزینه نداشته باشد، یعنی نقض همان منطق قرآنی که میفرماید قصاص، حیاتبخش است. اگر خونخواهی نکنیم، سایه جنگ بر سر ما باقی میماند و دشمنان به نوسازی تجهیزات و جبران ضربات خود میپردازند.»
او افزود: «خونخواهی را هم برای تأمین زندگی و امنیت میخواهیم و هم برای بازدارندگی فعال در برابر اقدامات بعدی دشمن. اما فراتر از آن، ما جامعه دینی هستیم و آمدن رهبر دینی ما را زدهاند؛ این واقعه یک مسئله امنیتی نیست، بلکه مسئله هویت و اعتقاد است.»
شهبازی به ابعاد فرامادی خونخواهی اشاره کرد و گفت: «در زیارت نیمه رجب در کاملالزیارات آمده است: "اَنَّکَ ثَارُاللَّهِ فِی الْأَرْضِ"؛ یعنی تو خون خدا در زمینی. از طریق تو، خداوند از همه خلق خونخواهی میکند. همه کسانی که در این فرایند نقش داشتهاند باید هزینه اقدام علیه ولی خدا را بپردازند.»
او اضافه کرد: «این خونخواهی باید یک جوشش عمومی ایجاد کند؛ جوششی که افراد خاطی را به هزینههای خود برساند و هویت جامعه را حفظ کند. اگر به جایی برسیم که چنین برخوردهایی صورت میگیرد و ما هیچ اقدامی انجام ندهیم یا اقدامی کنترلشده انجام دهیم، ماجرا فقط امنیت ما نیست؛ ماجرا هویت ماست.»
این پژوهشگر با اشاره به سخنرانی آخرین رهبر شهید در جمع کارگزاران نظام در رمضان ۱۴۰۳، گفت: «ایشان در آن سخنرانی، آسیب خود فراموشی را برای مسئولین گوشزد کردند. ایشان این آیه را تلاوت فرمودند که "نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ"؛ یعنی خدا را فراموش کردند، پس خدا هم خودشان را از یادشان برد. هویت آن جامعه از بین رفته بود و در فرایندی که خونخواهان ظهور کردند، این هویت دوباره زنده شد.»
شهبازی در ادامه با اشاره به نقش تعیینکننده زنان کوفه در جریان خونخواهی پس از عاشورا گفت: «عبدالله بن عفیف در کوفه، وقتی همه سکوت کردند و عبیدالله سخنرانی تحریفآمیز خود را آغاز کرد، فریاد زد. دخترش در کنارش بود و او را راهنمایی میکرد. شبانه به خانهاش حمله کردند و او را مصلوب کردند. بعد همسرش به بازار میرفت و امویان را رسوا میکرد. این جوشش از دل مردم، به ویژه از دل زنان آغاز شد. بخشی از خونخواهی، همین جوشش مردمی است که هویت را زنده نگه میدارد.»
او ادامه داد: «اگر پس از تشییع رهبر انقلاب و چند هفته ابراز ارادت، فضا سرد شود، کسانی که در زمینهسازی این انحراف نقش داشتند باید مورد سؤال قرار بگیرند. خونخواهی باید به سراغ ساختارهای سیاسی و اقتصادی برود که این شرایط را ایجاد کردند. این خونخواهی است که دانشگاه، حوزه و اقتصاد را اصلاح میکند.»
او با اشاره به روند تدریجی انحراف در جامعه پس از رحلت امام خمینی(ره)، افزود: «از نیمه دهه ۷۰ به بعد، شاهد خمینیزدایی تدریجی بودیم؛ اول اسم امام را نمیآوردند، بعد خط امام را میزدند و بعد ایده امام را. اکنون هم همان جریان فعال خواهد شد و خونخواهی قرار است جلوی این تغییر هویت را بگیرد. رهبر شهید در مرداد ۱۴۰۳ به آیات سوره انفال استناد کردند و فرمودند که عقبنشینی غیرتاکتیکی، غضب الهی را به دنبال دارد. اگر در آن لحظه به اندازه عمل کرده بودیم، به این نقطه نمیرسیدیم.»

حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، دیگر سخنران این نشست، با اشاره به ضرورت تبیین عرفی و عقلایی مسئله خونخواهی، گفت: «در جهاد تبیین و تبلیغ، باید بیانی عرفی و در عین حال عرفانی ارائه شود. لایههای عمیق معرفتی و عرفانی درباره نسبت خونخواهی با کرامت انسان و مقام محمود، باید به زبان کوچه و بازار ترجمه شود. پیشنهاد بنده این است که در لایه عرفانی صرف نمانیم و با عرفانزدایی و مذهبیزدایی مناسب، بیانی عرفی و عقلایی - همان تعبیر قرآنی "حیات" - را برای همه مردم قابل فهم کنیم.»
او با تأکید بر اینکه قصاص مختص شخصیتهای معصوم نیست، گفت: «قصاص برای همه است؛ برای رهبر انقلاب نیز هست. خونخواهی برای شخصیتهای حقوقی که تجسم یک مکتب و حکومت هستند، امری ضروری است. زمانی که سفیر پیامبر(ص) به نام عمیر بن عدی کشته شد، پیامبر خونخواهی او را مطالبه کردند و این انتقام، به جنگ انجامید. پس خونخواهی، مختص به سیدالشهدا(ع) نیست؛ این یک اصل عمومی در اسلام است.»
قنبریان با اشاره به ضرورت مطالبهسازی عام و خاص، ادامه داد: «ما هم به یک مطالبهسازی عمومی نیاز داریم و هم به یک مطالبهسازی ویژه برای خواص جامعه. نباید از حزباللهیزدایی در این مسیر هراس داشته باشیم. پرچمی که برافراشته میشود، اگر صرفاً حزباللهی باشد، همان هسته مرکزی را جذب میکند. در حالی که باید به همه مردم ایران سرایت کند، حداقل آن پنجاه درصدی که در خیابانها حضور یافتند، باید مطالبه جدی آنها شود. جامعه ایرانی متکثر است و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه پیچید.»
او با اشاره به تجربه موفق مردم فلسطین در مطالبهگری بینالمللی، گفت: «مردم غزه این کار را کردند. آنهایی که در فلسطین نبودند، حتی اگر مخالف حماس بودند، همگی صدای مظلومیت غزه شدند. در ایران نیز میتوان با زبان خود هر قشر با آنها سخن گفت و از شخصیتهای شاخص هر گروه برای این مطالبه استفاده کرد. اگر تنوع ایرانی، تنوع خونخواهی و قصاص را روی میز بگذاریم، میتوانیم همه را حول یک امر مهم جمع کنیم.»
قنبریان در ادامه با انتقاد از انحصارطلبی در عرصه مطالبه گفت: «اگر تصویر بچهحزباللهیها را تنها به یک قرائت خاص محدود کنیم، کار خودمان را هم نمیتوانیم پیش ببریم. باید پلنهای مختلف داشته باشیم. اگر حکومت به هر دلیلی نتوانست یا نخواست وارد عمل شود، مسیرهای مردمی باید باز باشد. همانطور که امام خمینی(ره) برای سلمان رشدی حکم قتل صادر کردند و امکان اقدام مردمی را فراهم آوردند، امروز نیز میتوان از ظرفیتهای مردمی برای خونخواهی استفاده کرد.»
او با اشاره به تجربه اسرائیل در ربودن آدولف آیشمن از آرژانتین و محاکمه او، افزود: «اسرائیلیها با وجود اعتراض آرژانتین و قطعنامه شورای امنیت، این کار را انجام دادند. آنها نشان دادند که زبان دیپلماتیک به تنهایی کافی نیست. ما نیز باید برای خود پلنهای جایگزین تعریف کنیم و به مردم میدان بدهیم.»
قنبریان در پایان با تأکید بر نقش حضور مردم در تشییع رهبر شهید، گفت: «تنها پادزهر همه توطئهها، حضور مردم است. تشییع یک نقطه عطف و یک نقطه تنفس است. شما خطی خواهید دید که خیابانهای تهران را پر میکند. لحظه پس از تشییع، به جای نگرانی از جمع شدن خیابانها، باید به فکر تغییر رویه خودمان باشیم تا این جمعیت را نگه داریم. هیچ قدرتی نمیتواند در مقابل ملت ایران بایستد، به شرطی که ملت ایران یعنی همه ایران، نه یک جناح خاص. ما نباید در بازی دو قطبی دشمن بیفتیم؛ باید همه ایرانیان غیور را پای کار بیاوریم، حتی آنهایی که نایبامام زمان بودن رهبر را نمیپذیرند، اما برای استقلال و عزت کشورشان ارزش قائل هستند.»