ایران پرسمان - ایسنا / رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با بیان اینکه حقیقت حسینی در سطحی فراتر از زبانهای شناختهشده قرار دارد، گفت: کتاب «حسین، زبانی دیگر» کوشیده است با بهرهگیری از زبان هنر و نماد، لایههای رمزآلود عاشورا را آشکار کند.
احد فرامرز قراملکی روز یکشنبه ۱۱ مرداد، در آیین رونمایی از کتاب «حسین، زبانی دیگر»، که در نگارخانه رضوان برگزار شد، اظهار کرد: این اثر با نگاهی نو به واقعه عاشورا در بستر زمان، تلاش میکند حجاب جهل را از چهره حقیقت بردارد و پرده از نقشآفرینی کسانی کنار بزند که در به صلیب کشیدن خورشید حقیقت سهم داشتند. شاعر در این کتاب میکوشد روایتهای تحریفشده از حقیقت رمزناک امام حسین(ع) را آشکار کند.
وی با اشاره به عنوان کتاب، ادامه داد: نخستین پرسشی که با دیدن عنوان اثر به ذهن میرسد این است که مراد از «زبانی دیگر» چیست، در کتابهایی که درباره زبانهای همزمان در ارتباط انسانی نوشته شده، از زبان شفاهی، زبان بدن، زبان سکوت، زبان محیط و دیگر گونههای ارتباطی سخن گفته میشود، اما هنگامی که از خود بپرسید زبان امام حسین(ع) کدامیک از این زبانهاست، پاسخی در این تقسیمبندی یافت نخواهد شد.
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی اضافه کرد: به نظر میرسد این کتاب اساساً درباره زبان امام حسین(ع) نیست، بلکه درباره امام حسین(ع) به مثابه یک زبان است، زبانی که مؤلف از آن با عنوان «زبان دیگر» یاد میکند. گویی همه زبانهای شناختهشده، زبان نخست هستند و حقیقت حسینی، زبان دیگری است که در سطحی فراتر از آنها قرار دارد.
قراملکی با اشاره به نمونههایی از متن کتاب، بیان کرد: شاعر گاه از زبان رنگها و گاه از زبان سکوت سخن میگوید، اما مقصود او صرفاً سکوت در برابر سخن نیست. این سکوت، نمادی از شهادت است، سکوتی که در عین خاموشی، گویاترین زبان را دارد و همین پارادوکس، جلوهای از هنر و زیبایی متن را شکل میدهد.
وی خاطرنشان کرد: ساختار زبانی این اثر، ساختاری تو در تو و سرشار از نماد است. شاید در نگاه نخست تصور شود شاعر صرفاً تحت تأثیر فضای نمادگرایی و سمبولیسم روزگار خود بوده، اما موضوع فراتر از این است. شاعر در پی بیان حقیقتی است که تنها با زبان نماد و رمز میتوان به آن نزدیک شد.
«حسین، زبانی دیگر»؛ تلاشی برای کشف لایههای رمزآلود عاشورا
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ادامه داد: حقیقت عاشورا دارای مراتبی است. بخشی از آن، همان لایه آشکاری است که در سنت مقتلنویسی، شعر آیینی و پژوهشهای تاریخی و علمی درباره امام حسین(ع) بازتاب یافته و پژوهشگران طی دهههای گذشته به آن پرداختهاند، اما شاعر این اثر به دنبال مرتبه دیگری از این حقیقت است، مرتبهای رمزآلود که تنها با زبان هنر و نماد میتوان آن را روایت کرد.
قراملکی اضافه کرد: امام حسین(ع) خود رمزی از هستی و آفرینش است و واقعه کربلا نیز افزون بر ابعاد تاریخی، سیاسی و اجتماعی، دارای باطنی رمزناک است. همانگونه که قرآن افزون بر ظاهر، بطون متعدد دارد، حقیقت حسینی نیز دارای لایههایی است که شاعر با جسارت به سراغ آنها رفته و تلاش کرده آنها را در قالب «زبانی دیگر» بازگو کند.
وی به ترجمه فارسی این اثر اشاره کرد و گفت: ترجمه این کتاب سه ویژگی برجسته دارد که جمع شدن آنها در کنار یکدیگر کار آسانی نیست؛ نخست وفاداری به متن اصلی، دوم روانی، سادگی و خوشخوان بودن ترجمه و سوم حفظ زبان هنری و شاعرانه اثر.
