پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
سیاست روز

اینجا کسی برای مذاکره غش نمی‌کند | آخرین خبر

اینجا کسی برای مذاکره غش نمی‌کند | آخرین خبر
ایران پرسمان - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی ملکی| محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران با آمریکا، نطق پیش از دستور روز گذشته خود در صد و هشتادمین جلسه علنی مجلس را در یکی از نقاط زمانی حساس این روزها انجام داد؛ یک روز پس از پایان بازه ۶۰ روزه مندرج در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد. تفاهم‌نامه‌ای که ۲۷ خرداد با میانجی‌گری پاکستان و با امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ نهایی شده بود و قرار بود در این بازه، پرونده جنگ، برنامه هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز تعیین تکلیف شود؛ اما هیچ‌کدام بسته نشد. ترامپ روز دوشنبه (26 خرداد) مدعی شد آمریکا به دنبال تمدید تفاهم‌نامه نیست و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در مقابل اعلام کرد اساساً «مهلت ۶۰ روزه‌ای در متن وجود ندارد». در چنین بستری، صحبت‌های روز گذشته قالیباف به‌عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده و فردی که هم تسلط نظامی دارد و هم سال‌ها در حوزه سیاسی کار کرده، بازتاب ویژه‌ای در فضای بین‌المللی پیدا کرد. قالیباف روز گذشته در میان صحبت‌هایش گفت: «تا زمانی که تعهدات آمریکا در تفاهم‌نامه -از جمله رفع محاصره، آزادی اموال بلوکه‌شده، رفع تحریم نفت، پایان تهدید و عملیات نظامی در همه جبهه‌ها و دیگر شروط- اجرایی نشود، تنگه باز نخواهد شد.» این لیست شروط ایران است؛ اما درک معنای آن نیاز به کنار هم قرار دادن قطعات پازل این شصت ‌روز را دارد.
تفهیم شروط
قالیباف شروط را «تعهدات آمریکا در تفاهم‌نامه» توصیف می‌کند؛ یعنی مطالبه جدیدی از طرف ایران مطرح نشده و خواسته تهران صرفاً اجرای سند امضاشده است. تطبیق این موضوع با متن ۱۴ بندی منتشرشده، تصویر دقیق‌تری می‌دهد.
1- رفع محاصره دریایی: این شرط دقیق‌ترین انطباق را با متن دارد. بند مربوطه آمریکا را موظف کرده بود بلافاصله پس از امضا، روند رفع محاصره را آغاز و ظرف ۳۰ روز آن را کامل کند. سنتکام هم ۱۸ ژوئن رسماً رفع محاصره را اعلام کرد. اما چند روز بعد، پس از فروپاشی تفاهم در اثر ادامه حملات رژیم صهیونی به لبنان و تخلفات آمریکا در خلیج‌فارس، محاصره دریایی ایران مجدداً اعمال شد و سنتکام آن را «دیوار فولادین» نامید و تا یک هفته بعد اعلام کرده بود ۴۴ کشتی را تغییر مسیر داده، دو فروند را از کار انداخته و به دو فروند تعرض کرده است.
2- آزادی اموال بلوکه‌شده: اینجا فاصله ادعا و متن بیشتر است. در متن تفاهم‌نامه، لغو تحریم‌ها شامل قطعنامه‌های شورای امنیت و تحریم‌های اولیه و ثانویه آمریکا به «جدول زمانی مورد توافق در توافق نهایی» موکول شده بود. بااین‌حال نه‌تنها اموال مسدود شده ایران آزاد نشد، که ترامپ روز 1مرداد یک گام جلوتر رفت و گفت خسارت کشتی‌ها و محموله‌ها «از پول ایران که در اختیار آمریکاست» پرداخت خواهد شد! تهران هم پاسخ داد هر شرکت یا کشوری که از محل دارایی‌های بلوکه‌شده پولی بگیرد، حق عبور از تنگه نخواهد داشت.
3- رفع تحریم نفت: تفاهم‌نامه آمریکا را متعهد کرده بود بلافاصله و تا زمان لغو کامل تحریم‌ها، معافیت‌هایی برای صادرات نفت خام، فراورده‌ها و خدمات مرتبط (بانکی، بیمه، حمل‌ونقل) صادر کند. این معافیت‌ها صادر شد و سپس هم‌زمان با اعلام ترامپ مبنی بر بی‌اعتبار خواندن تفاهم‌نامه توسط خود او، مجوز فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران لغو شد.
4- پایان تهدید و عملیات نظامی در همه جبهه‌ها: بند اول تفاهم‌نامه به «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان» و پرهیز از تهدید یا کاربرد زور اشاره داشت. با استناد به همین بند بود که سه روز پس از امضای تفاهم و با توجه به حملات اسرائیل در جنوب لبنان، تنگه هرمز دوباره بسته شد.
سقف مطالبات
