ایران پرسمان - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فارنافیرز در گزارشی تحلیلی خود پیرامون نتایج انتخابات مینویسد: با پایان انتخابات میاندورهای، دونالد ترامپ اکنون به رئیسجمهوری تبدیل شده که دوران قدرتش رو به پایان است و عملاً به یک رئیسجمهور مستهلک یا اصطلاحاً «اردک لنگ» تبدیل شده است. رؤسایجمهوری که برای دومین دوره در کاخ سفید حضور دارند و کنترل کنگره را از دست میدهند، ناچارند این واقعیت را بپذیرند که فرصت تصویب قوانین مهم و پیشبرد سایر برنامههای داخلیشان به پایان رسیده است.
چنین رؤسایجمهوری هنگام اندیشیدن به میراث سیاسی خود، اغلب توجهشان را به سیاست خارجی معطوف میکنند؛ حوزهای که در آن اختیارات ریاستجمهوری به آنها اجازه میدهد بدون محدودیتهای آزاردهنده سیاست داخلی اقدام کنند. برای یک رئیسجمهور در حال خروج از قدرت، تلاش برای دستیابی به یک هدف بزرگ و تاریخی در عرصه بینالمللی، اتفاق غیرمعمولی نیست؛ برای مثال، بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در ماههای پایانی دوران ریاستجمهوری خود تلاش زیادی کرد تا طرحی برای دستیابی به توافق نهایی میان اسرائیل و فلسطینیها را پیش ببرد.
بااینحال، دوره پایانی ریاستجمهوری ترامپ با دورههای مشابه رؤسایجمهور پیشین تفاوت خواهد داشت. ترامپ پیشتر نیز دورهای را تجربه کرده که در آن، از نوامبر ۲۰۲۰ تا ژانویه ۲۰۲۱، بهطور گسترده رئیسجمهوری مستهلک و در آستانه خروج از قدرت تلقی میشد. او در آن دوره تلاش کرد نتیجه انتخابات را زیر سؤال ببرد؛ آن هم در شرایطی که شواهد روشنی وجود داشت که جو بایدن پیروز انتخابات شده است. ترامپ نخستین رئیسجمهور آمریکا در صد سال گذشته است که دو دوره غیرمتوالی در کاخ سفید حضور داشته است. به همین دلیل، او تنها رهبر سیاسی آمریکا در حافظه زنده چند نسل اخیر است که برای دومین بار چنین دورهای را تجربه میکند؛ دورهای که این بار بیش از دو سال طول خواهد کشید.
با در اختیار گرفتن مجلس نمایندگان و سنا از سوی دموکراتها، تهدید استیضاح یا آغاز تحقیقات درباره فعالیتهای تجاری خانواده ترامپ احتمالاً باعث خواهد شد رئیسجمهور احساس کند در گوشه رینگ گرفتار شده و خشمگین شود. همین مسئله است که ادامه دوران ریاستجمهوری ترامپ را خطرناک میکند. البته تبدیل چنین تهدیدهایی به سیاست عملی، به تلاش جدی نیاز دارد؛ برای مثال، جابهجایی نیروهای نظامی آمریکا یا مذاکرات دشوار و طولانی با قدرتهای بزرگ؛ اما دو نقطهای که ترامپ میتواند بیشترین آسیب را در آنها وارد کند، ایران و کوبا هستند. به گزارش نیویورکتایمز، دولت ترامپ و اسرائیل طرحهایی برای ازسرگیری حملات به ایران، بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای، تهیه کردهاند.
تلاش نهایی برای وادار کردن تهران به تسلیم، بعید است نتیجهبخش باشد و همزمان میتواند اقتصاد جهانی و امنیت و ثبات متحدان آمریکا در خلیج فارس را به خطر بیندازد. ترامپ همچنین ممکن است تلاش کند با توسل به زور، زمینه تغییر رژیم در کوبا را فراهم کند. برای اقدام نظامی علیه هر دو کشور، کافی است ترامپ شخصاً چراغ سبز نشان دهد. در شرایطی که دیگر انتخاباتی در پیش نیست، تنها چیزی که میتواند رئیسجمهور را در عرصه سیاست خارجی محدود کند، تصوری است که او از میراث سیاسی خود دارد.
