ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ندا جعفری| افزایش نرخ سوم بنزین از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان از بامداد ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، در ظاهر تنها یک تغییر قیمت برای بخشی از مصرف سوخت است، اما اثر واقعی آن را باید در بازار مصرف جستوجو کرد؛ بازاری که در آن بنزین فقط هزینه سوخت خودرو نیست، بلکه بخشی از هزینه جابهجایی مسافر، حمل کالا، توزیع مواد غذایی، ارسال سفارش، خدمات شهری و حتی قیمت تمام شده تولید و فروش کالاها را تشکیل میدهد. البته به صورت دورهای هر رشدی در قیمت سوخت حتی اندک، انتظارات تورمی را رقم میزند. انتظاراتی که برخی گروهها از آن اثر میگیرند و برخی صرفا از آن سوءاستفاده میکنند؛ بدون اینکه رشد قیمت بنزین و انتظارات تورمی ناشی از آن روی آن بخش اثری مستقیم یا حتی غیرمستقیم داشته باشد. در ضمن این افزایش به معنای گران شدن تمام بنزین مصرفی خانوارها نیست. بر اساس اعلام دولت، سهمیه ۶۰ لیتری با نرخ ۱۵۰۰ تومان و سهمیه ۵۰ لیتری با نرخ ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر باقی مانده و نرخ ۱۰ هزار تومانی عمدتا برای مصرف مازاد و استفاده از کارت جایگاه اعمال میشود. همین موضوع باعث میشود اثر مستقیم افزایش قیمت برای همه خودروها یکسان نباشد. اما برای رانندگان حرفهای، خودروهای پرمصرف و ناوگان حملونقل، مساله متفاوت است.
پرواز قیمت در تاکسیهای اینترنتی
یکی از نخستین بازارهایی که بعد از افزایش قیمت بنزین زیر ذرهبین قرار گرفت، تاکسیهای اینترنتی است. هزینه سوخت برای راننده تاکسی اینترنتی، بخشی از هزینه مستقیم فعالیت روزانه محسوب میشود و افزایش نرخ سوخت میتواند حاشیه سود راننده را کاهش دهد. به همین دلیل بحث افزایش کرایه تاکسیهای اینترنتی بلافاصله پس از اعلام نرخ جدید بنزین مطرح شد.همزمان معاون وزیر نفت از برنامههایی برای جلوگیری از افزایش کرایه تاکسیهای اینترنتی سخن گفته و اعلام کرده دولت برای تامین سوخت این ناوگان طرحهایی در دست دارد.
افزایش هزینه رفتوآمد در روزهای اخیر، برای مسافرانی که به صورت روزانه از تاکسیهای اینترنتی استفاده میکنند، محسوس شده است. یک شهروند با اشاره به افزایش قیمت سفرهای تاکسی اینترنتی به «اعتماد» میگوید که نرخ مسیرهای روزمره او طی یک هفته گذشته حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده است؛ افزایشی که در مقایسه با نرخهای پیش از جنگ و حتی ماههای گذشته، بیشتر به چشم میآید. به گفته او، این افزایش تنها به یک مسیر مشخص محدود نیست و در ساعات مختلف روز و با توجه به شرایط ترافیکی، قیمت سفرها تغییر میکند. او با اشاره به یکی از مسیرهای روزانه خود عنوان میکند: پیش از جنگ، هزینه برخی سفرهای صبحگاهی او، بهویژه پیش از ساعت ۷ صبح، کمتر از ۸۰ هزار تومان بوده، اما در حال حاضر همین مسیر با شرایط مشابه به حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار تومان رسیده است. به گفته این شهروند، مقایسه قیمتهای فعلی با دوره پیش از جنگ نشان میدهد هزینه برخی مسیرهای روزانه در برخی مسیرهای پرتردد حتی حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بیشتر هم شده است. این شهروند درباره علت افزایش نرخ سفرهای تاکسی اینترنتی میگوید: قیمتگذاری سفر در این سامانه تنها به هزینه سوخت مربوط نمیشود و عواملی مانند مسافت و وضعیت ترافیک نیز در تعیین نرخ نهایی اثر دارد. بنابراین در ساعات پرتردد که زمان سفر افزایش پیدا میکند، هزینه پرداختی مسافر نیز میتواند بیشتر شود. او میگوید: فرمول تاکسی اینترنتی بر اساس مسافت و ترافیک محاسبه میشود و به همین دلیل اگر در یک مسیر مشخص، زمان سفر به دلیل ترافیک افزایش پیدا کند، قیمت نیز تحت تاثیر قرار میگیرد. به اعتقاد این شهروند، افزایش هزینه رفتوآمد را نمیتوان تنها به افزایش قیمت بنزین نسبت داد، زیرا هزینههای دیگری نیز در قیمت تمام شده فعالیت رانندگان نقش دارد. استهلاک خودرو، تعمیرات، قطعات، نگهداری و سایر هزینههای مرتبط با خودرو از جمله عواملی هستند که در کنار هزینه سوخت، بر اقتصاد فعالیت رانندگان تاکسیهای اینترنتی اثر میگذارند. او تاکید میکند: اگر قیمت سفرها به اندازهای پایین تعیین شود که هزینههای راننده را پوشش ندهد، ادامه فعالیت برای راننده صرفه اقتصادی نخواهد داشت. از سوی دیگر، افزایش این هزینهها در نهایت خود را در قیمت سفر مسافر نشان میدهد. این شهروند همچنین پیشبینی میکند: با آغاز مهرماه و افزایش رفتوآمدهای روزانه، بهویژه به دلیل بازگشایی مدارس و افزایش ترافیک شهری، هزینه برخی مسیرها ممکن است بیشتر شود.
