دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
خردنامه

در مکتب رهبر شهید انقلاب / ۵

این زبانِ به این خوبی را چرا با تعبیرات غلط خراب کنیم؟

این زبانِ به این خوبی را چرا  با تعبیرات غلط خراب کنیم؟
ایران پرسمان - زبان فارسی به عنوان شاخه‌ای از خانواده هندواروپایی و زبان عربی به عنوان عضوی از خانواده سامی هستند؛ شباهت‌های این دو زبان نه محصول خویشاوندی، بلکه حاصل تعاملات تاریخی، علمی و فرهنگی است.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - زبان فارسی به عنوان شاخه‌ای از خانواده هندواروپایی و زبان عربی به عنوان عضوی از خانواده سامی هستند؛ شباهت‌های این دو زبان نه محصول خویشاوندی، بلکه حاصل تعاملات تاریخی، علمی و فرهنگی است.

به گزارش خبرنگار مهر، در میان گفتگوهای آکادمیک و عمومی، همواره پرسش پیرامون برتری یا توانمندی زبان‌های مختلف مطرح بوده است. یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در حوزه زبان‌شناسی ایران، مقایسه نظام زبانی فارسی و عربی است. با وجود همزیستی تاریخی، پیوندهای دینی و تأثیرات متقابل واژگانی، باید توجه داشت که این دو زبان از دو ریشه کاملاً متفاوت برخاسته‌اند و نمی‌توان آن‌ها را با یک متر و معیار واحدسنجید.
زبان فارسی به عنوان شاخه‌ای از خانواده هندواروپایی و زبان عربی به عنوان عضوی از خانواده سامی، دو ساختار زبانی کاملاً متفاوت را نمایندگی می‌کنند. برخلاف تصور رایج، شباهت‌های این دو زبان نه محصول خویشاوندی، بلکه حاصل تعاملات تاریخی، علمی و فرهنگی است. شناخت دقیق ظرفیت‌های واژه‌سازی، صرف فعل و نحو در هر یک از این دو زبان، نشان می‌دهد که هر کدام ابزارهای منحصر به فردی برای بیان مفاهیم و نیازهای گویشوران خود در اختیار دارند.
تمایزات ساختاری و قابلیت های زبان فارسی و عربی در کلام رهبر شهید
تفاوت میان فارسی و عربی پیش از هر چیز در خانواده زبانی آن‌ها نهفته است. در حالی که فارسی بر پایه نظام ترکیب و وندافزایی بنا شده، عربی نظامی مبتنی بر اشتقاق ریشه‌ای و قالب‌های وزنی است. این تفاوت در «جنس دستوری» به اوج خود می‌رسد؛ جایی که عربی با سیستم پیچیده مذکر و مؤنث شناخته می‌شود، اما فارسی نو به سمت ساده‌سازی پیش رفته و جنسیت دستوری را به کلی حذف کرده است.
رهبر شهید انقلاب در بیاناتی در دیدار جمعی از مدیران و کارکنان معاونت سیاسی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۶۹ فرموده بودند: «ما زبان وسیع و گسترده‌ای داریم؛ زبان ما الان از زبان عربی وسیع‌تر است. زبان دَری نه؛ زبان دَریِ اصلی که ما بر اساس پایه‌ی دَری تا امروز حرکت کرده‌ایم، از عربی وسیع‌تر نیست، لکن امروز هر چه زبان ما است ــ که تقریباً پنجاه درصد زبان ما، شصت درصد زبان ما است؛ و چهل درصدش را از عربی لغت آورده‌ایم ــ مال ما است؛ به‌ قول مرحوم آل‌احمد، آن زبانی که من دارم با آن حرف میزنم، زبان من است. مثلاً [کلمه‌ی] «حرف» را بگوییم [چون خود] حرف، عربی است، [پس] نگوییم «حرف»! خب «حرف»، فارسی است، داریم حرف میزنیم با هم.
