ایران پرسمان - علیانی معتقد است فرقه دسترسی اعضایش به دانش و آگاهی را مسدود میکند. اگر دیگران جاهل و پلید هستند، حتما رسانههای آنان نیز چنین هستند. تنها رسانهی مجاز، فرمانده و سلسله مراتب خود فرقه است.
یادداشت مهملن، کورش علیانی، فعال فرهنگی: از خبرهای این روزها، یکی هم بازداشت زنی بود که با سازمانهای مسلح برانداز رابطه داشته، اما وانمود میکرده انقلابی است و سعی میکرده به نام خونخواهی رهبر شهید، با سازماندهی تجمعات علیه مسئولان و نیروهای مسلح اهداف خودش را پیش ببرد. بحثی درگرفته که کسانی که با او رابطه داشتهاند، کدام فریبخورده هستند و کدام همدست او. عدهای، عدهای دیگر را متهم میکنند و آنها که متهم شدهاند از خود دفاع میکنند.
اما شاید چیزی که برای ما مردم عادی مهمتر از شناختن همدستان است، این است که روشهای اجرایی این افراد نفوذی را بدانیم. در این مورد و در چند مورد دیگر، نفوذیها رفتاری در پیش میگیرند که آن را به اصطلاح جذب فرقهای مینامیم. اگر رفتار فرقهای را بشناسیم، میتوانیم مراقب باشیم و به دام نیفتیم.
مرور خصوصیتهای یک فرقه به همین دلیل برای ما مفید است. اولین خصوصیت یک فرقه این است که یکی را در راس فرقه میبینید که افراد به هیچ وجه به خود اجازه نمیدهند که او را نقد کنند. او نیز طوری رفتار میکند که انگار هیچ کس حق ندارد او را نقد کند یا در مورد مسئولیت او صحبت کند.
علاوه بر این، فرقهها معمولا طوری رفتار میکنند که انگار تمام هشت میلیارد مردم روی زمین نادان هستند و تنها اعضای آن فرقه هستند که به حقیقت دست یافتهاند. طبیعتا آن حقیقت هم از لابهلای ارشادات و تعلیمات رهبر یا فرمانده به اعضا رسیده است، وگرنه خود اعضا که این توان را نداشتهاند که بی او به حقیقت دست پیدا کنند.
در فرقهها قدرت متمرکز و در دست فرمانده است و همه چیز نیز حول قدرت او سازماندهی میشود و افراد هیچ مشارکت واقعیای در تصمیمگیری ندارند. در عین حال، این ساختار شکل گرفته بر محور قدرت متمرکز فرمانده، بسیار غیر شفاف تنظیم شده است. همچنین فرقهها جهان را نه تنها به خودشان و دیگران جاهل، که به خودشان و دیگران پلید تقسیم میکنند. هر کس که در فرقه نیست، از نظر آنان یا جاهل است، یا خبیث، یا هر دو.
فرقه دسترسی اعضایش به دانش و آگاهی را مسدود میکند. اگر دیگران جاهل و پلید هستند، حتما رسانههای آنان نیز چنین هستند. تنها رسانهی مجاز، فرمانده و سلسله مراتب خود فرقه است. در واقع، فرقهها ساختار آگاهی را نیز پادگانی میخواهند. از آگاهی و اطلاعات که بگذریم، فرقه به تمام جزئیات زندگی خصوصی اعضای خود دخالت میکند. گاهی با لبخند و در ظاهر حل مشکلات و گاهی با خشونت و دستور و حتی شکنجه.
فرقهها در انزوا جان میگیرند و میتوانند راه را ادامه بدهند. آنها از اعضای خود رسما یا تلویحا میخواهند که از دیگران دوری کنند. علاوه بر این، با محبتها و خشمها و تنبیههای عظیم روح و روان اعضا را دستکاری میکنند. وابستهسازی حاصل این رفتارها است.
هر عضو فرقه برای فرقه منبع است، منبع پول، منبع قدرت، منبع کار. فرقه این منابع را بیرحمانه و تا آخر استخراج میکند. و از همهی اینها که بگذریم، مهمترین ویژگی فرقه این است که ترک آن با شدیدترین تنبیهها و از جمله طرد اجتماعی مواجه میشود.