چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴
دانش و فناوری

در گفتگو با مهر بررسی شد؛

چه شد که دانشگاه عرصه فوران خشم شد؟

چه شد که دانشگاه عرصه فوران خشم شد؟
ایران پرسمان - یک استاد دانشگاه تهران در تشریح دلایل خشونت‌ورزی دانشجویان در روزهای اخیر گفت: فضای کنونی به دلیل آسیب‌های وارد شده به تشکل‌ها و نحوه برخورد با آن‌ها عمدتاً یک فضای احساسی است.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - یک استاد دانشگاه تهران در تشریح دلایل خشونت‌ورزی دانشجویان در روزهای اخیر گفت: فضای کنونی به دلیل آسیب‌های وارد شده به تشکل‌ها و نحوه برخورد با آن‌ها عمدتاً یک فضای احساسی است.

به گزارش خبرنگار مهر، از ابتدای هفته با شروع کلاس‌های درس نیم‌سال دوم تحصیلی و حضور همه دانشجویان برای نخستین‌بار پس از حوادث دی‌ماه، دانشگاه‌های مختلف عرصه اعتراضات دانشجویی شدند و دانشجویان در برخی مراکز اقدام به برگزاری تجمع کردند. در برخی از این تجمعات، شعارهای تند و رفتارهای ساختارشکنانه موجب شد فضای اعتراضی به سمت تنش و در مواردی تقابل و خشونت میان دو طیف از دانشجویان پیش برود.
در این میان برخی این سوال را مطرح می‌کنند که آیا دانشگاه از نقش تاریخی و اثرگذار خود فاصله گرفته است؟ آیا سواد سیاسی دانشجویان دچار تغییر شده است؟
در گفتگو با غلامرضا ظریفیان عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران، به بررسی این تحولات در چارچوبی تاریخی و ساختاری پرداختیم. او با اشاره به پیشینه بیش از هشت دهه‌ای کنشگری دانشجویی، معتقد است که در دو دهه اخیر تغییرات جهانی، تضعیف تشکل‌های دانشجویی به دلیل نگاه امنیتی و بی‌توجهی به تنوع و تکثر؛ سبب شده هیجان جای گفتگو را در دانشگاه بگیرد. او معتقد است که نظام حکمرانی و نظام برنامه‌ریزی فرهنگی ما باید دست به اصلاحات جدی بزند تا بتواند به همگرایی بیشتر کمک و از واگرایی بیشتر در جامعه جلوگیری کند.
غلامرضا ظریفیان در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره برخی دیدگاه‌ها مبنی بر کاهش سطح آگاهی سیاسی و کیفیت کنشگری اجتماعی دانشجویان اظهار داشت: پاسخ به این پرسش نیازمند نگاهی تاریخی است. ما یکی از قدیمی‌ترین و شاید مؤثرترین اشکال کنشگری سیاسی در ایران را با محوریت جنبش دانشجویی داشته‌ایم؛ سابقه‌ای که از حدود سال ۱۳۲۰ آغاز می‌شود و بیش از ۸۰ سال قدمت دارد. اگر تأسیس دانشگاه تهران را سال ۱۳۱۳ در نظر بگیریم، از همان زمان با شکل‌گیری کنشگری سازمان‌یافته و ایجاد انجمن‌های اسلامی در دانشگاه تهران و سپس در دانشگاه تبریز روبه‌رو بوده‌ایم. دانشگاه از همان ابتدا، علاوه بر نقش توسعه‌ای، تولید علم و پژوهش، همواره نقش تعهد اجتماعی را نیز بر عهده داشته است.
وی با اشاره به ضعف تاریخی احزاب سیاسی در ایران ادامه داد: در ایران به دلیل ضعف تاریخی، احزاب سیاسی در ایفای نقش حرفه‌ای در عرصه سیاست، دانشگاه در بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی این بار سنگین ضعف احزاب سیاسی، سندیکاها و مراجع پایدارتر را بر دوش می‌کشید. دانشگاه این نقش پیشتاز و پیشگام را در مقاطع مختلف از ۱۳۲۰ تا اتفاقات تلخ ۱۳۳۲ تا تحولات شکل‌گیری انقلاب اسلامی را داشت و پس از آن نیز این نقش آوانگارد و پیشگامانه را در دفاع از سرزمین در دوران جنگ و تحولات سیاسی سال‌های بعد حفظ کرد.
