ایران پرسمان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالله گل، رئیسجمهور اسبق ترکیه در مقالهای برای پایگاه تحلیلی «پراجکت سیندیکیت» هشدار داد، غرور ناشی از به چالش کشیدن رقبای قدرتمندتر میتواند، رهبران ایران را به سوی در پیش گرفتن یک رویکرد حداکثری در مطالبات سوق دهد اما چنین رویکردی نتیجه عکس خواهد داشت؛ بنابراین رهبری ایران باید از لحظه تاریخی کنونی استفاده کرده و دستاوردهای حاصله را تثبیت کند.
در فرازهایی از این مقاله آمده است: تهاجم مشترک ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران نهتنها به اهداف از پیش تعیین شده برای براندازی دست نیافت بلکه با آشکار ساختن آسیبپذیری پایگاههای آمریکایی و متزلزل کردن اعتماد کشورهای عربی به چتر امنیتی واشنگتن، جایگاه منطقهای آمریکا را با چالش ساختاری مواجه کرد؛ با این حال، تهران برای تثبیت دستاوردهای تاکتیکی خود نیازمند پرهیز از رویکردهای حداکثری، اولویتبخشی به رفع تحریمها و بهرهبرداری از فرصت تاریخی مصالحه پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر است. ایران با وجود تمامی خساراتی که متحمل شد، اثبات کرد که توانایی پاسخگویی متقابل و ایستادگی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل را داراست. آشفتگی داخلی و تغییر ساختار حاکمیتی که بسیاری در غرب انتظار آن را میکشیدند، رخ نداد؛ برعکس، ایران از خود دفاع کرد و مردم در برابر یک متجاوز خارجی یکپارچه شدند. با این حال ایران باید با هوشمندی و احتیاط کامل گام بردارد و دستاوردهای کوتاهمدت را با پیروزیهای راهبردی درازمدت اشتباه نگیرد. غرور ناشی از به چالش کشیدن رقبای قدرتمندتر میتواند، رهبران ایران را به سوی در پیش گرفتن یک رویکرد حداکثری در مطالبات سوق دهد اما چنین رویکردی، نتیجه عکس خواهد داشت؛ بنابراین رهبری ایران باید از لحظه تاریخی کنونی استفاده کرده و دستاوردهای حاصله را تثبیت کند. دو مسئله بنیادین در این زمینه شایسته بازبینی دقیق است: نخست ساختار سیاسی و رفاه داخلی در ایران و دوم نظم فراگیر منطقهای که فرصتهای فراوانی برای همکاریهای متقابلاً سودمند فراهم میکند. حتی اگر بهنظر برسد، ایران توان ادامه دادن به این منازعه را برای مدتی طولانی دارد، رهبران کشور باید هزینههای سنگین آن را در محاسبات خود لحاظ کنند.
مسئولیت اصلی هر حکومتی، حفظ و ارتقای رفاه شهروندان است؛ در شرایطی که حاکمیت و مردم هر دو خسارات سنگینی را متحمل شدهاند، بالاترین اولویت باید دستیابی به لغو تحریمها و بهبود شرایط معیشتی مردم باشد. علاوه بر این، اهرم راهبردی که ایران در کنترل تنگه هرمز بهدست آورده، دائمی نیست زیرا مسیرهای جایگزین خطوط لوله بهسرعت در حال توسعه هستند.
رهبران ایران همچنین باید مناسبات آینده با همسایگان خلیج فارس را مد نظر قرار دهند؛ اسرائیل مدتها تلاش کرد تا عربستان را به همراهی با واشنگتن در مقابله نظامی با ایران ترغیب کند اما پادشاهی سعودی با هوشمندی از این دام دوری گزید و شایسته است، رهبران ایران این خویشتنداری را به رسمیت بشناسند. تداوم اقدامات تنشزا دستاوردهای راهبردی تهران را به خطر میاندازد و برای رسیدن منطقه به موازنهای نوین، ایران و عربستان باید پیوندهای خود را به حالت عادی برگردانند. ایران باید از اتخاذ مواضع حداکثری دوری کند؛ چراکه کشور میتواند به لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و بازگشت به جامعه جهانی دست یابد بدون آنکه ناچار به تسلیم باشد. پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر، دولت ترامپ فوریت کمتری برای نهاییسازی یک توافق دیپلماتیک احساس خواهد کرد و حتی ممکن است در صورت شکست احتمالی جمهوریخواهان در پای صندوقهای رأی، مسیر انتقامجویی را در پیش بگیرد. اما همانگونه که ایران باید پیش از تضعیف موقعیت چانهزنی خود شتاب کند، دیگر بازیگران نیز باید دغدغهها و ادراک امنیتی تهران را بهرسمیت بشناسند؛ چندین دهه خصومت مداوم علیه کشور صرفاً مواضع تهران را سرسختتر کرده و چالش اصلی پیش روی تمام طرفها، ایجاد آشتی میان نگرانیهای امنیتی ساختار سیاسی با حق مشروع ملت ایران برای زندگی در رفاه، صلح و امنیت پایدار خواهد بود.