سه شنبه ۲۳ تير ۱۴۰۵
خردنامه

زبان فارسی، ستون هویت ملی ایرانیان/ زبانی که با فرهنگ فتح کرد نه شمشیر

زبان فارسی، ستون هویت ملی ایرانیان/ زبانی که با فرهنگ فتح کرد نه شمشیر
ایران پرسمان - نشست فرهنگی «بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید»، امروز در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - نشست فرهنگی «بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید»، امروز در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست فرهنگی بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید ، امروز در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
دبیر این نشست سورنا جوکار بود و محمدحسن مقیسه و اسماعیل امینی در آن به سخنرانی پرداختند.
نشست علمی با هدف بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید برگزار شد. سورنا جوکار دبیر جلسه، در افتتاحیه نشست بر ضرورت برخورد علمی خاطرنشان کرد که به دلیل حساسیت‌های رسانه‌ای و ممکن است علایق شخصی، گاهی امکان گفتگوی صریح و علمی دشوار می‌شود؛ لذا وظیفه مدیریت جلسه این است که از ورود بحث‌های غیرعلمی در آغاز کار جلوگیری کند. او با هدف ایجاد یک بستر معرفتی، پیشنهاد داد که نشست با یک نگاه تاریخی به ریشه‌های زبان فارسی آغاز شود و از دکتر اسماعیل امینی دعوت نمود تا به تبیین خاستگاه‌های زمانی و جغرافیایی زبان فارسی بپردازد.
اسماعیل امینی در بخش نخست سخنان خود، به بررسی ماهیت زبان فارسی و چالش‌های مرتبط با آن پرداخت.
او با اشاره به اینکه به دلیل نزدیکی بیش از حد زبان فارسی به زندگی روزمره مردم، نوعی توهم تخصص در میان عامه ایجاد شده است. مردم با تصور اینکه صرفاً به دلیل استفاده روزمره از زبان، در آن متخصص هستند، به بحث‌های غیرعلمی ورود می‌کنند که این امر می‌تواند کیفیت مباحث تخصصی را کاهش داده و منجر به ابتذال بحث شود. امینی این وضعیت را به مثال کاربرد حسیِ اندام‌ها (مانند چشم) تشبیه کرد که در عین کاربرد روزمره، نیازمند متخصص برای درمان و تحلیل دقیق و درمان است.
امینی با اشاره به تجربیات تاریخی، از تلاش برخی نظام‌های قدرت برای ایجاد تقابل میان «هویت ملی» و «هویت دینی» سخن گفت و به تلاشهای دوران پهلوی اول اشاره کرد. او با ذکر نمونه‌هایی از سایر کشورها (مانند ترکیه)، به خطرات حذف واژگان، آثار بزرگان و حتی تغییر خطوط نوشتاری برای نزدیک شدن به الگوهای غربی اشاره کرد و این فرآیند را آسیب‌زای هویت ملی دانست.
سیر تحول تاریخی و تثبیت زبان فارسی
در ادامه، او به بررسی دقیق چگونگی گذار زبان فارسی از یک زبان محلی به یک زبان مشترک ملی پرداخت.
امینی توضیح داد که در قرون اولیه، ایران فاقد یک زبان مشترک ملی بود و زبان‌های مختلف در میان اقوام پراکنده بودند. در آن دوران، زبان عربی زبان رسمی دیوان‌سالاری، مکاتبات، علم و تعلیم و تربیت محسوب می‌شد. در این مقطع، نگارش متون علمی یا شعری به زبان فارسی با بی‌مهری و انکار از سوی صاحب‌نظران آن زمان مواجه بود و بسیاری معتقد بودند فارسی کارآمدی لازم برای متون علمی را ندارد.
سیر تکاملی از ترجمه تا ادبیات کلاسیک
امینی توضیح داد که فرآیند تثبیت زبان فارسی از طریق دو مسیر اصلی طی شد: نخست، از طریق ترجمه و تفسیر متون دینی (مانند قرآن) که زیربنای یک زبان مکتوب را فراهم آورد؛ و دوم، از طریق تجربه‌های شعری و حماسی.