چه شد که پیشگامی دانشگاه از بین رفت؟
عضو هیئت‌علمی دانشگاه با اشاره به از دست رفتن نقش دانشگاه از دو دهه قبل تا کنون؛ به دلایل تغییرات جهانی در این عرصه پرداخت و ادامه داد: از حدود دو دهه قبل به این سو، با تحولاتی در عرصه جهانی مواجه شدیم و به سمت جهان شبکه‌ای، متکی بر فناوری‌های مجازی، اینترنت و دنیای دیجیتال حرکت کردیم و از سوی دیگر، در دنیا ساختار دانشگاه‌ها از نهادهای نخبه‌گرا به دانشگاه‌های انبوه و توده‌ای رفت. در گذشته «آموزش برای همه» شعار یونسکو بود، اما با رشد سطح سواد در جهان، این شعار به «آموزش عالی برای همه» تغییر کرد. در نتیجه، دانشگاه به‌تدریج آن نقش نخبگی خود در عرصه سیاسی را از دست داد و به سمت دنیاهای متکثر رسانه‌ای رفت.
حکمرانی امنیتی سبب آسیب به تشکل‌های دانشجویی شد
وی همچنین به دلایل تغییر ساختار دانشگاه در ایران پرداخت و تصریح کرد: در ایران نیز به دنبال برخی اتفاقات از جمله حوادث کوی دانشگاه و رخدادهای دیگر، حکمرانی‌های بعضاً امنیتی و با احساس نگرانی‌ها نسبت به فعالیت‌های دانشجویی شروع شد و حاصل آن این بود که دانشگاه که علاوه بر آموزش حرفه‌ای و علمی و پژوهشی، محل تمرین آماتوری «جامعه‌پذیری» دانشجویان در عرصه‌های مختلف سیاسی، صنفی، تشکل‌ها و انجمن‌های علمی و هنری بود، با آسیب‌هایی مواجه شد و ضربه خورد.
ظریفیان خاطر نشان کرد: در نهایت؛ به همراه گسترش دنیای مجازی و این اتفاقات، نقش هویت‌ساز جنبش دانشجویی و تشکل‌های دانشجویی، دچار آسیب شد. همچنین فعالیت‌های سیاسی هزینه‌دار شد و با پدیده‌هایی مثل «ستاره‌دار شدن» مواجه شدیم.
دانشجویان به جای فعالیت سازمان‌یافته «اتمیزه» شدند
وی حاصل این روند را کم‌رنگ شدن شدید نقش تشکل‌های دانشجویی دانست و افزود: امروز دانشجو عمدتاً اتمیزه شده است و بیش از آن‌که در قالب‌های سازمان‌یافته‌ای مانند انجمن‌های صنفی، شوراها و تشکل‌های سیاسی فعالیت کند، به صورت سیال در آمده و ما امروز با مجموعه‌ای ژلاتینی، رنگین‌کمانی و با تکثرها و تنوع‌های مختلف در نسل جوان و به طور خاص در دانشجویان مواجه هستیم .
این استاد دانشگاه با اشاره به این‌که ما بحران در نسل جوان و دانشگاه روبرو هستیم، تاکید کرد: در نحوه اداره و حکمرانی و برخورد با دانشگاه و دانشجو نیز متناسب با تحولات نسلی و تغییرات معرفتی، برنامه‌ریزی‌های مناسب صورت نگرفته است. حتی در برخی موارد با نگاه امنیتی به این موضوع نگریسته شده و در نتیجه امروز با فضایی مواجه هستیم که حافظه تاریخی آن دچار ضعف شده و نوعی گسست در حافظه تاریخی جمعی ایجاد شده است؛ به‌گونه‌ای که فرد نمی‌تواند میان گذشته، حال و آینده خود پیوندی معنادار برقرار کند. با چنین بحرانی در میان نسل جوان و در دانشگاه روبه‌رو هستیم.
