ایران پرسمان - امید آدامسی شده است که معلمهای موفقیت میجوند و با جویدنش جیب آدمهایی را میزنند که اتفاقا اغلب در وضع دردناکی هم هستند. اما قبل از کلاسهای موفقیت، وقتی امید هنوز آدامس نبود، چه بود؟
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: چیز مفید و معناداری در مورد امید نوشتن کار سختی شده است. امید آدامسی شده است که معلمهای موفقیت میجوند و با جویدنش جیب آدمهایی را میزنند که اتفاقا اغلب در وضع دردناکی هم هستند. اما قبل از کلاسهای موفقیت، وقتی امید هنوز آدامس نبود، چه بود؟
امید وقتی پیدا میشود که گرفتاری طولانی میشود، و ذهن آرامآرام میان «تا امروز راهی پیدا نشده» و «هیچ راهی وجود ندارد» فاصلهای نمیبیند. چند شکست کافی است تا شکست بعدی بدیهی به نظر برسد؛ همانطور که چند بار در زدن، آدم را به این نتیجه میرساند که دیگر کسی در را باز نخواهد کرد. امید درست در برابر این تبدیل تجربه به حکم نهایی میایستد.
امید نمیگوید چیزی که میخواهیم حتماً رخ خواهد داد. فقط یادآوری میکند که دانستههای ما برای صدور حکم نهایی درباره آینده کافی نیست. اهمیت این یادآوری وقتی بیشتر است که انسان خدا را بخشنده، مهربان، توانا، و دانا بداند. از نظر چنین آدمی، آنچه فعلاً میبینیم تمام چیزی نیست که میتواند رخ بدهد. امید او بیش از آن که به نتیجهای معین بسته باشد، به مهربانی خدا بسته است. شاید به نتیجه معین برسد یا نرسد؛ مهربانی خدا محدودیت ندارد، حتی میتواند در پیدا شدن راهی ظاهر شود که پیشتر به ذهن کسی نرسیده بوده.
امید از همین راه بر رفتار اثر میگذارد. کسی که همهچیز را تمامشده میداند، دلیلی برای جستوجو، دعا، بازگشت یا جبران نمیبیند. اما کسی که هنوز امکان گشایش را منتفی نمیداند، میتواند وضعیت را دوباره بررسی کند، از کسی کمک بخواهد، خطایش را بپذیرد، یا راه دیگری را امتحان کند. امید تضمین نمیکند که این کوشش به نتیجهای که ما دوست داریم برسد؛ اما امکان کوشش معنادار را حفظ میکند.
اهمیت این سازوکار وقتی خطایی میکنیم روشنتر میشود. آدمی که به خودش یا دیگری آسیب زده، شاید برای فرار از شرم، خطایش را انکار کند؛ یا برعکس، با این احساس که کار از کار گذشته، اصلاح را بیفایده ببیند. امید به بخشایش راه سومی باز میکند: خطا واقعاً رخ داده و مسئولیتش هم با ما است، اما هنوز میتوان کاری کرد که آینده با گذشته فرق خوبی داشته باشد. امید به بخشایش بدون پذیرفتن خطا و تغییر رفتار، دیگر امید نیست؛ طمع است به قصد فرار از مسئولیت.
ترس و اندوه هم امید را باطل نمیکنند. اندوه نشان میدهد چیزی واقعاً از دست رفته است. ترس هم خطر بیرونی و پیامد عمل خودمان را به یادمان میآورد. امید نه گذشته را پاک میکند و نه خطر را نادیده میگیرد؛ اما نمیگذارد این دو تمام آینده را اشغال کنند. صبر نیز از همینجا معنا پیدا میکند: حفظ امکان گشایش در مدتی که هنوز خبری از رسیدن به آن نیست.
یأس و خوشخیالی هر دو آینده را قطعی میبینند. یکی میگوید هیچ راهی نیست و دیگری میگوید حتماً همان راه دلخواه باز خواهد شد. امید از قطعیت هر دو پرهیز میکند. انسان امیدوار نه خودش را صاحب آینده میداند و نه وضع موجود را.
انسان امیدوار یا انسان تلاشگر خداجو است یا شبیهترین فرد به چنین انسانی است.