ایران پرسمان - خراسان / وضعیت نظامی بهسرعت در حال تحول است. هرچه به پایان مهرماه و نیمه اول آبانماه – موعد انتخابات آمریکا – نزدیک میشویم، احتمال رویارویی ناگهانی نظامی بیشتر میشود. رئیسجمهور نیز در جلسه دیروز هیئت دولت، با بیان این که ما در یک جنگ تمامعیار در ابعاد کامل قرار داریم، اظهار کرد: البته در این شرایط، ضمن این که در حال گفت وگو و مذاکره هستیم، برای احقاق حق و حقوق ملت ایران از موضع عزت و اقتدار سخن میگوییم و در عین حال با قدرت برنامه مقاومت و تابآوری را دنبال میکنیم و قطعاً بدون شک مقاومت خواهیم کرد و دشمن را ناامید و مأیوس خواهیم ساخت. پیش از این رئیس مجلس و دبیر شعام نیز مواضع مشابهی را بیان کرده بودند؛ موضوعی که نشان می دهد مذاکره همچنان به عنوان یک ابزار در جهت استحصال منافع ملی از سوی نظام مورد استفاده قرار می گیرد. اما آیا این تنها راه حل ایران برای پایان جنگ است؟
هسته ای؛ مسئله این است
دیروز اما رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی مدعی شد که هیچ مذاکرهای میان ایران و آمریکا درباره برنامه هستهای تهران در جریان نیست و آمریکا ابتدا باید شروط تهران را بپذیرد تا موضوع هستهای قابل مذاکره باشد. به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران از سوی آمریکا خط قرمز تهران است. این خبر را می توان در کنار تاکید مسئولان ایرانی درباره عدم انجام مذاکرات هسته ای تحلیل کرد. ایران به هیچ وجه در این وهله مذاکره هسته ای نمی کند، چون اولا دشمن دو مرتبه جنگ را در میانه مذاکرات هسته ای به ایران تحمیل کرد و ثانیا چون موضوع را موجودیتی می بیند و مسئله ابهام هسته ای در کنار حفظ اورانیوم های غنی شده شاید برای او در مقابل آمریکا بازدارندگی ایجاد نکند اما ریسک هرگونه عمل تهاجمی علیه ایران را برای آمریکا افزایش می دهد. از سوی دیگر آمریکا نیز نمی تواند بدون دستاورد هسته ای از این جنگ خارج شود و ادعای پیروزی کند.
بنابراین، هر دوطرف می دانند که با توجه به موضع طرف مقابلشان بعیدترین اتفاق ممکن، رسیدن به یک تفاهم برای پایان جنگ است. پیش از این می شد ادعا کرد که ایران با هدف رسیدن به یک تفاهم کوتاه تا تعیین تکلیف انتخابات آمریکا به مذاکره ادامه می دهد تا یک تنفس اقتصادی حداقلی با هدف افزایش تاب آوری ایجاد کند؛ اما اکنون دیگر این پنجره بسیار کوتاه شده و عملا برخورداری از دستاوردهای چنین تفاهمی ارزش چندانی نخواهد داشت. اما چرا با این اوصاف ایران همچنان مذاکره را دنبال می کند؟ بدیهی است که در صورت عدم مذاکره برای پایان جنگ و برداشتن محاصره، دشمن با تداوم وضع موجود و فشار بر شریان های اقتصادی کشور به سمت کاهش تاب آوری اجتماعی و پس از آن ایجاد آشوب های گسترده داخلی با هدف زیرسازی مناسب برای انجام یک کمپین هوایی پرفشار دیگر استفاده خواهد کرد. لذا مهم ترین هدف ایران در این مرحله تمرکز بر برداشتن محاصره دریایی است و راه حل های نظامی و سیاسی به موازات هم در حال دنبال شدن هستند. موضوعی که رگه هایی از آن را در تهدیدات فزاینده فرماندهان نظامی ایران به انجام حملات پیشدستانه می توان دید.