امروز دانشگاه تنها یکی از اضلاع معنابخشی جامعه است
ظریفیان در پاسخ به این پرسش که آیا امروز نیز می‌توان انتظار داشت دانشگاه همانند گذشته هدایت فکری جامعه را بر عهده بگیرد، توضیح داد: با تحولات جدی که در عرصه‌های معرفتی و فناوری‌های نوین ایجاد شده، شرایط تغییر کرده است. امروز اطلاعات برای بسیاری از افراد به‌راحتی در دسترس است و در جهان هوش مصنوعی نیز امکان پیگیری و دسترسی گسترده به داده‌ها فراهم شده است. بنابراین امروز دانشگاه دیگر تنها یکی از اضلاع معنابخشی به جامعه است.
وی ادامه داد: ما با مجموعه‌ای از اضلاع معنابخشی روبه‌رو هستیم که اگر آن‌ها دچار ناکارکردی باشند، شرایط متفاوت می‌شود که متأسفانه امروز ما در جامعه نشانه‌هایی از ناکارکردی و ناکارآمدی رسانه‌های ملی و مراکز فرهنگی را می‌بینیم. در گذشته دانشگاه صرفاً نقش پیشران را داشت، اما در جهان امروز این فضا تغییر کرده و اگرچه دانشگاه همچنان نقش بسیار مهمی در توسعه، دانش و نظام معنایی ایفا می‌کند، ولی نقش یگانه آن متکثر و در عرصه‌های مختلف توزیع شده است.
ایجاد فضای گفتگو به جای سیاست‌گذاری از بالا، برای تقویت اثرگذاری دانشگاه
این استاد دانشگاه درباره چگونگی پررنگ‌تر شدن نقش دانشگاه تصریح کرد: این مسئله بستگی به نوع مواجهه و منطق حکمرانی ما با این پدیده دارد. فضای کنونی به دلیل آسیب‌های وارد شده به تشکل‌ها و نحوه برخورد با آن‌ها و همچنین تکثر در فضای معرفتی، عمدتاً یک فضای عاطفی و احساسی است. با این حال، در فضایی آرام‌تر و مناسب‌تر و با تدوین نقشه راهی که کنشگر اصلی آن خود نسل جوان باشد، می‌توان نقش تأثیرگذاری دانشگاه را تقویت کرد.
وی با تاکید بر این‌که ما در دانشگاه نیازمند ایجاد فضای گفتگو هستیم، ادامه داد: در دانشگاه به جای اعمال برخی سیاست‌های از بالا، نیازمند ایجاد فضای گفتگو هستیم. به هر میزانی که فضای گفتگو شکل بگیرد، اجازه گفتگو داده شود و تنوع و تکثر به رسمیت شناخته شود، دانشجو به جای تنازع، گفتگو را تمرین می‌کند؛ به جای نفی دیگری، به رسمیت شناختن دیگری را می‌آموزد و در عین حال ابراز وجود و ابراز نگاه و هویت خود را نیز می‌آموزد.
به هر میزانی که فضای گفتگو شکل بگیرد، اجازه گفتگو داده شود و تنوع و تکثر به رسمیت شناخته شود، دانشجو به جای تنازع، گفتگو را تمرین می‌کند؛ به جای نفی دیگری، به رسمیت شناختن دیگری را می‌آموزد و در عین حال ابراز وجود و ابراز نگاه و هویت خود را نیز می‌آموزد ظریفیان با اشاره به این‌که ما نیازمند بازخوانی انتقادی نحوه مواجهه با دانشجو و دانشگاه، به‌ویژه در دو دهه اخیر هستیم؛ ادامه داد : طبیعی است نسل امروز که نه گذشته را زیسته و نه آینده را قابل پیش‌بینی می‌بیند، دچار نوعی سردرگمی هویتی شود. دانشجو از یک طرف با شکاف نسلی و انفجار رسانه‌ای و از طرف دیگر با ابهام نسبت به آینده و بی‌اعتمادی به روایت‌های رسمی روبرو است.
