ایران پرسمان - نویسنده کتاب «پاکِستان» با تأکید بر مغفول ماندن روایت زائران شبهقاره در ادبیات اربعین، این اثر را تلاشی برای به تصویر کشیدن بُعد بینالمللی اربعین و میزبانی مردم سیستان و بلوچستان دانست.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: راهپیمایی اربعین سالهاست با تصویر میلیونها زائر در مسیر نجف تا کربلا شناخته میشود، اما پیش از رسیدن به این مسیر، روایتهای فراوانی در گوشهوکنار جهان اسلام شکل میگیرد که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. یکی از این روایتهای کمتر دیدهشده، داستان زائران پاکستانی است؛ عاشقانی که با تحمل هزاران کیلومتر سفر، دشواریهای عبور از مرز و روزها انتظار، خود را به ایران میرسانند تا از این مسیر راهی عتبات عالیات شوند.
در این میان، مردم سیستان و بلوچستان طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین میزبانان این زائران تبدیل شدهاند. حضور داوطلبانه مردم، برپایی موکبها، خدمترسانی شبانهروزی و شکلگیری پیوندهای عمیق انسانی میان میزبانان و زائران، سوژههایی را رقم زده که فراتر از یک گزارش یا خاطره، به روایتهایی ماندگار از همدلی و همزیستی تبدیل شدهاند.
کتاب «پاک سِتان» نیز با همین نگاه شکل گرفته است. این اثر، مجموعهای از روایتهای مستند از لحظههای ناب خدمت به زائران پاکستانی اربعین است که به همت جمعی از نویسندگان حلقه روایتنویسی «ترانگ» حوزه هنری سیستان و بلوچستان به نگارش درآمده است. روایتهایی که از دل مرزهای شرقی ایران برخاستهاند و تلاش دارند بُعد کمتر دیدهشده و بینالمللی اربعین را به تصویر بکشند.
به همین مناسبت، با احسان قائدی، نویسنده و از دستاندرکاران تولید کتاب «پاک سِتان»، درباره شکلگیری این اثر، روایتهای آن و اهمیت پرداختن به زائران شبهقاره به گفتوگو نشستیم.
* در انتخاب این هجده روایت چه معیاری داشتید؟ آیا به دنبال روایتهای احساسی بودید یا میخواستید تصویری مستند از یک پدیده اجتماعی ارائه دهید؟
کتاب «پاک سِتان» با هدف روایت حضور زائران شبهقاره، بهویژه زائران پاکستانی، در مسیر زیارت اربعین تولید شده است. همانطور که میدانید، زائران شبهقاره هر ساله هزاران کیلومتر مسیر را طی میکنند تا خود را به مرزهای ایران برسانند. پس از ورود به کشور، راهی کربلا میشوند و سپس با زیارت مشهد و قم، سفر معنوی خود را تکمیل کرده و به کشورهایشان بازمیگردند. این روند سالهاست که استمرار دارد.
در سالهای اخیر، مردم سیستان و بلوچستان با درک سختیها و مشقتهایی که زائران پاکستانی در این مسیر متحمل میشوند، بهویژه توقفهای طولانی در مرزها و مشکلات ناشی از محدودیتها و موانع موجود در کشور پاکستان، تصمیم گرفتند با میزبانی از این زائران، بخشی از دشواریهای سفر آنان را کاهش دهند. این میزبانی، زمینهساز شکلگیری روایتهایی از همزیستی، همدلی و خدمترسانی مردم سیستان و بلوچستان به زائران شبهقاره شده است.
هدف این کتاب، از یک سو به تصویر کشیدن میزان ارادت و دلدادگی زائران شبهقاره به زیارت اربعین و نحوه حضور آنان در این مسیر معنوی است و از سوی دیگر، معرفی خدمات و میزبانی مردم سیستان و بلوچستان از این زائران.
مهمترین معیار در انتخاب و تدوین این روایتها نیز معرفی این پدیده اجتماعی به مخاطبان ایرانی بوده است؛ پدیدهای ارزشمند که در سیستان و بلوچستان در حال شکلگیری و گسترش است. این کتاب تلاش میکند با روایت این تجربه، زمینه شناخت بیشتر، تقویت و توسعه این حرکت مردمی و فرهنگی را فراهم کند.