برخلاف آنچه دولت ترامپ در افکار عمومی بازنمایی می‌کند، ایران بر شروط اعلامی خود اصرار دارد. محکم‌ترین سند برای اثبات این موضوع، اجماعی است که بر سر این شروط هم در سطح سیاسی و هم در سطح اجتماعی پدید آمده است. پیش‌تر هم توسط مقامات ارشد کشور از جمله دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، رئیس‌جمهور، معاون اول رئیس‌جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام طیفی از همین شروط برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام شده بود. قالیباف اما روز گذشته شروط را در چهارچوب «سند امضاشده» اعلام کرد و سقف مطالبه را جایی گذاشت که طرف مقابل زیر آن امضا دارد؛ هرچند آنها خود زودتر از حد انتظار ثابت کردند که امضایشان «بی‌اعتبار» است.
فریب و فشار
موضع اعلامی آمریکا ترکیبی از فشار و فریب است. ترامپ ۲۱ مرداد نوشت آمریکا «کنترل کامل» بر تنگه دارد و «فکر می‌کنم آن را نگه داریم». دو روز بعد گفت پس از «شکست کامل ایران» به‌زودی تنگه را «قلمرو ایالات متحده» اعلام خواهد کرد. کاظم غریب‌آبادی پاسخ داد تنگه فقط با اقتدار ایران باز یا بسته می‌شود. اما همان روزها ترامپ به اکسیوس گفت «داریم ایران را با تورم عظیمش تماشا می‌کنیم»؛ یعنی چرخش از تهدیدات نظامی به بازنمایی فشارهای اقتصادی در ایران. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری هم وارد عمل شد و گفت: «ترکیبی از انزوای اقتصادی که جهان هرگز ندیده، به‌علاوه ادامه محاصره.» جی‌دی ونس، طرف مذاکره قالیباف هم مدعی شد ایرانی‌ها گفته‌اند «قصد اخذ عوارض ندارند»؛ ونس از نگاه برخی چهره‌ها در ایران قوه عاقله دولت ترامپ معرفی شده بود و او هم با ادعاهای اخیرش به این افراد ثابت کرد که فاصله زیادی با باند اپستینی ندارد.جالب‌ترین بخش، تأیید ضمنی هزینه‌های جنگ است. کاخ سفید ۲۶ مرداد معافیت انتقال انرژی و کود برای کشتی‌های خارجی را تمدید کرد. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داد جهان با سرعت زیادی ذخایر نفتی خود را می‌سوزاند و برنت که پیش از جنگ زیر ۷۰ دلار بود و در اسفند تا بالای ۱۱۹ دلار رفت، این روزها حوالی ۸۷ دلار نوسان می‌کند. تردد تنگه که پیش از جنگ روزانه ۱۳۰ تا ۱۴۰ فروند بود، به سطحی نزدیک به صفر رسیده است.
میز فعال منطقه
درحالی‌که طرفین اعلام کرده‌اند مذاکرات متوقف شده، تنها تحرک دیپلماتیک منطقه‌ای در کانال تهران - مسقط دیده می‌شود. بقایی روز دوشنبه اعلام کرد «درباره نقشه مسیر تردد تفاهم حاصل شده» و دو کشور بیانیه مشترک را نهایی می‌کنند. بااین‌حال این توافق به گفته بقایی «ارتباطی به بازگشایی فوری تنگه ندارد» و مشروط به رفع محاصره است و ترامپ دوشنبه عمان را تهدید کرد اگر «سر راه قرار بگیرد» بمباران خواهد شد!
مخالفت با افزایش قیمت بنزین
بخش دیگر صحبت‌های قالیباف در ظاهر ربطی به تنگه ندارد، اما پشت‌جبهه همان شروط است. بعد از انسداد تنگه هرمز، ترامپ تلاش کرد حفظ کارت ارزشمند تنگه هرمز برای ایران را هزینه‌زا معرفی کند و دقیقاً روی همین نقطه شرط بست؛ اما جامعه ایرانی به‌وضوح در خاطر دارد که حفظ همین کارت باعث شد بدون توسل به سلاح اتمی، بخش مهمی از بازدارندگی ایران در برابر دشمن ضمانت شود. بااین‌حال حملات رسانه‌ای ترامپ به افکار عمومی ایران ادامه دارد. هشدار قالیباف درباره «سوءاستفاده دشمن» و مخالفتش با گران‌کردن بنزین از همین‌جا می‌آید و تأکید بر «هسته سخت ۹۰ میلیونی» و بازگشت به فضای «جنگ ۴۰ روزه» توسط قالیباف به همین منظور است. در واقع شروط چهارگانه تا زمانی معتبرند که جامعه پشتشان بایستد.
شرط‌ها روشن هستند؛ مسیر تحقق نه
در فاصله میان «تنگه باز نخواهد شد» و «تنگه را قلمرو آمریکا اعلام می‌کنم»، آنچه واقعاً روی آب جریان دارد چند فروند کشتی در روز به‌صورت هماهنگ با ایران است و آنچه در خشکی هست، اهداف محقق‌ نشده ترامپ و تلاش برای جبران آن با بازی رسانه‌ای و فشار اقتصادی است. شروط تکرار شده توسط قالیباف بیش از آنکه نقشه راه بازگشایی تنگه هرمز باشد فهرست صورت‌حسابی است که تهران روی میز گذاشته و پرسش اصلی این است که آمریکای ترامپ چه زمانی به این نتیجه می‌رسد که پرداخت تمام‌وکمال آن، ارزان‌تر از ادامه وضع موجود است؟


نظرات شما