امینی تأکید کرد که با تلاش بزرگان و برگردان متون مهم تاریخی و ادبی به فارسی، انسجام زبانی حاصل شد. این فرآیند که با ظهور شاعرانی چون رودکی آغاز گشت، به تدریج باعث شد تا زبان فارسی به عنوان یک زبان مکتوب مشترک تثبیت شود. این تحول نه از طریق تحمیل، بلکه طی یک سیر طبیعی صورت گرفت که در نهایت منجر به ایجاد یک زبان ملی شد که علاوه بر حفظ هویت، بر زبان‌های محلی و قومی نیز تأثیرگذار بود.
ضرورت تولید محتوای تخصصی
امینی بر این نکته تأکید کرد که برای اثبات جایگاه زبان فارسی، نباید تنها به مفاخرگویی و تعریف از ویژگی‌های آن بسنده کرد؛ بلکه راه اصلی، تولید متن‌های علمی، ادبی و تخصصی با کیفیت بالا است. ایشان هشدار دادند که بازگشت به الگوهای قدیمی (مانند استشهاد به زبان‌های خارجی برای نشان دادن سطح علمی) مانع از تبیین قدرت و قابلیت‌های واقعی زبان فارسی در عصر حاضر خواهد شد.
در ادامه نشست، سورنا جوکار با مطرح کردن یک پرسش بنیادین، به بررسی این شائبه پرداختند که آیا زبان فارسی زبانی تحمیلی برای اقوام مختلف بوده است یا خیر. او با ارائه مثال‌هایی از تنوع زبانی در مناطق مختلف ایران (مانند اهواز و سیستان)، پرسید که آیا زبان فارسی را می‌توان یک «ابداع ملی» دانست که هدف آن ایجاد اشتراک و وحدت میان اقوام در بستر ملیت بوده است؟
در پاسخ به این پرسش، اسماعیل امینی با ارائه تحلیلی تخصصی در حوزه زبان‌شناسی، به بیان تمایز میان زبان گفتاری (طبیعی) و زبان نوشتاری (ادیبانه) پرداخت و توضیح داد که زبان «طبیعی» یا همان زبان مادری، زبانی است که انسان از خانواده و محیط پیرامون فرا می‌گیرد، که زبان‌های مکتوب و رسمی، ماهیتی متفاوت دارند.
او ادامه داد: زبان نوشتاری، یک مهارت آموختنی است که از طریق آموزش رسمی (مانند مدارس) کسب می‌شود و برخلاف زبان گفتاری، با قواعد و ساختارهای نظام‌مند شکل می‌گیرد. اما زبان‌های بزرگ و ادیبانه، متعلق به یک قوم خاص نیستند.
او به بیان مثال‌هایی از ادبیات جهانی نظیر اشعار «دانته» یا متون مقدس مانند «عهد عتیق» پرداخت و افزود: این متون، علی‌رغم ریشه در یک فرهنگ خاص، به دلیل ماهیت ادیبانه و ساختار رسمی خود، فراتر از مرزهای قومی رفته و به زبان‌های جهانی و مشترک تبدیل شده‌اند.
امینی با استناد به ساختار زبان قرآن کریم، اشاره کرد که زبان‌های مکتوب و رسمی، غالباً با هدفی مشخص و برای اهداف عالی (مانند تبیین وحی یا مدیریت امور دولتی) صیقل داده می‌شوند. گ زبان فارسی نیز با همین ویژگی، فراتر از یک ابزار صرفاً ارتباطی، به یکی از ارکان اصلی هویت ملی تبدیل شده است.
زبان فارسی به دلیل برخورداری از ویژگی‌های ادیبانه و مکتوب، توانسته است فراتر از گویش‌های محلی و قومی عمل کند. این زبان به عنوان یک پیونددهنده ملی عمل می‌کند که به فرد اجازه می‌دهد فارغ از جغرافیای قومی یا محلی خود، با متون کلاسیک و تاریخ مکتوب ملت ارتباط برقرار کند. به عبارت دیگر، زبان فارسی نه به عنوان ابزاری برای جایگزینی زبان‌های محلی، بلکه به عنوان زیربنای هویت ملی و زبان مشترک برای تعاملات علمی، فرهنگی و تاریخی میان تمامی اقوام ایران عمل می‌کند.