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی بیان کرد: مترجم توانسته ضمن حفظ فضای نمادین و رمزآلود متن، ترجمهای روان و قابل فهم ارائه دهد، بیآنکه از لطافت و زیبایی ادبی اثر کاسته شود. خواننده در سراسر کتاب، موسیقی درونی، حس شاعرانه و ساختار هنری متن را احساس میکند و در عین حال با متنی روان و منسجم روبهرو است.
قراملکی با اشاره به نمادهای پرتکرار کتاب، خاطرنشان کرد: «صلیب» و «رخساره» از مهمترین نمادهای این اثر هستند. بسامد این واژهها در بخشهای مختلف کتاب متفاوت است و به نظر میرسد این تفاوتها کاملاً آگاهانه و هدفمند باشد.
وی ادامه داد: در سنت مسیحی، صلیب از یک رخداد تاریخی به شیئی مقدس تبدیل شده است، اما در این کتاب، این روند معکوس میشود، صلیب از یک شیء مقدس دوباره به رخداد بازمیگردد و در آیینه عاشورا بازنمایی میشود که نشان دهد رنج امام حسین(ع)، همان رنج آزادی، رهایی و آگاهی انسان است؛ رنجی که پیشتر مسیح نیز آن را تحمل کرده بود.
رئیس بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی اضافه کرد: هنگام مطالعه کتاب این پرسش برایم مطرح بود که آیا حسین(ع) وارث مسیح است یا مسیح رمز حسین(ع)، برداشت من این است که شاعر از شخصیت مسیح بهره میگیرد تا پردهای از حقیقت رمزآلود امام حسین(ع) را کنار بزند و از این رهگذر، ابعاد تازهای از واقعه عاشورا را آشکار سازد.
قراملکی با اشاره به نماد «رخساره» در کتاب، تصریح کرد: این واژه نیز لایههای معنایی متعددی دارد. «وجه» در زبان عربی هم به معنای چهره است، هم به معنای دلیل، نشانه و دلالت. به نظر میرسد شاعر با مهارتی قابل توجه، همه این معانی را در کنار یکدیگر قرار داده و از آنها برای ترسیم حقیقت چندوجهی و عمیق نهضت حسینی بهره گرفته است.
«حسین، زبانی دیگر» عاشورا را به تجربهای زیسته برای انسان معاصر تبدیل میکند
در ادامه محمدجواد استادی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی، اظهار کرد: ترجمه دکتر تقدمی صابری تنها برگردان یک متن نیست، بلکه فضایی معنایی را پیش روی مخاطب میگشاید که فراتر از الگوهای مرسوم ترجمه قرار میگیرد.
وی با اشاره به اینکه سخنان خود را از منظر ایده «مکتب هنر رضوی» مطرح میکند، ادامه داد: برخلاف تصور رایج، مکتب هنر رضوی محدود به جغرافیای مشهد یا آثاری درباره امام رضا(ع) نیست، بلکه دامنهای گستردهتر دارد و باید آن را بهعنوان یک منظومه معرفتی، زیباییشناختی و اجتماعی مورد توجه قرار داد.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی عنوان کتاب را یکی از جذابترین بخشهای آن دانست و گفت: «حسین، زبانی دیگر» به این معنا نیست که قرار است با زبانی متفاوت درباره امام حسین(ع) سخن گفته شود، بلکه پیام کتاب این است که خود امام حسین(ع) یک زبان است، زبانی که به انسان امروز کمک میکند مفاهیمی همچون رنج، عدالت، حقیقت، آزادی و نسبت خود با جهان را از منظری دیگر درک کند.
استادی اضافه کرد: در این اثر، امام حسین(ع) صرفاً موضوع شعر نیست و شاعر نیز در پی روایت یک شخصیت تاریخی یا بازگویی حادثه سال ۶۱ هجری نیست، بلکه امام حسین(ع) به افقی ادراکی تبدیل میشود که مخاطب از رهگذر آن میتواند جهان پیرامون خود را دوباره ببیند و درباره مفاهیمی همچون زندگی و مرگ، حق و باطل، سکوت و اعتراض و کرامت و ذلت داوری کند.
وی با تبیین نسبت این اثر با مکتب هنر رضوی، بیان کرد: نباید هر اثری که درباره اهلبیت(ع) است، بهصورت خودکار در چارچوب مکتب هنر رضوی قرار داد. اگر چنین نگاهی داشته باشیم، این مکتب را به یک طبقهبندی صرفاً موضوعی تقلیل دادهایم، در حالی که مکتب هنر رضوی بر سه ساحت حقیقت ولایت، تجربه زیارت و امتداد اجتماعی استوار است.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر جایگاه زیبایی در هنر رضوی، خاطرنشان کرد: زیبایی در این مکتب صرفاً آرایشی برای انتقال یک پیام دینی یا معرفتی نیست، بلکه شیوهای است که معنا را برای مخاطب آشکار و قابل تجربه میکند. هنر تنها به انتقال معنا نمیپردازد، بلکه امکان زیستن و تجربه کردن آن معنا را فراهم میسازد.
