ایران پرسمان - با درگذشت بهروز رضوی، صدای آشنایی که سالها راوی قصهها، مستندها و کتابهای صوتی بود، به خاطره جمعی مخاطبان پیوست.
به گزارش خبرنگار مهر، خبر درگذشت استاد بهروز رضوی، گوینده و راوی پیشکسوت، بار دیگر نام او را در حافظه شنیداری چند نسل زنده کرد؛ صدایی که سالها با روایتهای رادیویی، مستندها و کتابهای صوتی، برای بسیاری از مخاطبان ایرانی به بخشی از خاطره جمعی تبدیل شده بود.
در میان آثار متعدد او، بخشی از حضورش در جهان کتابهای صوتی نیز همچنان در دسترس مخاطبان است؛ از جمله کتاب صوتی «مثل دستهای مادرم» نوشته خسرو باباخانی که با روایت او منتشر شده و سالها بعد از انتشار، امروز معنایی متفاوت پیدا کرده است.
مجموعه داستان «مثل دستهای مادرم» شامل قصههایی واقعی و گاه تلخ است که از دل جامعه و زندگی روزمره ایرانیان برگرفته شده است. نویسنده با الهام از تجربیات شخصیاش و مشاهده معضلات اجتماعی، داستانهایی خلق کرده که خواننده را به تفکر وادار میکند. این قصهها نه تنها به مشکلات و سختیها اشاره دارند، بلکه بر امید، مقاومت، و مهرورزی نیز تأکید دارند و سعی میکنند روحیهی جرئتورزی و همدلی را در مخاطبان جوان تقویت کنند.
یکی از داستانها، ماجرای پسربچهای را روایت میکند که در روزی گرم و طاقتفرسا روی آسفالت داغ خیابان بیحرکت دراز کشیده و مردم دور او جمع شدهاند؛ هرکس از زاویهای به ماجرا نگاه میکند، اما حقیقت تلخی در انتظارشان است. در داستانی دیگر، خانوادهای از خریدن یک ماشین نو هیجانزده هستند و با شوق سفر شمال را برنامهریزی میکنند، اما حادثهای غیرمنتظره مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
امروز اما، این صدا در ذهن بسیاری از شنوندگان رنگ دیگری دارد؛ صدایی که سالها قصه گفت، تصویر ساخت و روایت را از متن به زندگی روزمره آورد. انتشار دوباره این آثار در فضای مجازی، یادآور جایگاه ویژه او در تاریخ روایتگری صوتی در ایران است.