پنجره طلایی میان انتخاباتی و یک نکته
از سوی دیگر فهم این نکته ضروری است که کنار گذاشتن فرایند تبادل پیام و ورود به فاز جدیدی از تشدید تنش ها تا ۱۹ روز آینده عملا یک پاس گل به نتانیاهو و حزبش در جریان انتخابات کنست در تاریخ ۲۷ اکتبر خواهد بود. در شرایطی که نتانیاهو و دولتش از ترس از دست دادن جایگاه سیاسی خود به دنبال هر دستاویزی برای ایجاد درگیری جدید هستند و یک روز از نقش ایران در عملیات پرچم دروغین پرواز فلای دبی می گویند و روز دیگر از آمادگی حماس برای انجام یک حمله غافلگیرانه به اشغالگران خبر می دهند، عاقلانه ترین کار برای ایران پرهیز از تشدید تنش ها در این بازه است. با این اوصاف برخی معتقدند که حدفاصل ۲۷ اکتبر تا ۳ نوامبر (زمان انتخابات میان دوره ای آمریکا) بهترین زمان برای هرگونه تشدید تنش با هدف افزایش فشارها بر ترامپ و جمهوری خواهان در انتخابات میاندوره ای کنگره خواهد بود. موضوعی که اخیرا مورد اشاره امیت سیگال، خبرنگار کانال ۱۲ اسرائیل، هم قرار گرفته بود. او ادعا کرد فاصله میان ۲۷ اکتبر، زمان انتخابات اسرائیل، تا ۳ نوامبر، زمان انتخابات میاندورهای آمریکا، تنها یک هفته است و از نگاه او، این بازه زمانی میتواند برای آغاز جنگ مورد توجه تهران باشد. البته این تشدید تنش یا آن طور که دیروز امیر اکرمی نیا سخنگوی ارتش هم از آن به عنوان حمله پیشدستانه یاد کرد هم باید همراه با درنظر گرفتن این موضوع دنبال شود که حتی اگر هدف ایران به شکست کشاندن ترامپ در انتخابات میان دوره ای است، این موضوع چقدر می تواند در ایجاد محدودیت برای ترامپ در تداوم جنگ با ایران موثر باشد. حداقل تا الان به جز یک شکست سیاسی و یک طرح استیضاح که آن هم چیزی به جز یک شکست سیاسی نخواهد بود، نمی توان دستاورد بیشتری متصور شد.
عامل ریسک در منطق هزینه فایده آمریکا
اما مهم ترین نکته ای که می تواند دست طرف ایرانی را با هدف بهره بردن از پنجره میان دو انتخابات برای تشدید تنش ها یا انجام حمله پیشدستانه با دو هدف اثرگذاری بر انتخابات آمریکا و تلاش برای شکستن محاصره در یک بازه زمانی محدود، باز بگذارد بی میلی طرف آمریکایی به بازگشت به فاز نظامی و همچنین ریسک تشدید تنش است. در واقع طرف آمریکایی می داند که بازگشت مجدد به یک کمپین هوایی، آن هم در شرایطی که شوک انرژی در آستانه زمستان وارد فاز تعمیق اثرگذاری شده و محدودیت های عملیاتی به علت آسیب واردشده به پایگاه های آمریکایی در منطقه و محدودیت های تسلیحاتی وجود دارد، نمی تواند آورده بیشتری از عملیات خشم حماسی داشته باشد. با این اوصاف راهبرد جدید نظامی آمریکا در قبال ایران یا باید از طریق حمله زمینی یا حملات هسته ای به ایران انجام شود. حمله زمینی به شدت پرهزینه و مشکل خواهد بود. در بعد حمله هسته ای هم مشخص نبودن سرنوشت اورانیوم های غنی شده ایران، ریسک استفاده از این گزینه را به شدت برای آمریکایی ها بالا برده است. اما هرچه ضعفهای نیروی نظامی آمریکا بیشتر آشکار میشود، استراتژی ایران هماهنگ است: حفظ و تثبیت برتریهایی که پس از جنگ ۴۰ روزه به دست آوردیم؛ هم روی زمین، هم در دیپلماسی و مذاکرات.