خب، زبان فارسی علاوه بر گسترش خودش، علاوه بر ترکیب‌پذیری خودش که بسیار زبان خوب، شیرین، وسیع، پُرگنجایش، مثل یک بادبادک [است که] صد برابر حجم فعلیِ خودش قابل گسترش پیدا کردن است ــ زبان عربی این‌جوری نیست؛ زبان عربی مثل یک جِوالِ بزرگ است؛ همانی است که هست؛ گسترش آن کم است، قابلیت اتّساعش کم است؛ زبان فارسی کوچک‌تر از آن است، امّا قابلیّت اتّساعش خیلی زیاد است ــ این زبانِ قابل اتّساع و توانا که همه‌ی ظرافتها را میتواند بیان بکند و علاوه بر این نصف زبان عربی هم الان جزوش است، خب این زبانِ به این خوبی را چرا خراب کنیم با تعبیرات غلط، آن ‌هم در رادیو تلویزیون؟ پس درست‌گویی را رعایت کنید.»
ظرفیت‌های زبانی در فارسی و انعطاف در واژه‌سازی، نظام ریشه‌گرا در زبان عربی
زبان فارسی نو، قدرت و پویایی خود را مدیون قابلیت بالای «ترکیب» و «وندافزایی» است. ساخت واژه‌های مرکب (مانند دانشگاه، فرهنگستان، دانش‌بنیان) به فارسی‌زبانان اجازه می‌دهد تا به شکلی شفاف و قابل‌فهم، مفاهیم نوظهور علمی و اجتماعی را واژه‌گزینی کنند. همچنین نظام «فعل‌های مرکب» در فارسی، ظرفیتی بی‌پایان برای گسترش اصطلاحات اداری و علمی ایجاد کرده است. این ویژگی‌ها باعث شده است که فارسی، با وجود سادگی در ساختار دستوری، در واژه‌سازی بسیار منعطف عمل کند.
در نقطه مقابل، عربی معیار بر پایه «ریشه‌های سه‌حرفی» بنا شده است. این سیستم بسیار منظم، با جای‌گذاری ریشه در قالب‌های مختلف، شبکه‌ای از واژگان مرتبط (مانند کتاب، کاتب، مکتب، مکتوب) ایجاد می‌کند. اگرچه تشخیص دقیق این وزن‌ها برای زبان‌آموزان نیازمند ممارست است، اما این ساختار به زبان عربی نظمی ریاضی‌گونه و دقیق می‌بخشد. همچنین استفاده از «جمع‌های شکسته»، یکی دیگر از ویژگی‌های خاص نظام صرفی عربی است که آن را از زبان‌های هندواروپایی متمایز می‌کند.
از منظر دستور زبان، فارسی و عربی در دو مسیر متفاوت حرکت کرده‌اند، صرف فعل در فارسی بدون درگیری با جنسیت دستوری انجام می‌شود و ساختار جمله (فاعل، مفعول، فعل) ثبات و سادگی بیشتری دارد. عربی معیار با حفظ «تثنیه» و تفکیک دقیق جنسیت (مذکر و مؤنث) در فعل و صفت، جزئیات دستوری بیشتری را در دل کلمات جای داده است.
از منظر زبان‌شناسی، زبان فارسی در «ترکیب‌سازی و انعطاف واژگانی» سرآمد است و عربی در «نظم اشتقاقی و دقت دستوری» متمایز عمل می‌کند. زبان فارسی با حذف پیچیدگی‌های غیرضروری همچون جنس دستوری، راه را برای بیانی شفاف‌تر هموار کرده و عربی با ساختار ریشه‌ای خود، شبکه معناییِ نظام‌مندی ایجاد کرده است.
وام‌گیری و داد و ستد فرهنگی دو زبان
تأثیر متقابل فارسی و عربی، فراتر از حوزه‌های زبانی به دایره‌های فرهنگی، دینی و فلسفی نیز کشیده شده است. ورود واژه‌های عربی به فارسی، نه‌تنها به غنای زبان ما لطمه نزده، بلکه با هضم در دستگاه دستوری فارسی، بخشی از بدنه زبان فارسی شده است. در مقابل، واژگان بسیاری نیز از فارسی به عربی راه یافته‌اند. نکته کلیدی اینجاست که هیچ‌کدام از این وام‌واژه‌ها، ماهیتِ «ترکیب‌گرای» فارسی یا «ریشه‌گرای» عربی را تغییر نداده‌اند. در نهایت، توانمندی یک زبان نه در تعداد واژگان احتمالی، بلکه در قدرت پاسخگویی آن به نیازهای بیانی و فرهنگی گویشورانش نهفته است.


نظرات شما