«حسین، زبانی دیگر»؛ تلاشی برای کشف لایههای رمزآلود عاشورا
استادی ادامه داد: همه ما بارها درباره عطش کربلا یا تنهایی امام حسین(ع) شنیدهایم، اما هنر میتواند این مفاهیم را از یک داده تاریخی به تجربهای حسی و وجودی تبدیل کند. تفاوت اطلاع تاریخی با ادراک زیباییشناختی نیز در همین نقطه است، اطلاع، آگاهی میدهد، اما هنر مخاطب را به درون واقعه میبرد.
وی اضافه کرد: هنر قرار نیست تاریخ را بازسازی کند، بلکه باید امکان مواجههای تازه با حقیقت را برای انسان امروز فراهم آورد. از همین رو، صورت هنری یک اثر، امری حاشیهای نیست، بلکه بخش مهمی از فرآیند فهم حقیقت به شمار میرود.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی درباره ویژگیهای این کتاب بیان کرد: جواد جمیل در این مجموعه به گزارش خطی واقعه عاشورا اکتفا نمیکند، بلکه با استفاده از نمادها، تصاویر و نظام نشانهشناختی، مخاطب را وارد تجربهای حسی و خیالی از عاشورا میکند، تجربهای که از روایت صرف تاریخی عبور کرده است.
استادی با اشاره به مفهوم زیارت در مکتب هنر رضوی، خاطرنشان کرد: زیارت تنها حضور فیزیکی در کنار مضجع شریف نیست، بلکه رابطهای معرفتی میان زائر و امام است که بر پایه شناخت، حضور، گفتوگو، عهد و بازگشت شکل میگیرد. زائر پس از این مواجهه، با نگاهی تازه به زندگی اجتماعی خود بازمیگردد.
وی ادامه داد: هنر در این فرآیند نقشی اساسی دارد. معماری، خوشنویسی، اشعار کتیبهها، نقوش و دیگر عناصر هنری حرم مطهر، صرفاً تزئینات نیستند، بلکه زمینهساز تجربهای عمیقتر از زیارتاند، تجربهای که مخاطب را از دیدن به مشاهده، از شنیدن به ادراک و از احساس زودگذر به معرفت و تعهد میرساند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی شعر عاشورایی را نوعی «زیارت در زبان» توصیف کرد و افزود: شاعر میان انسان امروز و حقیقت عاشورا واسطه میشود. او فاصله تاریخی را از میان میبرد، اما اجازه نمیدهد این فاصله به فراموشی بینجامد و عاشورا را از یک گذشته پایانیافته به حضوری زنده و قابل مواجهه تبدیل میکند.
استادی اضافه کرد: مخاطب این اثر دیگر تنها یک ناظر نیست، بلکه دعوت میشود نسبت خود را با امام حسین(ع) مشخص کند. اگر حسین(ع) زبانی برای فهم جهان است، باید دید ما امروز در برابر مفاهیمی چون عدالت، مسئولیت، کرامت و ذلت در کدام سوی این زبان ایستادهایم.
وی به سومین رکن مکتب هنر رضوی، یعنی امتداد اجتماعی زیارت، اشاره کرد و گفت: زیارت تنها در حضور در حرم پایان نمییابد، بلکه زمانی کامل میشود که آثار آن در اخلاق، رفتار، مناسبات اجتماعی و مسئولیتپذیری انسان تجلی پیدا کند. اگر از کرامت، عدالت و آزادگی اهلبیت(ع) سخن بگوییم، اما این مفاهیم در زندگی روزمره ما نمود نداشته باشد، میان تجربه زیارت و زیست اجتماعی گسست ایجاد شده است.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با تأکید بر نقش هنر در این فرآیند، اضافه کرد: هنر نباید به بیانیه سیاسی، مانیفست یا دستورالعمل تبدیل شود، زیرا مأموریت هنر صدور فرمان نیست. هنر کیفیت دیدن، نظام احساس و شیوه داوری انسان را تغییر میدهد و همین تغییر، زمینهساز تحول اجتماعی خواهد بود.
