ایران پرسمان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تحمل دو جنگ سهمگین و مواجهه با دشمنان تا بن دندان مسلحی که بقای ایران را هدف گرفتهاند، باعث شد ذائقه جامعه ایران بیشتر پذیرای ادبیات قدرت شود و کمتر میلی نسبت به هرگونه «قرائت حقوقی» بیثمر از وضع موجود داشته باشد. پاسخ به این نیاز، در شرایطی که جنگ هنوز پایان نیافته و روزبهروز به ابعاد آن افزوده میشود، کار آسانی نبود؛ اما «اسماعیل بقایی هامانه»، سخنگوی وزارت امور خارجه و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانهای تلاش کرد این نیاز را تا جای ممکن پاسخ دهد. نگاهی به نظرات مردم درباره او نشان میدهد جناب سخنگو تا حد زیادی در این مسیر موفق عمل کرده است.
بقایی ۱۱ مهر ۱۴۰۳ با حکم سید عباس عراقچی سخنگوی وزارت امور خارجه شد؛ دیپلماتی که پیشتر سفیر و نماینده دائم ایران در دفتر سازمان ملل در ژنو بود و پروندههای حقوقی و چندجانبه را از نزدیک مدیریت کرده بود. او از همان ماههای نخست نشان داد قصد ندارد فقط «اعلام موضع» کند؛ آمده است موضع ایران را تثبیت و روایت کند. بقایی همچنین در دولت سیزدهم، بهعنوان مشاور و دستیار شهید حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه وقت خدمت کرده بود.
حمله ترکیبی به دل جنگ ترکیبی
در روزهایی که حملات نظامی و فشار سیاسی به بالاترین سطح رسیده بود، بقایی مسیری را رفت که به امضای او بدل شد و به دل جنگ ترکیبی دشمن زد. او از همان ابتدا سعی کرد این روایت را جا بیندازد که «مقامات آمریکا برای توجیه جنگ غیرقانونی خود علیه ایران، یک «دروغ بزرگ» - یعنی تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای - را تکرار میکنند» و این جنگی است که «نه میتوان آن را با تکرار دروغها به جهانیان قبولاند و نه با بهانههای واهی توجیه کرد». او در برابر توهین مقامات آمریکایی به ایرانیان نوشت: «در برابر قلدری سر خم نمیکنیم.» در مصاحبه با خبرگزاری شینهوا جملهاش منطق تمدنی گرفت: «تمدنی غنی مانند ایران هرگز تسلیم نخواهد شد... مردم ایران در طول تاریخ آموختهاند در مواجهه با بیعدالتی زنده و قوی بمانند.»
دیپلماسی قَلّ و دَلّ
اولین ماه از سال 1405 با حملات گسترده به زیرساختهای غیرنظامی ایران آغاز شد. بقایی در ۱۳ فروردین (روز طبیعت) بیتی از حافظ منتشر کرد: «نه هر درخت تحمل کند جفای خزان / غلام همت سروم که این قدم دارد.» در اردیبهشت، کنار تصاویر بازسازی یک پل آسیبدیده، شعری از سیمین بهبهانی گذاشت: «دوباره میسازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش...» و در توییتی به زبان عربی نوشت: «اگر دندانهای شیر نر را برجسته دیدی، هرگز مپندار که شیر در حال لبخند زدن است.» توییتی که بهسرعت در رسانههای عربزبان بازتاب پیدا کرد و آنهایی که باید پیام را میگرفتند، به خوبی دریافتش کردند.
یک ماه بعد یک ویدئوی دیگر از بقایی پربازدید شد. او در نشست خبری روز 14 اردیبهشت در پاسخ به خبرنگاری که پرسیده بود: «آمریکا یک ابرقدرت است، چرا عقبنشینی نمیکنید؟» کوتاه و مختصر پاسخ داد: «ما هم ابرقدرت هستیم.» این رفت و برگشت 8ثانیهای بهسرعت ترند شد. روز بعد، ایکس (توییتر سابق) تیک آبی حساب او را حذف کرد و بقایی این اقدام را «خودسرانه و بیدلیل، در ادامه الگوی سانسور و راهزنی دیجیتال» خواند و گفت مانع «طنینانداز شدن صدای دیپلماسی ایران» نخواهد شد.
