چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۴۰۵
خردنامه

«روح شانگهای» و روایتی که جنگ را ندید؛ پاسخی به یادداشت المجله

«روح شانگهای» و روایتی که جنگ را ندید؛ پاسخی به یادداشت المجله
ایران پرسمان - یادداشت «المجله» مدعی غیبت جنگ ایران در نشست‌های شانگهای است؛ ادعایی که اسناد رسمی سازمان آن را رد می‌کند.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - یادداشت «المجله» مدعی غیبت جنگ ایران در نشست‌های شانگهای است؛ ادعایی که اسناد رسمی سازمان آن را رد می‌کند.

خبرگزاری مهر، محمدحسام حیدرزاده، مدیر روابط بین الملل گروه رسانه‌‎ای مهر: نویسنده یادداشت المجله با عنوان «حرب إیران و"روح شنغهای"... ماذا یمکن أن تستخلص دول الخلیج؟» از بیشکک و از منطق «مدیریت اختلاف» در سازمان همکاری شانگهای می‌نویسد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که جنگ ایران در دستور کار اجلاس‌های شانگهای غایب بوده است. بندی از این مقاله که ادعا می‌کند جنگ ایران در نشست مقدماتی وزرای خارجه در قرقیزستان نیز مطرح نشده و هیئت ایرانی در اجلاس رسانه‌ها و اندیشکده‌های شانگهای در بیشکک از پرداختن به جنگ خودداری کرده، دقیقاً همان جایی است که تحلیل از مسیر واقعیت خارج می‌شود؛ زیرا اسناد رسمی، متن سخنرانی‌ها و بیانیه‌های پایانی، خلاف این ادعا را نشان می‌دهند.
ادعایی که با اسناد نمی‌خواند
نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ در چولپون‌آتا (همان نشست مقدماتی مورد اشاره مقاله) نه‌تنها به جنگ پرداخت، بلکه بیانیه پایانی آن به‌صراحت موضع مندرج در «اعلامیه تیانجین» در محکومیت حملات نظامی به خاک ایران را بازتأیید کرد و این اقدامات را «نقض فاحش اصول و موازین حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد» دانست. در همین بیانیه، وزرای خارجه مراتب تسلیت خود را نسبت به شهادت رهبر انقلاب آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ابراز کرده و با مردم و دولت ایران و خانواده جان‌باختگان همدردی کردند؛ موضوعی که رسانه‌ها نیز پیشاپیش از آن به‌عنوان محور بیانیه و محکومیت تجاوز آمریکا علیه ایران خبر داده بودند.
مهم‌تر اینکه محتوای سخنرانی وزیر امور خارجه ایران در این نشست که در وبگاه رسمی وزارت خارجه منتشر شده، اساساً حول محور همین جنگ سامان یافته است. سید عباس عراقچی در بخش نخست سخنرانی خود توضیح داد که ایران در ماه‌های اخیر مجدداً هدف تجاوز نظامی آشکار ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵، جهان بار دیگر در فوریه تا آوریل ۲۰۲۶ شاهد تکرار این تجاوزات بود. او روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ ایران خواند: شهادت رهبر انقلاب در دفتر کارش همراه با اعضای خانواده، قتل‌عام ۱۶۸ دانش‌آموز، کارکنان مدرسه و خانواده‌های آنان در میناب، و حمله به سالن ورزشی در لامرد فارس با مهماتی که بر اساس شواهد فنی، کاربردشان مغایر با اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بین‌المللی بوده و برای نخستین بار علیه غیرنظامیان، به‌ویژه دختران جوان در حال فعالیت ورزشی، به کار رفته است. این‌ها محتوای رسمی سخنرانی در نشست وزرای خارجه شانگهای است، نه اظهارنظری در حاشیه.
بخش دوم سخنرانی بحث را از روایت جنایت به سطح حقوقی ارتقا می‌دهد: آنچه ایران با آن مواجه شد صرفاً یک تهدید علیه امنیت ملی یک کشور نبود؛ بلکه چالشی علیه اصول بنیادینی بود که نظم حقوقی بین‌المللی بر پایه آنها استوار است و اگر اصل منع توسل به زور تضعیف شود و تجاوز نظامی به ابزاری عادی بدل گردد، هیچ کشوری از پیامدهای آن در امان نخواهد بود. عراقچی همچنین از نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد توسط واشنگتن، حمله به زیرساخت‌های حمل‌ونقل، تأسیسات آب شرب، قایق‌های ماهیگیری و مراکز هواشناسی و مداخله مستقیم آمریکا در ترتیبات امنیتی تنگه هرمز سخن گفت و تأکید کرد که تجربه ماه‌های اخیر نشان داد امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز نه از طریق حضور و مداخله نیروهای فرامنطقه‌ای، بلکه از رهگذر همکاری کشورهای منطقه تأمین می‌شود. او هشدار داد که هرگونه مشارکت، همکاری یا مساعدت در ارتکاب تجاوز علیه ایران، مسئولیت بین‌المللی برای طرف‌های ذی‌ربط ایجاد خواهد کرد؛ پیامی که رسانه‌ها آن را محور موضع ایران در این نشست بازتاب دادند.
