ایران پرسمان - یک نویسنده گفت: شهید سلیمانی احیا کننده زیارت قبور اهل بیت علیهم السلام بود. همچنین بازسازی عتبات عالیات هم با پیگیریهای او راه اندازی شد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: کتاب «سلیمانی عزیز» مجموعهای از خاطرات و روایتهای مستند و منتشرنشده از زندگی و کنشهای میدانی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است که با تکیه بر گفتوگوها، مصاحبهها و خاطرات شفاهی یاران، همرزمان و نزدیکان او گردآوری شده است. این اثر میکوشد تصویری چندبعدی از شخصیتی ارائه دهد که نقش او در تحولات میدانی منطقه، همزمان با وجوه اخلاقی، مردمی و معنویاش مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
در این کتاب، علاوه بر مرور مقاطع مهمی از فعالیتهای نظامی و مدیریتی حاج قاسم سلیمانی، به بخشهایی کمتر روایتشده از زندگی شخصی و منش رفتاری او پرداخته میشود. یکی از خاطرات اثر، به بررسی نقش وی در حوادث نجف اشرف و چگونگی مدیریت بحران در جریان تهدید حرم امام علی(ع) توسط آمریکاییها اختصاص دارد؛ روایتی که تلاش دارد تصمیمگیریها و ملاحظات میدانی آن مقطع حساس را با نگاهی مستند بازخوانی کند.
«سلیمانی عزیز» در کنار روایت رویدادهای کلان، بر خاطرات جزئی و انسانی نیز تمرکز دارد؛ خاطراتی که پیشتر در منابع رسمی یا آثار منتشرشده کمتر به آنها پرداخته شده و از زاویه نگاه نزدیکان شهید سلیمانی نقل میشود. زبان ساده و روایتمحور کتاب، آن را برای طیف گستردهای از مخاطبان قابلفهم کرده و از ورود به پیچیدگیهای تخصصی یا تحلیلی صرف پرهیز دارد.
این اثر، در مجموع، تلاشی است برای ارائه تصویری جامع از سردار سلیمانی؛ شخصیتی که علاوه بر نقشآفرینی در میدانهای نظامی، بهعنوان چهرهای اخلاقمدار، خانوادهدوست و نزدیک به مردم شناخته میشد. به مناسبت ششمین سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، در گفتوگویی با مهدی قربانی، یکی از نویسندگان این کتاب، به بررسی ابعاد مختلف شکلگیری اثر، منابع مورد استفاده و رویکرد روایی آن پرداختهایم.
با توجه به اینکه کتاب «سلیمانی عزیز» از نخستین آثاری است که بلافاصله پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی منتشر شد، این نزدیکی زمانی به واقعه تا چه اندازه بر رویکرد روایی، انتخاب منابع و شیوه پرداخت شما تأثیر گذاشت؟ آیا سرعت انتشار باعث شد برخی ملاحظات پژوهشی، تحلیلی یا مستندسازی به شکل متفاوتی نسبت به آثار بعدی انجام شود و در عین حال، این کتاب چه تصویری از حاج قاسم را در نخستین مواجهه مخاطب با آثار پس از شهادت ترسیم کرد؟
کتاب «سلیمانی عزیز» در شرایطی آماده شد که شاید ۵۰ روز از شهادت حاج قاسم میگذشت. یعنی ما طی یک دوره تقریباً ۵۰ روزه موفق شدیم که این کتاب را بر روی گیشه کتاب فروشیها به دست مخاطبانی برسانیم که مشتاق خواندن و شنیدن از شهید حاج قاسم سلیمانی بودند. این کتاب را تقریبا میشود گفت جزو نخستین آثاری است که بلافاصله پس از شهادت منتشر شده است. تاجایی که به خاطر دارم یک الی دو کتاب دیگر پیش از این اثر به چاپ رسیده بود که شاید بتوان گفت در آنها به این اندازه تحقیق، پژوهش و نشده بود و مطالب هم از تنوع بالایی برخوردار نبودند.