سورنا جوکار در ادامه جلسه با طرح یک پرسش تحلیلی، تفاوت میان «گسترش زبان از طریق استعمار» و «گستردگی زبان فارسی» را مورد بحث قرار داد و با اشاره به اینکه که در تاریخ معاصر، استعمارگران اروپایی با وعده‌های سیاسی، زبان خود را در آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیا تحمیل کردند؛ اما در مقابل، زبان فارسی در دوره‌هایی از تاریخ، در ساختارهای حاکمیتی امپراتوری‌های دور از ایران (مانند عثمانی و هند) به عنوان زبان نخبگان و اشراف پذیرفته شد. پرسش اصلی این است که آیا این پذیرش ناشی از قدرت نظامی ایران بوده است یا ویژگی‌های ذاتی خودِ زبان فارسی؟

ایران پرسمان


محمدحسن مقیسه با تبیین ویژگی‌های ذاتی زبان فارسی از منظر رهبر شهید و در پاسخ به این پرسش، ابتدا با قرائت آیاتی از سوره مبارکه «فتح»، به ویژگی‌های انسان راستین و یادآوری جایگاه معنوی رهبر شهید پرداخت. او سپس با تکیه بر آموزه‌ها و دیدگاه‌های رهبر شهید، ویژگی‌های بنیادین زبان فارسی را تبیین کرد و تأکید داشت که برخلاف تصور رایج، زبان فارسی با «زور شمشیر» گسترش نیافته است، بلکه این زبان دارای مؤلفه‌هایی در ذات خود است که آن را فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران برده است.
مقیسه بر اساس دیدگاه‌های رهبر شهید، به ۹ ویژگی برجسته برای زبان فارسی را به ترتیب زیر برشمرد: جایگاهی و ساختار والا و استوار؛ غنای ذاتی و برخورداری از ظرفیت‌های گسترده معنایی؛ پایداری تاریخی و مقاومت در برابر هجوم زبان‌های بیگانه در طول قرن‌ها؛ شیوایی و آهنگ بی‌نظیر و برخورداری از موسیقی درونی؛ ظرفیت شعری و توانایی بازتاب بی‌بدیل مفاهیم در قالب شعر؛ موسیقیایی بودن و برخورداری از ساختاری آهنگین؛ ظرافت و نازک‌خیالی و توانایی بیان تعبیرات بسیار دقیق و ظریفی که اغلب ترجمه‌ناپذیرند؛ وسعت قلمرو و گسترش جغرافیایی وسیع (به طوری که در دوره‌هایی، بخش بزرگی از جهان تحت نفوذ این زبان بوده است)؛ قدرت کاربردی و قابلیت تبدیل شدن از یک زبان محلی به یک زبان مکتوب و علمی.

ایران پرسمان


چرا زبان فارسی در ایران ماند اما در شامات تغییر ایجاد کرد؟
مقیسه، به تحلیل تفاوت رفتار زبان فارسی با زبان‌های دیگر در مواجهه با ورود اسلام پرداخت و گفت: در حالی که ورود اسلام به ایران منجر به تغییر زبان نشد (ایران از اسلام مسلمان شد اما عرب نشد)، اما ورود اسلام به مناطق دیگر (مانند مصر و شمال آفریقا)، منجر به جایگزینی زبان‌های محلی (مانند قبطی) با زبان‌های عربی و فارسی شد.
او بر این نکته تأکید کرد که این پدیده نه از طریق جنگ، بلکه از طریق «قدرت محتوایی و فرهنگی» رخ داد. هوشیاری و ذکاوت نیاکان ایرانی باعث شد که زبان فارسی در قرن های اولیه از زیر خاکستر زبان عربی جوشیده و هویت خود را حفظ کند، به گونه‌ای که حتی پس از پذیرش اسلام، زبان فارسی به ابزاری برای انتقال علم، فلسفه، عرفان و منطق تبدیل شد.