اجلاس رسانه‌ها و اندیشکده‌ها: سکوت یا صراحت؟
ادعای دوم مقاله، یعنی خودداری هیئت ایرانی از پرداختن به جنگ در اجلاس رسانه‌ها و اندیشکده‌های شانگهای در بیشکک، نیز مستند نیست. این مجمع ۲۷ و ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶ در اقامتگاه دولتی آلاآرچا و با حضور 250 نماینده از رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و نهادهای دولتی برگزار شد. محمدمهدی رحمتی مدیرعامل گروه رسانه‌ای مهر در سخنرانی خود، ذیل موضوعی درباره اجماع‌سازی و رسانه‌های هوشمند یکپارچه، صریحاً گفت: «دنیای امروز جایی نیست که ملت‌ها و تمدن‌های واقعی شکست بخورند و خود را تسلیم یکجانبه‌گرایی و دنیای تک‌قطبی کنند. من از سرزمینی آمده‌ام که مردمش ایستادگی در برابر دشمن را در ماه‌های گذشته با تمام وجود نشان دادند.» تیتر گزارش خبرگزاری مهر از این سخنرانی هم بود: «مقاومت اخیر ملت ایران، نماد مقابله با دنیای تک‌قطبی است.» یعنی جنگ نه ‌فقط طرح شد، بلکه به چارچوب تحلیلی سخنرانی ایران درباره حکمرانی رسانه‌ای و «روح شانگهای» تبدیل شد.
این طرح صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نبود. پیشنهادهای عملی ایران، از «سکوی مشترک رسانه‌ای و اندیشکده‌ای شانگهای» برای تبادل مستمر تحلیل و داده راهبردی، تا سازوکار ارزیابی ادواری «میزان تحقق روح شانگهای» و «شبکه مشورتی دائمی» برای شناسایی ادراکات نادرست قبل از تبدیل شدن به بحران، دقیقاً معطوف به همان کارکردی است که نویسنده آن یادداشت از شانگهای انتظار دارد: ساختن ظرفیت هم‌فکری و پیشگیری از بحران، نه پاک کردن اختلاف از دستور کار.
اجلاس سران بیشکک: در بالاترین سطح
در اجلاس بیست‌وششم شورای سران سازمان همکاری شانگهای که روز گذشته، اول سپتامبر ۲۰۲۶، در بیشکک برگزار شد، رئیس‌جمهور ایران این پرونده را در بالاترین سطح ممکن مطرح کرد. مسعود پزشکیان حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ و ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را «نقض آشکار اصول بنیادین منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل، اصل منع توسل به زور و حق حیات» دانست. او به حمله به مدرسه‌ای در میناب که ۱۶۸ دانش‌آموز و کارکنان آن کشته شدند و حمله به سالن ورزشی لامرد در استان فارس که به کشته و زخمی شدن حدود ۲۰۰ نفر انجامید اشاره کرد و افزود این‌ها تنها سه نمونه از جنایات روز اول یک جنگ ۴۰ روزه بود. پزشکیان تأکید کرد این حملات، تجاوز به یک کشور عضو سازمان همکاری شانگهای و به یک «تمدن کهن» بوده و از سازمان و کشورهایی که این تجاوز را محکوم و با ایران همدردی کردند، قدردانی کرد.
او در نشست «شانگهای پلاس» نیز عملکرد سازمان ملل و شورای امنیت در قبال غزه، لبنان و تجاوز اخیر به ایران را بسیار ناامیدکننده توصیف کرد و گفت دیپلماسی بدون حسن نیت، احترام به تعهدات و پرهیز از کاربرد زور، صلح پایدار نمی‌سازد. در همان سخنرانی، ایران سه ابتکار اقتصادی (بانک شانگهای، اتحادیه بیمه صادرات و سرمایه‌گذاری و کنسرسیوم انرژی) و یک ابتکار امنیتی (مرکز مطالعات راهبردی امنیتی سازمان) را پیشنهاد کرد. این ترکیب (طرح صریح جنگ در کنار ابتکارهای نهادی) نشان می‌دهد ایران، برخلاف تصویری که مقاله مورد بحث ترسیم کرده، از این نشست‌ها به‌عنوان فرصتی برای هم‌فکری درباره مسائلی استفاده می‌کند که نظام سلطه و یکجانبه‌گرایی آمریکا برای منطقه و جهان ساخته است.
