سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۵
خردنامه

پرواز بر فراز خاطرات؛ «کلاس پرنده» کتابی که پس از یک قرن خواندنی است

پرواز بر فراز خاطرات؛ «کلاس پرنده» کتابی که پس از یک قرن خواندنی است
ایران پرسمان - «کلاس پرنده» اثر اریش کستنر، روایتی است از جنس همدلی و شجاعت که در میان تاریکی‌های دهه‌ی ۳۰ میلادی آلمان، دریچه‌ای به سوی مفاهیم انسانی چون وفاداری و عدالت در ادبیات کودک و نوجوان می‌گشاید.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - «کلاس پرنده» اثر اریش کستنر، روایتی است از جنس همدلی و شجاعت که در میان تاریکی‌های دهه‌ی ۳۰ میلادی آلمان، دریچه‌ای به سوی مفاهیم انسانی چون وفاداری و عدالت در ادبیات کودک و نوجوان می‌گشاید.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: ادبیات کودک، فراتر از روایت‌های ساده برای سرگرمی، همواره آینه‌ای بوده است که واقعیت‌های اجتماعی را در بستری نمادین بازتاب می‌دهد و برای آیندگان به یادگار می‌گذارد. در این میان، و از بین کتاب‌هایی که با گذشت نزدیک یک قرن می‌توان آن را دوباره خواند، آثار اریش کستنر، نویسنده و طنزپرداز آلمانی، جایگاهی یگانه دارد. رمان «کلاس پرنده» (Das fliegende Klassenzimmer) که نخستین بار در سال ۱۹۳۳ منتشر شد، نه تنها یکی از آثار کلاسیک ادبیات کودک اروپا، بلکه سند رواییِ دردمندانه‌ای از شرایط سختِ روزگار نویسنده است. این اثر که آخرین رمان کودکانه‌ او پیش از سلطه‌ کامل رژیم نازی بر آلمان بود، پس از گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان به عنوان اثری تأمل‌برانگیز و زنده، خوانندگان را با مضامین عمیق اخلاقی روبه‌رو می‌کند.
اریش کستنر؛ از جبهه‌های جنگ تا تالار قلم
برای درک بهتر «کلاس پرنده»، باید نگاهی به زیستِ ادبی و سیاسی خالق آن داشت. امیل اریش کستنر (۱۸۹۹-۱۹۷۴)، نویسنده‌ای بود که طعم تلخ جنگ جهانی اول را در قامت سرباز چشید؛ تجربه‌ای که او را به بیماری قلبی مبتلا کرد و بذرِ ضدیت با خشونت و ارتش‌سالاری را در وجودش کاشت. کستنر که با آثار انتقادی و سیاسی‌اش شناخته می‌شد، در دورانی که فاشیسم در حال جوانه زدن بود، با شجاعتی مثال‌زدنی قلم به دست گرفت.
با وجود آنکه آثارش در سال ۱۹۳۳ توسط نازی‌ها به آتش کشیده شد و حقوق نویسندگی‌اش به حالت تعلیق درآمد، هرگز آلمان را ترک نکرد. کستنر همواره کوشید تا با استفاده از اسامی مستعاری همچون «ملخیور کورتز»، صدای خود را به گوش مخاطبان برساند. مدیریت انجمن قلم آلمان فدرال در سال ۱۹۵۷ و دریافت جوایز ادبی معتبری چون «گئورگ بوشنر»، گواهی بر استمرار و تأثیرگذاری این نویسنده‌ بر پیکره ادبیات آلمان است.
روایت مدرسه‌ای در آستانه‌ی کریسمس
«کلاس پرنده» قصه‌ زندگی گروهی از نوجوانان در مدرسه شبانه‌روزی «یوهان زیگسموند» است. داستان در روزهای سرد و پرتعلیقِ منتهی به کریسمس می‌گذرد و ماجراهای پنج شخصیت اصلی یعنی «مارتین»، «جانی»، «ئولی»، «ماتز» و «سباستین» را دنبال می‌کند.
هسته‌ مرکزی داستان حولِ یک نمایش‌نامه‌ خودساخته شکل می‌گیرد که توسط «جانی» نوشته شده است. در این نمایش، شاگردان به همراه معلمشان، «سباستیان فرانک»، به سفری خیالی برای یادگیری جغرافیا می‌روند. این ساختارِ «داستان در داستان»، به کستنر اجازه می‌دهد تا خلاقیت و ذهن پرسشگر نوجوانان را به تصویر بکشد. ماجراهای جانبی، از درگیری با دانش‌آموزان مدرسه رقیب گرفته تا تلاش برای نجاتِ دوستی در خطر، گره‌های داستانی هستند که در نهایت به تقابلِ ارزش‌های انسانی با واقعیت‌های تلخ جامعه منجر می‌شوند.
