ایران پرسمان - مراسم وداع با اکبر عبدی، نه فقط با اشک و سوگ، بلکه با حاشیه سلفیگرفتن با بازیگران عزادار همراه شد. رفتاری که اعتراض برخی هنرمندان را برانگیخت و بار دیگر حرمت مراسم سوگواری را برهم زد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جمعیت آرامآرام وارد محوطه میشود. چهرهها گرفته است، صدای سلام و تسلیت در هم میپیچد و هر کسی آمده تا آخرین بدرقه را برای اکبر عبدی، یکی از هنرمندان مردمی کشور انجام دهد؛ هنرمندی که سالها با نقشهایش لبخند بر لب مردم نشاند و حالا نوبت مردم است که با احترام، او را بدرقه کنند.
اما هنوز دقایقی از آغاز مراسم نگذشته که صحنه دیگری شکل میگیرد؛ صحنهای که ارتباط چندانی با مفهوم عزاداری ندارد.
چند نفر ناگهان مسیرشان را عوض میکنند. نه برای ادای احترام، بلکه برای رسیدن به یکی از بازیگران شناختهشدهای که با چهرهای اندوهگین وارد مراسم شده است. موبایلها بالا میرود، دوربینها روشن میشود و درخواستها آغاز میشود؛ «یه عکس لطفاً»، «فقط یه سلفی»، «نگاه اینجا»، «یه فیلم کوتاه بگیر...»
در میان صدای قرآن و نوحه، صدای شاتر دوربین و درخواست گرفتن عکس، فضای مراسم را به هم میریزد.
این اتفاق تنها مختص یک مراسم نیست. در سالهای اخیر، تقریباً هر مراسم تشییع یا ترحیم چهرههای شناختهشده با همین تصاویر در شبکههای اجتماعی بازنشر شده است؛ مردمی که گاهی فراموش میکنند هنرمندی که روبهرویشان ایستاده، برای تفریح یا دیدار هواداران نیامده، بلکه عزادار است.
وقتی سوگ به حاشیه میرود
در فرهنگ ایرانی، مراسم سوگواری همیشه با احترام، سکوت و همدلی شناخته شده است. حضور در چنین مراسمی، بیش از آنکه یک حضور اجتماعی باشد، نشانهای از همراهی با خانواده داغدار و ادای احترام به درگذشته است.
اما گسترش شبکههای اجتماعی، دوربینهای همیشه آماده تلفنهای همراه و میل روزافزون به ثبت هر اتفاق، آرامآرام قواعد این فضا را نیز تغییر داده است. برای برخی، حضور در مراسم، فرصتی برای ثبت یک قاب متفاوت است؛ قابی که چند ساعت بعد در اینستاگرام، تلگرام یا دیگر شبکههای اجتماعی منتشر شود و واکنش مخاطبان را برانگیزد.
در چنین شرایطی، اصل ماجرا یعنی سوگواری، به حاشیه رانده میشود.
فلشهایی که سکوت را شکستند
تلخترین بخش ماجرا آنجاست که بسیاری از بازیگران و هنرمندان حاضر در مراسم، خود از دوستان یا همکاران نزدیک فرد درگذشته بودهاند. چهرههایی که با چشمانی اشکبار آمدهاند تا آخرین وداع را انجام دهند، ناگهان با موج درخواستهای سلفی روبهرو میشوند.
برخی سعی میکنند با لبخندی کوتاه از کنار ماجرا عبور کنند. برخی دیگر سکوت میکنند. اما وقتی این رفتار بارها و بارها تکرار میشود، صبر هم حدی دارد. در همان مراسم نیز تعدادی از هنرمندان، آشکارا از این رفتار گلایه کردند و از مردم خواستند حرمت مجلس عزا را حفظ کنند.
جملهای که بارها شنیده شد، ساده اما تأملبرانگیز بود: «اینجا عروسی نیست؛ مجلس عزاست.» همین جمله، شاید خلاصه تمام آن چیزی باشد که در آن روز اتفاق افتاد.
از علاقه تا مزاحمت؛ مرزی که گم شده است
هیچکس نمیتواند علاقه مردم به هنرمندان را انکار کند. محبوبیت، نتیجه سالها فعالیت هنری و ارتباط با مخاطبان است و طبیعی است که بسیاری دوست داشته باشند هنرمند محبوب خود را از نزدیک ببینند.
