چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
خردنامه

حسینِ کربلایی، آب بگذار که آب امروز تیغ آبدارست

حسینِ کربلایی، آب بگذار که آب امروز تیغ آبدارست
ایران پرسمان - مولوی واقعه کربلا را نه تنها یک حادثه تاریخی، بلکه نمادی از عشق الهی، فنا در حق و پیروزی حقیقت بر ظلم معرفی می‌کند.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - مولوی واقعه کربلا را نه تنها یک حادثه تاریخی، بلکه نمادی از عشق الهی، فنا در حق و پیروزی حقیقت بر ظلم معرفی می‌کند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: واقعه عاشورا و شخصیت امام حسین(ع) از مهم‌ترین مضامین دینی، حماسی و عرفانی در ادبیات فارسی به شمار می‌آیند. از نخستین سده‌های شکل‌گیری شعر فارسی تا دوره صفوی، شاعران بسیاری با رویکردهای گوناگون به این واقعه پرداخته‌اند. بازتاب عاشورا در شعر فارسی را می‌توان به‌طور کلی در دو شیوه اصلی بررسی کرد: نخست مرثیه و سوگ‌سرایی مستقیم که بر جنبه عاطفی و سوگ واقعه کربلا تأکید دارد، و دوم خوانش عرفانی و نمادین از شهادت که در آن حادثه کربلا به عنوان نمادی از سلوک معنوی، ایثار و فداکاری در راه حق تفسیر می‌شود.
سیر تاریخی توجه شاعران به عاشورا
بررسی تاریخی نشان می‌دهد که توجه به واقعه عاشورا در شعر فارسی به‌تدریج گسترش یافته و در دوره‌های مختلف شکل‌های متفاوتی به خود گرفته است.
در سده‌های چهارم و پنجم هجری، شاعرانی مانند کسایی مروزی و قوامی رازی از نخستین کسانی بودند که به‌صورت آشکار به اهل‌بیت و واقعه کربلا توجه نشان دادند. در همین دوره ناصرخسرو نیز با گرایش‌های شیعی و ستایش اهل‌بیت، زمینه‌های فکری و اعتقادی توجه به این موضوع را در شعر فارسی تقویت کرد.
در سده ششم هجری، سنایی غزنوی با وارد کردن مضامین دینی و عرفانی به شعر فارسی نقش مهمی در تعمیق نگاه مذهبی در ادبیات ایفا کرد. در همین دوره خاقانی شروانی نیز در برخی سروده‌های خود اشاراتی به کربلا و مظلومیت امام حسین(ع) دارد.
در سده هفتم هجری، توجه به این موضوع در آثار چند شاعر برجسته دیده می‌شود. عطار نیشابوری با نگاه عرفانی خود به تبیین معنوی واقعه عاشورا پرداخت. مولوی با غزل‌هایی چون «کجایید ای شهیدان خدایی» یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های خوانش عرفانی عاشورا را ارائه داد. در همین دوره سعدی و کمال‌الدین اسماعیل نیز اشاراتی پراکنده به اهل‌بیت در آثار خود دارند.
در سده هشتم هجری، شاعرانی چون خواجوی کرمانی و سلمان ساوجی در فضای مدایح و سوگ‌سرایی مذهبی به اهل‌بیت توجه نشان دادند. در سده نهم هجری، جامی از مهم‌ترین شاعرانی است که در شعر و نثر خود به معانی مرتبط با اهل‌بیت و عاشورا توجه نشان داده است.
در سده دهم هجری، سنت مرثیه‌سرایی عاشورایی به اوج خود نزدیک شد. سیف فرغانی از برجسته‌ترین سوگ‌سرایان واقعه کربلا در شعر فارسی به شمار می‌آید و ابن‌حسام خوسفی نیز با آثار حماسی و مرثیه‌آمیز خود از چهره‌های مهم این حوزه است. در ادامه همین جریان، محتشم کاشانی در دوره صفوی با مرثیه‌های تأثیرگذار خود و عمان سامانی با گنجینه الاسرار جایگاهی محوری در تاریخ شعر عاشورایی و نگاه عارفانه به این واقعه یافتند.
کربلا در آیینه شعر مولوی
مولوی یکی از مهم‌ترین نمایندگان نگاه عرفانی به واقعه عاشورا است. مشهورترین نمونه، غزل معروف «کجایید ای شهیدان خدایی» (غزل ۲۷۰۷ کلیات شمس) است که در آن شهیدان کربلا با زبانی سرشار از نمادهای عرفانی و معنوی ستوده می‌شوند:
کجایید ای شهیدان خدایی؟
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق؟
پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی؟
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده؟
کسی مر عقل را گوید کجایی؟
کجایید ای در زندان شکسته؟
بداده وام‌داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده؟
کجایید ای نوای بی‌نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی...
نمونه دیگر، غزل شماره ۲۳۰ کلیات شمس با مصراع «دلست همچو حسین و فراق همچو یزید» است که در آن تقابل میان حقیقت و باطل در قالب تلمیحی به ماجرای عاشورا بیان می‌شود. یا این غزل:
سماع از بهر جانِ بی‌قرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
مشین این جا تو با اندیشه‌ی خویش
اگر مردی برو آن جا که یارست
مگو «باشد که او ما را نخواهد»
که مرد تشنه را با این چه کارست؟ ‌
که پروانه نیندیشد ز آتش
که جان عشق را اندیشه عارست
چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید
در آن ساعت هزار اندر هزارست
شنیدی طبل، برکش زود شمشیر
که جان تو غلاف ذوالفقارست
بزن شمشیر و مُلک عشق بستان
که ملک عشق ملک پایدارست
حسین کربلایی، آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدارست...
درواقع مولوی واقعه کربلا را نه تنها یک حادثه تاریخی، بلکه نمادی از عشق الهی، فنا در حق و پیروزی حقیقت بر ظلم معرفی می‌کند.
اشارات او به اهل بیت و مشخصاً امام حسین علیه‌السلام در خدمت داستان و تعلیمی است که متوجه مخاطب می‌کند، او در فیه مافیه هم با اشاره به داستان وضو گرفتن حسن و حسین علیه‌السلام در کودکی برای یاد دادن به مردی که اشتباه وضو می‌گرفت می‌آورد: «آورده اند که حسن و حسین رضی‌الله عنهما شخصی را دیدند -در حالت طفلی- که وضو کژ می‌ساخت و نامشروع خواستند که او را به طریق احسن وضو تعلیم دهند آمدند بر او که این مرا می گوید که تو وضوی کژ می‌سازی هر دو پیش تو وضو سازیم بنگر که از هر دو وضوی کی مشروع است هر دو پیش او وضو ساختند گفت ای فرزندان وضوی شما سخت مشروع است و راست است و نیکوست وضوی من مسکین کژ بوده است...»
کوتاه سخن اینکه آثار شاعران فارسی نشان می‌دهد که واقعه عاشورا در طول تاریخ ادبیات فارسی نه تنها یک موضوع تاریخی، بلکه منبعی غنی برای بیان مفاهیم دینی، عرفانی و حماسی بوده است. در این میان، برخی شاعران نقش محوری‌تری در شکل‌گیری و گسترش این سنت ادبی داشته‌اند. آثار این شاعران نشان می‌دهد که سنت عاشورایی در شعر فارسی هم در قالب مرثیه‌های صریح و سوگ‌آمیز و هم در قالب بیان‌های عرفانی و نمادین شکل گرفته و به یکی از پایدارترین جریان‌های ادبی و فرهنگی در زبان فارسی تبدیل شده است.


نظرات شما