مقیسه با استناد به منابع معتبر (مانند آثار دکتر ذبیح‌الله صفا)، شواهدی از گستردگی وسیع زبان فارسی در دوران‌های مختلف ارائه داد و به نمونه های در منطقه عربی با ذکر نمونه‌هایی از حضور زبان فارسی در بصره و شهرهای عربی در قرن هفتم میلادی؛ در مسیر شرق و حضور زبان فارسی در مناطق شرقی و جنوب شرقی آسیا (مانند کاشغر و پاکستان)؛ در مسیر غرب و نفوذ زبان فارسی حتی تا شبه‌جزیره بالکان و مناطق اروپای شرقی (مانند یوگسلاوی سابق) به واسطه نفوذ فرهنگی امپراتوری عثمانی.
مقیسه در پایان جمع بندی کرد که زبان فارسی یک «ابداع ملی» و یک «ابزار تمدنی» است که به واسطه ویژگی‌های ذاتی خود (مانند شیوایی، غنا و ظرافت)، توانسته است فراتر از مرزهای سیاسی حرکت کند. او تأکید کرد که زبان فارسی، زبانِ «انسانِ زنده» است و برخلاف زبان‌های استعماری که بر پایه سلطه بنا شده‌اند، زبان فارسی بر پایه «جذب و پذیرش فرهنگی» گسترش یافته است. این زبان، ظرفیتی دارد که می‌تواند مفاهیم عمیق دینی و فلسفی را به گونه‌ای بیان کند که هویت ملی و هویت اسلامی را در کنار هم حفظ نماید.
سورنا جوکار با اشاره به روند تدریجی تحول زبان در بیانیه‌های ابتدایی رهبر انقلاب، گفت: زبان متن‌ بیانیه ها از نظر میزان بهره‌گیری از واژگان فارسی، فاصله‌ای با زبان پدرشان داشت؛ اما با گذشت زمان، این متن‌ها از نظر زبانی به‌تدریج فارسی‌تر شدند و واژگان فارسی در آن‌ها برجسته‌تر شد و در بیانیه آخر متن جدید از فضای اصطلاحی و واژگانیِ رایج در برخی متون حوزوی فاصله گرفته و به زبان فارسیِ معیار نزدیک‌تر شده بود.
جوکار سپس با اشاره به فضای مجازی و تجربه سال‌های اخیر، این پرسش را پیش کشید که آیا این گرایش زبانی صرفاً برخاسته از ذوق فردی است یا در سطحی بالاتر، بخشی از نگاه راهبردی به «زبان فارسی به عنوان ابزار حکمرانی» به شمار می‌آید.
امینی در پاسخ گفت: زبان فارسی در نگاه رهبر، امری فراتر از علاقه شخصی بود. او با اشاره به کتاب «امین زبان فارسی» نوشته مقیسه اشاره کرد و آن را منبعی مهم برای شناخت مواضع و دیدگاه‌های رهبر شهید در حوزه زبان دانست. او تأکید کرد که این کتاب، مجموعه‌ای منظم از سخنان و موضع‌گیری‌های آقا درباره زبان فارسی است و برای کسانی که به این موضوع علاقه‌مندند، مطالعه آن ضروری است.
امینی در ادامه تصریح کرد که اگر رهبر شهید در جایگاه رهبری نبود و فقط در جایگاه یک روحانی، مدرس و پژوهشگر فعالیت می‌کرد، می‌شد توجه ایشان به زبان فارسی را صرفاً به علاقه شخصی نسبت داد. اما با توجه به اینکه ایشان در عین اشتغال به مسئولیت‌های سنگین سیاسی و اجتماعی، همواره درگیر مسائل کلان کشور بوده‌اند، نمی‌توان این توجه را صرفاً یک ذوق فردی دانست.
