ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چرا امریکا بهرغم ژستهای بازدارنده، ناگزیر از بررسی مرحلهبندی شده ابتکار ایران برای بازگشایی تنگه هرمز است؟
مهدی بیکاوغلی| پایان هشتاد و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، سرآغاز یکی از پیچیدهترین معادلات دیپلماتیک - امنیتی در تاریخ معاصر خاورمیانه شده است. نقطه عطفی که در آن سرنوشت «امنیت انرژی جهان» و «معادلات تنشهای جاری» به ابتکار عملیاتی تهران برای بازگشایی تنگه هرمز گره خورده است. در شرایطی که مسعود پزشکیان با پشتوانه جلسات فشرده راهبردی در تهران و هماهنگی کامل ارکان حاکمیت، با شفافیت از تفاهمها و منطق متقابل برای گرهگشاییها سخن میگوید و عراقچی در نیویورک جزییات یک «نقشه راه ۷ روزه» را روی میز گذاشته، واکنش اولیه محافل سیاسی واشنگتن نوعی بازی دوگانه بوده است. هرچند ساکنان کاخ سفید و جمهوریخواهان تلاش دارند این گونه القا کنند که ترامپ برای توافق با ایران عجلهای ندارد، اما واقعیتهای پشتپرده و تحرکات شتابان کانالهای میانجی در مسقط، بغداد و ریاض، تصویری کاملا متفاوت متناقض را به نمایش میگذارد. اینکه ترامپ چارهای جز پذیرش شروط 7گانه تهران ندارد. صعود قیمت نفت برنت به کانال ۱۰۶ دلاری، انتشار خبر افزایش تلفات نظامی پنتاگون به ۸۶۱ نفر و زنگ خطر کمیسر انرژی اتحادیه اروپا در آستانه زمستان، ثابت میکند که امریکا چارهای جز بازنگری در راهبردهای تحریمی خود علیه تهران ندارد. واشنگتن اگرچه در تریبونهای عمومی با زبان تحریم و تهدید شرکای تجاری سخن میگوید، اما بر اساس اعلام بلومبرگ در اتاقهای دربسته کارشناسی، در حال سنجش دقیق پیششرطهای تهران (ازجمله توقف درگیریها، آزادسازی منابع مسدودی، لغو محاصره یمن و عقبنشینی از لبنان) به عنوان یک الگوی مرحلهبندی شده گام به گام است.
معادله مسدودسازی در برابر مسدودسازی
بازگشت مسعود پزشکیان به تهران پس از رایزنیهای فشرده و مصاحبههای تاریخی با رسانههای بینالمللی، حامل یک پیام استراتژیک و بدون ابهام به امریکا بود، ایران در ازای هر فشاری، هزینههای متناسب به طرف مقابل وارد میسازد! دیروز پزشکیان در گفتوگو با شبکه الجزیره، خطوط قرمز و منطق دفاعی ایران را با دقتی حساب شده بازتعریف کرد. او با رد صریح دیدار نمایشی با دونالد ترامپ، عهدشکنیهای تاریخی ایالات متحده را مانع هرگونه مذاکره صوری دانست و تصریح کرد: «وقتی توافقی را امضا کردیم و آنها به آن عمل نکردند، چرا و برای چه باید با ترامپ دیدار کنم؟»نکته برجسته مواضع رییسجمهور، گره زدن عقلانیت حقوقی به ژئوپلیتیک تنگه هرمز بود؛ گزارهای که نشان داد ابتکار بسته ماندن شریان ترانزیت نفت نه یک اقدام تهاجمی، بلکه پاسخی متوازن به سیاستهای محاصرهای غرب است: «وقتی مسیرها را به روی ایران میبندند، بسته شدن تنگه هرمز امری طبیعی است.» این موضع در کنار رد اتهامات واهی درباره بحران یمن و اعلام آمادگی برای میانجیگری میان ریاض و صنعا، تصویری از توازن قوا را تثبیت کرد.پزشکیان همچنین با اشارهای کمسابقه به دو دیدار طولانیمدت ۳ ساعته و ۷.۵ ساعته خود با رهبر معظم انقلاب پیش از عزیمت به نیویورک، پروژه رسانههای غربی مبنی بر «شکاف میان ساختار نظامی - امنیتی و بخش اجرایی ایران» را نقش بر آب کرد. او با تاکید بر اینکه «راهبرد دشمنان بر دامن زدن به اختلاف استوار است، اما اکنون شاهد انسجام داخلی بیسابقهای هستیم» .