استادی ادامه داد: اثری که مخاطب را با حقیقت مفاهیمی همچون عطش، تنهایی، مظلومیت، ایثار و ایستادگی امام حسین(ع) روبهرو کند، نمیتواند او را نسبت به رنج، بیعدالتی و مظلومیت انسان معاصر بیتفاوت بگذارد. اگر چنین تأثیری ایجاد نمیشود، یا زبان هنر بهدرستی به کار گرفته نشده یا هنر جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.
وی تصریح کرد: کتاب «حسین، زبانی دیگر» از آن جهت در افق مکتب هنر رضوی قابل بررسی است که میکوشد میان حافظه عاشورا و ادراک انسان معاصر پیوند برقرار کند، پیوندی که در ترجمه دکتر تقدمی صابری نیز صرفاً به انتقال واژگان محدود نشده و به خلق فضایی معنایی برای مخاطب انجامیده است.
ادبیات حماسی شیعی فارسی نیازمند احیا و معرفی دوباره به جهان امروز است
در ادامه فرزاد قائمی، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به سابقه پژوهشهای خود در حوزه ادبیات حماسی شیعی، اظهار کرد: بیش از دو دهه است که در زمینه متون حماسی فارسی و بهویژه ادبیات حماسی شیعی مطالعه میکنم و بر اساس این پژوهشها، معتقدم اگر نگوییم ادبیات شیعی فارسی بزرگترین، دستکم یکی از گستردهترین شاخههای ادبیات دینی در جهان است.
وی با مرور روند شکلگیری این جریان ادبی، ادامه داد: پیشینه شعر حماسی شیعی همزمان با رشد شعر فارسی از سده چهارم هجری آغاز میشود. فردوسی با شاهنامه بنیان استواری برای زبان فارسی ایجاد کرد و پس از او شاعرانی همچون ناصرخسرو و قوامی رازی، مضامین شیعی را وارد شعر فارسی کردند. به باور پژوهشگران، قوامی رازی نخستین شاعری است که مرثیهای با ویژگیهای کامل شعر عاشورایی سروده و از این منظر جایگاه ویژهای در تاریخ ادبیات آیینی دارد.
دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی با اشاره به شرایط تاریخی آن دوران، اضافه کرد: تا پیش از حمله مغول، فشارهای سیاسی بر شیعیان و پیوند حکومتهای وقت با خلافت عباسی، فرصت رشد این نوع ادبی را محدود کرده بود، اما پس از فروپاشی خلافت عباسی، هم زبان فارسی و هم اندیشه شیعی مجال بیشتری برای گسترش یافتند و از قرن هفتم و هشتم، ادبیات حماسی شیعی به شکوفایی رسید.
قائمی بیان کرد: از همین دوره، «ولایتنامهها» بهعنوان یکی از مهمترین گونههای ادبیات شیعی شکل گرفتند، منظومههایی که با زبانی ساده و متناسب با فهم عموم مردم، مفاهیم ولایت، فضائل اهلبیت(ع) و روایتهای حماسی را در میان جامعه گسترش میدادند و نقش مهمی در انتقال فرهنگ شیعی داشتند.
وی «خاوراننامه» ابنحسام خوسفی را یکی از برجستهترین آثار این حوزه دانست و افزود: این منظومه ۲۴ هزار بیتی که در قرن نهم سروده شده، از نظر بسیاری از شاهنامهپژوهان، یکی از مهمترین منظومههای حماسی فارسی پس از شاهنامه فردوسی است. همچنین آثاری همچون «حمله حیدری» و «شاهنامه حسینی» نیز از شاهکارهای ادبیات حماسی شیعی به شمار میروند که متأسفانه هنوز تصحیح انتقادی و انتشار علمی درخوری از آنها صورت نگرفته است.
دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی با ابراز تأسف از کمتوجهی به این آثار خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از متون ارزشمند ادبیات حماسی شیعی یا هنوز منتشر نشدهاند یا با چاپهای غیرانتقادی در دسترس قرار دارند. احیای این آثار نیازمند کارهای گروهی، پژوهشهای بلندمدت و حمایت نهادهای علمی و فرهنگی است و از توان پژوهشگران منفرد خارج است.
قائمی با اشاره به انتشار کتاب «حسین(ع)، زبانی دیگر»، ادامه داد: انتشار چنین آثاری میتواند گامی در معرفی ادبیات آیینی و اندیشه شیعی به مخاطبان امروز باشد. این آثار تنها متون ادبی نیستند، بلکه حامل مفاهیم معرفتی، حکمی و جهانبینی هستند و میتوانند در برابر هجوم روایتهای سطحی و رسانهای، افق تازهای برای شناخت فرهنگ عاشورا بگشایند.