پیوند زبان فارسی با تجربه زیسته، محافل ادبی و مسئولیت حکمرانی
امینی یادآور شد که رهبر شهید از دوره جوانی و پیش از پذیرش مسئولیت رهبری، با جلسات ادبی مشهد، شاعران، ادیبان و اهل فرهنگ معاشرت نزدیک داشته‌اند. ایشان به نام‌هایی از بزرگان ادبیات مشهد مانند قهرمان، عماد و... اشاره کرد و گفت این ارتباط‌ها نشان می‌دهد که علاقه به ادبیات و زبان فارسی در شخصیت ایشان ریشه‌دار بوده است.
او با بیان اینکه وجه مهم‌تر این است که این علاقه شخصی در مرحله رهبری، به یک «نگاه حکمرانی فرهنگی» تبدیل شده است. به بیان دیگر، زبان فارسی برای ایشان فقط موضوعی برای ذوق و مطالعه نبود، بلکه «ابزاری برای هدایت فرهنگی جامعه» و یکی از پایه‌های اداره کشور تلقی می‌شد.
او تأکید کرد که در شرایطی که کشور در معرض بحران‌های منطقه‌ای، فشارهای بیرونی و تحولات سریع فرهنگی قرار دارد، رهبر شهید نه‌تنها از مسائل زبانی فاصله نگرفتند، بلکه با دقت، پیوسته آثار تازه در حوزه شعر، نقد ادبی، زبان‌شناسی و دیگر شاخه‌های مرتبط را دنبال می‌کردند و از کارشناسان و اهل نظر گزارش می‌گرفتند.
رویکرد مشورتی و تخصص‌محور در مواجهه با زبان فارسی
یکی از نکاتی که امینی بر آن تأکید کرد، «شیوه برخورد رهبر شهید با مسائل تخصصی زبان فارسی» بود، او گفت: رهبر شهید هرگز با نگاه شتاب‌زده و شخصی درباره موضوعات زبانی اظهار نظر نمی‌کردند، بلکه از صاحب‌نظران و اهل فن نظر می‌خواستند؛ چه در حوزه شعر، چه در نقد ادبی، چه در زبان‌شناسی و حتی در موضوعاتی مانند موسیقی و ترانه.
وی افزود: این رفتار نشان می‌داد که رهبر شهید زبان فارسی را مسئله‌ای جدی، چندلایه و تخصصی می‌دانستند؛ نه صرفاً عرصه‌ای برای شعار یا اظهار علاقه. از همین رو، وقتی درباره موضوعی سخن می‌گفتند، سخن ایشان مبتنی بر مطالعه، مشورت و شناخت دقیق بود و از تکرارهای کلیشه‌ای یا حرف‌های آماده و سطحی فاصله داشت.
زبان فارسی به مثابه یکی از میدان‌های اصلی مسئولیت فرهنگی
امینی سپس به این نکته پرداخت که در نگاه رهبر شهید، زبان فارسی فقط به فرهنگستان زبان و موضوع واژه‌سازی محدود نمی‌شود. از دید ایشان، زبان فارسی در تمام ساحت‌های فرهنگی و اجتماعی حضور دارد: در آموزش و پرورش؛ در آموزش عالی؛ در صدا و سیما؛ در نشر و کتاب؛ در شعر و ادبیات؛ در خط و نوشتار و در نظام گفت‌وگوی عمومی جامعه.
او با انتقاد از وضعیت موجود گفت: متأسفانه در بسیاری از نهادهای فرهنگی، توجه عملی به زبان فارسی در حد شعار باقی مانده است. به‌ویژه در نظام آموزشی، درس زبان فارسی گاه در حاشیه قرار می‌گیرد و در دانشگاه نیز بی‌اعتنایی نسبت به رشته‌ها و مطالعات فارسی دیده می‌شود؛ در حالی که همین زبان، حامل احساس، اندیشه، هویت و بیان فرهنگی جامعه است.