نقشه راه ۷ روزه و معمای بلومبرگ
در روزی که پزشکیان نیویورک را ترک کرد و عراقچی همچنان تا روز یکشنبه در نیویورک میماند، تا در مقر سازمان ملل معماری حقوقی - فنی پیشنهاد ایران را پیش ببرد. طرح پیشنهادی تهران که توسط بلومبرگ و رسانههای معتبر بینالمللی بازتاب یافت، یک ساز و کار دقیق، زمانبندی شده و مرحلهای است. عراقچی منطق این ابتکار را روشن ساخت: در صورت انجام تعهدات متقابل از سوی واشنگتن، فرآیند راستیآزمایی ظرف ۴ تا ۵ روز تکمیل میشود، در روز ششم تنگه هرمز به طور ایمن بازگشایی خواهد شد و در روز هفتم، ایالات متحده میتواند برای ورود به یک چارچوب توافق نهایی پای میز حاضر شود. همزمان سردار محبی، سخنگوی سپاه پاسداران مطالبات تکمیلی و راهبردی ایران را برای تضمین ثبات اعلام کرد، شرایطی که توقف جامع ماشین جنگی، خودداری امریکا از تهدیدات مجدد، عقبنشینی نیروهای اسراییلی از لبنان، شکستن محاصره یمن و رهاسازی داراییهای بلوکه شده ایران را پوشش میدهد. اما واکنش واشنگتن به این بسته چه بود؟ رسانههایی نظیر الجزیره به نقل از مقامهای کاخ سفید گزارش دادند که واشنگتن «عجلهای برای پاسخ ندارد.» تحلیلگرانی همچون «پل ماسگریو» از دانشگاه جورج تاون اشاره کردند که ترامپ مایل است خود را بیمیل و بیعجله نشان دهد تا اهرم فشاری برای عرصههای داخلی بسازد، اما این تنها پوسته بیرونی رفتار دولت امریکاست. پشتپرده، گزارشهای بلومبرگ حکایت از آن دارد که واشنگتن عمیقا در حال واکاوی و چانهزنی روی الگوی مرحلهای پیشنهادی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در ازای پایان دادن به محاصره و آزاد کردن داراییهای مسدودی است. بهترین گواه بر این ارزیابی پنهان، واکنش هیجانی بازار نفت بود؛ جایی که انتشار سیگنال بررسی این طرح، بهای نفت خام برنت را تا کانال ۱۰۶ دلار عقب راند، افتی معنادار که نشان داد بازارهای جهانی، جدیت این مذاکرات زیرپوستی را بسیار فراتر از ژستهای سیاسی ترامپ ارزیابی میکنند.
فرسایش نظامی پنتاگون و کابوس بحران قیمت در بروکسل
اما چرا ترامپ چارهای جز تن دادن به مطالبات و پیشنهادات ایران ندارد. اصرار پنهانی واشنگتن برای خروج آبرومندانه از بحران تنگه هرمز، بر دو محرک ملموس استوار است: تلفات پنهان نظامی و فروپاشی امنیت انرژی در اروپا. گزارش افشاگرانه اخیر روزنامه «واشنگتنپست» پرده از هزینههای انسانی سنگین امریکا در جنگ برداشت. پنتاگون ناچار شد در سکوت خبری و بدون توضیحات فنی، ۳۷ نظامی دیگر (شامل ۲۹ ملوان نیروی دریایی و ۸ تفنگدار دریایی) را به فهرست رسمی مجروحان نبرد با ایران اضافه کند تا رقم کل زخمیهای ارتش امریکا به طور رسمی به ۸۶۱ نفر برسد. این فرسایش در سازمان رزم دریایی و ناوگان مستقر در منطقه، دست ژنرالهای امریکایی را برای ورود به یک نبرد تمامعیار دیگر با تهران بسته است. از سوی دیگر، ناقوس خطر انرژیک در پایتختهای اروپایی نیز به صدا درآمده است. هشدار صریح و تکاندهنده «دان یورگنسن» کمیسر انرژی اتحادیه اروپا، به وزرای انرژی ۲۷ کشور عضو مبنی بر اینکه جنگ در هرمز قاره سبز را با «بحران ترکیبی عرضه و قیمت» روبهرو کرده، نشاندهنده ابعاد بینالمللی این بنبست است.