کتاب «سلیمانی عزیز» را میتوان گفت که جزو آثاری بود که سعی کرد علاوه بر اینکه سرعت عمل در تهیه، تولید و ارائه داشته باشد در کنارش با کیفیت، کار را ارائه بدهد. فضای ملتهب کشور میطلبید که زودتر اثری متناسب برای شناساندن شخصیت شهید حاج قاسم سلیمانی منتشر شود. دوم اینکه ما خودمان هم شناختی از شخصیت حاج قاسم نداشتیم ولی آنچه که به نظرمان رسید و با تکلیفی که احساس کردیم در کنار تمام ناراحتی مان از حادثه تلخ پیش آمده، تصمیم گرفتیم تا منش و رفتار شهید حاج قاسم سلیمانی را از جهاتی که میتوانیم نشان دهیم، چه از جهت زندگی رزمی، چه از جهات سبک زندگی شخصی و رفتار و اخلاق این شهید عزیز. میشود گفت که شاید بیش از ۲۰ نفر در این پروژه با ما همکاری کردند. از افرادی که کار تحقیق و پژوهش را انجام داده بودند تا نویسنده ها و سایر عوامل تولید و کتابسازی یک اثر آن هم در یک برهه زمانی کوتاه. خاطرم هست تعدادی از این عزیزان مدام برنامههای صدا و سیما را که آن زمان تلاش میکرد شخصیت حاج قاسم را معرفی کند رصد می کردند. از این منبع، اطلاعات خوب و دست اولی در اختیارمان قرار گرفت. همچنین با توجه به اوضاع و احوال روحی اطرافیان و همرزمان شهید تنها توانستیم مصاحبههایی انگشت شمار آن هم به صورت تلفنی انجام بدهیم. نتیجه این مصاحبهها هم خاطرات نابی بود که برای اولین بار منتشر شدند. لازم به ذکر است که اشاره کنم بنده تنها نویسنده کتاب «سلیمانی عزیز» نیستم و خانمها عالمه طهماسبی و لیلا موسوی هم در نوشتن این کتابها زحمت عمده را کشیدند و اگر حضور این بزرگواران نبود شاید کار نگارش به سادگی پیش نمیرفت. در روند تولید سعی کردیم تمامی خاطرات مستند باشند. اگر دقت کنید همه خاطرهها هم منبع دارند و هم تا جایی که ممکن بوده نام راوی ذکر شده. بودند خاطراتی که آن زمان در فضای مجازی دست به دست میچرخید ولی چون ما منبع موثقی پیدا نکردیم آنها را در کتاب نیاوردیم و سعی کردیم که یک تصویر درستی تا جایی که در حد توانمان بود از شهید حاج قاسم سلیمانی ارائه بدهیم.
آیا در جریان تدوین کتاب، به ویژگی یا رفتاری از حاج قاسم رسیدید که حتی برای اطرافیان نزدیک او هم کمتر شناختهشده باشد؟ پیش از شروع این پروژه، شناخت شما از حاج قاسم چقدر بود و بعد از شنیدن این روایتها، کدام بُعد از شخصیت او بیش از همه نگاه شما را تغییر داد؟
این موضوع را در مورد اطرافیان نزدیک ایشان نمیتوانیم بگویم چون به هر حال با او حشرونشر داشتند اما ما حاج قاسم را آنگونه که شاید درحال حاضر میشناسیم، نمیشناختیم. در مسیر تحقیق و پژوهش اثر خاطرات از زبان افراد مختلف نقل میشد. وقتی این خاطرات کنار هم قرار گرفت برایمان باعث شگفتی بود که چه شخصیت بزرگی در جبهه اسلام و مقاومت حضور داشته و ما تا این اندازه از زوایای شخصیتی او غافل و بیاطلاع بودیم. حاج قاسم شخصیت عجیبی است ذوابعاد و جمع نقیضین. مثلا ایشان یک شخصیت کاملاً استکبار ستیز و قاطع در مقابل دشمن بودند و بسیار فروتن و متواضع در مقابل خانواده شهدا و فرزندان شهدا. در کنار اینها شخصیتی که خب به هر حال جایگاهی دارد برای خودش شخصیتی است سردار است به هر حال یک پست و مقام قابل اعتنا دارد اما همیشه خودش را در کنار مردم میبیند و همیشه با مردم است. جوری رفتار میکند که این حس بودن با مردم از دست نرود. یعنی در همه خاطراتی که ما از شهید حاج قاسم سلیمانی میبینیم چه در «سلیمانی عزیز۱» چه در «سلیمانی عزیز۲» که به نوعی ادامه کتاب اول بود، این جنبه مردمداری حاج قاسم و اینکه دوست داشت در کنار مردم باشد به وضوح دیده میشود که خب این موارد برای خود ما واقعاً جای تعجب داشت.
