ایران پرسمان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تاریخ و روایت جنگ را فاتحانی مینویسند که مردم آنها را پیروز بدانند و در این مسیر رسانه نیز تا جایی میتواند به افکار عمومی جهت دهد که واقعیت فاصله چندانی با روایت برساخته آنها نداشته باشد. حالا و در میانه یکی از کلیدیترین جنگهای تاریخ، اعداد میگویند، جنگ محبوبیت ترامپ را نزد افکار عمومی کشور خودش به سراشیبی سقوط برده است. اوضاع در سرزمینهای اشغالی نیز چندان مطلوب نیست. 62 درصد از ساکنان سرزمینهای اشغالی معتقدند امنیت آنها بعد از جنگ با ایران، بهبود پیدا نکرده است، اما در ایران جایی که بیشترین حملات در شش ماه گذشته از جانب متجاوزان اسرائیلی و آمریکایی به آن روانه شده، شرایط متفاوت است. قاطبه ایرانیان از حمله و پاسخ نظامی به متجاوز حمایت میکنند و نکته جالب آنکه برخلاف روند نزولی اقبال افکار عمومی جهانی به جنگ ایران، استقبال ایرانیان نسبت به برخورد نظامی با متجاوز روند صعودی پیدا کرده است و ایرانیان با وجود فشارها به طور جدی خواهان حفظ تنگه هرمزند. نظرسنجیها، نوک یخ برداشت افکار عمومی از جنگی است که ایران شروعکننده آن نبود. با اتکا به همین اعدادی که توسط رسانههای آمریکایی منتشر شده میتوان پاسخی دقیقتر به این سؤال داد که فاتح جنگی که از صبح 9 اسفند آغاز شده و تاکنون ادامه دارد چه کسی بوده است؟
جنگ با ایران برای اسرائیل امنیت نیاورد
صهیونیستها علاوه بر انتخاباتی که فضای سیاسی و رسانهایشان را احاطه کرده است، با یک سؤال اساسی هم مواجهند، آیا آمریکا و شخص ترامپ متحد خوبی برای آنها بوده؟ آیا ترامپ دغدغه امنیت اسرائیل را دارد؟ پاسخ به این سؤال تا حدودی گرههای ذهنی در خصوص وضعیت فعلی جنگ از نگاه صهیونیستها را باز میکند. مؤسسه نظرسنجی (دموکراسی اسرائیل) میگوید تنها 28 درصد اسرائیلیها معتقدند که امنیت اسرائیل برای «ترامپ» دغدغه است، درصدی که نسبت به یک ماه پیش از زمان انتشار نظرسنجی یعنی ماه (ژوئیه) کاهشی 44 درصدی را نشان میدهد. نظرسنجی میگوید آمار افرادی که معتقدند اسرائیل میتواند به ترامپ تکیه کند، 38 درصد کاهش پیدا کرده است.
نظرسنجی در پاسخ به این پرسش که آیا وضعیت امنیتی اسرائیل امروز بهتر از جنگ 9 اسفند است یا خیر، میگوید که تنها 38 درصد فکر میکنند که وضعیت امنیتی اسرائیل، بهتر از شروع جنگ است که در نسبت با طرح همین سؤال در ماه آوریل، کاهشی 5 درصدی را نشان میدهد. در نقطه مقابل اما سهم کسانی که فکر میکنند، وضعیت امنیتی اسرائیل بدتر شده، روندی افزایشی داشته است و از 28 درصد به 36 درصد رسیده است. قاطبه صهیونیستها به جهت آنکه ایران را تهدید میدانند از حمله نظامی به ایران حمایت میکنند اما آمار نشان میدهد در حال حاضر بیش از جنگ با ایران، نگران تحولات در لبنان هستند.
گریزی به آمار و برداشت آنها از سطح امنیت فعلی اسرائیل نشان میدهد، صهیونیستها باور ندارند که حمله و تجاوز نظامی به ایران توانسته برای آنان امنیت به همراه بیاورد علاوه بر آنکه حالا نسبت به موضوعیتداشتن برای رئیسجمهوری که مکرراً تأکید دارد که اگر من نبودم، اسرائیلی وجود نداشت نیز تردیدهای جدی دارند.