از Pluribus تا دیوان حافظ به زبان کوبایی
وقتی آمریکا اعلام کرد مانع خرید مقامات ایرانی از یک فروشگاه عمدهفروشی در نیویورک میشود، بقایی نوشت: «تحریم زندگی یک ملت را جشن میگیرند و برای تحریم کارت فروشگاه بیانیه صادر میکنند.» و واشنگتن را به سریال «Pluribus» تشبیه کرد که در آن «همه باید با ذهنی تعطیل، خیره به لبهای واشنگتن، روایت آن را بیکموکاست باور کنند.» او این روش را «آنقدر سادهلوحانه و نخنما» خواند که نشان میدهد «چه ذهنیت سادهانگارانهای جنگ غیرقانونی علیه ملت ایران را آغاز کرد.» در ۱۸ شهریور درباره شورای حکام گفت: «حمله میکنند، بعد ایران را به شورای امنیت میفرستند!» و هشدار داد نتیجه این فرایند چیزی جز «بیشتر سیاسیکردن آژانس و تخریب پایههای رژیم عدم اشاعه» نیست. و در ۲۳ شهریور، درباره نشست منطقهای برگزار نشده گفت «انتظار میرفت کشورهای منطقه فرصتشناس باشند.» یکی از متفاوتترین واکنشها درباره به دام انداختن زیرسطحی آمریکایی در شهریورماه مربوط به بقایی در نشست خبری پس از این عملیات بود. سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به سؤالی درباره غنیمتگرفتن زیردریایی آمریکایی گفت: این شناور «توقیف نشده، بلکه به غنیمت گرفته شده» و افزود: «غنیمت هم حلال است.» موضعی که هم موردتوجه رسانهها قرار گرفت و هم به ارزش افزودهای در کنار عملیات موفقیتآمیز ایران تبدیل شد.
۱۵ مهر در واکنش به سخنرانی مارکو روبیو در آتن نوشت او تاریخ غرب را «به خطی مستقیم و یکپارچه فرو کاسته» و این «دقیقاً مصداق آناکرونیسم است»؛ و آنچه او عرضه میکند «فلسفه تاریخ نیست؛ نسخهای دستکاریشده و انحرافی از تاریخ است که برای توجیه سیاستهای ستیزهجویانه و برساختن یک اسطوره سیاسی طراحی شده. آمریکا میخواهد قلدری عریان را با نقاب «فلسفه تاریخ» توجیه کند.» همان روز گفت «وارونهنمایی حقایق تاریخی نمیتواند واقعیت پیمانشکنی مکرر آمریکا را از ذهن افکار عمومی کنار بزند» و از تفاهم ایران و عمان درباره مسیرهای امن رفتوبرگشت در تنگه هرمز خبر داد. روز 20 مهر بقایی با تبریک روز ملی حافظ گفت «حافظ بخشی از فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی ماست» و به دیوان تفال زد: «حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد.» سپس با کنایهای که بهسرعت وایرال شد، به روبیو توصیه کرد مشاورانش «یک جلد از دیوان حافظ را که قاعدتاً به زبان اسپانیایی کوبایی نیز ترجمه شده است، به ایشان تقدیم کنند تا با لطافت تمدن و فرهنگ ایرانی آشنا شوند.» پرسید «آمریکا امروز چه ارتباطی با یونان دارد؟» و گفت «تمدن ایرانی همواره با وصل دادن و ساختن، هم استقرار یافته و هم تداوم پیدا کرده است.» او افزود آمریکا «حتی خاک و کوه و امکانات طبیعی و محیط زیست ایران را هم هدف مشروع خودش میداند.» موضع قاطع و مهم دیگر این بود که «عضویت در انپیتی چه فایدهای دارد وقتی به تأسیسات هستهای ایران حمله میکنند؟»
بگذریم
بقایی در بخش مهمی دیگر، با یادآوری جمله هنری کیسینجر که «دشمن آمریکا بودن خطرناک است، اما دوست آمریکا بودن مرگبار» به تغییر موضع ترامپ درباره زلنسکی پرداخت و گفت «بعضیها مثل سگ نازیآباد هستند»؛ و در پایان، درباره حاشیه هو شدنش در اجرای نمایش «آرش»، پاسخ محترمانهای داد: «حاضرجوابی من در برابر دشمنان ایران است، نه هموطنانم؛ بگذریم...» و اما چرا بقایی موفق ظاهر شد؟
1. مواضع ترکیبی و حسابشده
بقایی سالها هم پروندههای حقوقی و چندجانبه را مدیریت کرده بوده و هم شخصاً در میدان سیاست خارج از کشور فعالیت داشته است. همین باعث میشود پاسخهای او از سطح شعار فراتر برود. وقتی روبیو تاریخ را بازخوانی میکند، او با مفهوم «آناکرونیسم» پاسخ میدهد؛ وقتی آمریکا دیپلماتها را محدود میکند، از «معاهده مقر» میگوید؛ وقتی پرونده به شورای حکام میرود، از «پادمان» و «رژیم عدم اشاعه». این تسلط، دو نتیجه دارد. اول اینکه پاسخ او برای رسانههای تخصصی و بینالمللی قابلاستفاده و استناد میشود؛ چنانچه میبینیم یکی از وسیعترین پوششهای بینالمللی از یک نشست خبری در ایران، مربوط به وزارت امور خارجه است. دوم، عمق موضوعات پیچیده منطقهای و بینالمللی به مخاطب عام هم حس اقتدار میدهد. در این فرایند، نقش مشاوران سخنگویی را هم نباید نادیده گرفت.