پس از انتشار کتاب، بازخورد خانواده شهید نسبت به محتوای «سلیمانی عزیز» چه بود و دیدگاه آنان تا چه اندازه با رویکرد و روایت ارائهشده در کتاب همخوانی داشت؟
کتاب «سلیمانی عزیز» در شرایطی چاپ شد که هنوز ساختاری برای اینکه آثار از سمت خانواده یا بنیاد مکتب حاج قاسم تایید شود ایجاد نشده بود. لذا بازخورد خاصی نداشت یعنی نه تایید و نه مخالفتی داشتند. اما کتاب «سلیمانی عزیز۲» در شرایطی آماده شد که بنیاد مکتب حاج قاسم کتابها را نظارت میکرد و این کتاب تاییدیه دریافت کرد و به چاپ رسید و بعدها هم از طریق بنیاد مکتب حاج قاسم در سری کتابهای منتشر شده برای شهید سلیمانی، از طرف مکتب تبلیغ و معرفی شد.

آیا برنامهای برای تدوین و انتشار جلد سوم کتاب «سلیمانی عزیز» وجود دارد و در صورت تحقق، این جلد قرار است بر چه دورهها، روایتها یا ابعاد تازهای تمرکز داشته باشد؟
ما خیلی علاقه داریم که این اتفاق بیافتد به دلیل اینکه حاج قاسم یک مکتب و یک مدرسه است و همانجور که یک مدرسه هیچ وقت تعطیلی ندارد و ادامه دار خواهد بود، ما هم باید سعی کنیم که در این مسیر بیشتر و بیشتر فعالیت کنیم و حاج قاسم را معرفی کنیم، اما درحال حاضر ادامه «سلیمانی عزیز» میسر نیست. در صدد هستیم که این اتفاق چه با ادامه سلیمانی عزیز یا تولید اثری دیگری با موضوع شهید سلیمانی رخ بدهد؛ چرا که حضرت آقا فرمودند حاج قاسم باید زنده بماند و البته همه تلاش ما تا به این جا هم بر همین مبنا بوده.
