سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۵
خردنامه

با وجود فروش میلیونی؛

اتفاقی نادر؛ «اودیسه» امیلی ویلسون توسط خودش در حال ترجمه مجدد است

اتفاقی نادر؛ «اودیسه» امیلی ویلسون توسط خودش در حال ترجمه مجدد است
ایران پرسمان - در حالی که «اودیسه» امیلی ویلسون به یک نقطه عطف فرهنگی تبدیل شد، حالا وی دارد تمامی متن را دوباره ترجمه می‌کند.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - در حالی که «اودیسه» امیلی ویلسون به یک نقطه عطف فرهنگی تبدیل شد، حالا وی دارد تمامی متن را دوباره ترجمه می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، همه افرادی که جزو خوانندگان متعدد «اودیسه» ترجمه شده توسط امیلی ویلسون در سال ۲۰۱۷ هستند، احتمالا شگفت زده می‌شوند وقتی بشنوند او در حال ترجمه دوباره این کتاب حماسی است!
ویلسون در مصاحبه اخیر خود که به صورت زوم از خانه‌اش در فیلادلفیا (او استاد مطالعات کلاسیک در دانشگاه پنسیلوانیا است)، با خبرگزاری آسوشیتدپرس انجام داد، در آستانه انتشار یک کتاب جدید، خبر داد که دارد یک ترجمه مجدد کامل انجام می‌دهد و کار او به معنی بازنگری از نسخه قدیمی نیست.
کتاب او که به عنوان اولین ترجمه بزرگ انگلیسی زبان از حماسه هومر توسط یک مترجم زن شناخته می‌شود، پیش از انتشار اقتباس پرفروش کریستوفر نولان، پرفروش‌ترین کتاب و نقطه عطفی در این زمینه بود؛ حالا او می‌گوید روش‌ ترجمه‌اش پیچیده‌تر شده و آنقدر زمان از ترجمه قبلی گذشته که او بتواند برخی از نقص‌های کارش را ببیند. به عنوان مثال، او بیش از حد از کلمه «برده» استفاده کرده، در حالی که در یونان باستان اصطلاح‌های متفاوتی برای دسته‌های مختلف بردگان وجود داشت. او می‌گوید نسخه جدید طولانی‌تر خواهد بود و جهان‌های اجتماعی متفاوت شعر هومر را بهتر منعکس خواهد کرد.
نویسندگان و شاعران مختلف - از هنری جیمز گرفته تا والت ویتمن- آثار اولیه خود را اصلاح و دوباره منتشر کرده‌اند، اما مترجمان به ندرت دست به ترجمه کامل یک متن زده‌اند؛ آن هم در حالی که هنوز یک دهه از انتشار اثر اولیه نگذشته و ترجمه هم به موفقیت چشمگیری دست یافته است.
کیت دیملینگ، که بر بخش ادبی انجمن مترجمان آمریکا نظارت دارد، می‌گوید: «من واقعاً نمی‌توانم نمونه دیگری از چنین وضعیتی را به یاد بیاورم. بی‌سابقه نیست که مترجمان در چاپ‌های بعدی به عقب برگردند و اصلاحات یا ویرایش‌هایی انجام دهند، اما این به معنای ترجمه مجدد نیست.»
در پاسخ به این سوال که ناشرش چه واکنشی نشان داد، ویلسون می‌گوید تصمیمش «بسیار بحث‌برانگیز» بود و کاملاً آگاه است که انتشار دو نسخه از یک مترجم برای معلمان چالش‌برانگیز خواهد بود.
پیتر سایمون، ویراستار او در انتشارات لیورایت، در بیانیه‌ای گفت از آنجا که او «بخش زیادی از زندگی و دانش خود را صرف «اودیسه» کرده ... رویکرد جدید او قطعاً هیجان‌انگیز خواهد بود.»