شطرنج فرودگاهی و رد راهکارهای خشن: هوشمندی در مدیریت تقابل
در موازات کارزار دریایی و نفتی، واشنگتن تلاش کرد با فعالسازی بازوی تحریم، فشار تازهای را در حوزه ترانزیت هوایی بر ایران تحمیل کند. سفر منطقهای و اروپایی مقام ارشد وزارت خزانهداری امریکا با اولتیماتوم آشکار مبنی بر اینکه «یا با تهران تجارت کنید یا با واشنگتن» تلاشی برای قطع پروازهای بینالمللی ایران بود.
با این حال، پاسخ تهران نشاندهنده یک تفکیک هوشمندانه میان کنشهای سخت افزاری و نرمافزاری بود. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با رد قاطعانه ادعای روی آوردن ایران به «پاسخ متقابل نظامی» در برابر محدودیتهای پروازی، فضای تنش را کنترل کرد. شورا تاکید کرد که حل این موانع غیرقانونی از مسیر مذاکرات فشرده فنی در حال پیگیری است و تهران بستهای از راهکارهای چندوجهی، غیرنظامی و تدابیر متقابل فرودگاهی را تمهید کرده که تنها در صورت لزوم عملیاتی خواهد شد.شواهد میدانی نیز حاکی از شکست تاکتیک تحریم هوایی است. چنان که خطوط پروازی به ترکیه بدون انقطاع ادامه داشته و خدماتدهی پنج ایرلاین ایرانی با واگذاری به یک شرکت تخصصی ترکیهای تثبیت شد. همزمان، نخستوزیر عراق از آغاز مذاکرات مستقیم و فوری بغداد با امریکا برای مستثنی کردن فرودگاههای این کشور از تحریمهای ضدایرانی خبر داد و بر لزوم پایان دادن به تنشهای ویرانگر منطقهای اصرار ورزید.
مسقط و ریاض در حلقه ابتکار هرمز
تکمیلکننده این فرآیند، دیپلماسی فشرده وزیر امور خارجه در نیویورک با شرکای کلیدی منطقه بود. دیدار عباس عراقچی با بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان بار دیگر نقش میانجیگرانه و کانال امن مسقط میان تهران و واشنگتن را فعال ساخت. بیانیه رسمی وزارت خارجه عمان بر بررسی مستقیم «امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و تضمین آزادی تردد در جهت تداوم تجارت جهانی» تاکید کرد. عباراتی که ثابت میکند خطوط کلی همان طرح پیشنهادی ۷ روزه ایران از مجرای عمان به دست تصمیمگیران کاخ سفید رسیده است. دیدار دوجانبه و مهم دیگر عراقچی با فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی در حاشیه مجمع عمومی، پازل این نظم نوین را روشنتر کرد. عراقچی همتای سعودی خود را در جریان جزییات تفاهم ایران و عمان درباره تعیین «مسیرهای تردد ایمن در هرمز» قرار داد، رویکردی که نشان میدهد، ایران توانسته میان فشار بر غرب و اطمینان بخشی به همسایگان جنوبی خلیجفارس تفکیک قائل شود و انزوای دیپلماتیک مدنظر امریکا را بشکند. ایران با گره زدن هوشمندانه کارتهای ژئوپلیتیک خود (از آمادگی مشروط در پرونده بازرسیهای هستهای تا طراحی گام به گام لغو محاصره دریایی در ازای رفع فشارهای مالی و نظامی) ابتکار عمل را در دست گرفته است. کاخ سفید اگرچه در تریبونهای تبلیغاتی از شروط دشوار سخن میراند، اما در واقعیت امر، چارهای جز ورود تدریجی به دهلیز طرح 7 روزه تهران ندارد؛ طرحی که در آن هرگونه بازگشایی آبراه هرمز، مستلزم عقبنشینی گام به گام واشنگتن از محاصره اقتصادی و آتشافروزیهای منطقهای خواهد بود.