در کتاب «سلیمانی عزیز ۲» مخاطب با چه روایتها، اسناد یا زاویهدیدهای تازهای مواجه میشود و این جلد چه تفاوتها یا تکمیلهایی نسبت به جلد نخست برای خواننده فراهم میکند؟
شهید حاج قاسم سلیمانی یک مکتب و یک مدرسه است. حاج قاسم به تعبیر من یک اقیانوسی است که هرچه از او بگوییم، بخوانیم، بشنویم و بنویسیم باز هم کم است. همچنین در جایی که حضرت آقا میفرمایند که حاج قاسم باید زنده بماند و ایشان را به عنوان یک مکتب معرفی میکنند انتشارات به این نتیجه رسید که فقط با «سلیمانی عزیز» نمیشود بگوییم به نوعی دینمان را ادا کردیم، هرچند که «سلیمانی عزیز ۲» را هم که کار کردیم نمیتوانیم چنین ادعایی بکنیم. ما در وهله اول نسبت به حاج قاسم همه تلاشمان بر این بود که یک کتاب با مثلاً بیش از ۲۰۰ خاطره کار شود. الحمدلله انجام شد و در عین ناباوری با استقبال بینظیری از این کتاب مواجه شدیم. کتاب «سلیمانی عزیز» تا الان بیش از ۱۰۰ هزار نسخه چاپ شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۰ جزو سومین کتابهای پرفروش درباره حاج قاسم بود. آن زمان بیش از ۷۰۰ جلد کتاب کار شده بود که «سلیمانی عزیز » سومین کتاب پرفروش بود و جای خودش را هم در بازار نشر باز کرد. به این نتیجه رسیدیم که میشود کارهای دیگر نیز در خصوص حاج قاسم انجام داد. بنابراین با همان رویکردی که در کتاب «سلیمانی عزیز» داشتیم یعنی خاطرات مستندی بیایند که سیر زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی را نشان بدهد «سلیمانی عزیز ۲» تولید شد. هر دو کتاب سلیمانی عزیز را به نحوی کار کردیم که خط سیر تاریخی زندگی شهید حفظ شود. این خاطرات از نوجوانی ایشان شروع میشود و تا جریان تشییع شهید سلیمانی ادامه دارد. این دو کتاب تلاش کرده اند تا خارج از تاریخ زندگی شهید خاطرهای را ارائه ندهد و همه بر اساس یک سیر منطقی زمانی منطبق بر برهههای مختلف زندگی شهید بودهاند. برای « سلیمانی عزیز ۲» وقت بیشتری داشتیم و اطلاعات بیشتری از حاج قاسم موجود بود و افراد بیشتری توانستند صحبت کنند. «سلیمانی عزیز ۲» در واقع میتواند به نوعی مکمل «سلیمانی عزیز» در نظر گرفته شود با همان نوع خاطراتی که در جلد اول این کتاب میبینم؛ همان موضوعات ولی با محتوایی متنوع و خاطراتی جدای از جلد اول. «سلیمانی عزیز ۲» واقعاً خاطرات قوی و پرمغزی دارد. هم میتواند در تکمیل« سلیمانی عزیز۱» دیده شود و هم اینکه میشود گفت خاطرههای اضافهتری نسبت به «سلیمانی عزیز۱» دارد که میتواند ابعاد شخصیتی شهید حاج قاسم سلیمانی را به خوبی برای خواننده آشکار کند.
برخی معتقدند هرچه فاصله زمانی میان یک واقعه و نگارش کتاب کمتر باشد، خاطرات با طراوت و بکرتر باقی میمانند و حضور ذهن راویان دقیقتر است. با این نگاه، شما نزدیکی زمانی به شهادت حاج قاسم سلیمانی را در ثبت روایتها و حفظ تازگی خاطرات تا چه اندازه مؤثر میدانید و این عامل چه تأثیری بر رویکرد شما در تدوین کتاب داشته است؟
من میتوانم به جرات بگویم خاطراتی که در «سلیمانی عزیز۱ و۲» منتشر شده است، اگر منتشر نمیشد شاید از دست میرفت و به ورطه فراموشی سپرده میشد. به این دلیل که عمده این خاطرات برگرفته از مستندهایی است که ساخته شد یا مصاحبههایی که در طول آن ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی در رادیو، تلویزیون وخبرگزاریها پخش شد که خب فقط در همان حد باقی ماند و شاید در آرشیو صدا و سیما رفت و جای دیگر پخش نشد. اما تلاش و پیگیری دوستان برای اینکه این خاطرات را خیلی بکر و تازه استخراج و نگارش کنند و تبدیل به یک اثر شود باعث شد که این خاطره ها در قالب یک کتاب ماندگار بمانند. در «سلیمانی عزیز» و بعد هم خصوصا در «سلیمانی عزیز۲ » عمده اطلاعاتی که داریم از مستندهایی است که در خصوص حاج قاسم سلیمانی ساخته شده و برنامههایی که تلویزیون یا رادیو پخش کرده. اینها را ما سعی کردیم به روزآوری و استفاده کنیم.