شهرت برای یونانیان باستان از اهمیت بالایی برخوردار بود و ویلسون محقق کلاسیک نادری است که دانش دست اولی از زندگی عمومی آن دوره دارد. ترجمه ویلسون در سال ۲۰۱۷ توسط بسیاری از منتقدان به خاطر مدرن‌تر و قابل فهم‌تر کردن «اودیسه» ستایش شد و اکنون بیش از یک میلیون نسخه از آن فروخته شده است.
نولان ترجمه او و جمله آغازین آن، «درباره یک مرد پیچیده برایم بگو» را به عنوان عاملی الهام‌بخش برای فیلم حماسی خود خوانده بود. ویلسون که می‌گوید احتمالاً در نسخه بعدی این جمله را بدون تغییر باقی خواهد گذاشت، به تحسین او واکنشی نشان نداد و به جای آن در مصاحبه‌هایی با آسوشیتدپرس و سایر رسانه‌ها و در ارزیابی‌اش از فیلم، آن را پر آب و تاب و سطحی و گاهی نامنسجم خواند.
هرچند از واکنش او به فیلم نیز گاه دفاع و گاه انتقاد شد؛ از جمله جویس کارول اوتس که به «برتری متکبرانه» او انتقاد کرد؛ نولان هنوز پاسخ مستقیمی به این نقدها نداده، اما در مصاحبه با یک پادکست، به «نقد آماتور» به دلیل نداشتن پیشینه سینمایی لازم برای درک زبان فیلم‌ تاخت.
ویلسون به زودی مجموعه مقالات جدیدش را که مدت‌ها قبل از اکران فیلم نولان قرار بود منتشر شود، منتشر می‌کند. «عبور از دریای شرابی تیره»، کتابی است که سه‌شنبه منتشر می‌شود. بخش مهمی از این کتاب درباره ترجمه «اودیسه» است و ارزیابی‌های دقیقی از نسخه‌های مدرن آن توسط دنیل مندلسون و رابرت فاگلز فقید ارائه می‌دهد و به برداشت‌ها از هلن تروایی می‌پردازد، به کاتولوس، شاعر رومی، ادای احترام می‌کند و برخی از مشهورترین نقل‌قول‌ها از رابرت اف. کندی را که از آشیل برداشت شده و بازتابی از ترجمه نادرست ادیت همیلتون است، روشن می‌کند.
ویلسون در طول مصاحبه‌اش درباره «عبور از دریای شرابی تیره»، از احساساتش درباره سلبریتی‌ها و قدردانی مجددش از فلسفه رواقی نیز صحبت کرد. این گفتگو در زیر آمده است:
* در مقاله‌تان درباره ترجمه «اودیسه» نوشته‌اید ترجمه رابرت فاگلز «بسیار بلند، سرزنده و پرحرف است و برای همین در آمریکا پرفروش مانده است.» از آنجا که کتاب شما هم پرفروش شد، چه ویژگی‌هایی را توانستید به کتابتان اضافه کنید؟
من به دنبال ایده باستانی «انارژیا»، سرزندگی، آن نوع تأثیر عاطفی، صراحت عاطفی و ریتم روایت بودم تا حس کنید هر بار که این شخصیت صحبت می‌کند، می‌توانید کاملاً او را درک کنید.
* در یکی از مقاله‌هایتان به این پرداخته‌اید که چقدر می‌توانیم در مورد یونانیان اشتباه کنیم، مانند رابرت کندی که از آیسخولوس نقل قول اشتباه می‌کند زیرا او نوشته‌های ادیت همیلتون را خوانده بود، که دارای اشتباه زیادی هستند .
بحث فقط این نیست که ما اشتباه می‌کنیم - شاید بتوانیم آنها را اصلاح کنیم - بلکه این است که اشتباه‌های خاص که محققان و مترجمان و معلمانی مانند همیلتون مرتکب می‌شوند، تا حد زیادی به زمان خودشان بستگی دارد. بدیهی است که من هم اشتباه می‌کنم. بدیهی است که با دغدغه‌های خاصی به هومر و کل دوران باستان خواهم پرداخت، اما با دغدغه‌های یک هومریست یا مترجم ۵۰ یا ۱۰۰ سال پیش متفاوت خواهد بود.
