ایران پرسمان - ایران / متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
راب گایست-استاد وابسته در دانشگاه جانز هاپکینز| رویکرد دیرینه ایران برای مقابله با اسرائیل بر «دفاع پیشدستانه» یا «دفاع در عمق» استوار بود؛ از اینرو، ایران شبکهای از متحدان منطقهای را داشت تا هم عمق راهبردی و هم نیروی مضاعفی برای هرگونه درگیری در اختیارش قرار دهند. به همین دلیل، تهران روابط نزدیکی با بازیگران غیردولتی در مرزهای رقبای خود برقرار کرد؛ از جمله حماس، حزبالله و انصارالله در برابر اسرائیل. با وجود این شبکه گسترده، ایران عموماً از رویارویی آشکار پرهیز میکرد و سیاست «صبر راهبردی» را در پیش میگرفت. مقامات ایران میدانستند که یک جنگ طولانیمدت میتواند توانمندیهای منطقهای را که سالها برای ساختن آن تلاش کرده بودند، تضعیف کند.
بازار ![]()
افزون بر این، آنان معتقد بودند که زمان به سود ایران است؛ زیرا هرچه متحدانش در کشورهای محل فعالیت خود ریشهدارتر میشدند، توان بیشتری برای نفوذ در ساختارهای حکومتی و تسلط بر نهادهای دولتی پیدا میکردند. این روند به تهران امکان میداد تا بهتدریج توازن قدرت منطقهای را به نفع خود تغییر دهد؛ کاری که طی سالها در عراق، لبنان، یمن و دیگر نقاط منطقه انجام داده بود.
این رویکرد در جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران تغییر کرده است. در حال حاضر رهبر و مقامات در ایران بیش از هر زمان دیگری رویکردی قاطع از خود نشان میدهند.
تهران اکنون آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک و استفاده از قدرت نظامی بهمنظور محدود کردن رقبای خود دارد. به عبارت دیگر ایران از سیاست سنتی «صبر راهبردی» فاصله گرفته است؛ سیاستی که در آن نیروهای ایرانی اغلب از پاسخ مستقیم به تشدید تنشها خودداری میکردند و ترجیح میدادند در بلندمدت بازی کنند. افزون بر این، با رویارویی مستقیم با اسرائیل در حمایت از حزبالله، ایران در واقع بر مواضع خود پافشاری کرده و حمایت و رهبری خود بر محور مقاومت را بار دیگر تثبیت میکند.