پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
خردنامه

سیاست‌ورزی در ۲۸۰ کاراکتر/ قبیله‌های دیجیتال جای دموکراسی را گرفتند

سیاست‌ورزی در ۲۸۰ کاراکتر/ قبیله‌های دیجیتال جای دموکراسی را گرفتند
ایران پرسمان - نقش توییتر به‌عنوان یکی از بسترهای جنگ رسانه‌ای در تحولات اخیر داخلی و بین‌المللی، حاکی از تغییر معادلات سنتی قدرت و لزوم توجه ویژه به عرصه‌های جدید است.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - نقش توییتر به‌عنوان یکی از بسترهای جنگ رسانه‌ای در تحولات اخیر داخلی و بین‌المللی، حاکی از تغییر معادلات سنتی قدرت و لزوم توجه ویژه به عرصه‌های جدید است.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «توئیتری شدن سیاست» نوشته محمد رهبری که در سال 1403 از سوی انتشارات «اگر» منتشر شده، اثری پژوهشی و تحلیلی برگرفته از رساله دکترای مؤلف است.
این کتاب با نگاهی جامعه‌شناسانه و ارتباطی، یکی از مهم‌ترین تحولات سیاست معاصر ایران یعنی تأثیر شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) بر فرهنگ سیاسی، کنشگری عمومی و رفتار نخبگان را زیر ذره‌بین می‌برد. رهبری در این کتاب می‌کوشد نشان دهد چگونه پلتفرمی که روزگاری قرار بود میدان گفت‌وگو باشد، اکنون به یکی از تعیین‌کننده‌ترین بازیگران فضای سیاسی ایران تبدیل شده است؛ آن‌هم نه الزاماً از مسیر گفت‌وگو، بلکه گاه از رهگذر نزاع، قطبی‌سازی و رادیکالیسم. در روزگاری که سیاست بیش از هر زمان دیگری از پشت تریبون‌های رسمی فاصله گرفته و به صفحه‌نمایش تلفن‌های همراه منتقل شده، پرسش اصلی کتاب «توئیتری شدن سیاست» از همین نقطه آغاز می‌شود: وقتی سیاست به زبان توئیت سخن بگوید، چه چیزی در ذات آن تغییر می‌کند؟ آیا شبکه‌های اجتماعی دموکراسی را تعمیق می‌کنند یا برعکس، میدان را برای هیجان، پوپولیسم و دشمن‌پنداری بازتر می‌سازند؟ محمد رهبری در پاسخ به این پرسش‌ها، از موضعی صرفاً نظری سخن نمی‌گوید.
کتاب حاصل پژوهشی مفصل و مبتنی بر داده است که ریشه در تجربه‌ زیسته نویسنده از رصد مستمر فضای توئیتر فارسی، به‌ویژه از سال ۱۳۹۶ به این سو، دارد. او با ترکیب نظریه‌های کلاسیک ارتباطات و تحلیل‌های داده‌محور، تصویری از سیاست ایرانی در عصر پلتفرم‌ها ترسیم می‌کند؛ تصویری که در آن، شبکه‌های اجتماعی صرفاً ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه خود به شکل‌دهندگان فرهنگ سیاسی بدل شده‌اند.