* شما بسیار آگاهانه دنیای باستان را به زمان حال می‌آورید. در مقاله خود درباره رواقی‌گرایی چنین شروع می‌کنید: «رواقی‌گرایی در حال گذر است». یعنی امروز بیشتر از یک ماه پیش رواقی هستید؟
از فلسفه نمی‌توان به امنیت چندانی رسید. چند هفته اخیر به وضوح نشان داده شد که من کنترلی بر نحوه پذیرش آثارم ندارم. می‌توانم مقاله بنویسم؛ اما مردم هر کاری که می‌خواهند انجام می‌دهند. آنها نظرات خودشان را در مورد من خواهند داشت. من هیچ کنترلی ندارم. در واقع فکر می‌کنم از برخی جهات یادآوری مفیدی در مورد ناتوانی ناشی از آگاهی از این است که «من اشتباه فهمیده خواهم شد. من اشتباه خوانده خواهم شد. مردم از من متنفر خواهند شد» و من باید این را بپذیرم.
* چه چیزی در یونان باستان وجود دارد که شما را وادار به مطالعه آن کرد؟ این که برخلاف انگلستان الیزابت یا فرانسه قرن هجدهم است؟
من آن را نوعی حریص بودن فکری می‌دانم. از طریق مطالعه یونان و روم باستان، اشتیاق من به مطالعه چگونگی بازآفرینی این فرهنگ‌ها در هر یک از دوره‌های بعدی پاسخ داده می‌شود.
* در کتاب جدیدتان، کتاب‌های «پرسی جکسون» نوشته ریک ریوردن را نقد ‌کرده‌اید. یعنی یک ایدئولوژی‌ در آنها پیدا ‌کردید که از نظر شما ناپسند بود؟
بسیاری از دانش‌آموزان من عاشق این مجموعه هستند. فکر می‌کنم اگر آنها را در کودکی خوانده بودم، ممکن بود طرفدارشان شوم. آنها برای خواننده ادبی بزرگسال طراحی نشده‌اند. فکر می‌کنم به خصوص در اولین کتاب پرسی جکسون، «دزد صاعقه»، ایدئولوژی زیادی وجود دارد: یک پسر سفیدپوست در آمریکا که قرار است تمام تمدن غرب را جمع کند و در یک سفر قهرمانی، قرار است قهرمانی استثناگرایی آمریکایی را مورد توجه قرار دهد. من فکر می‌کنم این از نظر ایدئولوژیکی و تاریخی کاملاً سوال‌برانگیز است.
* در فصل مربوط به کمدی در یونان باستان، شما با اشاره به کاردی بی (و مگان تی استالیون) شروع می‌کنید. یعنی زیاد متوجه چیزهایی که در فرهنگ ظاهر می‌شوند هستید و با خود فکر می‌کنید که چیزی از دوران کلاسیک است؟
این اتفاق همیشه برای من می‌افتد. بله. این لزوماً یک استعاره صریح در کتاب نیست، اما من خیلی دوست دارم که دائم این کار را انجام دهم، و این نشان می‌دهد که می‌توانیم پژواک‌هایی از دوران باستان را در جاهایی که ممکن است انتظار نداشته باشیم، پیدا کنیم. من از هیپ‌هاپ به عنوان راهی برای صحبت درباره شعر طنز باستانی استفاده می‌کنم. نکته اصلی من فقط این نیست که در هر دو وقاحت زیادی وجود دارد، بلکه شاعرانگی زیادی نیز در هر دو وجود دارد. و اگر به نحوی انتظار خود از دوران باستان را تغییر دهیم، می‌توانیم انتظار خود در مورد مدرنیته را نیز تغییر دهیم.


نظرات شما