ایران پرسمان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نصب مجسمهای برهنه از دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده با نام «طاعون نارنجی» در ساختمان پارلمان اروپا، شکاف میان اروپا و آمریکا را وارد مرحله جدیدی کرده است
مردی کوچکاندام زیر بار سنگینی خم شده است؛ بر شانههای او دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برهنه نشسته و گویی قصد ندارد به این زودیها پائین بیاید. پیکرهای که بر بدنش ورقههای طلای ۲۳ عیار میدرخشد، در نگاه نخست شاید به اثری طنزآمیز یا حتی عجیب در یک نمایشگاه هنری شباهت داشته باشد. اما پیام نوشته شده زیر آن جای چندانی برای تردید باقی نمیگذارد. اینجا قرار نیست صرفاً با تصویری نامتعارف از یک رئیسجمهور روبهرو شویم؛ اثر، روایتی از قدرت، مسئولیت و هزینهای است که دیگران ممکن است برای جاهطلبیهای یک رهبر بپردازند. این مجسمه ۲.۶ متری که در ساختمان پارلمان اروپا در استراسبورگ فرانسه به نمایش درآمده «طاعون نارنجی» نام دارد. ینس گالشوت، هنرمند دانمارکی آن را ساخته و پیام حک شده زیر پیکره استعاره اصلی اثر را توضیح میدهد: «من روی پشت مردی نشستهام. او زیر بار سنگین من در حال فرورفتن است. برای کمک به او هر کاری خواهم کرد. جز اینکه از پشتش پائین بیایم. شاه بیعدالتی». انتخاب چنین تصویری برای نمایش در قلب یکی از مهمترین نهادهای سیاسی اروپا تصادفی نیست. در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، روابط واشنگتن و متحدان اروپاییاش با اختلافهایی بر سر امنیت، تجارت، مهاجرت، گرینلند و سیاستهای اقلیمی روبهرو شده است. مجسمه گالشوت این اختلافها را به زبانی تصویری و تند بازگو میکند؛ زبانی که بهجای بیانیههای دیپلماتیک و عبارتهای محتاطانه از بدنی برهنه، شانههایی زیر فشار و رهبری سخن میگوید که حاضر نیست، بار خود را سبک کند.
از یک اثر هنری تا بیانیهای سیاسی
گالشوت در وبسایت خود، ترامپ را یکی از بزرگترین تهدیدها برای نظم جهانی مبتنی بر قواعد، ارزشهای دموکراتیک و تلاش مشترک برای مقابله با بحران اقلیمی توصیف کرده است. او معتقد است، کشورها باید در برابر نفوذی که آن را مخرب میداند، در کنار یکدیگر بایستند. بنابراین «طاعون نارنجی» صرفاً تمسخری از ظاهر رئیسجمهور آمریکا نیست؛ این اثر اعتراض هنرمند به نوعی از سیاستورزی است که به باور او، تعهدات مشترک و قواعد بینالمللی را تحتفشار قرار میدهد.
پارلمان اروپا نیز برای چنین پیامی بستری نمادین فراهم میکند. این نهاد محل حضور نمایندگان کشورهای عضو اتحادیه اروپاست؛ کشورهایی که در سالهای اخیر همزمان با حفظ پیوندهای امنیتی و اقتصادی با آمریکا ناچار شدهاند درباره میزان اتکای خود به واشنگتن و حدود اختلافنظر با دولت ترامپ دوباره بیندیشند.
حامیان نمایش این مجسمه، ازجمله قانونگذاران چپگرای اروپایی آن را نمونهای از آزادی بیان و هنر اعتراضی در برابر گسترش ملیگرایی پوپولیستی راستگرا میدانند. از نگاه آنان هنر میتواند، مسائلی که در زبان رسمی سیاست پشت تعارفها و ملاحظات دیپلماتیک پنهان میمانند را آشکار کند. در مقابل، منتقدان محافظهکار و میانهرو معتقدند نمایش اثری با چنین عنوان و تصویری در یک نهاد رسمی، اقدامی جناحی و تحریکآمیز است که ممکن است بهجای تقویت گفتوگو روابط با آمریکا را پیچیدهتر کند. به این ترتیب خود مجسمه نیز به موضوع مناقشه تبدیل شده است؛ مناقشهای بر سر اینکه مرز میان نقد سیاسی و تحقیر شخصی کجاست و آیا یک نهاد اروپایی باید میزبان اثری باشد که آشکارا یکی از رهبران مهم جهان را هدف گرفته است.
قرار است این اثر تا پنجشنبه در پارلمان اروپا باقی بماند سپس در ماه نوامبر به ترکیه منتقل شود تا در کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد، کاپ ۳۱ به نمایش درآید. این نخستین حضور بینالمللی مجسمه نیست. «طاعون نارنجی» نوامبر گذشته در اجلاس اقلیمی کاپ ۳۰ در برزیل نمایش داده شد و در سال ۲۰۲۶ نیز به کنفرانس امنیتی مونیخ، جشنواره ریبیلد دانمارک و تجمعهای اعتراضی «دست از گرینلند بردارید» در کپنهاگ راه یافت. تکرار حضور آن در چنین رویدادهایی نشان میدهد که اثر، فراتر از یک شوخی تصویری به بخشی از اعتراض هنری علیه سیاستهای دولت ترامپ تبدیل شده است.