2. فهم درست از اشتهای رسانه
بقایی علاوه بر انجام مسئولیت سخنگویی، همزمان دست رسانهها برای پوشش را هم پر میکند و مواضع پیچیده، عمیق و سخت بینالمللی آنهم در شرایط جنگی را بهنوعی اتخاذ میکند که هم ضرب آن حفظ شود و هم در سطح جامعه فهم شود. در دورهای که ذائقه کاربران شبکههای اجتماعی به کلیپهای کوتاه چندثانیهای تقلیل یافته، فشردهسازی یک موضع پیچیده در یک جمله خودش مهارت مهمی است. ریتم سریع واکنشها و اصطلاحاً داشتن پاسخ هم باعث میشود معنای رخداد از نقطهای که او تعیین میکند شکل بگیرد.
3. استفاده از سرمایه فرهنگی بهعنوان پل میان سیاست و هویت جمعی
آیات قرآن، حافظ، سعدی، فردوسی و... در سخنان بقایی تزیینی نیستند و اتفاقاً کارکرد مهمی دارند. وقتی طرف مقابل از یونان و روم باستان حرف میزند یا سفیر یک کشور در اقدامی گستاخانه با شعری از حافظ ایرانی علیه رسانههای ایرانی حرف میزند، پاسخدادن با همان روش، جنگ روایتها را از سطح سیاسی به سطح تمدنی منتقل میکند تا طرف مقابل را در میدانی شکست دهد که اساساً ابزاری در آن ندارد. دراینبین، اثر ارجاع به سرمایههای فرهنگی، امر ملی-بهعنوان منبع قدرت ایران- را در میان تقویت میکند و مکانیسمی ایجاد میکند که در آن، هویت فرهنگی-تمدنی و قدرت ملی بازتولید میشود.
4. طنز و کنایه بهمثابه سلاح نامتقارن
اشارههایی مثل «غنیمتهای حلال آمریکایی»، «سگ نازیآباد»، اشاره به سریال «Pluribus» و کنایه به کوباییبودن وزیر خارجه آمریکا همزمان دو کار میکنند. لحن پاسخ رسمی را از خشکی دیپلماتیک بیرون میآورند و در مقابل، ضرب و ماندگاری پیام را چندبرابر میکنند. طنز همچنین امکان میدهد در فضای آرام دیپلماتیک، تندترین نقدها هم با یک پوشش شیک و موردقبول برای رسانههای بینالمللی استفاده شوند.
ظـرفـیـت بازگردانی اعتماد عــمـومـی بـه دیـپـلماسـی
موفقیت بقایی محصول یک فرمول نیست؛ برآیند همزمان چند ویژگی است که مرور شد. در نهایت روشن شد موضعی که خوب، کوتاه و بهموقع اتخاذ شود، خودش مسیر ماندگاری خود را پیدا میکند. بدین ترتیب جایگاه سخنگویی از یک جایگاه فردی و معمولی به یک نقش رسانهای همهجانبه ارتقا پیدا کرده که حتی میتواند ظرفیت بازگرداندن اعتماد عمومی به دیپلماسی را هم داشته باشد.