ایران پرسمان - رمان نوجوان «قلکهای دوقلو» روایتگر تجربه جنگ از پشت جبهه و زندگی دختری است که میان سختیهای خانواده، دغدغه رزمندگان و امید به آینده بزرگ میشود.
یادداشت مهمان، وجیهه تقیزاده، خبرنگار حوزه فرهنگ و کتاب: رمان نوجوان «قلکهای دوقلو» نوشته مریم فرجی، داستان لاله، دختر نوجوانی است که زندگیاش در سالهای دفاع مقدس، میان دغدغههای خانواده، مشکلات معیشتی و حالوهوای جنگ شکل میگیرد؛ دختری که در کنار مادر و برادر کوچکترش، امیر، برای گذران زندگی تلاش میکند و در عین حال، دلنگران رزمندگان و آدمهای اطرافش است.
در این اثر، داستان از خانهای آغاز میشود که جنگ از قاب تلویزیون وارد زندگی خانواده شده است. پدر لاله با علاقه و اشتیاق اخبار جبههها را دنبال میکند و دلش میخواهد راهی جنگ شود، اما مادر که نگران آینده خانواده است، با تدبیری مانع رفتن او میشود. پدر به جبهه نمیرود، اما خیلی زود از دنیا میرود و پس از آن، مادر و لاله باید بیش از گذشته بار زندگی را به دوش بکشند.
با مرگ پدر، زندگی خانواده وارد دورهای دشوار میشود. مادر برای تأمین مخارج زندگی کار میکند و لاله نیز در کنار او، با شرایط تازه خانواده روبهرو میشود. آنها با تلاش و کار، زندگی خود را پیش میبرند و لاله در همین مسیر، زودتر از آنچه انتظار میرود با مسئولیتهای زندگی و دشواریهای آن آشنا میشود.
در این میان، جنگ حضوری دائمی در داستان دارد؛ حضوری که فقط به اخبار جبههها محدود نیست و آثارش در زندگی خانوادهها و مردم محله دیده میشود. با این حال، روایت کتاب فقط بر رنج و دشواریهای آن سالها متمرکز نمیماند. شادی آزادی خرمشهر نیز در بخشی از داستان به زندگی لاله راه پیدا میکند؛ زمانی که خبر این پیروزی در مدرسه منتشر میشود و فضای مدرسه را سرشار از شادی و هیجان میکند. این لحظه، تصویری از امید و شادی جمعی مردم در دل روزهای جنگ به داستان میدهد.
لاله در کنار تلاش برای زندگی، نسبت به سرنوشت رزمندگان نیز بیتفاوت نیست. او با امکانات محدود خود به فکر کمک به جبهه میافتد و در این مسیر، همراهی مادر و زنهای همسایه نیز شکل تازهای به زندگی آنها میدهد. فعالیت و کار زنان برای گذران زندگی و کمک به جبهه، بخشی از فضای داستان را میسازد و خانه و محله را به فضایی برای همدلی و همراهی تبدیل میکند.
در کنار این دغدغهها، لاله مراقب برادر کوچکترش، امیر، است و ارتباط او با پیرزن همسایه نیز بخشی از مسیر داستان را شکل میدهد. پیرزنی که خود گذشتهای پررنج دارد، به یکی از شخصیتهای تأثیرگذار در زندگی لاله تبدیل میشود و رابطه میان این دو، وجه دیگری از مفهوم همدلی و توجه به دیگری را در داستان آشکار میکند.
«قلکهای دوقلو» عنوان خود را از دو قلکی میگیرد که در زندگی لاله معنایی فراتر از یک وسیله برای پسانداز دارند. قلکها بخشی از دغدغههای او برای آینده و کمک به دیگران را نمایندگی میکنند و نشان میدهند که یک نوجوان چگونه میتواند در اندازه توان خود، مسئولیتی اجتماعی را تجربه کند.
مریم فرجی در این رمان، جنگ را از دریچه زندگی یک خانواده و بهویژه یک دختر نوجوان روایت میکند؛ جنگی که یک سوی آن اخبار جبهه و اشتیاق پدر برای حضور در میدان است و سوی دیگرش، زندگی مادرانی است که باید چرخ خانه را بچرخانند، نوجوانانی که با مسائل زندگی دستوپنجه نرم میکنند و مردمی که در پشت جبهه برای رزمندگان کاری انجام میدهند.
«قلکهای دوقلو» در کنار روایت زندگی لاله، تصویری از بخشی از زندگی اجتماعی مردم در سالهای دفاع مقدس ارائه میدهد، روایتی که در آن رنج و امید، تلاش برای معاش و کمک به دیگران، نگرانی و شادی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
این رمان نوشته مریم فرجی، با تصویرگری لیلا نظری و طراحی گرافیک حمیده سلیمانی، در ۸۸ صفحه و قطع رقعی از سوی انتشارات بهنشر منتشر شده است.