پنجشنبه ۱۸ دي ۱۴۰۴
سیاست روز

قمار ترامپ در کاراییب!

قمار ترامپ در کاراییب!
ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست حدیث روشنی| روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی آینده ونزوئلا بعد از اقدام نظامی ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حدیث روشنی| روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی آینده ونزوئلا بعد از اقدام نظامی امریکا علیه این کشور با رحمن قهرمانپور، تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده است. ‌قهرمانپور در گفت‌وگویش با «اعتماد» ضمن اشاره به اینکه امریکا پس از برکناری مادورو، مدیریت دوران گذار در ونزوئلا را هدف اصلی خود قرار داده، بر این باور است که ترامپ به دنبال برقراری دموکراسی در این کشور نیست لذا تمرکز خود را بر منافع تجاری و منابع نفتی قرار داده است. مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید: 
رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به سوال ابتدایی «اعتماد» در باب پیش‌بینی گام‌های بعدی دونالد ترامپ در ونزوئلا تشریح کرد: گام بعدی‌ای که امریکا در قبال ونزوئلا دنبال خواهد کرد، به ‌طور طبیعی مدیریت دوران گذار است؛ بدان معنا که این کشور تلاش می‌کند فرآیند گذار را با کمترین میزان تنش و بدون ایجاد بی‌ثباتی گسترده پیش ببرد. با این حال، باید توجه داشت که این مرحله، سخت‌ترین بخش هر فرآیند تغییر رژیم به شمار می‌آید. حذف رهبران سیاسی، اگرچه ممکن است در ظاهر جزو مراحل ساده‌تر تلقی شود، اما مدیریت دوران گذار و تبدیل آن به روندی دموکراتیک و باثبات، مساله‌ای بسیار پیچیده است. به باور قهرمانپور، در بسیاری از موارد، شکست‌های امریکا در پروژه‌های پیشین مداخله خارجی دقیقا به همین مقطع حساس بازمی‌گردد. به عنوان نمونه، در عراق، حذف صدام در مدت زمانی حدود دو هفته انجام شد، اما فرآیند گذار به‌ مراتب طولانی‌تر شد و درنهایت حتی به جنگ داخلی انجامید. اشتباهاتی که امریکایی‌ها، به ‌ویژه در انحلال ارتش صدام، مرتکب شدند، به تشدید بی‌ثباتی دامن زد. از همین رو، پرسش اصلی در شرایط کنونی این است که امریکا چگونه می‌خواهد روند گذار در ونزوئلا را مدیریت کند. در حال حاضر، دونالد ترامپ اعلام کرده است که ایالات‌متحده در راس این فرآیند قرار خواهد داشت و به احتمال زیاد شورایی متشکل از افراد بی‌طرف یا تکنوکرات، نمایندگانی از دولت مادورو، اپوزیسیون و برخی مقامات امریکایی تشکیل خواهد شد؛ شورایی که ماموریتش، پیشبرد و مدیریت روند گذار به شکلی باثبات و کنترل‌شده خواهد بود.
بازار
قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره سرنوشت اپوزیسیون بعد از حذف رهبر شان در مدیریت دولت گفت: درخصوص اپوزیسیون، یک نکته مهم وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. 
دونالد ترامپ، همان‌گونه که در سند استراتژی امنیت ملی امریکا نیز تصریح کرده، الزاما به دنبال اجرای پروژه گذار به دموکراسی نیست. در واقع، مداخله امریکا در ونزوئلا را بیش از آنکه بتوان در چارچوب ترویج دموکراسی تحلیل کرد، باید ذیل منافع تجاری این کشور دید؛ مراد گزاره‌ای است که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان مداخله مرکانتیلیستی یا مداخله مبتنی بر تامین منافع تجاری امریکا یاد می‌شود.
