ایران پرسمان - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
بر اساس گزارش، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بهتدریج به جنگی فرسایشی و منطقهای تبدیل شده که نهتنها اهداف اولیه را محقق نکرده، بلکه هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی سنگینی برای واشنگتن به همراه آورده است. ایران با گسترش فشار بر مسیرهای انرژی و امنیت دریایی، هزینه جنگ را افزایش داده و همزمان مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه درگیری رو به گسترش است.
دیوید هرست-میدل ایست آی| آنچه در ابتدا تنها احتمال وقوع آن مطرح میشد، اکنون بیش از پیش رنگ واقعیت به خود گرفته است. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، بهتدریج در حال تبدیل شدن به سومین جنگ خلیج فارس است.
دونالد ترامپ پس از امضای توافق آتشبسی که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت میشناخت و اسرائیل را نیز به توقف عملیات نظامی در لبنان متعهد میکرد، بهتدریج از اجرای این تعهدات فاصله گرفت و در نهایت، با ازسرگیری عملیات نظامی، به تشدید دوباره درگیریها انجامید. این توافق در داخل هر دو کشور نیز با واکنشهای منفی روبهرو شد. منتقدان دونالد ترامپ او را بهدلیل پذیرش اصل آتشبس مورد انتقاد قرار دادند، در حالی که در اسرائیل، انتقادها متوجه بنیامین نتانیاهو بود؛ زیرا این تصور شکل گرفت که او از روند مذاکرات کنار گذاشته شده و ایالات متحده، بهعنوان مهمترین متحد و تأمینکننده تسلیحات اسرائیل، عملاً تلآویو را به پذیرش توافقی زودهنگام وادار کرده است.
هیچیک از این دو رهبر نتوانستند از توافقی دفاع کنند که از دید بسیاری، بهمنزله عقبنشینی از مواضع پیشین تلقی میشد. هر دو نیز در آستانه رقابتهای انتخاباتی قرار دارند و اتخاذ موضعی سختگیرانه در قبال تهران را نه صرفاً بخشی از سیاست خارجی، بلکه عاملی تعیینکننده برای حفظ موقعیت سیاسی خود میدانند. بر همین اساس، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در چرخهای گرفتار شدهاند که خود در شکلگیری آن نقش داشتهاند. بهمحض آنکه ادعاهای مکرر درباره «نابودی کامل» یا «درهم شکستن» ایران با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشت، بازگشت به گزینه نظامی بار دیگر بهعنوان تنها راه پیش روی آنان مطرح شد.
در ادامه، این الگو با تجربههای پیشین اسرائیل در غزه و لبنان مقایسه میشود؛ جایی که با وجود ترور شماری از رهبران حماس و حزبالله، این گروهها به فعالیت خود ادامه دادند. از این منظر، تکرار عملیات نظامی تلاشی برای حفظ روایت پیروزی و پوشاندن شکاف میان اهداف اعلامشده و نتایج حاصل از جنگ ارزیابی میشود.
از نگاه ایران، توافقی که با میانجیگری پاکستان و قطر حاصل شد، هرگز چیزی بیش از فرصتی برای ایالات متحده بهمنظور بازسازی توان نظامی و تجدید ذخایر تسلیحاتی خود نبود. تهران نیز در گذشته هشدار داده بود که در صورت ازسرگیری حملات، نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه هدف قرار خواهند گرفت و اکنون این تهدید وارد مرحله اجرا شده است.
در این چارچوب، طی دو هفته گذشته نزدیک به ۱۰۰ نظامی آمریکایی زخمی شدهاند. همچنین در حملات به پایگاههای آمریکا در عراق و اردن، چهار نظامی این کشور جان خود را از دست دادهاند و چند فروند بالگرد بلکهاوک نیز در یکی از پایگاههای هوایی اردن آسیب دیدهاند. این تحولات نشان میدهد که پنتاگون، با وجود استقرار حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی در نزدیک به ۲۰ پایگاه در سراسر خاورمیانه، قادر نیست امنیت کامل تمامی نیروها و تأسیسات خود را در برابر حملات احتمالی تضمین کند.
ترامپ در تله راهبردی تهران
ایران اکنون همان راهبردی را در قبال دولت ترامپ به کار گرفته که واشنگتن در گذشته در تلاش بود علیه تهران به اجرا بگذارد. در این چارچوب، تهران با افزایش فشار بر مسیرهای کشتیرانی و هدف قرار دادن برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، تلاش میکند اهرمهای فشاری ایجاد کند که به تضعیف موقعیت آمریکا در مذاکرات منجر شود. راهبرد مورد نظر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر تلفیق فشار نظامی و مذاکره استوار بوده است؛ رویکردی که در مقاطعی حتی هیئتهای مذاکرهکننده نیز از پیامدهای عملیات نظامی در امان نماندند و همزمانی دیپلماسی و اقدامات نظامی به یکی از ویژگیهای آن تبدیل شد.
