پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵
خردنامه

همزمان با هفته دفاع مقدس؛

می‌خواهم خاطره‌ اوّل جنگ را بگویم

می‌خواهم خاطره‌ اوّل جنگ را بگویم
ایران پرسمان - به بهانه اولین هفته دفاع مقدس و فقدان رهبر شهید انقلاب در این ایام، رسانه مجازی «شهید خامنه‌ای به روایت خودش»، خاطره‌ای را از زمان شروع جنگ از زبان ایشان نقل کرده است.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - به بهانه اولین هفته دفاع مقدس و فقدان رهبر شهید انقلاب در این ایام، رسانه مجازی «شهید خامنه‌ای به روایت خودش»، خاطره‌ای را از زمان شروع جنگ از زبان ایشان نقل کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از فضای مجازی «شهید خامنه‌ای به روایت خودش»: اوّلی که جنگ شد، همان ساعت اوّل، بنده نزدیک فرودگاه بودم. در آن کارخانه سخنرانی داشتم. نشسته بودیم داخل اتاق منتظرِ وقتِ سخنرانی، و منظره‌ فرودگاه دیده می‌شد از داخل اتاق -پنجره بود- که دیدم سروصدا است و یک‌وقتی دیدیم بله، هواپیماها آمدند.
اوّل نفهمیدیم چیست؛ بعد گفتند که حمله است و خب فرودگاه مهرآباد را زدند. بنده رفتم در آن جلسه‌ای که تشکیل شده بود و کارگرها منتظر بودند که من بروم سخنرانی کنم. یک چند دقیقه‌ای به‌قدرِ چهار پنج دقیقه صحبت کردم و گفتم من کار دارم و باید بروم؛ به ما حمله شده. آمدم ستاد مشترک، آنجا همه جمع بودند؛ مرحوم شهید رجایی بود و شهید بهشتی بود، آقای بنی‌صدر بود، همه بودند دیگر.
ما رفتیم آنجا و مشغول گفتگو شدیم که حالا چه‌کار باید بکنیم، گفتند که شاید خود بنده پیشنهاد کردم اوّل باید با مردم حرف بزنیم، [چون] مردم نمی‌دانند چه خبر شده. هنوز هم از ابعاد قضیّه درست مطّلع نبودیم که چند شهر را زده‌اند؛ [فقط] می‌دانستیم غیر از تهران، جاهای دیگر را هم زده‌اند. بنده پیشنهاد کردم که ما یک اعلامیّه‌ بدهیم؛ این مال ساعت مثلاً دو و سه‌ بعدازظهر و قبل از پیام امام (رضوان ‌الله‌ علیه) است.
به من گفتند خودت برو بنویس. من رفتم آن طرف و یک چیزی نوشتم و از رادیو آمدند [و آن پیام] با صدای من پخش شد -که البتّه قاعدتاً در آرشیو صداوسیما هست- بالاخره چند روز ما اینجا بودیم؛ چهار پنج روز، پنج شش روز -همان حول‌وحوش- بودیم. بنده غالباً خانه هم نمی‌رفتم؛ حالا گاهی یک ساعتی، دو ساعتی میرفتم منزل [امّا] غالباً شب و روز آنجا بودیم.


نظرات شما