 به گفته قهرمانپور بر این اساس، از آنجا که گذار دموکراتیک اولویت اصلی واشنگتن نیست، اپوزیسیون نیز نمی‌تواند نقش و جایگاهی محوری در این فرآیند داشته باشد، چراکه مطالبات اپوزیسیون ممکن است به انتخاب یا تقویت بازیگری منجر شود که الزاما در راستای تامین منافع امریکا حرکت نکند و حتی به این منافع آسیب بزند. این تحلیلگر روابط بین‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: ازسوی دیگر، در شرایط فعلی و با توجه به اینکه طی حدود سه دهه گذشته، هوگو چاوز و نیکلاس مادورو در راس قدرت قرار داشته‌اند، قدرت‌گیری اپوزیسیون و روی کار آمدن خانم ماچادو به عنوان رهبر ونزوئلا می‌تواند به تشدید قطبی‌شدن سیاسی، افزایش منازعات داخلی و بی‌ثباتی در این کشور بینجامد؛ وضعیتی که هزینه‌های قابل‌توجهی را به امریکا تحمیل خواهد کرد. از این منظر، کنار گذاشتن یا به حاشیه راندن خانم ماچادو در مرحله کنونی را می‌توان بیش از آنکه یک تصمیم راهبردی بلندمدت دانست، یک تاکتیک مقطعی ارزیابی کرد؛ تاکتیکی که هدف آن، فراهم کردن امکان مدیریت کنترل‌شده‌تر فرآیند گذار ازسوی امریکا و جلوگیری از تشدید بی‌ثباتی در ونزوئلاست.
این کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به دیگر سوال «اعتماد» درباره آینده ارتش ونزوئلا به عنوان یکی از ارکان مهم اداره ونزوئلا خاطرنشان کرد: درخصوص سرنوشت ارتش ونزوئلا نیز به نظر می‌رسد باتوجه به نقش تعیین‌کننده ارتش به عنوان بازیگر اصلی در حفظ ثبات، ایالات‌متحده تلاش خواهد کرد افراد کلیدی و محوری بسیار نزدیک به نیکلاس مادورو را به‌تدریج کنار بزند، اما در عین حال همکاری با بدنه ارتش ونزوئلا را حفظ کند. تا این مقطع، می‌توان گفت که ارتش ونزوئلا نیز موضعی روشن و صریح در مخالفت با امریکا اتخاذ نکرده است. قهرمانپور در ادامه تاکید کرد: ازسوی دیگر، تجربه شکست امریکا در عراق به‌روشنی به واشنگتن نشان داده است که انحلال کامل ارتش می‌تواند پیامدهای پرهزینه‌ای داشته باشد. به همین دلیل، حفظ ساختار ارتش و استفاده از ظرفیت آن برای برقراری نظم و جلوگیری از بی‌ثباتی، به ‌ویژه در دوران گذار، برای امریکا اهمیت ویژه‌ای دارد. ارتش ونزوئلا نیز باتوجه به شرایط جدید و تحولات پس از مادورو، به ‌طور طبیعی ممکن است تمایل بیشتری به همکاری با امریکا از خود نشان دهد. با این حال، میزان و دامنه این همکاری، موضوعی نیست که در مقطع کنونی بتوان درباره آن قضاوت قطعی داشت و روند تحولات آتی و نحوه مدیریت دوران گذار، مشخص خواهد کرد که این همکاری تا چه سطحی گسترش خواهد یافت.
قهرمانپور در ادامه گفت‌وگویش با «اعتماد» درباره راهبرد دیگر کشورهای حوزه کاراییب نسبت به تحولات اخیر ونزوئلا تشریح کرد: یکی از اشتباهات راهبردی نیکلاس مادورو این بود که توافقی را که پیش از انتخابات سال ۲۰۲۴، با میانجیگری برزیل، کلمبیا و نروژ با اپوزیسیون امضا کرده بود، نقض کرد و به سمت برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه نرفت. درنتیجه این اقدام، چهره‌هایی مانند لولا داسیلوا، رییس‌جمهور برزیل و گوستاوو پترو، رییس‌جمهور کلمبیا دیگر نتوانستند از مواضع مادورو حمایت کنند. حتی پس از برگزاری انتخابات ۲۰۲۴ نیز خود مادورو عملا به خاطر نحوه برگزاری انتخابات مورد انتقاد قرار گرفت و همین مساله موجب شد جریان حامی او در امریکای جنوبی و حوزه کاراییب تضعیف شود. 