در ژوئن ۲۰۲۵، درست در آستانه دیدار مذاکرهکنندگان ایران و آمریکا در عمان، اسرائیل حملات خود به ایران را آغاز کرد و ایالات متحده نیز حدود یک هفته بعد به این عملیات پیوست. چند ماه بعد، در سپتامبر، اسرائیل نشست رهبران سیاسی حماس در دوحه را که برای بررسی یک طرح صلح پیشنهادی آمریکا برگزار شده بود، هدف حمله قرار داد.
تحولات اخیر نشان میدهد که دونالد ترامپ بار دیگر در همان چرخهای گرفتار شده است که پیشتر نیز تجربه کرده بود. در همین راستا، گزارشها حاکی از آن است که او هفته گذشته بار دیگر طرحهایی را بررسی کرده که استفاده از نیروهای زمینی آمریکا در عملیات داخل ایران را پیشبینی میکنند.
دونالد ترامپ در گذشته بارها از این موضوع سخن گفته بود که توانسته تا آخرین لحظه، تصور ادامه مذاکرات با ایران را حفظ کند، در حالی که عملیات نظامی در آستانه آغاز قرار داشت. او اواخر سال گذشته نیز به خبرنگاران گفته بود که از روند حمله اسرائیل به ایران بهطور کامل اطلاع داشته و بر آن اشراف داشته است. اکنون همان شیوه علیه خود دونالد ترامپ به کار گرفته شده است. به این ترتیب، ایران با گسترش دامنه درگیریها به کشورهایی مانند اردن، عربستان سعودی و یمن، تلاش کرده است میدان نبرد را فراتر از مرزهای اولیه جنگ بکشاند؛ کشورهایی که در ماه نخست درگیری نسبت به سایر طرفها آسیب کمتری دیده بودند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده است که در صورت ادامه حملات، ایران دامنه درگیریها را گسترش خواهد داد. همزمان، انصارالله یمن نیز اعلام کردهاند که در صورت لزوم آمادهاند ورودی دریای سرخ را مسدود کنند؛ اقدامی که میتواند ابعاد بحران را به یکی دیگر از مهمترین گذرگاههای تجارت دریایی جهان گسترش دهد.
در همین حال، درگیریها میان انصارالله و عربستان سعودی بار دیگر شدت گرفته است؛ تحولاتی که تنگه بابالمندب را نیز در معرض افزایش تنش قرار داده است. انصارالله، عربستان را مسئول حمله اخیر به فرودگاه صنعا دانسته و در واکنش، موشکهایی به سوی خاک این کشور شلیک کردهاند؛ اقدامی که آتشبس چهار ساله میان دو طرف را با چالش جدی روبهرو کرده است. این گروه همچنین روز دوشنبه از اعمال «محاصره دریایی» علیه بنادر عربستان خبر داد. خبرگزاری رویترز گزارش داده که روز سهشنبه، سه نفتکش حامل نفت خام عربستان در دریای سرخ مسیر خود را تغییر داده و به سمت کانال سوئز بازگشتهاند.
ایران بهتدریج و با بهرهگیری از اهرمهای مختلف، در تلاش است هزینههای منطقهای و بینالمللی جنگ را برای ایالات متحده افزایش دهد. در همین چارچوب، بهای بنزین در آمریکا بار دیگر از چهار دلار به ازای هر گالن عبور کرده و همزمان، بسته شدن تنگه هرمز نگرانیها درباره امنیت انرژی و تجارت جهانی را تشدید کرده است. در صورت ادامه درگیریها، دریای سرخ نیز ممکن است با اختلال جدی در کشتیرانی روبهرو شود. در همین حال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اعلام کرده است که هزینه مستقیم این جنگ برای پنتاگون تاکنون به ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است. بر اساس این روایت، اگر خسارتهای واردشده به ایران و زیرساختهای کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در محاسبات لحاظ شود، هزینههای کلی این درگیری میتواند بهمراتب فراتر رفته و حتی به حدود دو برابر این رقم برسد.
افکار عمومی آمریکا علیه جنگ ترامپ
دونالد ترامپ بار دیگر در چرخهای گرفتار شده است که پیشتر نیز تجربه کرده بود. در همین راستا، گزارشها حاکی از آن است که او هفته گذشته بار دیگر گزینههای مربوط به احتمال اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران را بررسی کرده است. به نوشته والاستریت ژورنال، دونالد ترامپ در نشست اتاق وضعیت کاخ سفید با مشاوران خود درباره سناریوهایی از جمله تصرف جزیره خارک، بهعنوان مهمترین پایانه صادرات نفت ایران، و نیز احتمال بمباران مجموعه تونلهای کوه کلنگگزلا و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران گفتوگو کرده است.
