ایران پرسمان - خراسان / «فراموشخانههایی به نام موزه» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
نمی دانم گروه BTS را میشناسید یا نه؛ یک گروه موسیقی جوان کره ای که تا امروز توانسته اند میلیونها هوادار در سراسر جهان برای خودشان دست و پا کنند و هر خبری از این گروه، ظرف چند دقیقه شبکههای اجتماعی را پر میکند. طبق خبرهای منتشرشده این گروه حتی قرار بود در فینال جام جهانی اجرا داشته باشد. اما احتمالاً کمتر کسی تصور میکرد روزی نام این گروه کنار یکی از قدیمیترین موزههای جهان قرار بگیرد. ماجرا از این قرار است که چند روز پیش، موزه بریتانیا با تصمیمی هوشمندانه، همکاری تازهای را با این گروه آغازکرد؛ اتفاقی که خبر آن نیز در نشریه The Art Newspaper منتشر شد. مسئولان موزه بریتانیا با هدف نزدیک کردن نسل جوان به موزه و آشنایی دوباره آنها با تاریخ و تمدن کشورشان، این اقدام را انجام داده اند. پیش از این هم موزه ملی کره، «آر.ام» رهبر BTS را بهعنوان سفیر جهانی خود انتخاب کرده بود تا علاقهمندان موسیقی، از مسیر هنرمندی که دوستش دارند، به میراث فرهنگی کشورشان نزدیک شوند.
اصل ماجرا اما نه BTS است و نه موزه بریتانیا. از این توضیحات به این سوال مهم میرسیم که حالا که مدیران فرهنگی آن سوی دنیا فهمیدهاند که برای زنده نگه داشتن موزه باید سراغ هنرمندان محبوب و راهکارهای تازهتری رفت، چرا ما هنوز تصور میکنیم موزه فقط چند ویترین، چند شیء قدیمی و چند تابلوی «لطفاً دست نزنید» است؟
اگر یادتان باشد در جنگ دوازدهروزه و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، و آسیب دیدن تعدادی از موزه ها برای چند روز نگاههای ما به سمت موزهها برگشت ولی مسئولان فرهنگی کشور ما حتی از این فرصت هم به نفع معرفی تمدن ایرانی به جهان و جوانان ایرانی به طور شایسته بهره نبردند. آیا امروز ما بیشتر از قبل از جنگ میدانیم در موزه ملی ایران، موزه عباسی، موزه آبگینه،کاخ موزه گلستان یا دهها موزه دیگر چه آثاری نگهداری میشود؟
هنوز بسیاری از جوانان ترجیح میدهند عصرشان را در یک کافه بگذرانند تا در یک موزه؛ نه به این دلیل که از تاریخ فراریاند، بلکه به این دلیل که بسیاری از کافهها بیشتر از برخی مسئولان میراث فرهنگی ما مسیر صحبت با نسل جدید و مردم را یاد گرفته اند.
امروز در بسیاری از کافه گالری ها شب شعر،جلسات نقد ادبی ،کارگاههای داستان نویسی و گالری های هنرهای تجسمی برگزار میشود، موسیقی زنده اجرا میشود، نشست کتابخوانی و نمایشگاه عکس و نقاشی برپاست. همانجا جوانی که شاید هیچوقت به یک گالری یا موزه نرفته باشد، کمکم با هنر آشتی میکند. اما موزههای ما چه کردهاند؟ چند برنامه خلاقانه برای جذب نسل جدید طراحی کردهاند؟ چند هنرمند محبوب را به همکاری دعوت کردهاند؟ چند روایت تازه از اشیای تاریخی برای مخاطب امروز ساختهاند؟البته سال گذشته اجرای علیرضا قربانی در تختجمشید نشان داد که اگر هنر و میراث فرهنگی کنار هم قرار بگیرند، مردم استقبال میکنند. هزاران نفر برای شنیدن موسیقی، راهی یکی از مهمترین محوطههای تاریخی ایران شدند. آن تجربه ثابت کرد مردم با تاریخ قهر نیستند؛ این مدیران فرهنگیاند که هنوز راه گفتوگو با مردم را پیدا نکردهاند.
موزهای که در آن فقط اشیای تاریخی باشد و مخاطب حضور نداشته باشد، دیر یا زود به فراموشخانهای تبدیل می شود که هر روز چند کارمند در آن رفت و آمد دارند و هیچ خبری از جنب و جوش و زندگی در آن نیست .
اگر گروه BTS میتواند مردم را به موزه ببرد، چرا همایون شجریان، قربانی، آرون افشار، نوید محمدزاده، بقیه خوانندگان و هنرمندان نتوانند؟