* در کتاب، سیستان و بلوچستان نه بهعنوان یک منطقه محروم، بلکه بهعنوان میزبان یک رویداد جهانی معرفی میشود. این تغییر زاویه نگاه چقدر آگاهانه بود؟
چهرهای که امروز از سیستان و بلوچستان در بخشی از فضای رسانهای به افکار عمومی ارائه میشود، تصویری کامل و منطبق با واقعیت نیست. در سالهای گذشته، برخی رسانهها تلاش کردهاند این استان را بهعنوان نقطه ضعف و پاشنه آشیل جمهوری اسلامی در حوزه کارآمدی معرفی کنند، در حالی که واقعیتهای میدانی، روایت دیگری را نشان میدهد.
کتاب «پاک سِتان» تلاشی برای شکستن این تصویر یکسویه و ارائه روایتی متفاوت از سیستان و بلوچستان است؛ روایتی که بر پایه حضور و کنش مردم شکل گرفته است. این اثر، تلاشهای داوطلبانه و مردمی اهالی استان در میزبانی از زائران شبهقاره، بهویژه زائران پاکستانی، را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه مردم این منطقه با روحیه ایثار، مهماننوازی و همدلی، بخشی از بار سنگین سفر زائران اربعین را بر دوش میکشند.
هدف کتاب آن است که ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی سیستان و بلوچستان را از دریچه یک تجربه واقعی و مردممحور به مخاطب معرفی کند و تصویری از همبستگی، ازخودگذشتگی و پیوندهای عمیق دینی و انسانی این استان با زائران شبهقاره ارائه دهد؛ تصویری که کمتر در روایتهای رسانهای مورد توجه قرار گرفته است.
* روایتهای کتاب نشان میدهد خدمت به زائران پاکستانی، فرهنگ جدیدی در استان ایجاد کرده است. فکر میکنید این تغییرات اجتماعی ماندگار خواهند بود؟
با افزایش توجه به زائران شبهقاره در سالهای اخیر، بسیاری از فعالان فرهنگی، جهادی و نیروهای مردمی استان سیستان و بلوچستان ترجیح دادهاند به جای حضور در مراسم اربعین در کربلای معلی و نجف اشرف، در استان خود به میزبانی و خدمترسانی به زائران پاکستانی و دیگر زائران شبهقاره بپردازند. این انتخاب، به مرور زمینهساز شکلگیری تحولات اجتماعی و فرهنگی قابل توجهی در منطقه شده است.
در نتیجه این ارتباط مستمر، بسیاری از خادمان و فعالان مردمی با زبان اردو آشنا شدهاند، فرهنگ و آداب و رسوم مردم پاکستان را شناختهاند و روابط دوستانه و عمیقی میان دو ملت شکل گرفته است. این تعاملات حتی در مواردی به پیوندهای خانوادگی و ازدواج نیز انجامیده که خود نشانهای از عمق ارتباطات انسانی و فرهنگی میان دو جامعه است.
مرزهای شرقی ایران بستر اصلی شکلگیری روایتهای این کتاب بودهاند؛ چراکه این منطقه علاوه بر اهمیت جغرافیایی، از منظر فرهنگی و تمدنی نیز جایگاه ویژهای دارد. در سالهای گذشته تلاشهای گستردهای برای ایجاد فاصله و اختلاف میان ایران، پاکستان و افغانستان صورت گرفته است، اما واقعیت این است که این سه کشور از اشتراکات عمیق دینی، فرهنگی و تاریخی برخوردارند.
از این منظر، میزبانی از زائران شبهقاره صرفاً یک اقدام خدماتی نیست، بلکه میتواند بهعنوان نمونهای از دیپلماسی فرهنگی و مردمی نیز مورد توجه قرار گیرد؛ دیپلماسیای که با تقویت ارتباطات انسانی، زمینه انتقال مفاهیم دینی، فرهنگ مقاومت و آرمانهای انقلاب اسلامی را در کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان و افغانستان، فراهم میکند. همچنین همراهی و حمایت پاکستان از ایران در تحولات و بحرانهای اخیر، نشان داد که این ظرفیت فرهنگی میتواند به تقویت پیوندهای اجتماعی و سیاسی میان دو ملت نیز کمک کند.