بیانیه‌های پایانی: محکومیت، ثبت‌شده و مستند
اگر ادعای «غیبت جنگ» درست بود، باید در اسناد پایانی اجلاس‌ها اثری از آن نبود؛ حال آنکه روند بیانیه‌ها تصویر دیگری ارائه می‌کند. سازمان همکاری شانگهای ابتدا در بیانیه ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ حملات نظامی اسرائیل به خاک ایران را به‌شدت محکوم کرد و آن را «نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد» و تجاوز به حاکمیت ایران خواند و ده روز بعد، در بیانیه ۲۳ ژوئن، حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران را نیز نقض آشکار موازین حقوق بین‌الملل، منشور ملل متحد و منشور خود سازمان دانست. این موضع در اعلامیه تیانجین در سطح سران (اول سپتامبر ۲۰۲۵) تثبیت شد؛ سندی که تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، حمله به تأسیسات غیرنظامی از جمله زیرساخت هسته‌ای و نقض حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را تهدیدی برای صلح جهانی خواند.
با تکرار تجاوز در سال ۲۰۲۶، همین خط ادامه یافت: سازمان در بیانیه ۲ مارس ۲۰۲۶ حملات نظامی به خاک ایران را محکوم کرد، بر ضرورت تضمین حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی این کشور تأکید نمود و از شورای امنیت خواستار اقدام فوری شد. در نشست شورای وزیران خارجه در چولپون‌آتا (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶) یعنی همان نشستی که در مقاله، فاقد بحث درباره جنگ توصیف شده است بیانیه پایانی، موضع اعلامیه تیانجین در محکومیت حملات به ایران را بازتأیید و تسلیت رسمی برای شهادت رهبر ایران را ثبت کرد. در نهایت، اعلامیه بیشکک به‌عنوان سند اجلاس سران و بیست‌وپنجمین سالگرد سازمان (اول سپتامبر ۲۰۲۶)، با ابراز نگرانی عمیق از تحولات خاورمیانه و پیرامون ایران، مجدداً محکومیت حملات به خاک ایران را با اشاره به تلفات گسترده غیرنظامیان و خسارت‌های سنگین اقتصادی تکرار کرد و حمایت اعضا از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران و تسلیت برای شهادت رهبر ایران را در متن خود جای داد.
نقطه‌ای که روایت را وارونه می‌کند: حضور کمرنگ خلیج فارس
در یادداشت المجله، بر «شرکای مهم» بودن کشورهای خلیج فارس برای چین و آسیای مرکزی تأکید شده و از روح شانگهای سخن رفته است؛ اما داده‌های حضور، تصویر دیگری می‌سازند. در تیانجین ۲۰۲۵، غیبت جمعی دولت‌های خلیج فارس نظیر عربستان، قطر، کویت، امارات و بحرین یکی از نکات برجسته اجلاس بود و تحلیلگران آن را نتیجه «دیپلماسی موازنه‌جویانه» و پرهیز از تحریک واشنگتن با حضور در یک نشست امنیتی به رهبری چین و روسیه می‌دانستند. در اجلاس اخیر بیشکک نیز، در حالی که رهبران چندین کشور آسیایی و آفریقایی در قالب شانگهای و شانگهای‌پلاس حضور داشتند، نامی از رهبران کشورهای عربی خلیج فارس در سطح بالا دیده نشد.
نکته مهم این است که وضعیت «شریک گفت‌وگو» به‌خودی‌خود حضور را تضمین نمی‌کند؛ دعوت‌ها میان اعضا هماهنگ می‌شود و مشارکت، انتخابی است. از سوی دیگر، شورای سران در تیانجین تصمیم گرفت به ‌سمت یک وضعیت واحد «شریک سازمان همکاری شانگهای» حرکت و وضعیت‌های «ناظر» و «شریک گفت‌وگو» را ادغام کند؛ روندی که همچنان با اصلاح اسناد حقوقی ادامه دارد. بنابراین دقیق‌تر آن است که گفته شود دولت‌های خلیج فارس، در حالی که ایران عضو کامل است، در حاشیه نهادی مانده‌اند و در عمل نیز حضور خود را در اجلاس‌های اخیر کمرنگ‌تر کرده‌اند.
