ایران پرسمان - اطلاعات /متن پیش رو در اطلاعات منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
بنیامین نتانیاهو بزرگترین بازنده توافق اولیه هفته گذشته برای توقف جنگ آمریکا-اسرائیل-ایران، به عنوان مردی که خاورمیانه را از دم تیغ گذراند، به یاد میماند - و هدف فحش و ناسزا قرار میگیرد.
سایمون تیسدال که مفسر حوزه دیپلماسی و بینالملل روزنامه انگلیسی گاردین است، در تازهترین یادداشت تحلیلی خود به سرنوشت نخستوزیر اسرائیل پس از توافق تهران و واشنگتن پرداخته است:
چه مشکل حماس در غزه باشد یا تصرف غیرقانونی زمینهای کرانه باختری، ستون پنجمهای اسرائیلی-عربی فرضی، ناوگانهای کمکرسانی مبارزان صلح، حزبالله در لبنان، شبهنظامیان متخاصم در سوریه، عراق و یمن یا رژیم اسلامی تندرو تهران، «راه حل» بنیامین نتانیاهو در اسرائیل همیشه یکسان بوده است: خشونت افراطی و اغلب بیقانون که همواره اوضاع را بدتر میکرد.
جنگ بیدلیل و غیرقانونی علیه ایران، تجلی نهایی دکترین نتانیاهو بود - کاربرد نامتناسب نیروی بیرحم. همانطور که پیشبینی میشد، این هم شکست خورده است. دونالد ترامپ به شدت استدلال میکند که تفاهمنامه آتشبس امضاشده در ورسای تسلیم محض نیست. اما در حالی که رئیس جمهوری ایالات متحده ممکن است از این تحقیر جان سالم در ببرد - با وجود تردید و تمسخر جهانی - عواقب احتمالی این فاجعه برای نتانیاهو، برادر آسیبدیدهاش، یک پایان جدی خواهد بود. از بسیاری جهات، طولانیترین نخستوزیر اسرائیل، مرد دیروز است.
آگهی ترحیم سیاسی او مانند یک کیفرخواست جنایی است. نتانیاهو دههها در برابر راهحل دو کشوری با فلسطینیان مقاومت کرد. او نتوانست از جنایات وحشتناک حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ جلوگیری کند، سپس انتقام خود را با نسلکشی در غزه گرفت. او با دادن نقشهای کلیدی دولتی به سیاستمداران راست افراطی، به جای شرم و ننگ پایدار کشورش، به قدرت چسبید. توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با ایران را که مورد تایید بینالمللی بود تضعیف کرد، توافقی که رد آن از سوی ترامپ زودباور، مستقیماً به درگیری فاجعهبار و خودبرنده امسال منجر شد.
با این حال، دلیل اصلی که نتانیاهو اکنون، حتی با نزدیک شدن به انتخابات پاییزی، به سمت فراموشی سیاسی میرود، هیچیک از این موارد نیست. به این دلیل است که او «رابطه ویژه» حیاتی ایالات متحده و اسرائیل را مسموم و شاید به طرز مهلکی تضعیف کرده است. او و ترامپ به ندرت با هم صحبت میکنند. کاخ سفید و عموم مردم آمریکا که از جنگ اسرائیل علیه غزه شوکه شدهاند، او را به خاطر کشاندن ایالات متحده به یک جنگ غیرقابل برد بر اساس پیشبینیهای سادهلوحانه پیروزی آسان و فروپاشی رژیم سرزنش میکنند. اکنون که صلح در دسترس است، آنها میترسند نتانیاهو با ادامه جنگ در لبنان، آن را خراب کند.
در دهههای پس از استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸، دو کشور اغلب با هم درگیر بودند - بر سر کانال سوئز در ۱۹۵۶، بر سر جنگهای اعراب اسرائیل، برنامههای صلح، مرزها و شهرکسازیها. اما وقتی جنگ سرد پایان یافت و تهدید شوروی از بین رفت، منافع راهبردی و امنیتی آنها که مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک مشترک بود، به طور فزایندهای همگرا شد. کمکهای نظامی ایالات متحده به اسرائیل، همانطور که قدرت لابیگری واشنگتن حامیان آن افزایش یافت، به سرعت بالا رفت. ایالات متحده به مدافع اصلی اسرائیل و متحد ضروری آن تبدیل شد - اسرائیل شریک منطقهای پیشرو آمریکا.
این اجماع در سال ۲۰۱۵ شروع به فروپاشی کرد، زمانی که نتانیاهو و سازمانهای طرفدار اسرائیل در ایالات متحده، کارزار بزرگی را برای جلوگیری از تلاش باراک اوباما برای ایجاد روابط حسنه با ایران آغاز کردند. جاشوا لیفر، ستوننویس هاآرتص، نوشت: «حمله برقآسای مجموعه طرفداران اسرائیل نتوانست مانع توافق هستهای شود. در عوض، نمای دو حزبی باقیمانده خود را نیز از بین برد. گروههای طرفدار اسرائیل خیلی زود به عنوان جناحی از حزب جمهوریخواه، آشکارا شروع به فعالیت کردند.» دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، قطبیت سیاسی را عمیقتر کرد. او سازمان آزادیبخش فلسطین را به حاشیه راند، سفارت ایالات متحده را به اورشلیم منتقل کرد و حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان را به رسمیت شناخت.