* در فرآیند نگارش، کدام روایت بیش از همه نگاه خود شما را نسبت به اربعین یا مردم سیستان و بلوچستان تغییر داد؟ به نظر شما چرا تصویر زائران پاکستانی در رسانهها و کتابها کمتر دیده شده، در حالی که یکی از بزرگترین گروههای زائران اربعین را تشکیل میدهند؟
فرآیند تولید و نگارش کتاب «پاک سِتان» بر پایه حضور میدانی روایتنویسانی از نقاط مختلف کشور در مرزهای میرجاوه و ریمدان شکل گرفته است؛ مرزهایی که هر ساله میزبان ورود زائران شبهقاره به ایران هستند. نویسندگان این اثر با حضور در میدان، علاوه بر مشاهده مستقیم مسیر حرکت زائران، با مردم سیستان و بلوچستان نیز همنشین شدند و روایتها، خاطرات و تجربههای آنان از سالها خدمترسانی به زائران را ثبت کردند.
این کتاب تنها روایتگر خدمت به زائران نیست، بلکه تصویری از همزیستی و همدلی شیعه و اهل سنت در سیستان و بلوچستان برای میزبانی از زائران اربعین ارائه میدهد. در کنار آن، مخاطب با سبک زندگی، باورها و میزان ارادت مردم پاکستان به اهلبیت(ع) نیز آشنا میشود؛ مردمی که بسیاری از آنان تمام سال را با هدف پسانداز، برنامهریزی و فراهم کردن مقدمات سفر اربعین سپری میکنند و برای رسیدن به این زیارت، دشوارترین شرایط را نیز به جان میخرند.
شاید برای بسیاری از مردم داخل ایران، حضور در پیادهروی اربعین امری نسبتاً در دسترس باشد، اما مشاهده عشق و اشتیاق زائران پاکستانی و دیگر زائران شبهقاره، هر مخاطبی را شگفتزده میکند. آنان هزاران کیلومتر مسیر را با وجود مشکلات مالی، سختیهای سفر و موانع مختلف طی میکنند تا خود را به این زیارت برسانند.
در این مسیر، روایتهای تأثیرگذاری نیز شکل میگیرد؛ از مادرانی که در طول سفر فرزند خود را به دنیا میآورند، تا زائرانی که جان خود را در این راه از دست میدهند. همچنین داستانهای متعددی از توسل، نذر و برآورده شدن حاجتها در میان زائران نقل میشود؛ برای مثال، خانوادههایی که با آرزوی فرزنددار شدن به اهلبیت(ع) متوسل شدهاند و سال بعد، همراه با فرزند خود در همین مسیر حضور یافتهاند. کتاب «پاک سِتان» بخشی از این روایتهای انسانی، معنوی و کمتر شنیدهشده را گردآوری کرده و تلاش دارد تصویری نزدیک و واقعی از زیست زائران شبهقاره و مردم میزبان در سیستان و بلوچستان ارائه دهد.
کتاب «پاک سِتان» سرشار از روایتهای انسانی، کمتر شنیدهشده و تأثیرگذار است، اما اگر بخواهم به دو روایت شاخص آن اشاره کنم، نخست باید از روایت «دخترم غلامرضاست» نام ببرم. این روایت، داستان مادری است که سالها از نعمت فرزند محروم بوده و در حرم امام رضا(ع) نذر میکند که اگر صاحب فرزند شود، نام او را «غلامرضا» بگذارد. پس از مدتی، خداوند دختری به او عطا میکند و او نیز به نذر خود وفادار میماند و نام دخترش را «غلامرضا» میگذارد. این دختر در میان زائران پاکستانی جایگاه ویژهای پیدا میکند و آنان او را هدیهای از سوی خداوند میدانند. زائران با احترام فراوان گرد او جمع میشوند، به عزاداری و سینهزنی میپردازند و محبت و ارادت خاصی نسبت به او ابراز میکنند. این روایت، جلوهای از نگاه معنوی و ارادت عمیق مردم پاکستان به اهلبیت(ع) را به تصویر میکشد.
روایت شاخص دیگر، «اکرمپلو» است؛ داستان غذایی که امروز به یکی از شناختهشدهترین و محبوبترین غذاهای موکبهای سیستان و بلوچستان در ایام اربعین تبدیل شده است. این روایت، تنها درباره یک غذا نیست، بلکه داستان شکلگیری یک نذر، یک خدمت و یک جریان مردمی است. کتاب نشان میدهد که خانم حسینی چگونه با وجود امکانات محدود و دشواریهای فراوان، پخت این غذا را برای زائران آغاز میکند و به مرور، این نذر شخصی به حرکتی گسترده و مردمی تبدیل میشود. در نهایت، او از یک خادم گمنام به محور و سازماندهنده جمع بزرگی از خدمتگزاران اربعین تبدیل میشود که با همراهی یکدیگر، هر ساله از هزاران زائر پاکستانی پذیرایی میکنند. این روایت، نمونهای روشن از تأثیر نذر، مشارکت مردمی و فرهنگ خدمت در شکلگیری حرکتهای اجتماعی ماندگار است.
