يکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵
خردنامه

گواهی‌های انسانی/ ۶۳

تاب‌آوری و پیروزی

تاب‌آوری و پیروزی
ایران پرسمان - هجوم پیام‌های تخفیف، برخلاف ظاهر فریبنده‌شان، شاید بیش از هر چیز از خالی‌شدن جیب مردم و دشواری فروش در اقتصاد جنگ‌زده خبر بدهند.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - هجوم پیام‌های تخفیف، برخلاف ظاهر فریبنده‌شان، شاید بیش از هر چیز از خالی‌شدن جیب مردم و دشواری فروش در اقتصاد جنگ‌زده خبر بدهند.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: این روزها تلفن من پر شده از اعلان‌های تخفیف فروشگاه‌های اینترنتی ایرانی. گاهی یک فروشگاه در یک روز چند بار پیام می‌فرستد؛ این کالا ارزان‌تر شد، آن خدمت را با تخفیف بخرید، این فرصت را از دست ندهید. اگر فقط به ظاهر پیام‌ها نگاه کنیم، انگار موجی از مهربانی راه افتاده است. اما این موسسه‌ها بنگاه خیریه نیستند. این همه اصرار برای فروختن، بیشتر از آن که از بخشندگی خبر بدهد، از دشواری فروش حکایت می‌کند.
مسئله روشن است. کالا هست، نیاز هم هست، اما خرید کم می‌شود. مردم در مقایسه با قبل به آن اندازه خرید نمی‌کنند. نه به این دلیل که علاقه‌ای به خرید ندارند، بلکه چون به اندازه‌ قبل پول ندارند. بحران فروش، بروز کاهش قدرت خرید مردم روی نمودارها است. فروشنده برای آن‌که جنسش را بفروشد، قیمت را پایین می‌آورد، یا با آن بازی می‌کند، و مشتری را صدا می‌زند. تخفیف در این وضعیت هدیه نیست؛ تلاشی است برای رساندن کالای مانده به درآمد حاصل از فروش. هر پیام تازه‌ تخفیف یا طرح فروش قسطی، کوشش دیگری است برای پیدا کردن خریداری که هنوز توان پرداخت دارد.
در تهران آبان ۱۴۰۵ نمی‌توان این فشار را جدا از جنگ دید. حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تحریم‌ها، محاصره‌ دریایی، و اختلال در مسیرهای دادوستد، تأمین کالا و ادامه‌ فعالیت اقتصادی را دشوار کرده‌اند. هزینه‌های جنگ فقط هزینه‌های میدان نبرد نیستند. هر اختلال در حمل‌ونقل، هر محدودیت در واردات و مبادله، سرانجام به سبد خرید خانوار می‌رسد. این فشارها قدرت خرید را می‌فرسایند و بازار را با مشتریانی با توان خرید کاسته شده روبه‌رو می‌کند.
نکته جالب این است که جهش در تعداد اعلان‌های تخفیف به فروشندگان ایرانی محدود نیست. شرکت‌های بزرگ نرم‌افزار و هوش مصنوعی، از گوگل تا اوپن‌ای‌آی، نیز مدام برای اشتراک و خدماتشان آگهی تخفیف می‌فرستند. این‌ها هم خیریه نیستند. وقتی شرکتی بارها برای گرفتن پول از مشتری تلاش می‌کند، باید پرسید آیا پای فروشش لنگ شده؟ این اعلان‌ها به تنهایی آمار فروش نیستند، اما می‌توانند نشانه‌ای از همان فشار باشند.
اقتصاد آن سوی جنگ نیز بیرون از میدان پیامدها نیست. کنترل تنگه‌ هرمز به دست ایران و فشار بر عبور انرژی و کالا، هزینه‌ تجارت، حمل‌ونقل، و تولید را برای دیگر کشورها بالا می‌برد. وقتی هزینه‌ زندگی بالا می‌رود، قدرت خرید خانوارهای اروپایی و آمریکایی نیز زیر فشار قرار می‌گیرد. جنگی که گمان می‌کردند ایران را به زانو درآورد، هزینه‌های خودش را به سوی آغازکنندگانش برگردانده است.
جنگ به هر دو طرف آسیب می‌زند، اما دو برنده ندارد. شاخص پیروزی میزان خسارت‌ها نیست. سوال این است که کدام جامعه می‌تواند زیر فشار، زندگی مردم، تولید، پیوندهای اجتماعی، و توان بازسازی خود را حفظ کند. تاب‌آوری یعنی نگذاریم جنگ زندگی را از کار بیندازد. و باید دانست که جنگ‌های این روزها، جنگ‌های تاب‌آوری هستند. در چنین جنگی فقط سلاح‌ها تعیین‌کننده نیستند؛ کارکرد نانوایی‌ها، کارخانه‌ها، مدرسه‌ها، و خانه‌ها و صد البته تجمع‌ها هم بخشی از واقعیت میدان است. ممکن است صفحه‌ تلفن از میدان نبرد دور باشد، اما نشانه‌های فشار اقتصادی جنگ، به شکلی کاملاً ملموس تا همان صفحه هم می‌رسند.


نظرات شما