بپذیریم دانشگاه محل پرسشگری است
وی ادامه داد: ما باید در وهله اول باید بپذیریم که دانشگاه محل پرسشگری است و بعد بپذیریم که اگر این پرسش‌ها شنیده نشود، به فضاهای غیررسمی منتقل می‌شود. به همین دلیل بود که در گذشته بحث کرسی‌های آزاداندیشی مطرح شد، اما این کرسی‌ها در جایگاه واقعی خود قرار نگرفتند و ما بیشتر برای اقناع دیگران حرف زدیم؛ نه ارائه نگاه‌های مختلف.
تاریخ را صادقانه و بدون تقدس‌سازی افراطی بازخوانی کنیم
استادیار تاریخ دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه باید گفتگوی صریح میان نسل‌ها شکل بگیرد، به اهمیت بازخوانی صادقانه تاریخ و بدون تقدس‌سازی‌های افراطی اشاره کرد و گفت: ما متاسفانه بخش‌هایی از تاریخ را حذف و بخش‌هایی از تاریخ را به شدت مقدس می‌کنیم و این سبب می‌شود که فهم تاریخی نسل جوان دچار فاصله شود. لازم است جوانان و دانشجویان در تولید روایت فرهنگی نقش داشته باشند و در شکل‌گیری روایت فرهنگی و امید اجتماعی مشارکت کنند.
امید اجتماعی را تقویت کنیم و روایت‌های متکثر را به رسمیت بشناسیم
وی تقویت امید اجتماعی از طریق سیاست‌های ملموس اقتصادی را نیز یکی دیگر ضرورت‌های آینده دانست و ادامه داد: بخشی از نسل جوان وقتی احساس می‌کند با وجود تحصیل، آینده روشنی پیش ‌رو ندارد و آینده او در ابهام قرار دارد، به فکر مهاجرت می‌افتد و آن عده‌ای که امکان مهاجرت ندارند، دچار آشفتگی‌هایی می‌شوند که الان شاهد آن هستیم. بنابراین باید روایت‌های متکثر را به رسمیت بشناسیم، مشارکت واقعی جوانان را تضمین کنیم و افق اقتصادی روشن‌تری ارائه دهیم.
از دوگانه‌سازی نسلی پرهیز کنیم؛ تاکید بر نسل خوب و بد به جدایی منجر می‌شود
ظریفیان با تاکید بر این‌که باید از دوگانه‌سازی‌های نسلی پرهیز کنیم، گفت: این دوگانه‌سازی «نسل خوب و نسل بد» به جای ایجاد ارتباط، به جدایی منجر می‌شود. باید توجه کنیم که ما نیز در حکمرانی اشکالات جدی داشتیم و اجازه نقد واقعی را به دانشجو و نسل جوان بدهیم تا این انتقادات انباشته به خشم و نفرت و تنازع منجر نشود.
این استاد دانشگاه با بیان این‌که در فرهنگ ایرانی، «مدارا» و «دگرپذیری» وجود دارد، ادامه داد: اگر در نوع حکمرانی مشارکت خود جوانان و نگاه به نسل جوان را پررنگ‌تر کنیم، این ظرفیت را داریم که با یک فضای مداراجویانه و به دور از دوقطبی‌سازی، مسیر تعامل، دیده شدن افراد و گفتگوی مؤثر را تقویت کنیم.
ظریفیان در پاسخ به پرسشی درباره تنش‌های اخیر در فضای دانشگاه‌ و بروز خشونت به جای گفتگو گفت: اتفاقاتی که امروز در دانشگاه‌ها شاهد آن هستیم یک آسیب است. ما اگر مسیر تشکل‌یابی را به رسمیت می‌شناختیم و نگاه‌های مختلف اجازه می‌یافتند در فضایی رسمی به استدلال و تبیین دیدگاه‌های خود بپردازند، امروز با چنین مواجهه‌های احساسی روبه‌رو نبودیم.
