ایران پرسمان - در جنگ شناختی، دشمن فقط نمیخواهد چند نفر را با خبری غلط فریب دهد. اعتماد به رسانهها، اعتماد به راههای تصحیح خطا، و حتی معیار تشخیص خبر درست هدف هستند.
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: خبری میرسد؛ کوتاه، مهم، نگرانکننده. نخستین واکنش این است که بپرسیم «واقعی است یا دروغ؟» مشکل اینجا است که پاسخ این پرسش اغلب معلوم نیست. نه شواهد برای پذیرفتن خبر کافی است، نه برای رد کردنش. چه باید کرد؟ قرار نیست هر کدام از ما حقیقت را کشف کنیم. کافی است اختیار سه کار را از دست ندهیم؛ باور کردن، انتقال دادن، و عمل کردن.
این اختیار از یک جمله ساده آغاز میشود؛ «نمیدانم». گفتنش آسان به نظر میرسد، اما در وضعیت اضطراب آسان نیست. ذهن میخواهد جای خالی را هرچه زودتر پر کند و آرام بگیرد. شایعه درست در همین فشار فرصت پیدا میکند. نخستین حرفی که تکههای پراکنده را به هم وصل کند، آرامش میدهد و باورپذیر میشود. ماندن در «نمیدانم» گاهی مهمترین کار است.
کمک بعدی از جدا کردن سه چیز میآید. چیزهایی را میدانیم؛ دیدهایم، شنیدهایم، یا منبع قابل اعتمادی گزارششان کردهاست. از بعضی از آنها نتیجههایی میگیریم. چیزهای دیگری فقط محتمل هستند. گرفتاری از جایی آغاز میشود که نتیجه و احتمال، بیسروصدا به یقین میپیوندند. پس با خودمان روشن حرف بزنیم:
«این را میدانم»
«این را از آن نتیجه گرفتهام»
و «این هر قدر جالب، فقط احتمال است».
این تفکیک به معنای شک به همهچیز نیست. درجه باور باید با اندازه شواهد هماهنگ باشد. میشود گفت خبری ممکن است درست باشد، اما هنوز دلیل کافی ندارد. باور کردن پایان تصمیم نیست. خبری شاید ممکن باشد، اما چرا باید آن را برای صد نفر بفرستم؟ چیزی شاید ارزش بررسی داشته باشد، اما آیا بر پایه آن باید از خانه بیرون بزنم، چیزی بخرم، یا تصمیمی بگیرم که بازگشت از آن دشوار است؟
یعنی هر فرد سه آستانه دارد، نه یکی؛ آستانۀ باور، آستانه انتقال، و آستانه عمل. شایعه میکوشد این سه تا را یکی کند؛ شنیدی، پس پذیرفتهای؛ پذیرفتهای، پس بفرست؛ فرستادی، پس کاری بکن. بازیابی عاملیت یعنی این زنجیره را از هم باز کنیم و تصمیم هر مرحله را در اختیار بگیریم.
رسانهها هم مسئولیت خودشان را دارند. وقتی رسانهها دیر حرف میزنند، نهادها پاسخ نمیدهند، اطلاعات در دسترس نیست، و منابع رسمی سخنان متناقض میگویند، شهروندان به سمت تلاش برای پر کردن شکافها هل داده میشوند. جامعه برای خروج روشمند از ابهام به امکان پرسش، شفافیت، دسترسی به اطلاعات، نهادهای تصحیحکننده، و رسانههایی نیاز دارد که درجۀ ندانستنشان را صریح اعلام کنند.
گاهی پاسخ هنوز آماده نیست. رسانه مسئول جای خالی را با حدس پر نمیکند؛ صاف میگوید «هنوز نمیدانیم» و مرز دانسته و نادانسته را روشن میکند. این پاسخ اگر بهموقع و معتبر باشد، مردم را در ابهام رها نمیکند و میدان را یکسره به شایعه نمیسپارد.
در جنگ شناختی، دشمن فقط نمیخواهد چند نفر را با خبری غلط فریب دهد. اعتماد به رسانهها، اعتماد به راههای تصحیح خطا، و حتی معیار تشخیص خبر درست هدف هستند. فرد باید اختیار باور، انتقال، و عملش را نگه دارد؛ رسانهها و نهادها باید اطلاعات فراهم کنند. بازیابی عاملیت یعنی اختیارمان را میان «نمیدانیم» و «میدانیم» حفظ کنیم؛ نه تسلیم ابهام شویم، نه شتابزده از آن بگریزیم.