به گفته او، افزایش حجم تردد و طولانیتر شدن زمان سفر میتواند در کنار سایر هزینهها، بر نرخ نهایی سفرهای تاکسیهای اینترنتی اثر بگذارد. او میگوید: فروشگاه لباس دارد و مطمئنا افزایش هزینه حمل و نقل بر قیمت پوشاک هم اثرگذار خواهد بود. بر این اساس، تجربه روزمره این شهروند نشان میدهد افزایش هزینه رفتوآمد با تاکسی اینترنتی در مسیرهای معمول، در هفتههای اخیر محسوس بوده و فاصله نرخ فعلی با دوره پیش از جنگ نیز در برخی مسیرها قابل توجه است. شهروند دیگری در مورد تغییر قیمتها به «اعتماد» میگوید: کرایه سفر ۷ دقیقهای از ۸۰ به ۱۳۰ هزار تومان رسیده است. این شهروند میافزاید: من یک مسیر مشخص و تقریبا ثابت را با تاکسی اینترنتی طی میکنم که مدت زمان آن حدود ۷ دقیقه است. پیش از این برای همین مسیر حدود ۸۰ هزار تومان پرداخت میکردم، اما در حال حاضر هزینه سفر به حدود ۱۳۰ هزار تومان رسیده است. به گفته او، این افزایش قیمت در شرایطی اتفاق افتاده که مسیر و مقصد تغییری نکرده و فاصله سفر نیز همان مقدار قبلی است. او ادامه میدهد: وقتی مسیر ثابت است و تنها حدود ۷ دقیقه طول میکشد، افزایش ۵۰ هزار تومانی هزینه سفر کاملا محسوس است، به خصوص برای کسی که هر روز مجبور است برای رفتوآمد از تاکسی اینترنتی استفاده کند. این شهروند معتقد است؛ بخشی از تغییرات نرخ سفر میتواند به شرایط ترافیکی و افزایش هزینههای رانندگان مربوط باشد، اما برای مسافر آنچه در نهایت اهمیت دارد، مبلغی است که هنگام درخواست خودرو روی صفحه نمایش داده میشود. او میگوید: اگر این افزایش قیمت در سفرهای کوتاه هم ادامه پیدا کند، هزینه رفتوآمد روزانه خانوارها بیشتر میشود. به گفته این شهروند، افزایش کرایه یک سفر کوتاه از ۸۰ هزار تومان به ۱۳۰ هزار تومان یعنی حدود ۶۲ درصد افزایش در هزینه همان مسیر؛ موضوعی که در صورت تکرار روزانه، رقم قابل توجهی را به هزینه ماهانه رفتوآمد اضافه میکند. او تاکید میکند: برای بسیاری از شهروندان، تاکسی اینترنتی بخشی از رفتوآمد روزمره شده و بنابراین حتی افزایشهای چند ده هزار تومانی در هر سفر نیز در مجموع ماهانه فشار بیشتری به هزینههای خانوار وارد میکند.