سورنا جوکار با اشاره به روند تدریجی تحول زبان در بیانیه‌های ابتدایی رهبر انقلاب، گفت: زبان متن‌ بیانیه ها از نظر میزان بهره‌گیری از واژگان فارسی، فاصله‌ای با زبان پدرشان داشت؛ اما با گذشت زمان، این متن‌ها از نظر زبانی به‌تدریج فارسی‌تر شدند و واژگان فارسی در آن‌ها برجسته‌تر شد و در بیانیه آخر متن جدید از فضای اصطلاحی و واژگانیِ رایج در برخی متون حوزوی فاصله گرفته و به زبان فارسیِ معیار نزدیک‌تر شده بود.
جوکار سپس با اشاره به فضای مجازی و تجربه سال‌های اخیر، این پرسش را پیش کشید که آیا این گرایش زبانی صرفاً برخاسته از ذوق فردی است یا در سطحی بالاتر، بخشی از نگاه راهبردی به «زبان فارسی به عنوان ابزار حکمرانی» به شمار می‌آید.
امینی در پاسخ گفت: زبان فارسی در نگاه رهبر، امری فراتر از علاقه شخصی بود. او با اشاره به کتاب «امین زبان فارسی» نوشته مقیسه اشاره کرد و آن را منبعی مهم برای شناخت مواضع و دیدگاه‌های رهبر شهید در حوزه زبان دانست. او تأکید کرد که این کتاب، مجموعه‌ای منظم از سخنان و موضع‌گیری‌های آقا درباره زبان فارسی است و برای کسانی که به این موضوع علاقه‌مندند، مطالعه آن ضروری است.
امینی در ادامه تصریح کرد که اگر رهبر شهید در جایگاه رهبری نبود و فقط در جایگاه یک روحانی، مدرس و پژوهشگر فعالیت می‌کرد، می‌شد توجه ایشان به زبان فارسی را صرفاً به علاقه شخصی نسبت داد. اما با توجه به اینکه ایشان در عین اشتغال به مسئولیت‌های سنگین سیاسی و اجتماعی، همواره درگیر مسائل کلان کشور بوده‌اند، نمی‌توان این توجه را صرفاً یک ذوق فردی دانست.
پیوند زبان فارسی با تجربه زیسته، محافل ادبی و مسئولیت حکمرانی
امینی یادآور شد که رهبر شهید از دوره جوانی و پیش از پذیرش مسئولیت رهبری، با جلسات ادبی مشهد، شاعران، ادیبان و اهل فرهنگ معاشرت نزدیک داشته‌اند. ایشان به نام‌هایی از بزرگان ادبیات مشهد مانند قهرمان، عماد و... اشاره کرد و گفت این ارتباط‌ها نشان می‌دهد که علاقه به ادبیات و زبان فارسی در شخصیت ایشان ریشه‌دار بوده است.
او با بیان اینکه وجه مهم‌تر این است که این علاقه شخصی در مرحله رهبری، به یک «نگاه حکمرانی فرهنگی» تبدیل شده است. به بیان دیگر، زبان فارسی برای ایشان فقط موضوعی برای ذوق و مطالعه نبود، بلکه «ابزاری برای هدایت فرهنگی جامعه» و یکی از پایه‌های اداره کشور تلقی می‌شد.
او تأکید کرد که در شرایطی که کشور در معرض بحران‌های منطقه‌ای، فشارهای بیرونی و تحولات سریع فرهنگی قرار دارد، رهبر شهید نه‌تنها از مسائل زبانی فاصله نگرفتند، بلکه با دقت، پیوسته آثار تازه در حوزه شعر، نقد ادبی، زبان‌شناسی و دیگر شاخه‌های مرتبط را دنبال می‌کردند و از کارشناسان و اهل نظر گزارش می‌گرفتند.
رویکرد مشورتی و تخصص‌محور در مواجهه با زبان فارسی
یکی از نکاتی که امینی بر آن تأکید کرد، «شیوه برخورد رهبر شهید با مسائل تخصصی زبان فارسی» بود، او گفت: رهبر شهید هرگز با نگاه شتاب‌زده و شخصی درباره موضوعات زبانی اظهار نظر نمی‌کردند، بلکه از صاحب‌نظران و اهل فن نظر می‌خواستند؛ چه در حوزه شعر، چه در نقد ادبی، چه در زبان‌شناسی و حتی در موضوعاتی مانند موسیقی و ترانه.