اقدامات بعدی نتانیاهو - پذیرش حسابشده سیاستهای ناسیونالیستی-پوپولیستی راست افراطی، حمایت از گسترش ارضی بدون کنترل و تصرف زمین شهرکنشینان و جنگهای شکستخوردهاش در غزه، لبنان و اکنون ایران - اجماع قدیمی را بیشتر از بین برده است. نظرسنجیهای اخیر نشاندهنده یک تغییر جهت شگفتانگیز است. برای اولین بار، آمریکاییهای بیشتری با فلسطینیها همدردی میکنند تا با اسرائیلیها. بسیاری این سوال را پیش میکشند که آیا این اتحاد در خدمت منافع ایالات متحده است و میخواهند کمکهای نظامی را متوقف یا محدود کنند.
اگر گزارشهای حملات شخصی ترامپ به نتانیاهوی «دیوانه» را باور کنیم، آنها نشاندهنده فروپاشی گستردهتر اعتماد متقابل هستند - و امواج شوک ناشی از آن ممکن است پیامدهای ژئوپلیتیکی دائمی داشته باشد. نتانیاهو که به چیزی دست یافته که هیچیک از اسلافش به آن دست نیافته بودند - کشاندن آمریکا به یک جنگ تمامعیار - اکنون در مرکز یک تحول بیسابقه دیگر قرار دارد: یک شکاف راهبردی عمیق بین آمریکا و اسرائیل.
توافق ترامپ با ایران، بسیاری از اسرائیلیها را بهتزده کرده است نه تنها راستگرایان را. این جنگ بر اساس وعدههای نتانیاهو برای از بین بردن نهایی تهدید هستهای و موشکهای بالستیک ایران، تضعیف نیروهای نیابتی منطقهای تهران، عمدتاً حزبالله، و جرقه زدن تغییر رژیم از حمایت عمومی قوی برخوردار بود. هیچیک از این اهداف محقق نشدهاند. بدتر، از دیدگاه اسرائیل، رژیم بازسازیشده و تحت سلطه سپاه پاسداران در حال سرکشی و جسارت بیشتر است: شاهد طرح آن برای دریافت هزینههای حمل و نقل در تنگه هرمز باشید.
ترامپ هفته گذشته پس از اجلاس گروه هفت، خطوط قرمز نتانیاهو را زیر پا گذاشت. او گفت که ایران باید اجازه غنیسازی اورانیوم و حق داشتن موشکهای بالستیک را داشته باشد و میلیاردها دلار داراییهای مسدودشده خود را به عنوان بخشی از لغو گستردهتر تحریمها پس بگیرد. ایالات متحده همچنین از درخواست ایران برای آتشبس فوری و دائمی در لبنان حمایت کرد - موضعی که با عصبانیت از سوی جیدی ونس، معاون رئیس جمهوری که به نتانیاهو دستور داد جنگ را متوقف و از خطوط قرمز پیروی کند، مورد تأکید قرار گرفت. ونس با لحنی شوم هشدار داد که ایالات متحده «تنها متحد قدرتمندی» است که اسرائیل برای خود باقی گذاشته است. با هر معیار متعارفی، این رویارویی آشکار برای اسرائیل فاجعهبار است.
نتانیاهو در تنگنا قرار گرفته است. اگر او سعی کند با سرپیچی از ترامپ آزادی عمل مستقل خود را نشان دهد، میتواند ایران را به از سرگیری جنگ تحریک کند و توافق صلح را از بین ببرد. پس از آنکه تهران روز جمعه به دلیل حملات اسرائیل به حزبالله از مذاکرات بعدی در سوئیس خارج شد، مقامات آمریکایی ادعا کردند که دو طرف برای برقراری مجدد آتشبس قبلی توافق کردهاند. با این حال، اگر نتانیاهو مطیعانه تسلیم دستورات ترامپ شود، به ویژه در مورد خروج کامل نیروهای لبنان، هر گونه اعتبار باقیماندهای که نزد رأیدهندگان و متحدان راست افراطی خود دارد، ممکن است از بین برود. در هر صورت، بعید است «رابطه ویژه» به سرعت بهبود یابد.
پیامدهای احتمالی این گسستگی گیجکننده است. ممکن است به نقطه اوج استثناگرایی اسرائیل، فروپاشی رویای نتانیاهو برای اسرائیل بزرگتر به عنوان قدرت مسلط خاورمیانه - و پایان حمایت بیچون و چرای ایالات متحده و کمکهای نظامی بیقید و شرط تبدیل شود. این میتواند امیدها برای گسترش توافقنامه ابراهیم ترامپ به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس را که مشغول تنظیم مجدد وفاداریهای پس از جنگ هستند، از بین ببرد. «طرح صلح» ناعادلانه ترامپ برای غزه ممکن است به حق به خاک سیاه بنشیند. این میتواند لحظهای باشد که انزوای ایران سرانجام کاهش مییابد، زمانی که تهران از انزوا بیرون میآید. نکته مهم این است که اسرائیل امنیت کمتری خواهد داشت، نه بیشتر.
نتانیاهو همه چیز را روی یک پیروزی جامع و تقویتکننده میراث بر دشمن ایرانی خود شرطبندی کرد - و به شدت شکست خورد. اکنون او باید گردباد را درو کند. بیبی، دردسر یا بهانه بیشتری نیاور. منتظر نباش تا تحت فشار قرار بگیری یا اخراج شوی. استعفا بده.
بازار ![]()