رشدی که دستوری نشد
اما مساله مهم اینجاست که حتی اگر دولت اجازه افزایش رسمی کرایه را ندهد، هزینه اقتصادی راننده از بین نمیرود. رانندهای که روزانه چند ساعت در خیابان تردد میکند، با افزایش هزینه سوخت، استهلاک، تعمیرات و سایر هزینههای خودرو مواجه میشود. در چنین شرایطی ممکن است اثر افزایش قیمت نه در نرخ رسمی هر سفر، بلکه در کاهش فعالیت رانندگان، افزایش زمان انتظار مسافر یا افزایش قیمت در ساعات پرترافیک ظاهر شود. یکی از پلتفرمهای اینترنتی (تاکسی) نیز پیش از این توضیح داده بود که قیمت سفر فقط به بنزین وابسته نیست و عواملی مانند تورم، قیمت خودرو، قطعات یدکی و هزینههای جاری نیز در تعیین قیمت اثر دارند. بنابراین افزایش قیمت سوخت در کنار سایر هزینهها قرار میگیرد و فشار آن میتواند به تدریج در نرخ نهایی سفر نمایان شود. در تاکسیهای شهری وضعیت متفاوت است. در برخی شهرها بعد از افزایش نرخ بنزین اعلام شده که کرایههای مصوب فعلا تغییر نمیکند. برای نمونه، در مشهد اعلام شده افزایش نرخ بنزین موجب بازنگری فوری در کرایه تاکسیها نمیشود و نرخهای مصوب ابتدای سال همچنان ملاک خواهد بود. همچنین سهمیههای مشخصی برای تاکسیهای دوگانهسوز و بنزینی در نظر گرفته شده است. در تهران نیز در مقطع قبلی افزایش قیمت بنزین، تاکسیرانی تاکید کرده بود که نرخ مصوب تغییر نمیکند و دریافت کرایه اضافه تخلف محسوب میشود. اما ثابت ماندن نرخ مصوب لزوما به معنای ثابت ماندن هزینه واقعی جابهجایی نیست. تاکسیدار باید هزینه سوخت، تعمیرات، لاستیک، روغن و استهلاک خودرو را از محل درآمد خود تامین کند. بنابراین اگر نرخ کرایه برای مدت طولانی ثابت بماند، بخشی از افزایش هزینه به کاهش درآمد واقعی راننده منتقل خواهد شد و در مرحله بعد میتواند به کاهش عرضه تاکسی یا فشار برای افزایش رسمی نرخها منجر شود. اثر بنزین ۱۰ هزار تومانی در حمل بار اهمیت بیشتری دارد. یک خودروی شخصی ممکن است تنها بخشی از مصرف خود را با نرخ سوم تامین کند، اما خودروهای فعال در جابهجایی کالا به صورت روزانه و در مسافتهای طولانی حرکت میکنند. در بازار حملونقل جادهای، نرخ کرایه بر اساس مسافت، وزن بار، نوع وسیله نقلیه و هزینههای عملیاتی تعیین میشود. در سال ۱۴۰۵ نیز نرخهای حمل بار بر مبنای فرمول تنکیلومتر سازمان راهداری بهروزرسانی شده است. برای درک ابعاد هزینه، نرخهای منتشر شده برای حمل با کامیون در مسیرهای مختلف نشان میدهد کرایه جابهجایی یک کامیون از تهران به مقصدهای مختلف میتواند از چند میلیون تا دهها میلیون تومان متغیر باشد؛ بنابراین حتی تغییر در یکی از اجزای هزینه حمل میتواند برای صاحب بار و در نهایت مصرفکننده اهمیت داشته باشد. نکته اینجاست که بنزین تنها برای کامیونها مساله نیست. وانتبارها، نیسانها، کامیونتها و خودروهای توزیع شهری نیز در زنجیره رساندن کالا از عمدهفروش به فروشگاه نقش دارند. در نتیجه حتی کالایی که در کارخانه یا مزرعه هیچ تغییری در قیمت نداشته، ممکن است هنگام رسیدن به فروشگاه با هزینه حمل بالاتری مواجه شود.
بازار مواد غذایی به هم ریخت
مواد غذایی یکی از حساسترین بخشهای بازار مصرف در برابر هزینه حمل هستند. میوه، سبزی، گوشت، مرغ، لبنیات و بسیاری از کالاهای روزمره قبل از رسیدن به مصرفکننده چند مرحله جابهجا میشوند. در این زنجیره، افزایش قیمت سوخت به تنهایی تعیینکننده قیمت نهایی نیست، اما به هزینه تمامشده اضافه میشود. این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تورم عمومی اقتصاد نیز بالاست. بر اساس گزارشهای منتشر شده درباره تورم مرداد ۱۴۰۵، تورم ماهانه گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات ۳.۶ درصد و تورم ماهانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۳.۳ درصد اعلام شده است. بنابراین بنزین ۱۰ هزار تومانی وارد بازاری شده که پیش از آن نیز با افزایش هزینههای مختلف مواجه بوده است. در چنین شرایطی ممکن است سهم مستقیم بنزین در قیمت یک کالا کوچک باشد، اما وقتی هزینه سوخت با هزینه بستهبندی، دستمزد، اجاره، مواد اولیه، حمل و توزیع جمع شود، اثر نهایی برای مصرفکننده قابل توجهتر خواهد شد.