وی افزود: این رفتار نشان می‌داد که رهبر شهید زبان فارسی را مسئله‌ای جدی، چندلایه و تخصصی می‌دانستند؛ نه صرفاً عرصه‌ای برای شعار یا اظهار علاقه. از همین رو، وقتی درباره موضوعی سخن می‌گفتند، سخن ایشان مبتنی بر مطالعه، مشورت و شناخت دقیق بود و از تکرارهای کلیشه‌ای یا حرف‌های آماده و سطحی فاصله داشت.
زبان فارسی به مثابه یکی از میدان‌های اصلی مسئولیت فرهنگی
امینی سپس به این نکته پرداخت که در نگاه رهبر شهید، زبان فارسی فقط به فرهنگستان زبان و موضوع واژه‌سازی محدود نمی‌شود. از دید ایشان، زبان فارسی در تمام ساحت‌های فرهنگی و اجتماعی حضور دارد: در آموزش و پرورش؛ در آموزش عالی؛ در صدا و سیما؛ در نشر و کتاب؛ در شعر و ادبیات؛ در خط و نوشتار و در نظام گفت‌وگوی عمومی جامعه.
او با انتقاد از وضعیت موجود گفت: متأسفانه در بسیاری از نهادهای فرهنگی، توجه عملی به زبان فارسی در حد شعار باقی مانده است. به‌ویژه در نظام آموزشی، درس زبان فارسی گاه در حاشیه قرار می‌گیرد و در دانشگاه نیز بی‌اعتنایی نسبت به رشته‌ها و مطالعات فارسی دیده می‌شود؛ در حالی که همین زبان، حامل احساس، اندیشه، هویت و بیان فرهنگی جامعه است.
سورنا جوکار با اشاره به انس دیرینه رهبر شهید با ادبیات، این پرسش را مطرح کرد که آیا تمرکز ایشان بر «شعر» صرفاً یک علقه شخصی بوده یا ناشی از درک جایگاه ممتاز شعر در قیاس با «ادبیات داستانی» برای پاسداشت زبان فارسی است؟
اسماعیلی، شعر را «هنر ملی ایرانیان» نامید و توضیح داد همان‌گونه که برخی ملت‌ها با هنرهای تجسمی یا موسیقی شناخته می‌شوند، شناسنامه فرهنگی ایران با «شعر» گره خورده است. بخش عمده‌ای از حکمت، جهان‌نگری و هویت تاریخی ما از طریق شعر منتقل شده و این قالب ادبی، مهم‌ترین ظرف انتقال هویت ایرانی در طول سده‌ها بوده است.
او با مقایسه شعر و رمان افزود: ادبیات داستانی به معنای مدرن، پدیده‌ای متأخر در ایران است که هنوز در حال طی کردن مسیر بومی‌شدن است. از این رو، تفاوت توجه به شعر را باید در «ریشه‌داری تاریخی» آن جست‌وجو کرد؛ چرا که شعر نه‌تنها یک قالب هنری، بلکه حامل اصلی جهان‌بینی ایرانیان است.
میراث مکتوب؛ گنجینه‌ای برای تکیه هویت
امینی در ادامه به غنای تمدنی زبان فارسی پرداخت و تأکید کرد که مسئله زبان، فراتر از تکلم، به یک «پشتوانه عظیم مکتوب» بازمی‌گردد. او خاطرنشان کرد در حالی که بسیاری از ملت‌ها در جست‌وجوی یک متن کهن برای ساختن هویت ملی خود هستند، زبان فارسی بر گنجینه‌ای از ده‌ها هزار نسخه خطی تکیه دارد.
