ایران پرسمان - ایسنا / چین، در طول تاریخ، کشوری بوده که آمریکا بیش از هر کشور دیگری حتی بیشتر از ایران، عراق و افغانستان دربارهاش دچار اشتباه محاسباتی شده است. اکنون، در آستانه نشست دونالد ترامپ و شی جینپینگ روسای جمهور آمریکا و چین، خطر تکرار این اشتباهات تاریخی، اینبار با پیامدهایی بهمراتب خطرناکتر، دوباره در حال شکلگیری است.
به گزارش ایسنا، روزنامه واشنگتن پست در گزارشی به چهار اشتباه محاسباتی تاریخی آمریکا درباره چین پرداخته است: نخستین اشتباه محاسباتی آمریکا در قبال چین در دهه ۴۰ میلادی شکل گرفت. آمریکا از چیانگ کایشک رهبر سیاسی و نظامی جمهوری چین در برابر ژاپن حمایت کرد و تصور میکرد او پس از جنگ یکی از چهار قدرت بزرگ جهان خواهد بود. اما با پیروزی مائو تسهتونگ در جنگ داخلی چین (۱۹۴۹-۱۹۴۶)، واشنگتن شوکه شد و مناظره «چه کسی چین را از دست داد؟» شکل گرفت که به پاکسازی کارشناسان باتجربه وزارت خارجه انجامید؛ پاکسازی که بهطور غیرمستقیم زمینهساز ورود ناآگاهانه آمریکا به جنگ ویتنام نیز شد.
پس از آن با سفر نیکسون و کیسینجر به چین، رابطه دوجانبه بر پایه «بیانیه شانگهای» تثبیت شد؛ چین واحد با پایتخت پکن به رسمیت شناخته شد، اما هیچ طرفی وضعیت موجود تایوان را بهزور تغییر نمیداد.
در دهه ۱۹۹۰ نیز واشنگتن بار دیگر دچار اشتباه در قبال چین شد. خوشبینی درباره لیبرالیزهشدن چین یعنی پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی به وجود آمد. هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه تصور میکردند این کشور آسیایی مسیر اروپا بهسوی سرمایهداری و لیبرالیسم را طی خواهد کرد؛ اما چین برخلاف انتظار، تحت رهبری شی جینپینگ راهی دیگر پیمود.
اکنون احتمال تکرار تاریخ برای آمریکا وجود دارد. برای اولینبار از ۱۹۷۲ تاکنون، «بیانیه شانگهای» و ابهام استراتژیک درباره تایوان در معرض خطر جدی قرار دارد؛ هم بهدلیل موضعگیریهای متناقض و بیثبات روسایجمهور آمریکا از جمله جو بایدن و ترامپ و هم بهدلیل اقدامات چین پیرامون این جزیره که آن را بخشی از قلمروی خود میداند.
خطر اصلی اکنون جنگ بر سر تایوان است. با استناد به دیدگاه «اود آرنه وستاد» متخصص امور چین در دانشگاه ییل، وضعیت کنونی را با شرایط پیش از جنگ جهانی اول میتوان مقایسه کرد؛ همانطور که تصور آلمان مبنی بر عدم دخالت بریتانیا به آغاز جنگ جهانی اول کمک کرد، تصور چین مبنی بر عدم دخالت آمریکا در دفاع از تایوان نیز میتواند احتمال جنگ را افزایش دهد. برخلاف جنگهای اوکراین، غزه و ایران که تاکنون تاثیر محدودی بر زندگی روزمره جهانیان داشتهاند، یک درگیری نظامی در اقیانوس آرام غربی میتواند زنجیرههای تامین جهانی را بهطور کامل مختل کند.
مهمترین عامل جلوگیری از جنگ، «انضباط سیاسی» و سیگنالدهی پایدار و قابلپیشبینی است. همچنین رفتار متزلزل و غیرقابلپیشبینی ترامپ از جمله استفاده از کمکهای نظامی به تایوان بهعنوان اهرم چانهزنی با چین عاملی است که بهطور غیرمسئولانهای زمینهساز همان نوع سوءبرداشتی است که میتواند به جنگ منجر شود.
اکنون اوضاع به گونهای هشداردهنده شده که نشان دهنده شکنندگی نظم جهانی و قرار گرفتنش در آستانه فاجعه است.