ایران پرسمان

یک تناقض بزرگ!
یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب، ورود هوشمندانه آن به یک تناقض بزرگ است. نویسنده معتقد است اگر بنا بر نظریه‌های ارتباطی، از جمله دیدگاه یورگن هابرماس، گسترش گفت‌وگو در فضای عمومی می‌تواند به تعمیق دموکراسی و تقویت مدارا بینجامد، چرا تجربه‌ زیسته کاربران توئیتر در ایران اغلب خلاف این را نشان می‌دهد؟ چرا فضایی که باید محل شنیدن صدای دیگری باشد، تا این اندازه به میدان نبردهای لفظی و حذف نمادین تبدیل شده است؟
رهبری برای پاسخ به این پرسش، مفهوم «قبیله‌های دیجیتال» را مطرح می‌کند. در جهان توئیتر، کاربران اغلب در خوشه‌های بسته‌ای گرد می‌آیند که بیش از آن‌که اهل گفت‌وگو باشند، در پی تأیید یکدیگرند. در این ساختار، مرز میان «خودی-دیگری» یا «ما-آن‌ها» پررنگ‌تر می‌شود، گفت‌وگو جای خود را به تخاصم می‌دهد و هرچه سخن تندتر، طعنه‌آمیزتر یا رادیکال‌تر باشد، بیشتر دیده می‌شود. الگوریتم‌ها نیز به‌جای آرام‌کردن فضا، بر شدت این منازعه می‌افزایند؛ زیرا خشم، بیشتر از تعقل دیده می‌شود.
تقلیل امر سیاسی به شعار
اما اهمیت کتاب صرفاً در توصیف این وضعیت نیست، بلکه در فهم تأثیرات اجتماعی و سیاسی آن است. رهبری یادآور می‌شود که هرچند تنها درصد اندکی از ایرانیان در توئیتر حضور دارند، اما وزن اجتماعی این کاربران، به‌ویژه در میان دانشجویان، فعالان رسانه‌ای و نخبگان سیاسی، بسیار فراتر از تعدادشان است. در واقع، توئیتر فارسی را نمی‌توان صرفاً با معیار جمعیت سنجید؛ این فضا، محل شکل‌گیری گفتمان‌ها، جهت‌دهی به اخبار و حتی اثرگذاری غیرمستقیم بر سیاست‌گذاری‌هاست.
کتاب به‌درستی نشان می‌دهد که چگونه محدودیت‌های فنی این پلتفرم، خود بر کیفیت سیاست‌ورزی اثر می‌گذارد. جهان ۲۸۰ کاراکتری، مجال چندانی برای توضیح، پیچیدگی و زمینه‌سازی باقی نمی‌گذارد. نتیجه آن است که سیاست نیز به سمت گزاره‌های کوتاه، هیجانی، قاطع و گاه عوام‌گرایانه حرکت می‌کند. در چنین فضایی، نه استدلال‌های طولانی مجال بروز می‌یابند و نه مواضع میانه‌روانه چندان خریدار دارند. آنچه بیشتر دست‌به‌دست می‌شود، خشم است و آنچه بیشتر لایک می‌گیرد، اغلب تندترین صداهاست.
تهدیدها و فرصت‌های توییتر
با توضیحات فوق می‌توان گفت «توئیتری شدن سیاست» کتابی است درباره تغییر شکل قدرت، تغییر الگوی کنشگری و دگرگونی شیوه‌های فهم سیاست در عصر دیجیتال. رهبری نشان می‌دهد که چگونه فردگراییِ ناشی از فضای شبکه‌ای، کنش جمعی را تضعیف می‌کند و به‌جای سازمان‌یافتگی سیاسی، نوعی احساس اثرگذاری فردی اما پراکنده را تقویت می‌سازد؛ احساسی که گاه بیش از آن‌که به تغییر اجتماعی بینجامد، به فرسودگی روانی و بدبینی عمومی منجر می‌شود. با این حال، کتاب در دام بدبینی مطلق نیز نمی‌افتد. یکی از وجوه قابل‌تأمل اثر، توجه به دوگانه‌ «تهدید و فرصت» است.
توئیتر هم‌زمان می‌تواند رسانه‌ای برای شکستن انحصار اطلاع‌رسانی باشد و بستری برای تقویت افراط‌گرایی. جهانی که در آن یک کاربر عادی می‌تواند صدایی جهانی پیدا کند، همان جهانی است که در آن موج‌های خشم نیز به‌سرعت تکثیر می‌شوند. شاید مهم‌ترین فضیلت کتاب «توئیتری شدن سیاست»، این باشد که به‌جای قضاوت‌های ساده‌انگارانه، خواننده را به تأمل وامی‌دارد؛ همچنین نه شیفته‌وار از تکنولوژی دفاع می‌کند و نه آن را منشأ تمام بحران‌ها می‌داند. کتاب این سوال اساسی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که وقتی سیاست، زبان شبکه‌های اجتماعی را وام می‌گیرد، جامعه به‌طور همزمان چه چیزی به دست می‌آورد و چه چیزی را از دست می‌دهد؟ پاسخ این پرسش خصوصا در روزگاری که بسیاری از جدال‌های سیاسی، پیش از خیابان و پارلمان، در صفحه‌ تلفن‌های همراه آغاز می‌شوند، اهمیت ویژه‌تری یافته است.


نظرات شما