زخمی عمیق در روابط آمریکا و اروپا
اگر قرار باشد برای شکاف میان ترامپ و اروپا یک نقطه عطف مشخص شود، مناقشه بر سر گرینلند یکی از مهمترین نامزدهاست. رئیسجمهور آمریکا بارها از ضرورت بهدست آوردن این جزیره راهبردی در منطقه قطب شمال سخن گفته است؛ سرزمینی خودگردان که بخشی از پادشاهی دانمارک بهشمار میرود و موقعیت جغرافیایی آن برای امنیت نظامی و رقابت قدرتهای بزرگ اهمیت دارد.
ترامپ در ژانویه اعلام کرد آمریکا «چه آنها بخواهند و چه نخواهند» در گرینلند اقدامی انجام خواهد داد. او حتی از امکان دستیابی به این هدف از راه مسالمتآمیز یا روشی دشوارتر سخن گفت و احتمال توسل به فشار اقتصادی یا نظامی را کنار نگذاشت. این اظهارات در دانمارک و دیگر پایتختهای اروپایی، نگرانیهایی درباره احترام واشنگتن به حاکمیت متحدانش برانگیخت.
مقامهای گرینلند تأکید کردند که آینده این سرزمین باید به دست مردم آن تعیین شود. دولت دانمارک نیز اعلام کرد، گرینلند برای فروش نیست و حاکمیت آن را نمیتوان بهآسانی به کشور دیگری واگذار کرد. این موضعگیریها، مسئلهای بنیادی را پیش روی اروپا قرار داد: اگر واشنگتن برای تأمین اهداف امنیتی خود حاضر باشد درباره قلمرو یکی از متحدانش ادعاهایی مطرح کند، اعتماد متقابل در پیمانهای فراآتلانتیکی تا چه اندازه پابرجا خواهد ماند؟
ترامپ بعدها از توافقی امنیتی با دانمارک و گرینلند خبر داد که به گفته او زمینه گسترش حضور نظامی آمریکا در این جزیره را فراهم میکند. رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد مدعی شد این توافق کنترل دائمی واشنگتن بر امنیت و دیگر نیازهای گرینلند را تضمین میکند و از احداث دو پایگاه نظامی بزرگ آمریکا در این منطقه خبر داد. در مقابل، دانمارک بر بهرسمیت شناختن حاکمیت و تمامیت ارضی پادشاهی خود و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند تأکید کرد. این اختلاف تنها به قطب شمال محدود نمانده است. سیاست تعرفهای ترامپ نیز روابط اقتصادی دو سوی اقیانوس اطلس را تحتفشار قرار داده است. واشنگتن با تهدید به وضع تعرفههای جدید و اعمال تعرفه بر کالاهای اروپایی، اختلافها را تشدید کرد. اگرچه دو طرف در تابستان ۲۰۲۵ به توافقی تجاری رسیدند، پارلمان اروپا در ادامه دو بار روند تصویب آن را متوقف کرد؛ یک بار در واکنش به تهدیدهای تعرفهای تازه و بار دیگر در اعتراض به مناقشه گرینلند. توافق در نهایت در ماه ژوئیه اجرایی شد اما اختلافها درباره شیوه تعامل با دولت ترامپ همچنان ادامه یافت. اظهارات ترامپ درباره اعتراضهای دانشآموزی در فرانسه، نمونه دیگری از این تنشهاست. او در واکنش به اعتراضهایی که از اواسط سپتامبر و در پی نگرانیها درباره کمبود منابع و شرایط مدارس آغاز شد، در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت که آنچه در فرانسه رخ میدهد به مهاجرت خارج از کنترل و تلاش اسلام برای در دست گرفتن کنترل این کشور مربوط است نه وضعیت مدارس. این اظهارنظر، موضوعی داخلی در فرانسه را به مناقشهای درباره مهاجرت و هویت ملی پیوند زد و بار دیگر نشان داد که اختلافهای واشنگتن با اروپا تنها به تجارت و امنیت محدود نیست.
سیاست زیر ذرهبین هنر
نمایش این اثر در پارلمان اروپا نیز بهمعنای تأیید رسمی تمام پیامهای سیاسی آن از سوی این نهاد نیست؛ بلکه نشان میدهد چگونه فضای عمومی اروپا به عرصهای برای بیان و رویارویی دیدگاههای متفاوت تبدیل شده است. مجسمه گالشوت قرار نیست، اختلافهای واشنگتن و بروکسل را حل کند و بعید است یک اثر هنری بهتنهایی مسیر سیاست خارجی آمریکا یا اروپا را تغییر دهد. اهمیت آن در جای دیگری است: در تبدیل اختلافهای پیچیده بر سر حاکمیت، تجارت، دموکراسی و اقلیم به تصویری ساده و قابل فهم که مخاطب را به پرسش وامیدارد.
مرد خم شده زیر بار ترامپ در نهایت فقط نمادی از نگاه انتقادی یک هنرمند به رئیسجمهور آمریکا نیست؛ او میتواند استعارهای از رابطهای باشد که دو طرف هنوز به آن نیاز دارند اما درباره حدود تعهدات، هزینهها و قواعد آن به توافق نرسیدهاند.