اما علاقه، زمانی ارزشمند است که با احترام همراه باشد. وقتی فردی در حال عزاداری است، انتظار گرفتن عکس یادگاری یا ضبط ویدئو، دیگر نشانه علاقه نیست؛ بلکه نادیده گرفتن احساسات انسانی اوست.
همان هنرمندی که روی پرده سینما یا قاب تلویزیون لبخند میزند، در چنین لحظهای پیش از آنکه یک چهره مشهور باشد، انسانی داغدار است. فراموش کردن این حقیقت، همان نقطهای است که مرز میان علاقه و مزاحمت را از بین میبرد.
وایرال شدن؛ انگیزهای که جای همدلی را گرفت
شاید اگر شبکههای اجتماعی وجود نداشتند، بسیاری از این رفتارها نیز شکل نمیگرفت. امروز کافی است چند ثانیه فیلم از یک بازیگر در مراسم عزاداری منتشر شود تا هزاران بار دیده شود. همین میل به دیده شدن، برخی را به سمت ثبت هر تصویر ممکن سوق میدهد.
گاهی حتی بدون آنکه بدانند انتشار آن تصاویر، چه اندازه میتواند برای خانواده داغدار یا دوستان فرد درگذشته آزاردهنده باشد. در چنین فضایی، انگار ارزش یک قاب منتشرشده، از احترام به حال و هوای مجلس بیشتر شده است. و این، همان تغییری است که بسیاری از جامعهشناسان درباره آن هشدار دادهاند؛ تغییر اولویتها از «تجربه کردن لحظه» به «ثبت و نمایش لحظه».
احترام؛ حلقه گمشده مراسمهای امروز
احترام، تنها در سکوت کردن خلاصه نمیشود. گاهی احترام یعنی دوربین را پایین بیاوریم. یعنی چند دقیقه، تلفن همراه را کنار بگذاریم. یعنی اگر چهرهای شناختهشده را دیدیم، به جای دویدن به سمت او، اجازه دهیم سوگش را زندگی کند.
هنرمندان نیز مانند دیگر مردم، حق دارند لحظههای اندوه خود را بدون مزاحمت سپری کنند. شاید اگر این اصل ساده دوباره به فرهنگ عمومی بازگردد، مراسمهای سوگواری بار دیگر همان کارکرد اصلی خود را پیدا کنند؛ جایی برای همدردی، نه صحنهای برای تولید محتوا.
وقتی موبایل از چشم انسان جلو میزند
شاید اگر چند سال پیش کسی میگفت روزی خواهد رسید که در یک مراسم عزاداری، دهها تلفن همراه بالاتر از دستهای دعا قرار بگیرند، کمتر کسی آن را باور میکرد. اما امروز کافی است سری به مراسم تشییع یا یادبود یکی از چهرههای شناختهشده بزنید تا ببینید بسیاری از افراد، پیش از آنکه با چشم خود مراسم را دنبال کنند، آن را از پشت صفحه موبایل تماشا میکنند.
دوربینها روشن میشوند، فیلمها یکی پس از دیگری ضبط میشوند و هر حرکت یک بازیگر یا هنرمند، سوژهای برای انتشار در فضای مجازی میشود. گویی برخی از حاضران، نه برای بدرقه یک انسان، بلکه برای ثبت لحظهای آمدهاند که بتواند چند ساعت بعد در صفحات شخصیشان بازدید بیشتری بگیرد.
این تغییر رفتار، تنها یک اتفاق ساده نیست؛ بلکه نشانه دگرگونی در شیوه مواجهه بخشی از جامعه با رویدادهای عمومی است؛ دگرگونیای که در آن، گاهی «ثبت کردن» مهمتر از «درک کردن» میشود.
مجلس ترحیم، فرش قرمز نیست
بازیگران و هنرمندان، به دلیل محبوبیتی که میان مردم دارند، همواره با درخواست عکس و امضا روبهرو هستند. این موضوع در جشنوارهها، اکران فیلمها، نشستهای هنری یا حتی دیدارهای عمومی، امری طبیعی و قابل درک است. اما مراسم ترحیم، اساساً کارکرد دیگری دارد.
در چنین فضایی، هنرمند نه برای دیدار با هواداران، بلکه برای ادای احترام به همکار، دوست یا همراه سالهای زندگی خود حضور پیدا میکند. او نیز مانند دیگران، اندوهگین است؛ شاید ساعتها پیش خبر درگذشت عزیزی را شنیده، شاید هنوز نتوانسته این فقدان را بپذیرد و شاید تنها آمده تا در سکوت، آخرین وداع را انجام دهد.