64 درصد تنفر
شرایط اما در میان مردم آمریکا که این جنگ را جنگ خود نمیدانند، متفاوتتر است. رویترز به نقل از ایپسوس میگوید، 64 درصد از آمریکاییها از عملکرد ترامپ رضایت ندارند. این رسانه این آمار را متأثر از جنگی میداند که قیمت بنزین را به بالای 4 دلار رسانده است. ایپسوس میگوید که تنها یک نفر از هر 5 نفر معتقدند که جنگ با ایران، ارزش تحملکردن هزینههای آن را داشت. والاستریتژورنال هم در گزارشی که در ماه اوت منتشر کرد، نوشت که حمایت افکار عمومی آمریکا از اقدام نظامی روند نزولی پیدا کرده است و میزان حمایت جمهوریخواهان از 77 درصد در ماه مارس به 69 درصد در آخرین نظرسنجی رسیده است. مؤسسه یوگاو آمریکا نیز در نظرسنجی تازهای که منتشر کرده، نوشته 68 درصد از پاسخدهندگان معتقدند رئیسجمهور آمریکا جنگ با ایران را بهخوبی مدیریت نمیکند و تنها 25 درصد معتقدند جنگ تا حدودی بسیار خوب مدیریت میشود. فرایند نزولی محبوبیت ترامپ که در بهروزرسانی نظرسنجیها شیب نزولیتری به خود میگیرد اثباتکننده این واقعیت است که نهتنها اهداف او در جنگ محقق نشده؛ بلکه اکنون در تنگه هرمز متوقف شده و تبعات آن متوجه زندگی آمریکاییها شده است.
فاتحان جنگ از تشدید نبرد علیه دشمن نمیهراسند
در ایران اما نظرسنجیها، برآوردی متفاوت از جوامع صهیونی و آمریکایی را نشان میدهند. نظرسنجیای که مرکز دادهسنجی متا منتشر کرده، میگوید 75 درصد از ایرانیان با حمله به پایگاههای آمریکا در پاسخ به حملات آمریکا به جنوب و برخی شهرهای ایران موافقند. 75درصد از ایرانیان معتقدند «ایران باید کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کند حتی اگر به قیمت شروع جنگ، تمام شود.» این میزان در مردادماه در نسبت با نظرسنجی اردیبهشت ماه افزایشی 8 درصدی داشته است. برمبنای آماری که نظرسنجی متا منتشر کرده، 59 درصد از ایرانیان معتقدند باید شدت پاسخ نظامی ایران نسبت به سطح فعلی افزایش پیدا کند. این آمار نشان میدهد ایرانیان برخلاف جوامع آمریکایی و صهیونی معتقدند که ایران در میدان نظامی و جنگ، دستاوردهایی داشته است و نسبت به تداوم این دستاورد، اعتماد وجود دارد.
آمار منتشرشده چند واقعیت اساسی را نشان میدهد؛ طرف آمریکایی به گمان تسلیم ایرانیان، جنگ را به نقطه تابآوری و فشار اقتصادی رساند؛ اما ایرانیان نهتنها به لبه پرتگاه تسلیم نزدیک نشدهاند؛ بلکه معتقدند که ایران باید تنگه هرمز را حفظ و در صورت لزوم مجدداً از حمله نظامی استفاده کند. نظرسنجی نشان میدهد میان تصمیم حکمرانی و دستگاههای نظامی ایران با خواست ملی آنان تفاوت نظری وجود ندارد درحالیکه آنچه در جوامع آمریکایی و صهیونی وجود دارد اثباتکننده این واقعیت است که میان خواست مردم و حکومتها شکافی جدی وجود دارد. ایرانیان خود را طرف پیروز جنگ میدانند و به این باور رسیدهاند که تنگه هرمز ابزار راهبردی ایران در جنگ است و برخلاف ادعای ترامپ که گویی نیازی به تنگه هرمز وجود ندارد؛ اما جامعه ایرانی معتقد است که کارت تنگه هنوز کار میکند و باید آن را حفظ کرد. مجموع آمار و ارقام منتشرشده و مقایسه آن با جامعه ایرانی اثبات میکند آمریکا و نیروی نیابتیاش علاوه بر نبرد نظامی حالا در حال باخت گسترده در میدان افکار عمومیاند.
ایرانیان تنها راه تولید بازدارندگی را پاسخ نظامی میدانند
در نبردی که از 9 اسفند ماه تاکنون آغاز شده طرف متجاوز روشن است. ایران تنها در مواجهه با حملات و تجاوزات، از خود دفاع کرده است اما حالا و با گذر زمان و با تحلیل نظرات میتوان به این برآورد رسید که اقبال عمومی جوامع طرف متجاوز نسبت به تداوم جنگ کاهش پیدا کرده اما در جامعه ایرانی، نهتنها تمایل به دفاع همچنان وجود دارد که جامعه و افکار عمومی ایران از انجام حملات پیشدستانه به منظور تولید بازدارندگی و جلوگیری از تجاوز مجدد دشمن به خاک ایران حمایت میکنند این واقعیت نشان میدهد که جنگ 9 اسفند به جای آنکه جامعه ایرانی را به عقبنشینی و تمایل به تسلیم سوق دهد، تمایل بیشتری به حمله و پاسخ نظامی ایجاد کرده و این تغییر رفتار برآمده از جنگی است که در 9 اسفند با آن مواجه شد و به یک معنا حمله نظامی آمریکا به ایران، میل جامعه ایرانی به پاسخ نظامی را که در حال کاهش بود، معکوس و افزایشی کرده؛ چرا که ایرانیان حالا تنها راه تولید بازدارندگی برای ایران را از طریق پاسخ نظامی فهم میکنند.