ایران پرسمان - چند ثانیه / کوروش احمدی دیپلمات پیشین در بررسی روند مذاکرات، شایعات و گزینههای پیش رو درباره رابطه ایران با آمریکا و مسیرهای ممکن برای حل و فصل مناقشه به "چند ثانیه" می گوید:
مسئله این است که برای اینکه یک تحولی در روند این تقابلهایی که وجود داشته و دارد شکل بگیرد، یک اراده سیاسی لازم است. اراده سیاسی در جهت یک راه حل ممکن شکل بگیرد؛ راه حلی که نمی تواند برای هر دو طرف قابل قبول و به اصطلاح بُرد بُرد نباشد.
اگر این اراده سیاسی وجود نداشته باشه خُب این بن بست میتواند ماه ها و حتی سال ها ادامه پیدا کند و قطعا هیچکس نفعی از این بنبست نمی برد. در داخل تصور بر این است که ما الان در یک وضعیت هیچ همه چیز و تسلیم یا مخاصمه قرار داریم ،این تصور تصور اشتباهی است.
یک حالت سوم بین تسلیم و مخاصمه نیز وجود دارد و آن این است که طرفین انعطاف نشان دهند چرا که قاعده تعاملات دیپلماتیک و روابط بین کشورها بر انعطاف است. بیش از ۲۰۰ کشور در این دنیا دارند زندگی می کنند و مبنای کارشان هم در رابطه با همدیگر انعطاف است.
اگر تندروها یا هر طیفی که تصمیم گیراست فرضش بر این باشد که ما باید یا تسلیم شویم یا در وضعیت تخاصم دائمی باشیم خُب این موضوعی است که ماهها و سالها میتواند ادامه پیدا کند و متاسفانه ظاهرا ما الان در یک چنین وضعیتی قرار داریم. به عبارتی یک عدهای معتقدند که ما باید تخاصم را ادامه دهیم چون آمریکا به ما حمله و رهبران ما را ترور کرده. آنها تصوری جز جنگ ندارند و اگر هم صحبت از صلح می کنند نیز به نحوی صحبت می کنند صلحی حاصل نشود و انتهای روند صلح نباشد.
وضعیت طرفین دعوا به این شکل است که آمریکا یعنی ترامپ بعد از اینکه در جنگ نتوانست به نتیجه برسد واز طریق تحمیل یک جنگ تجاوزکارانه و غیر قانونی نتوانست به خواستهها و اهداف خود برسد برایش روشن شد که باید مبنا را بر این بگذارد که از طریق مذاکره کار را پیش ببرد و این یادداشت تفاهمی هم که دو طرف در مورد آن توافق کردند کاملا به نفع ایران بود.
اگر از جانب ما اراده سیاسی کسانی بر این قرار نگیرد که این مسئله باید از طریق مذاکره حل شود در نتیجه ما هیچ وقت به هیچ جایی نمیرسیم و نتیجه ای حاصل نمی شود و این وضعیت و حالت تقابل جنگی همیشه ادامه پیدا میکند.
مسئله مهم این است که ما دارای اقتصادی با جی دی پی حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیاردی هستیم و آمریکا اقتصادی با جی دی پی ۳۲ تریلیون دلاری یعنی در حدود ۱۰۰ برابر اقتصاد ما دارد. اگر قرار شود که بن بست شکل بگیرد و این بن بست ماه ها و سال ها ادامه پیدا کند، بالاخره آمریکا با آن اقتصادی که دارد ضررهایی می کند و قیمت بنزین در آمریکا بالا می رود و نرخ بهره یا اوراق قرضه ۱۰ ساله بالا می رود و در مجموع اینها برای آمریکا ضررهایی دارد.
ولی با توجه به مشکلات ساختاری که ما داریم؛ مشکل انرژی و آب و مشکل صندوقهای بازنشستگی مشکل بانکها، مشکل تورم سه رقمی و اینکه ممکن است تورم از کنترل خارج شود، مسئله برای ما حاد است.
اگر ما نتوانیم مشکل را با آمریکا حل کنیم از دو حال خارج نیست یا آنها به دنبال جنگ فراگیر وگسترده می روند و یا به دنبال حفظ همین وضعیت موجود، یعنی ادامه محاصره دریایی و افزایش فشار تحریم ها. قیمت نفت هم نشان داد که به رغم اینکه تنگه هرمز بسته است و تنگه باب المندب هم در واقع نیمه بسته است و یک حمله هم به یک بندری در مدیترانه نزدیک کانال سوئز انجام شد، اما قیمت نفت چندان بالا نرفته است. امروز نفت برنت حدود ۸۱ دلار بود.
از این منظر از لحاظ مشکل انرژی و مشکل تورم جهانی و مشکلات داخلی آمریکا باز آنها در یک وضعیت خیلی حاد قرار نمی گیرند و این ما هستیم که از نظر اقتصادی در وضعیت دشواری قرار می گیریم. بنابراین ما چاره ای نداریم جز اینکه برویم دنبال حل مسئله از طریق مذاکره.
اگر حل مسئله از طریق مذاکره مبنای کار قرار گیرد طرفین نمی توانند انتظارات حداکثری داشته باشند و انتظاراتشان را باید تعدیل کنند .اگر قرار باشد مسئله تنگه هرمزبا این شرایطی که مد نظرماست حل شود، یعنی حاکمیت کامل ایران بر تنگه هرمز را ما بخواهیم و تا آخر هم روی این ایستادگی بکنیم این را اگر آمریکا بپذیرد یعنی یک شکست تاریخی و استراتژیک برای آمریکا وترامپ خواهد بود.
معلوم نیست آمریکایی ها چنین چیزی را قبول کنند و مشکل هم الان مشکل تنگه هرمزاست. به هر حال اگر قرار باشد ما انعطاف نشان ندهیم این و معادله تسلیم یا تخاصم ادامه پیدا می کند و ما تمرکزمان بر تخاصم باشد، این عواقب خوبی برای کشور نخواهد داشت.