در چنین شرایطی، درخواست گرفتن عکس یادگاری یا فیلم سلفی، ناخواسته معنای مراسم را تغییر میدهد. فضایی که باید محل همدردی باشد، به صحنهای برای تعاملات خارج از شأن مجلس تبدیل میشود.
شهرت، مجوز نادیده گرفتن احساسات نیست
گاهی این تصور شکل میگیرد که افراد مشهور باید در هر شرایطی پاسخگوی مخاطبان خود باشند؛ حتی زمانی که در سختترین لحظات زندگی قرار دارند. اما شهرت، انسان بودن را از کسی نمیگیرد.
بازیگر، خواننده یا کارگردان، پیش از آنکه یک چهره شناختهشده باشد، انسانی است با احساس، عاطفه و روابط شخصی. همانگونه که هیچکس از یک فرد عادی انتظار ندارد در مراسم خاکسپاری عزیزش با دیگران عکس یادگاری بگیرد، انتظار مشابه از یک هنرمند نیز منطقی نیست. این تفاوت، گاهی در هیجان دیدن یک چهره شناختهشده فراموش میشود؛ هیجانی که اگر کنترل نشود، میتواند به رفتاری آزاردهنده تبدیل شود.
شبکههای اجتماعی، فرصتهای فراوانی برای ارتباط، اطلاعرسانی و تولید محتوا ایجاد کردهاند، اما در کنار این فرصتها، نوعی رقابت دائمی برای دیده شدن نیز شکل گرفته است.
در این رقابت، هر تصویر متفاوت، هر ویدئوی اختصاصی و هر قابی که دیگران ثبت نکرده باشند، ارزش بیشتری پیدا میکند. همین مسئله باعث میشود برخی افراد، حتی در مراسم عزاداری نیز به دنبال سوژهای باشند که بتواند صفحه شخصیشان را پربازدیدتر کند.
گاهی حتی خود فرد نیز متوجه نیست که انگیزه اصلیاش از گرفتن آن فیلم یا عکس چیست؛ آیا واقعاً برای ثبت یک خاطره است یا برای آنکه چند ساعت بعد، واکنش بیشتری در فضای مجازی دریافت کند؟
این پرسشی است که شاید پاسخ آن، بخشی از چرایی رفتارهای امروز را روشن کند.
وقتی اعتراض هنرمندان بلند میشود
اتفاق اخیر نشان داد که صبر هنرمندان نیز حد و مرزی دارد.
اعتراض آنان، نه از سر بیحوصلگی، بلکه از احساس بیاحترامی به فضای سوگواری بود. وقتی بارها از میان جمعیت درخواست عکس و فیلم مطرح میشود، وقتی مسیر حرکت افراد با ازدحام علاقهمندان بسته میشود و وقتی تمرکز مجلس به هم میریزد، طبیعی است که واکنشهایی نیز شکل بگیرد.
آنچه در آن مراسم شنیده شد، بیش از آنکه گلایه از مردم باشد، یادآوری شأن و حرمت مجلس عزا بود؛ اینکه برخی موقعیتها، اقتضائات خاص خود را دارند و هر رفتاری، هرچند از روی علاقه، لزوماً مناسب آن فضا نیست.
فرهنگی که نیاز به بازخوانی دارد
جامعه ایرانی همواره به احترام گذاشتن در مراسم سوگواری شناخته شده است. حضور برای عرض تسلیت، سکوت، همراهی با خانواده داغدار و پرهیز از هر رفتاری که آرامش مجلس را بر هم بزند، بخشی از این فرهنگ بوده است.
اما به نظر میرسد با تغییر سبک زندگی و گسترش رسانههای شخصی، برخی از این آداب نیز نیازمند یادآوری دوباره هستند.
شاید لازم باشد بار دیگر از خود بپرسیم که هدف از حضور در چنین مراسمی چیست؛ همدردی با بازماندگان یا ثبت تصاویری که چند ساعت بعد در میان انبوه محتواهای فضای مجازی گم خواهند شد؟
پاسخ به این پرسش، میتواند مسیر رفتارهای آینده را نیز مشخص کند؛ مسیری که اگر با احترام، همدلی و درک موقعیت همراه باشد، شأن مراسمهای سوگواری را حفظ خواهد کرد و اجازه نخواهد داد هیاهوی دوربینها، جای سکوت و احترام را بگیرد.