چرا کمرنگ‌تر؟ بازآرایی امنیتی در خانه
ریشه این کم‌رنگی را باید در بازآرایی جدی نظام امنیتی و حکمرانی این کشورها جست‌وجو کرد. ارزیابی مؤسسات پژوهشی خلیج فارس نشان می‌دهد جنگ ایران، باور به «اثر بازدارندگی پایگاه‌های آمریکا» را واژگون کرد: این پایگاه‌ها نه‌تنها حملات را بازنداشتند، بلکه آنها را به‌سوی خود جذب کردند و کشورهای خلیج فارس در حدود شش هفته، هدف صدها حمله موشکی و هزاران حمله پهپادی ایران قرار گرفتند. در همین ارزیابی‌ها صراحتاً آمده است که خشم و سرخوردگی از نبود مشورت با واشنگتن در گفت ‌وگوهای غیررسمی با نمایندگان کشورهای حوزه خلیج فارس آشکار است، هرچند در سطح علنی کمتر بازتاب می‌یابد و «فرض راهبردی» که این شراکت را نگه می‌داشت، دیگر کارآیی گذشته را ندارد.
گزارش‌های تحلیلی دیگری نیز یادآور شده‌اند که این اقدامات از سوی ایران با استناد به میزبانی پایگاه‌های آمریکا و در غالب یک امر دفاعی از سوی ایران صورت گرفته و بسیاری از ناظران منطقه‌ای می‌گویند تصور اینکه آمریکا صرفاً به‌ سبب داشتن پایگاه‌های بزرگ، از کشورهای میزبان دفاع خواهد کرد، «توهمی» بیش نبود؛ تا آنجا که نویسندگان در مطبوعات عربی استدلال کرده‌اند حضور این پایگاه‌ها نه‌تنها حفاظت واقعی ایجاد نمی‌کند، بلکه توان تصمیم مستقل و دفاع از خود را از دولت‌های میزبان می‌گیرد. بر همین اساس، بخشی از پایتخت‌های منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که باید از «معماری امنیتی آمریکا محور» فاصله بگیرند و مسیر تنوع‌بخشی مانند پیمان‌های دفاعی جدید تا ابتکارهای چهارجانبه منطقه‌ای و تقویت توان دفاعی داخلی را جدی‌تر دنبال کنند.
پس پرسش واقعی که در پایتخت‌های عربی خلیج فارس مطرح است، همان پرسشی است که یادداشت مورد بحث از آن عبور می‌کند: چگونه است که آمریکا با وعده تأمین امنیت آمد، پایگاه‌های متعدد ساخت و در نهایت همان خاک و همان زیرساخت، بستر جنگی شد که در روز نخست آن ۱۶۸ دانش‌آموز و کارکنان یک مدرسه در میناب کشته شدند و دختران نوجوان در سالن ورزشی لامرد با مهماتی هدف قرار گرفتند که کاربردشان با اصول حقوق بشردوستانه و قوانین بین‌المللی مغایر بوده و برای نخستین بار علیه غیرنظامیان به‌کار رفت. انصاف حکم می‌کند پذیرفته شود که بخش قابل ‌توجهی از نخبگان و دولت‌های منطقه این واقعیت را دریافته‌اند و در حال بازنگری‌اند؛ اما همچنان بخشی در برابر حقیقت چشم بسته‌اند و در همان «باغ سبز» راهبردی‌ای زندگی می‌کنند که واشنگتن برایشان ساخته و آنان را در خیال امنیت زندانی کرده است. حال آنکه، به گفته وزیر خارجه ایران در همان نشست شانگهای، امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز فقط از مسیر همکاری کشورهای منطقه، احترام متقابل و مسئولیت‌پذیری جمعی تأمین می‌شود.
درس واقعی شانگهای برای خلیج فارس
نویسنده المجله درست می‌گوید که ارزش شانگهای در نگه داشتن رقبا در یک چارچوب نهادی است؛ اما نتیجه‌گیری دقیق‌تر آن است که شانگهای «سکوت درباره تجاوز» را شرط بقای خود نکرده، بلکه توانسته همزمان اختلافات اعضا را مدیریت کند و در برابر کاربرد زور علیه یک عضو، موضع جمعی صریح بگیرد. همانطور که بسیاری از ناظران تأکید کرده‌اند، سازمان نشان داد به ‌خوبی قادر است به‌ طور جمعی کاربرد زور و نقض حاکمیت یک کشور مشخص را محکوم کند و ایران در آن، مجمعی یافت که با صدای بلند بگوید به او ستم شده است. جنگ نه در نشست وزرا غایب بود، نه در اجلاس رسانه‌ها، نه در اجلاس سران و نه در اسناد پایانی و بیانیه‎ها؛ آنچه غایب ماند، حضور بلندمرتبه شرکای عربی خلیج فارس بر سر میزی بود که دقیقاً می‌توانست محل طرح همین دغدغه‌های امنیتی و بازاندیشی در معماری امنیت منطقه باشد.


نظرات شما