یکی از لایه‌های عمیق این رمان، حضور شخصیتی به نام «بی‌دود» است؛ پزشک سابقی که از هیاهوی جامعه گریخته و در واگن متروکه‌ای زندگی می‌کند. او نمادِ فرار از خودبیگانگی و رنج‌های مدرن است. تلاش‌های نوجوانان برای پیوند دوباره‌ این مرد با جامعه و جایگاه معلمی، یکی از زیباترین بخش‌های رمان است که گویی نویدبخش ترمیم پیوند میان نسل‌ها و بازگشت امید به جامعه‌ای است که در آستانه‌ی فروپاشی اخلاقی قرار دارد.
آموزه‌هایی برای همه‌ی اعصار
کستنر در «کلاس پرنده» تنها به قصه‌گویی اکتفا نمی‌کند. او پیام‌های اخلاقی خود را در قالب دیالوگ‌ها و موقعیت‌های داستانی می‌گنجاند. شاید مهم‌ترین درس کتاب در این گزاره نهفته باشد که: «زندگی نه با پول درآوردن آغاز می‌شود و نه با آن به پایان می‌رسد». این آموزه، نقدی مستقیم بر مادیت‌گرایی و تلاش برای بیدار کردن وجدان نوجوانان در برابر فریب‌کاری‌های دنیای بزرگسالان است.
در بخشی از این کتاب، در میانه تمرین تئاتر بچه‌ها می‌خوانیم:
«درست در همین لحظه در تالار ورزش با شتاب باز شد. صدا در گلوی ماتیاس خفه شد. بقیه بچه‌ها و حشت زده برگشتند و ئولی با کنجکاوی از درون ابر نقاشی شده که خودش را در انتظار برگشت در آن پنهان کرده بود، سرک کشید. در آستانه در پسری ایستاده بود که صورت و یک دستش خون‌آلود بود. لباسش پاره شده بود؛ با خشم شدید کلاهش را از سر برداشت آن را به زمین کوبید و فریاد زد: می‌دانید چه شده؟
ماتیاس با مهربانی پرسید: ما از کجا بدانیم، فریدولین؟ سباستیان حرفش را دنبال کرد: وقتی یک محصل روزانه بعد از تعطیل به مدرسه می آید و اینطور کتک می‌خورد... فریدولین حرف او را قطع کرد و گفت: وراجی را بگذار کنار! بچه های مدرسه حرفه‌ای من و کروتیس کام را وقتی به خانه می‌رفتیم غافلگیر کردند. کرویتس کام را زندانی کردند و دفترچه های دیکته را هم که می‌خواستیم برای تصحیح پیش پدرش ببریم از دستمان گرفتند. (پدر کرویتس کام دبیر زبان آلمانی دبیرستان یوهان زیگیسموند بود.)
ماتیاس پرسید: بر شیطان لعنت! دفترچه های دیکته را هم گرفتند؟ خداراشکر! مارتین از دوستش جونی :پرسید: عده ما کافی است؟ جونی با اشاره سر جواب مثبت داد. مبصر فریاد کشید: بالا راه بیفتیم، از روی نرده‌ها بپریم تو باغچه، بجنبیم می‌رویم پیش «بی‌دود» جمع می‌شویم.
همه از تالار بیرون دویدند. ئولی که پا به پای ماتیاس می‌دوید گفت: حالا اگر تئودور خوشگله ما را ببیند، کارمان تمام است. ماتیاس جواب داد: پس تو همینجا بمان. پسر کوچولو که رنجیده بود گفت: مگر دیوانه شدی؟ شش پسر بچه کنار دیوار باغ مدرسه رسیدند، از نرده‌ها بالا رفتند و بیرون پریدند. ماتیاس هنوز ریش سفید و بلندش را برنداشته بود.»
تصویرسازی‌های «والتر تریر» در این کتاب، مکملِ کلامِ کستنر است. کاریکاتورهای زنده و سرشار از جزئیات او، به فضای داستان روحی تازه می‌بخشند که همچنان پس از سال‌ها برای مخاطب جذاب است.
«کلاس پرنده» در ایران
در ایران، این اثر با ترجمه‌ علی پاک‌بین و از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» منتشر شده است. اولین چاپ این اثر به سال ۱۳۵۷ بازمی‌گردد و در دهه‌های متمادی، چاپ‌های متعددی از آن (از جمله سال‌های ۱۳۶۱، ۱۳۸۲ و ۱۳۹۶) روانه‌ی بازار نشر شده است. نسخه صوتی این کتاب نیز با صدای منصور ضابطیان، فرصتی تازه برای تجربه این داستان فراهم کرده است.
«کلاس پرنده» صرفاً یک کتاب از ادبیات کودک و نوجوان نیست؛ بلکه اثری است برای همه‌ی آنانی که در جست‌وجوی نوری انسانی در تاریکی‌های تاریخ هستند. اریش کستنر با زبانی ساده، طنزی هوشمندانه و نگاهی ژرف به روان‌شناسی نوجوانان، توانسته است اثری خلق کند که نه تنها در زمانه‌ خود و در آستانه جنگی ویرانگر، بلکه در دوران معاصر نیز حرفی برای گفتن دارد. بازخوانی این رمان، دعوتی است به بازگشت به ارزش‌های اصیل انسانی: دوستی، وفاداری و شجاعت در برابر بی‌عدالتی.


نظرات شما