با توجه به فاصله زمانی کوتاه میان شهادت حاج قاسم سلیمانی و انتشار جلد نخست کتاب «سلیمانی عزیز»، اگر فرصت زمانی بیشتری برای عبور از فضای احساسی اولیه و مراجعه گستردهتر به منابع وجود داشت، آیا به نظر شما کیفیت و عمق مطالب منتشرشده میتوانست متفاوت یا کاملتر باشد؟ همچنین انتشار «سلیمانی عزیز ۲» تا چه اندازه فرصتی برای جبران این فاصله زمانی و تکمیل یا بازنگری در روایتهای جلد اول فراهم کرده است؟
خب به هر حال وقتی که از یک جریانی زمان بگذرد قطعاً میشود اطلاعات بیشتری به دست آورد اما این به این معنی نیست که کتاب «سلیمانی عزیز» با کیفیت کار نشده باشد. باتوجه به بازخوردی که دریافت کرد نشان داد که این کتاب از کیفیت برخوردار بود. همچنین یکسری اتفاقاتی برای کتاب افتاد که ما از آنها مطلع نبودیم. برای این کتاب پویش برگزار شد، کلیپهایی ساخته شد و همچنین مسابقات کتابخوانی حتی در سطح تلویزیونهای استانی اتفاق افتاد. لازم به ذکر است که بگویم وقتی خبرگزاری بیبیسی با دید مغرضانه در خصوص حاج قاسم گزارشی نوشته بود و در لیست کارهایی که برای قاسم سلیمانی ـ به لفظ خودشان ـ انجام شده، از این کتاب هم اسم برده بود. گفته بودند که یک انتشارات بینام و نشان در مورد سلیمانی فلان کتاب را نوشته و مثلا تا حالا فلان بار چاپ شده. یا حتی مثلاً این کتاب در یکی از کتابخانههای پاریس دیده شده بود. میخواهم بگویم که کار، کار خوبی بود و جایگاه خودش را پیدا کرد. اما اینکه زمان بگذرد خب قطعا گذشت زمان فرصت میدهد برای اینکه آنچه از پیش بوده است تکمیل شود. همان طور که اشاره کردم کتاب «سلیمانی عزیز ۲ » به نوعی هم خاطرات دیگری از زوایای زندگی حاج قاسم با تاکید بر سیر تاریخی را آورده است که لزوما شبیه به خاطرات «سلیمانی عزیز» نیست. یعنی این گونه نیست که بگوییم مثلاً یک درصدی از کتاب «سلیمانی عزیز ۲» همان کتاب «سلیمانی عزیز۱» است. موضوعات ممکن است شبیه به هم باشد اما سعی بر این بوده که خاطرات کاملا متفاوت باشد. سعی کردیم تا آنچه را که در «سلیمانی عزیز »نداشتیم در «سلیمانی عزیز ۲» جبران کنیم. که این اتفاق رخ داد، یعنی خاطراتی از خانواده شهید هم بر کتاب اضافه شد. هرچند که مصاحبه با خانواده شهید صورت نگرفت اما مصاحبههایی که به صورت جسته گریخته در جاهایی دیگر انجام شده بود، مخصوصاً مصاحبههای دختران بزرگوار شهید در کتاب منعکس شده است.
این کتاب یک شخصیت مستقل برای خودش دارد که به عنوان یک اثر درخور توجه در حوزه سبک زندگی حاج قاسم میشود از آن نام برد و هنوز نیز جای معرفی دارد. به عبارت دیگر این کتاب جزء کتابهایی است که فکر میکنم بیش از اینها باید معرفی شود و ما باید سعی کنیم که نسل جوان با همین کتاب ها و خواندن این خاطرات بتواند با قهرمانهای واقعی دوران معاصر آشنا شود.