پیشینه سیاست خارجی رؤسای جمهور در دوران استهلاک
ما زمانی رؤسایجمهور را در وضعیت «لَمداک» یا مستهلکشده میدانیم که دیگر نیازی نداشته باشند نگران انتخابات، چه ریاستجمهوری و چه میاندورهای، باشند. برای رئیسجمهوری که تنها یک دوره در قدرت بوده و در انتخابات برای انتخاب مجدد شکست خورده است، این دوره فقط چند ماه طول میکشد؛ یعنی فاصله میان انتخاب جانشین و آغاز رسمی به کار او.
اما برای رئیسجمهوری که دوره دوم خود را سپری میکند، این وضعیت میتواند دو سال ادامه پیدا کند؛ از زمان برگزاری انتخابات میاندورهای تا زمانی که کاخ سفید را ترک کند. ترامپ که هیچگاه علاقه چندانی به سرنوشت سیاسی دیگر جمهوریخواهان نشان نداده است، بعید است اجازه دهد انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ بر تصمیمگیریهایش تأثیر بگذارد.
رهبران سیاسی در دوره پایانی قدرت خود، وقتی از فشارهای ناشی از رقابتهای انتخاباتی و قانونگذاری رها میشوند و اغلب سرمایه سیاسی چندانی در داخل کشور ندارند، معمولاً به سمت دیپلماسی گرایش پیدا میکنند. آنها در این شرایط حاضر میشوند در عرصه بینالمللی ریسکهایی بپذیرند که پیشتر جرئت انجامشان را نداشتند. برای مثال، بیل کلینتون در پایان دومین دوره ریاستجمهوری خود تلاش کرد میان اسرائیل و فلسطینیها توافق صلح برقرار کند و حتی مقدمات سفر ریاستجمهوری به کره شمالی را فراهم آورد. باراک اوباما نیز پس از شکست دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۱۴، توافق هستهای با ایران را نهایی کرد و روابط دیپلماتیک آمریکا و کوبا را عادیسازی کرد.
اکنون که ترامپ در پی شکست در انتخابات میاندورهای تضعیف شده، اما همچنان در تلاش است جایزه صلح نوبل را به دست آورد، شاید انتظار برود که او به سمت دیپلماسی حرکت کند. مشکل اینجاست که او پیشتر بسیاری از گزینههای آشکار و معمول رؤسایجمهور در دوره پایانی قدرت را امتحان کرده است.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود تلاش کرد در سیاست خارجی دست به اقدامات بزرگ و تعیینکننده بزند. انتظار نمیرود ترامپ بار دیگر به سراغ بیشتر این ابتکارها برود؛ زیرا او به محدودیتهای دیپلماسی نمایشی و مبتنی بر شوآف خود رسیده است. برای مثال، ترامپ وعده داده بود گرینلند را تصاحب کند، اما در نهایت به توافقی رضایت داد که حضور نظامی آمریکا در این سرزمین را گسترش میدهد.
«هیئت صلح» او نیز که قرار بود بهعنوان رقیبی برای شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کند، همچنان در وضعیت رکود باقی خواهد ماند؛ زیرا کشورهای دیگر دیگر مانند گذشته احساس نمیکنند که باید در برابر هر خواسته و هوس ترامپ سر تعظیم فرود آورند. گزینههای بلندپروازانه دیگری نیز پیش روی ترامپ قرار دارند. او میتواند تلاش کند به مناقشههای حلنشدنی کشمیر یا سودان پایان دهد و از این طریق برای خود اعتباری بهعنوان یک صلحطلب دستوپا کند؛ اما حل این مناقشهها حتی در بهترین شرایط نیز بسیار دشوار است.
شاید بزرگترین قمار ترامپ این باشد که تلاش کند نوعی کنسرت قدرتهای بزرگ ایجاد کند؛ مجمعی که در آن خودش، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و شی جینپینگ، رهبر چین، برای تحمیل نظم جهانی با یکدیگر همکاری کنند؛ بااینحال نه روسیه و نه چین علاقه چندانی به پیمان سهجانبه کنترل تسلیحات هستهای که ترامپ پیشنهاد کرده، نشان ندادهاند. هیچیک از این دو کشور نیز تمایلی ندارند ایران را برای پذیرش توافقی با آمریکا تحت فشار قرار دهند.