فضای امروز دانشگاه فضای عاطفی و احساسی است
وی با اشاره به حوادث دی‌ماه ادامه داد: ما از یک بحران بیرون آمدیم؛ بحران شدیدی که طی آن آسیب‌های زیادی وارد شد و افراد بسیار زیادی جان باختند که بخش قابل توجهی از آن‌ها جوان بودند. بنابراین ما اکنون در جامعه با یک فضای عاطفی و احساسی مواجه هستیم که یک موج‌های احساسی را ایجاد کرده و آن‌ها در تقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و ممکن است منجر به آسیب‌های جدی شوند.
روایت رسمی از حوادث اخیر «همدلانه» نیست
این استاد دانشگاه تهران، با بیان این‌که متاسفانه در این شرایط روایت رسمی ارائه‌شده، روایت همدلانه‌ای نیست، افزود: این روایت به جای کمک به درک متقابل، نوعی گسست ادراکی ایجاد می‌کند. روایت‌ها در برخی رسانه‌ها از جمله صدا و سیما به این تنوع و تکثر توجه ندارند و ما با یک گسست روایی مواجه شده‌ایم.
وی ادامه داد: جامعه امروز، جامعه دیروز نیست که بتوان آن را با پازل‌های بدون ارتباط تحلیل کرد؛ جامعه امروز یک جامعه شبکه‌ای و به‌شدت به‌هم‌پیوسته است. به صورتی که حتی وقوع یک رویداد در کشوری دورافتاده نیز به‌سرعت در جامعه ما بازتاب می‌یابد. چه برسد به وقایعی که در خود جامعه ما اتفاق افتاده است. نحوه مواجهه با رویدادها به‌طور مستقیم بر روح و روان جامعه تأثیر می‌گذارد.
میانجی‌هایی که می‌توانستند به همگرایی کمک کنند، به حاشیه رانده شدند
ظریفیان با اشاره به کم‌رنگ شدن و به حاشیه راندن میانجی‌ها، گفت: در گذشته اساتید، هنرمندان، ورزشکاران، معلمان و حتی علمای دینی در بحران‌ها نقش میانجی ایفا می‌کردند؛ اما امروز این نقش‌ها کم اعتبار شدند و یا به حاشیه رانده شده‌اند. امروز ما نقش میانجی را کمتر می‌بینیم این میانجی‌ها می‌توانست به همگرایی و هم‌نوایی جامعه بیشتر کمک کند. ولی در این زمینه دچار آسیب شدیم و این آسیب را باید هوشمندانه درمان کنیم.
با نگاه امنیتی و برخوردهای سلبی مشکل حل نخواهد شد
وی با تاکید بر این‌که این مشکلات امروز با نگاه‌های امنیتی و برخوردهای سلبی حل نخواهد شد، گفت: آنچه امروز رخ داده، حاصل بی‌دقتی‌هایی است که در گذشته صورت گرفته است؛ در حالی‌که بسیاری از جامعه‌شناسان، مردم‌شناسان، افرادی که با جوانان کار کرده‌ بودند و در سیاست تجربه داشتند، نسبت به این وضعیت هشدار داده بودند. هشدار داده شده بودند که این نسل با صداهای مختلف و با روایت‌های مختلف روبرو است و باید با او به نوعی روبرو شویم که بتوانیم سرمایه اجتماعی ایجاد کنیم.
استاد دانشگاه تهران با بیان این‌که ما به این موضوعات توجه و دقت نداشتیم، ادامه داد: امروز با نوعی فوران خشم، احساس و نوعی گسست تاریخی روبرو هستیم. نباید تنها از جوان و دانشجو انتظار داشت که خودش را اصلاح کند؛ نظام حکمرانی و برنامه‌ریزی فرهنگی ما نیز باید دست به اصلاحات جدی بزند تا بتواند به همگرایی بیشتر کمک و از واگرایی بیشتر جلوگیری کند.


نظرات شما