با این حال، در پنج ماهی که از آغاز این جنگ به رهبری ترامپ و بنیامین نتانیاهو گذشته، فضای داخلی ایالات متحده بهتدریج دستخوش تغییر شده است. بر اساس این ارزیابی، مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ رو به افزایش است و همزمان، نگاه انتقادی نسبت به سیاستهای اسرائیل نیز بیش از گذشته در جامعه آمریکا گسترش یافته است. آیا این تغییر در افکار عمومی اهمیت دارد؟ پاسخ کاملاً مثبت است. تازهترین نظرسنجیها نشان میدهد که جنگ از حمایت عمومی در ایالات متحده برخوردار نیست؛ بهگونهای که ۷۷ درصد از رأیدهندگان مستقل معتقدند این جنگ «ارزشش را نداشته است» و ۶۳ درصد از رأیدهندگان مستقلِ متمایل به حزب جمهوریخواه نیز همین دیدگاه را دارند.
این تحلیل برای تبیین اهمیت افکار عمومی، به تجربه جنگ ویتنام اشاره میکند و یادآور میشود که لیندون بی. جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، بیش از آنکه در میدان نبرد شکست بخورد، در عرصه افکار عمومی موقعیت خود را از دست داد. هرچند خروج کامل نیروهای آمریکایی از سایگون چند سال بعد و در دوران ریاستجمهوری فرد دیگری انجام شد، اما بسیاری از تاریخنگاران، فوریه ۱۹۶۸ و پس از حمله «تِت» را نقطه عطف جنگ میدانند.
همزمان با حضور دونالد ترامپ در اتاق وضعیت (Situation Room) کاخ سفید برای بررسی تحولات جنگ، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگویی سهساعته با جو روگان، یکی از پرمخاطبترین پادکسترهای آمریکا، شرکت کرد. ونس در این گفتوگو چند موضع جنجالی و کمسابقه را مطرح کرد. او اظهار داشت که ایالات متحده نمیتواند صرفاً از طریق بمباران، ایران را وادار به بازگشایی تنگه هرمز کند. همچنین مدعی شد که برخی جریانها در داخل اسرائیل بهطور فعال درصدد هستند جایگاه او و نقش دیپلماتیکش را تضعیف کنند. جیدی ونس همچنین ادعا کرد که برخی افراد در ساختار سیاسی اسرائیل درصدد هستند با اثرگذاری بر افکار عمومی آمریکا، زمینه تداوم جنگ را برای مدتی نامحدود فراهم کنند.
جیدی ونس در گفتوگوی خود با جو روگان، با اشاره به محدودیتهای گزینه نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، استدلال کرد که حتی گروهی کوچک با استفاده از پهپادهای ارزانقیمت نیز میتواند امنیت این آبراه راهبردی را مختل کند. او گفت که با هزینهای اندک میتوان چند پهپاد تهیه و از نزدیکی تنگه هرمز به سوی کشتیها شلیک کرد؛ وضعیتی که به گفته او، برای منصرف کردن بسیاری از شرکتهای کشتیرانی از عبور از این مسیر کافی خواهد بود. ونس در ادامه تأکید کرد کسانی که معتقدند مذاکره با ایران بیفایده است، به این واقعیت توجه ندارند که تهدیدهای کمهزینه، اما مستمر، میتوانند ناامنی ایجاد کنند و باعث شوند بسیاری از ناخدایان و شرکتهای کشتیرانی از تردد در این مسیر خودداری کنند.
روزنامه هاآرتص گزارش داده است که اسرائیل حدود ۱۰۰ میلیون دلار برای اجرای کارزارهای تبلیغاتی در خارج از این کشور هزینه کرده تا تصویر خود را بهبود بخشد و بر افکار عمومی درباره جنگهای غزه و ایران تأثیر بگذارد. بر اساس این گزارش، بخشی از این بودجه صرف اقداماتی شده که به تضعیف جایگاه سیاسی جیدی ونس انجامیده است. در همین چارچوب، گفته میشود قراردادی به ارزش ۴۵ میلیون دلار به برد پارسکیل، مدیر پیشین کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، واگذار شده است. همچنین، مجله تایم گزارش داده که بخشی از این بودجه برای همکاری با اینفلوئنسرهای فضای مجازی اختصاص یافته تا از آنان برای انتقاد از مواضع ونس استفاده شود.