وی افزود: بخش بزرگی از این میراث کهن هنوز به‌ درستی تصحیح و منتشر نشده است. این حجم از آثار مکتوب نشان‌دهنده عمق تمدنی زبانی است که هر یک از شاهکارهای آن (مانند آثار سعدی و نظامی یا فردوسی)، به‌تنهایی می‌تواند تکیه‌گاه هویتی یک ملت در طوفان‌های فرهنگی باشد.
پیوند زبان فارسی با سرمایه اجتماعی
امینی موضوع زبان را به «سرمایه انسانی» ایران پیوند داد و تصریح کرد که یکی از بزرگترین دارایی‌های این سرزمین، مردمی هستند که با هوشمندی و احساس تعلق به کشور، زبان فارسی را در سخت‌ترین دوران تاریخی حفظ کرده‌اند.
او تأکید کرد که صیانت از زبان فارسی را نباید موضوعی انتزاعی دانست؛ بلکه این اقدام، بخشی از صیانت از «هویت و سرمایه اجتماعی» ایرانیان است. زبان فارسی بر شانه‌های همین مردم تداوم یافته و بازتاب‌دهنده روحیات و وفاداری ملی آن‌هاست.
افق‌گشایی برای تبدیل فارسی به «زبان علمی»
در ادامه نشست مقیسه به تحلیل دیدگاه رهبر شهید درباره ضرورت تبدیل زبان فارسی به «زبان علمی» بود. مقیسه این موضع را جسورانه و آینده‌نگرانه توصیف کرد و گفت: این هدف، نه‌تنها یک آرمان، بلکه بر اساس ظرفیت‌های ساختاری و تاریخی زبان فارسی، کاملاً دست‌یافتنی است.
او با استناد به تاریخ علم یادآور شد که زبان فارسی از قرن چهارم تا نهم هجری، زبان اصلی انتقال علومی چون فلسفه، طب، نجوم و ریاضیات بوده است. لذا، تصور ناتوانی ذاتی زبان فارسی در بیان مفاهیم علمی، با شواهد تاریخی سازگار نیست و آنچه امروز به عنوان ضعف دیده می‌شود، محصول «بی‌توجهی تاریخی و انفعال فرهنگی» است.
مقیسه در تشریح سازوکار علمی‌شدن یک زبان، تأکید کردند که هیچ زبانی صرفاً با بخشنامه علمی نمی‌شود. این امر در گرو «ارتقای جایگاه علمی و تولید دانش» در کشور است. همان‌طور که جهش علمی کشورهایی چون چین و ژاپن، زبان آن‌ها را در جهان برجسته کرد، علمی‌شدن زبان فارسی نیز با مرجعیت علمی ایران در جهان گره خورده است.
او سه عامل «قدرت سیاسی»، «قدرت اقتصادی» و «پیشینه فرهنگی» را محرک‌های اصلی گرایش جهانیان به یک زبان دانست و ادامه داد: زبان فارسی تا امروز به پشتوانه «عمق فرهنگی» خود در جهان ایستادگی کرده است، اما برای گسترش بیشتر، نیازمند تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی و تولید علم است.
راهبردهای گسترش جهانی و ترویج فرهنگی
در بخش پایانی، مقیسه به اهتمام رهبر شهید برای ترویج زبان فارسی در خارج از مرزها اشاره کرد. او این تلاش را نوعی «سرمایه‌گذاری تمدنی» خواند که به کشور امکان می‌دهد نفوذ فرهنگی خود را در پهنه جهانی توسعه دهد.
او همچنین یک چالش راهبردی را مطرح کرد، اینکه آیا برای جهانی‌سازی، باید بر «ترجمه آثار» تمرکز کرد یا بر «آموزش مستقیم زبان»؟ به نظر می‌رسد پاسخ در پیامی است که زبان فارسی حمل می‌کند؛ پیام انسانی و اخلاقی نهفته در آثاری چون مثنوی و سعدی که مخاطب جهانی را جذب می‌کند و صیانت از این «ظرف و مظروف» با هم، وظیفه اصلی متولیان فرهنگی است. وی افزود دیدگاه رهبر شهید برگسترش زبان فارسی تاکید دارد نه ترجمه متون این زبان.


نظرات شما