غذا گرانتر شد
اثر بعدی را میتوان در بازار غذا و ارسال سفارش مشاهده کرد. یک سفارش رستورانی ممکن است در ظاهر هیچ ارتباطی با قیمت بنزین نداشته باشد، اما غذا باید با موتور یا خودرو به مشتری برسد. در طرف دیگر، رستوران برای خرید مواد اولیه خود نیز به شبکه حملونقل وابسته است. گوشت، مرغ، برنج، روغن، سبزیجات، نوشیدنی و مواد بستهبندی باید از تولیدکننده یا عمدهفروش به رستوران منتقل شود. در نتیجه افزایش قیمت سوخت میتواند در دو نقطه به رستوران فشار وارد کند؛ نخست در هزینه خرید مواد اولیه و دوم در هزینه ارسال سفارش. اگر رستوران بخواهد حاشیه سود خود را حفظ کند، بخشی از این هزینه ممکن است به قیمت غذا منتقل شود.
بازار مبهم پوشاک
پوشاک احتمالا با فاصله زمانی بیشتری از افزایش قیمت بنزین واکنش نشان میدهد. دلیل آن این است که سهم مستقیم سوخت در قیمت یک لباس نسبت به حملونقل، مواد اولیه، اجاره، دستمزد، نرخ ارز و هزینه تولید کمتر است.
اما لباس نیز یکبار از کارخانه یا واردکننده به عمدهفروش و سپس به فروشگاه منتقل میشود. اگر کالا از خارج کشور وارد شده باشد، هزینه حمل داخلی بعد از ورود به کشور همچنان وجود دارد. بنابراین نمیتوان گفت افزایش بنزین مستقیما مثلا قیمت یک شلوار را ۱۰ درصد افزایش میدهد. چنین رابطهای از نظر اقتصادی قابل دفاع نیست. اثر بنزین بر پوشاک غیرمستقیم و چندمرحلهای است و زمانی پررنگ میشود که همزمان سایر هزینههای تولید و توزیع نیز افزایش پیدا کنند. شاید مهمترین اثر بنزین ۱۰ هزار تومانی در کوتاهمدت نه هزینه واقعی سوخت، بلکه انتظارات تورمی باشد. فرارو نیز در بررسی اثر بنزین ۱۰ هزار تومانی بر بازار تاکید کرده که نخستین اثر افزایش قیمت میتواند افزایش انتظارات تورمی باشد و پس از آن هزینه حملونقل و کالاها و خدمات وابسته به حمل تحت تاثیر قرار گیرند. این همان جایی است که بازار میتواند از هزینه واقعی جلو بزند. فروشندهای که میداند هفته آینده برای ارسال کالا باید هزینه بیشتری پرداخت کند، ممکن است قیمت را امروز افزایش دهد. رانندهای که احتمال میدهد هزینه خودرو بالا برود، ممکن است از امروز نرخ پیشنهادی خود را تغییر دهد. تولیدکنندهای که انتظار افزایش هزینه توزیع دارد، ممکن است قیمت فروش را پیشاپیش اصلاح کند. در چنین وضعیتی، بنزین به یک سیگنال قیمتی برای بازار تبدیل میشود. در نهایت، مصرفکننده باید هزینه تمام این زنجیره را پرداخت کند. اما شدت اثر برای همه کالاها یکسان نیست. کالاهایی که سهم حملونقل در قیمت تمام شده آنها بیشتر است، مانند برخی محصولات کشاورزی و کالاهای حجیم، آسیبپذیرتر هستند. خدماتی مانند تاکسی و حملونقل نیز سریعتر واکنش نشان میدهند. در مقابل، کالاهایی مانند پوشاک ممکن است با فاصله زمانی و از مسیر افزایش هزینه توزیع و تولید تحت تاثیر قرار بگیرند. از این منظر، بنزین ۱۰ هزار تومانی را نباید تنها با این پرسش سنجید که هر خانوار ماهانه چقدر بیشتر برای سوخت پرداخت میکند. پرسش مهمتر این است که این تغییر قیمت چه مقدار به هزینه جابهجایی، توزیع و تولید اضافه میکند.