به باور این تحلیلگر روابط بین‌الملل با این حال، وضعیت کوبا به‌دلیل پیشینه تاریخی روابط دو کشور، متفاوت است. کوبا همچنان یک نظام چپ‌گرا باقی مانده و از مدافعان سرسخت ونزوئلا به شمار می‌آید. نگرانی اصلی هاوانا این است که در صورت موفقیت امریکا در ونزوئلا و مدیریت فرآیند گذار، هدف بعدی واشنگتن، کوبا و تلاش برای تغییر رژیم در این کشور باشد. در این چارچوب، گفته می‌شود مارکو روبیو نقش پررنگی دارد و به دلیل نگاه بسیار منفی و حتی نوعی خصومت شخصی نسبت به نظام حاکم بر کوبا، علاقه‌مند است که سناریوی تغییر رژیم در این کشور نیز دنبال شود. قهرمانپور در ادامه و درباره نوع واکنش احتمالی چین و روسیه نسبت به تحولات ونزوئلا خاطرنشان کرد: آنچه در ونزوئلا رخ داد نشان می‌دهد نوع رفتار چین و روسیه در این پرونده، تا حد زیادی شبیه به رویکرد آنها در موضوع سقوط بشار اسد بوده است؛ رویکردی که به‌طور طبیعی پیامدهایی جدی برای پکن و مسکو به همراه خواهد داشت. کشورهایی که تصور می‌کردند در شرایط کنونی و در چارچوب نظم سیاسی جدید جهانی می‌توانند به چین و روسیه اتکا کنند، اکنون ممکن است با تردیدهای اساسی روبه‌رو شوند و طبیعتا ایران نیز یکی از این کشورها به شمار می‌آید. به باور این کارشناس مسائل بین‌الملل ازسوی دیگر، کاهش نفوذ روسیه در امریکای لاتین می‌تواند آسیب قابل‌توجهی به جایگاه این کشور در سیاست بین‌الملل وارد کند. کرملین و شخص ولادیمیر پوتین همواره بر این نکته تاکید داشته‌اند که هدف مسکو، ارتقای جایگاه روسیه در نظام بین‌الملل و تبدیل آن به یک بازیگر سوم در عرصه سیاست جهانی است. با این حال، تحولات اخیر در ونزوئلا نشان می‌دهد که این سیاست و رویکرد روسیه، دست‌کم در این مقطع، به‌شدت تضعیف شده و با چالش‌های جدی مواجه است. 
قهرمانپور در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» مبنی بر اهمیت حیاتی منابع نفتی ونزوئلا برای امریکا گفت: بی‌تردید یکی از اهداف اصلی دونالد ترامپ در ونزوئلا، سرمایه‌گذاری و تسلط بر منابع عظیم نفتی این کشور است؛ منابعی که بنا بر ارزیابی‌های معتبر، حجم آنها حدود ۳۰۰ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، باتوجه به اینکه ماهیت این مداخله را می‌توان نوعی مداخله مرکانتیلیستی و تجارت‌محور دانست، سلطه بر منابع نفتی ونزوئلا برای ترامپ از اهمیت بالایی برخوردار است. از منظر کاخ سفید، کنترل یا دست‌کم نفوذ موثر بر این منابع، می‌تواند قدرت مانور امریکا در بازار جهانی نفت را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهد. این موضوع به‌ ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که ترامپ به‌دنبال پیشی گرفتن از چین در عرصه تجارت جهانی و تقویت موقعیت اقتصادی ایالات‌متحده است. 
به باور این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در چنین چارچوبی، دسترسی گسترده‌تر به منابع نفتی ونزوئلا نه‌تنها یک مزیت اقتصادی، بلکه ابزاری راهبردی برای افزایش نفوذ امریکا در معادلات انرژی جهان تلقی می‌شود. در عین حال، باید به این نکته توجه داشت که پیش از اعمال تحریم‌ها، بخش عمده نفت ونزوئلا در امریکا و امریکای شمالی مصرف می‌شد و اصلی‌ترین بازار این کشور در واقع در قاره امریکا قرار داشت. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از پالایشگاه‌های مستقر در خلیج مکزیک امریکا اساسا برای پالایش نفت ترش و سنگین ونزوئلا طراحی شده‌اند. به همین دلیل، با تشدید تحریم‌ها، برخی شرکت‌های امریکایی متحمل ضرر شده و ناچار به خروج از این بازار شدند. در عین حال، خود ونزوئلا نیز در امریکا مالک یک شرکت نفتی و پالایشی است. در شرایط کنونی، شرکت امریکایی «شورون» روزانه حدود ۱۰۰ هزار بشکه نفت از ونزوئلا وارد می‌کند و افزون بر آن، دو یا سه شرکت دیگر نیز آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری اعلام کرده‌اند. به گفته قهرمانپور با این حال، این شرکت‌ها با مطالبات مالی معوق و موانع حقوقی مواجهند که همچنان به عنوان چالش‌های جدی مطرح است. ازسوی دیگر، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که اگر قرار باشد تولید نفت ونزوئلا حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد، به سرمایه‌گذاری‌ای در حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار نیاز خواهد بود. در این چارچوب، پرسش اصلی این است که آیا شرکت‌های امریکایی حاضر خواهند بود در شرایط فعلی و با وجود ریسک‌های سیاسی و حقوقی موجود، چنین سطحی از سرمایه‌گذاری را بپذیرند یا خیر؟


نظرات شما