چه ملاحظات محتوایی و مفهومی در انتخاب عنوان «سلیمانی عزیز» نقش داشت و این نامگذاری تا چه اندازه با رویکرد کلی کتاب و تصویری که قصد داشتید از حاج قاسم سلیمانی به مخاطب ارائه دهید، همخوانی دارد؟
کتاب «سلیمانی عزیز» برگرفته از کلام رهبر انقلاب است. زمانی که حاج قاسم به شهادت رسید، حضرت آقا پیامی صادر فرمودند و این عبارت «سلیمانی عزیز» را استفاده کردند. ما هم از این عبارت وام گرفتیم. همچنین ما جداً هم سعی کردیم در هر دو مجموعه «سلیمانی عزیز» حاج قاسم را همانجوری که عزیز بود نشان دهیم و تصورم این است که کسی که کتاب را بخواند علاوه بر ارادتی که به حاج قاسم دارد، شهید در نگاه او عزیز و عزیزتر خواهد شد.
چه زمینهها و شرایطی باعث شد به نگارش کتاب «سلیمانی عزیز» روی بیاورید و انگیزه اصلی شما از ثبت و انتشار این اثر در مقطع زمانی پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی چه بود؟
وقتی حاج قاسم به شهادت رسید ما در انتشارات حماسه یاران مثل بقیه به شدت ناراحت بودیم. غم بزرگی که بر سینهمان سنگینی میکرد. چاپ این آثار هم کار خدا و اثر اخلاص شهید حاج قاسم بود. کسانی که او را نمیشناختند اما میخواستند برای او کاری انجام دهند. یک روز بعد شهادت حاجی، مدیرانتشارات حماسه یاران آقای حاج حسین کاجی که یکی از راویان و یادگاران دفاع مقدس نیز هستند به ما گفتند حاج قاسم نیاز به گریه ندارد بلکه باید برای او کاری اساسی صورت بگیرد و به مخاطبان شناسانده شود. این حرف انگیزه زیادی در بین همکاران ایجاد کرد که واقعا هم میشود گفت که در یک شرایط استثنایی فوق العاده یک تیمی از دوستان هر کاری توانستند برای این کار انجام دادند و در نهایت ۵۰ روز کمتر یا بیشتر کتاب آماده شد. شاید بتوان گفت که این اتفاق کم نظیری است که بشود در مورد شخصیتی که خیلی مطلبی از او نیست و نمیتوان افرادی را به سادگی پیدا کرد تا درباره او صحبت کنند در کمتر از ۵۰روز کتاب چاپ کرد. این کتاب را به چاپ رساندیم تا به اندازه خودمان بتوانیم دینی را نسبت به این شهید عزیز ادا کرده باشیم.
در فرآیند تدوین و آمادهسازی کتاب، آیا از همکاری یا مشاوره افراد دیگری بهره گرفتید و این همراهیها تا چه اندازه در شکلگیری نهایی ساختار و محتوای اثر نقش داشت؟
بیش از ۲۰ نفر کمک کردند در این مسیر و در استخراج و نگارش خاطرهها و دیگر فعالیتهایی که منجر به تولید و در نهایت چاپ و عرضه این کتاب شد.
همانگونه که بیان شد در مشورت با عزیزان صاحب فن و برای پایبندی به استناد هر خاطره سعی شد در هر دو کتاب یعنی «سلیمانی عزیز» و «سلیمانی عزیز۲ » خاطرات مستند باشند و راوی هر خاطره در هر دو اثر ذکر شوند.