یک اقدام نهایی پیش از خروج؟
به احتمال زیاد، ترامپ بیش از هر جای دیگری در ایران دست به اقدام خواهد زد. به نظر میرسد او باور دارد که تشدید جنگ میتواند بنبست موجود را بشکند و میراث سیاسیاش را نجات دهد؛ اما تهران در برابر استفاده بیشتر از نیروی نظامی عقبنشینی نخواهند کرد. در عوض، احتمالاً حملات به کشتیهای تجاری را افزایش میدهند، به متحدان آمریکا در خلیج فارس حمله میکنند و تا زمان خروج ترامپ از کاخ سفید، به پیشنهادهای دیپلماتیک بیاعتنایی خواهند کرد. افزون بر این، گزینههای خود ترامپ نیز ممکن است محدود باشد؛ برای مثال، تشدید رادیکالتر جنگ علیه ایران، مانند اعزام نیروهای زمینی آمریکا به جزیره خارک، احتمالاً چنان در میان پایگاه رأی ترامپ نامحبوب خواهد بود که او از انجام آن صرفنظر کند.
حتی سرسختترین حامیان ترامپ نیز از قیمتهای بالایی که جنگ او به همراه آورده، خسته شدهاند. ازسرگیری درگیریها میتواند جهان را به ورطه یک بحران اقتصادی بکشاند. ترامپ همچنین ممکن است تلاش کند با توسل به زور، حکومت کوبا را سرنگون کند. او در بیشتر سال ۲۰۲۶ تحریم و محاصرهای تمامعیار علیه این جزیره اعمال کرده تا توان دفاعی آن را تضعیف کند. حمله به کوبا برای ترامپ جذاب خواهد بود؛ زیرا چنین اقدامی به منابع نظامی چندانی نیاز ندارد و دستکم از نگاه او، میتواند مسئلهای را حل کند که رؤسایجمهور آمریکا از پایان دوران ریاستجمهوری دوایت آیزنهاور تاکنون با آن دستوپنجه نرم کردهاند. شاید ترامپ تاکنون به سراغ کوبا رفته بود، اگر در ایران گرفتار نمیشد.
البته همانطور که الکساندر داونز، دانشمند علوم سیاسی، نشان داده است، استفاده از نیروی نظامی برای تغییر رژیم بهندرت موفق میشود و اغلب پیامدهایی غیرقابلپیشبینی به دنبال دارد. در مورد کوبا، یکی از این پیامدها میتواند موج تازهای از پناهجویان و مهاجران به سمت آمریکا باشد؛ بااینحال، ترامپی که دوران قدرتش رو به پایان است، ممکن است این اقدام را قماری ارزشمند بداند؛ قماری که شاید به او اجازه دهد در صورت موفقیت، به رئیسجمهوری تبدیل شود که سرانجام حکومت کمونیستی کوبا را سرنگون کرده است.
ترامپ در سیاست خارجی بیش از هر چیز به تلاش برای گشودن گرههای پیچیده و حلنشدنی علاقه دارد؛ حتی اگر این کار به شیوهای شتابزده و پرریسک انجام شود. او همچنین ممکن است تغییر رژیم در کوبا را راهی برای منحرف کردن توجه افکار عمومی از شکست خود در ایران بداند.
احتمال دیگری نیز وجود دارد: اینکه ترامپ در دوره پایانی ریاستجمهوری خود، تلاشهایش در عرصه سیاست خارجی را بر ثروتمندتر کردن خانوادهاش متمرکز کند. ترامپ با اطمینان از اینکه سنای آمریکا ۶۷ رأی لازم برای برکناری او از ریاستجمهوری را در اختیار نخواهد داشت، ممکن است به این نتیجه برسد که چیزی برای از دست دادن ندارد و میتواند طرحهای درآمدزایی بیشتری را دنبال کند.
بااینحال، شاید غافلگیرکنندهترین گزینهای که ترامپ در دوره پایانی ریاستجمهوری خود در سیاست خارجی پیش رو دارد، این باشد که اساساً هیچ کاری انجام ندهد. رئیسجمهور در حال حاضر خود را سرگرم بازسازی واشنگتن دیسی بر اساس سلیقه و تصویر شخصیاش کرده است؛ از جمله با تغییر دکوراسیون دفتر بیضیشکل کاخ سفید، طراحی یک سالن بزرگ رقص در محوطه کاخ سفید و تلاش برای بازسازی مرکز کندی.
این احتمال وجود دارد که او دو سال پایانی حضورش در کاخ سفید را صرف صدور فرمانهای عفو، تلاش برای پیگرد قضایی دشمنان سیاسیاش و ساخت بناهای یادبود به افتخار خودش کند. با توجه به گزینههای دیگری که پیش روی ترامپ قرار دارند، ممکن است بیعملی در عرصه سیاست خارجی، در واقع بهترین سناریوی ممکن برای دو سال پایانی ریاستجمهوری او باشد.