ایران پرسمان - مجموعهداستان «یوتاب و یاسان در دنیای نافبریدهها» تازهترین اثر سیدمحمود کمالآرا از سوی انتشارات «پرنیان قلم» منتشر و روانه بازار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه داستان «یوتاب و یاسان در دنیای نافبریدهها» سومین تجربهی سیدمحمود کمالآرا در حوزه ادبیات داستانی است که پیشتر با نگارش آثار چهارگانه در حوزههای سیاست، اندیشه و دیپلماسی و همچنین رمان کوتاه «یِکُمِ یِکُمِ نسیمزاد» و مجموعه داستان کوتاه «میرِ ناکوکِ زکریا» مسیر نویسندگی خود را طی کردهاست.
این نویسنده که سابقه برگزیدگی در جشنوارههای ملی همچون جشنواره رسانهای ابوذر، تیتر، حرکت، رویش و قلم روشنگری را در کارنامه خود دارد، اکنون با نگاهی متفاوت به جهان پیرامون، سراغ ادبیات داستانی رفته است.
این مجموعه با ۲۳ داستان کوتاه و شخصیتهای «یوتاب» و «یاسان» به عنوان فرزندان خیالی نویسنده، سرشار از تعلیق، سکوت و رویارویی انسان با لحظات پایان است.
داستانها گویی برآمده از ناخودآگاه جمعیِ نسلی هستند که میان سنتهای فکری کهن و اضطرابهای مدرن گیر افتادهاند. نویسنده در این اثر با استفاده از فرمی سورئال و زبانی که وامدار سنت مدرنیسم ادبی است، به مفاهیمی همچون «نافبریدهها» میپردازد؛ استعارهای که گویی به انسانهایی اشاره دارد که پیوندشان با حقیقت هستی قطع شده و در خلا میان بودن و نبودن، سرگردانند.
در بخشی از پیشگفتار آمده است: «از وقتی تصمیم گرفتم نگاه نکنم، صداها بلندتر شدند. بنظرم کسی همیشه آنجاست و بعد به جایی حرکت میکند. به سمت خیابان خلوت، جایی که سایهها یا خیلی جلوتر میروند و یا عقب میمانند.»

کمالآرا در این اثر تلاش کرده با وام گرفتن از فضایی سورئال، پرسشهایی بنیادین درباره مرگ و هستی را مطرح کند. در بخشی از یکی از داستانهای این کتاب میخوانیم، روایت مرگ بجای اینکه یک پایان باشد، بهعنوان یک وضعیت «گیر افتادگی» در زمان ترسیم شده است.
در متن پشت جلد کتاب چنین آورده است: «او سالها میدانست؛ چگونه حقیقت را کوتاه کند، کفنپیچ کند و بیصدا دفنش کند. میدانست چگونه چند بار بمیرد و یکبار زنده بماند. میدانست صداها خاموش نمیشوند و در گوشهای تاریک، کمین میکنند. مثل نگاهی که از لای جرز دیوارها سرک میکشد. شاید زمان، تنها شاهدی بود که سکوت را میبلعید و خاطرهها را گمراه میکرد. و در دنیای نافبریدهها رازهایی باقیمانده که مدام در گوش یوتاب و یاسان زمزمه میکند...»
«یوتاب و یاسان در دنیای نافبریدهها»، نوشته سیدمحمود کمال آرا در ۱۲۲ صفحه با شمارگان پانصد نسخه در تابستان ۱۴۰۵ توسط انتشارات «پرنیان قلم» روانه بازار کتاب شد.