همچنین در شورای تصمیم گیری درباره نوع ارائه محتوا قرار شد سیر تاریخی زندگی شهید حفظ شود تا خوانندگان با یک نظم خاصی خاطرات را بخوانند. علاوه بر این عمده دغدغه در جلسات مشورتی تولید کتاب این بود که سبک زندگی حاج قاسم ارائه شود و حس میکنم از عهده این کار برآمدهایم. به عبارتی در هر دوکتاب شخصیت حاج قاسم سلیمانی هم از لحاظ نظامی و هم در مقام یک شخصیت غیرنظامی و مردمی به خوبی مطرح شده است. مولفههای سبک زندگی یک شهید در هر دو کتاب نمودار است مولفههایی چون اسکتبار ستیزی، مردم داری، احترام به پدر و مادر، کمک به دیگران، احترام به خانواده و فرزندان شهدا، تواضع و فروتنی، توجه به مسائل دینی و... همه و همه در هر دو کتاب منعکس شده اند. به خصوص که حاج قاسم خودش را از مردم میدانست و این ویژگی او در کتابهای سلیمانی عزیز بسیار نمود دارد. گواه این که او خودش را یک آدم مثلاً مدیر یا یک آدمی که آنطرف میز نشسته باشد نمیدید و همواره سمت مردم بود سیل خوزستان است که در اوایل فروردین سال ۹۸ اتفاق افتاد و حضور حاج قاسم درآنجا خیلی پررنگ دیده شد. در هر دو کتاب به این موضوع پرداخته شده.
برای جمعبندی باید بگویم همه تلاش کتاب بر این بوده است که سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی را روبهروی دیدگان خوانندگان قرار بدهد و در این مسیر هم از هر آنچه که به دستمان رسیده از مصاحبه گرفته تا مستندهایی که تا بهحال پخش نشده بود استفاده شده است.
لازم به ذکر است که «سلیمانی عزیز» و «سلیمانی عزیز۲ » بیش از ۵۰۰ خاطره از شهید حاج قاسم سلیمانی را در اختیار خواننده قرار داد. در آخر از آنجایی که شهادت ایشان با ولادت حضرت امیرالمومنین علی(ع) در یک روز قرار گرفت، لازم میدانم که بگویم حاج قاسم به پدرشان بسیار احترام میگذاشتند. مثلا زمانی که با او همقدم میشدند حتی یک قدم جلوتر از پدر خود حرکت نمیکردند. همچنین به دستبوسی از پدرشان بسیار مقید بودند.
و درباره احترام ویژه ایشان به امیرالمومنین(ع) باید گفت که او احیا کننده زیارت قبور اهل بیت علیهم السلام بود. همچنین بازسازی عتبات عالیات هم با پیگیریهای حاج قاسم سلیمانی راهاندازی شد و بعدها توسعه پیدا کرد.
کما اینکه خودشان در یک خاطرهای میگفتند، وقتی که بعد از سقوط صدام به نجف رفتهاند، وقتی خواستهاند به زیارت حرم حضرت علی بروند با دیدن ضریح حس کردهاند که ضریح از بین غبار بیرون آمده. بعد به آن غربتی که بر حرمها حکمفرما بوده اشاره میکنند. در و دیوار، حجرهها همه شکسته و آسیب دیده بودند. با همت حاج قاسم و دوستانش در ستاد بازسازی عتبات به حمدالله درحال حاضر شکوه حرمها را میبینیم که فقط مثلاً در کنار مزار آقا امیرالمومنن صحن بزرگی به اسم صحن حضرت زهرا(س) به آن زیبایی و شکوه و جلالت ساخته شده است. یکی دیگر از عنایتهای ایشان به حرمهای شریفه مخصوصاً نجف خاطره ای است که به زمان حمله آمریکاییها به شهر نجف اختصاص دارد. راوی می گوید حاج قاسم را با لباس مبدل در نجف دیدم. وقتی پرسیدم چرا اینجا آمده اید گفت آمده ام تا آمریکایی ها را از نجف بیرون بیاندازم.