* در ادبیات اربعین معمولاً روایتها از نجف تا کربلا شکل میگیرد، اما شما قصه را از مرزهای شرقی ایران آغاز کردهاید. چرا احساس کردید این جغرافیا در روایت اربعین مغفول مانده است؟
در مجموع، کتاب «پاک سِتان» بر روایت مواجهه مردم سیستان و بلوچستان با زائران پاکستانی و ابعاد بینالمللی راهپیمایی اربعین تمرکز دارد. این اثر تلاش میکند نشان دهد که چگونه مرزهای شرقی ایران به بستری برای همدلی، همزیستی و ارتباط فرهنگی میان ملتهای مسلمان تبدیل شدهاند و چگونه مردم این منطقه با حضور و مشارکت خود، نقش مهمی در میزبانی از زائران ایفا میکنند.
ادامه یافتن این دست روایتها میتواند به شناخت بهتر ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان و افغانستان، کمک کند. این دو کشور، علاوه بر اهمیت راهبردی و ژئوپلیتیکی، از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی عمیقی با ایران برخوردارند و از این رو، ظرفیت مناسبی برای گسترش تعاملات فرهنگی و مردمی دارند.
از همین منظر، توجه بیشتر به تولید آثار ادبی و مستند درباره مردم این کشورها، از جمله نگارش رمان، روایت، خاطره، پژوهش و همچنین ترجمه متقابل آثار، میتواند زمینه شناخت متقابل و تقویت ارتباطات فرهنگی را فراهم کند. کتاب «پاک سِتان» نیز تلاشی در همین مسیر است؛ تلاشی برای روایت تجربههای مشترک، معرفی ظرفیتهای کمتر دیدهشده و تقویت پیوندهای فرهنگی میان ملتهای منطقه از دریچه روایت و ادبیات.
* در سالهای اخیر آثار متعددی درباره اربعین منتشر شده است. «پاکستان» چه خلأیی را پر میکند که در دیگر کتابهای این حوزه کمتر دیده میشود؟ اگر امروز بخواهید جلد دوم «پاکستان» را بنویسید، سراغ چه سوژههایی میروید که در جلد اول فرصت پرداختن به آنها را نداشتید؟
کتاب «پاک سِتان» تلاشی است برای پر کردن خلأ روایتهای بینالمللی اربعین؛ خلئی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. این اثر میکوشد جلوهای از همبستگی و یکپارچگی امت اسلامی را در مرزهای شرقی ایران به تصویر بکشد و نقش کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان، را در این حرکت عظیم مردمی روایت کند.
تمرکز این کتاب بر زائران پاکستانی است، اما این تنها آغاز یک مسیر روایی به شمار میرود. در صورت ادامه این پروژه، روایت زائران افغانستان نیز میتواند بخش دیگری از این منظومه باشد؛ زائرانی که حضور آنان نیز سرشار از سوژهها، تجربهها و روایتهای انسانی و فرهنگی کمتر شنیدهشده است.
«پاک سِتان» در کنار روایت فرهنگ و سبک زندگی زائران پاکستانی، تلاش دارد تصویری واقعی از مردم سیستان و بلوچستان نیز ارائه کند؛ مردمی که عشق و ارادت خود به اهلبیت(ع) را نه در شعار، بلکه در میدان خدمت به زائران به نمایش گذاشتهاند. این کتاب نشان میدهد که چگونه خانوادهها، گروههای مردمی و فعالان فرهنگی استان با تمام توان، امکانات و داشتههای خود از زائران خارجی اهلبیت(ع) پذیرایی میکنند و خدمت به آنان را افتخاری برای خود میدانند.
نتیجه این سالها خدمترسانی، شکلگیری یک ظرفیت کمنظیر مردمی در سیستان و بلوچستان است؛ ظرفیتی که فراتر از یک اقدام مقطعی، به یک سبک زندگی و فرهنگ میزبانی تبدیل شده است. «پاکِستان» میکوشد این تجربه اجتماعی و فرهنگی را به مخاطب معرفی کند و نشان دهد که در مرزهای شرقی ایران، نمونهای از همدلی، همزیستی و همبستگی امت اسلامی در عمل در حال شکلگیری و تداوم است.