ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نوشین محجوب| رسانههای غربی مدعیاند چشمانداز توافق احتمالی میان ایران و عمان به واسطه شروط تهران پیچیده شده است. در همین راستا و با هدف بررسی آخرین تحولات و سناریوهای پیش رو، روزنامه اعتماد با نادر انتصار، استاد ممتاز بازنشسته علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه آلابامای جنوبی گفتوگو کرده است.
نادر انتصار، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه آلابامای جنوبی در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره مختصات ژئوپلیتیکی و اقتصادی توافق احتمالی ایران و عمان، گفت: چارچوب دقیق این توافق هنوز مشخص نیست و مطالبی درباره آن در رسانهها مطرح شده؛ اما اگر توافقی مطابق آنچه به طور کلی انتظار میرود امضا شود، میتواند موقعیت ایران را تا حدی تقویت کند. او افزود: مساله مهمتر از توافق میان ایران و عمان، واکنش ایالاتمتحده به آن خواهد بود، از همین رو باید دید امریکا درنهایت میکوشد این توافق را تضعیف و نقض کند یا خیر. این استاد روابط بینالملل تاکید کرد: اگر واشنگتن بخواهد توافق یا مفاد آن را به چالش بکشد، شرایط بار دیگر به وضعیت پیش از توافق بازخواهد گشت؛ وضعیتی که مشابه شرایط کنونی است.
اجرای توافق هرمز محتمل نیست
این استاد روابط بینالملل در پاسخ به اجرایی شدن توافق احتمالی هرمز با لحاظ کردن خطوط قرمز و شروط تازه ایران خاطرنشان کرد: بعید است این توافق اجرایی شود. از منظر انتصار چنین توافقهایی، مانند تفاهم اسلامآباد، چیزی بیش از تعیین چارچوبی برای یک قرارداد احتمالی نیستند که طرفین باید درباره آن گفتوگو کنند و درنهایت به نتیجه برسند یا نرسند. او افزود: حتی اگر نتیجه مثبتی نیز به دست آید، چنین قراردادی از نظر قانونی تضمین اجرایی نخواهد داشت و تنها حسننیت دو طرف میتواند آن را اجرایی کند. از همین رو اگر رفتار امریکا از زمان امضای برجام تا امروز مرور شود، نشانهای وجود ندارد که دولت امریکا به این قرارداد احتمالی احترام بگذارد و مفاد آن را اجرا کند، بالاخص آنکه امریکا تنها قراردادی را اجرا خواهد کرد که طرف مقابلش با قدرت و نیروی بازدارندگی محکم در برابر آن ایستادگی کند. انتصار در ادامه خاطرنشان کرد: رخدادهای چند سال اخیر، به ویژه پس از روی کار آمدن ترامپ، نشان داده که هر سناریویی ممکن است. ترامپ ممکن است صبح موضعی را مطرح کند، ساعاتی بعد از آن عقبنشینی کند و عصر همان روز موضع دیگری بگیرد؛ بنابراین نمیتوان درباره واکنش او با اطمینان سخن گفت. به باور انتصار، ممکن است فشارهایی بر ترامپ وارد شود که چرا در برابر اقدام ایران کوتاه آمده است.چنین فشارهایی نه فقط ازسوی جمهوریخواهان، بلکه از جانب مخالفان ترامپ در حزب دموکرات نیز ممکن است اعمال شود. انتصار یادآور شد: پس از نقض تفاهمنامه پیشین نیز فشارهای عمدهای ازسوی دموکراتها بر ترامپ وارد شد که چرا امریکا را تسلیم کرده است. بنابراین این احتمال بالاست که این روند بار دیگر در امریکا شکل بگیرد و ترامپ ناگهان بکوشد توافق احتمالی ایران و عمان را نیز، مشابه تفاهمنامه پیشین، تضعیف یا نقض کند. از همین رو نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد واکنش امریکا و ترامپ چه خواهد بود.
نقش شاهینهای جنگطلب
نادر انتصار در پاسخ به پرسش دیگری درباره فرضیه استفاده واشنگتن از استراتژی «ابهام راهبردی» یا «تله فریب» در بازه زمانی حاکم نیز خاطرنشان کرد: همانطور که پیشتر اشاره شد، احتمال چنین سناریویی وجود دارد. اگر ترامپ بتواند تصمیم بگیرد از مخمصه و باتلاقی که خود ایجاد کرده خارج شود، ممکن است بگوید این قرارداد خوب است، به نفع امریکاست و واشنگتن میخواهد جدال با ایران را پایان دهد؛ سپس نیز اعلام کند امریکا برنده شده و از این وضعیت خارج شود. هر چند احتمال آن چندان زیاد نیست. با این حال در شرایط کنونی برخی به ترامپ گفتهاند زمان آن رسیده که خود را برنده جنگ اعلام کند و خواهان خروج از چرخه تنش باشد. با این حال، چنین سناریویی محتمل نیست، زیرا فشارهای داخلی در امریکا، به ویژه فشار طرفداران اسراییل، چه در قالب لابی اسراییل و چه خارج از آن، بر ترامپ بسیار زیاد خواهد بود. این فشارها میتواند ترامپ را به سمت نقض توافق احتمالی ایران و عمان و انجام اقداماتی سوق دهد که اساسا توافق را غیرقابل اجرا کند. از همین رو باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی میافتد.انتصار در توضیح رفتار ترامپ گفت: او مانند کودکی است که تا زمانی که تصور میکند در حال پیروزی است، بازی را ادامه میدهد؛ اما هنگامی که احساس کند بازی را میبازد، ناگهان بازی را برهم میزند و کنار میکشد. پس نمیتوان به تداوم رفتار یا تصمیمهای ترامپ اعتماد کرد.
معمای توافق مکه
این کارشناس روابط بینالملل در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره توافق «مکه» میان عربستان، پاکستان و ترکیه در این بازه زمانی گفت: این نیز یکی از موضوعاتی است که باید درباره آن همه احتمالات را درنظر گرفت. به باور انتصار، پاکستان و ترکیه نمیخواهند نقششان تضعیف شود؛ بلکه میکوشند نقش خود را در منطقه، بهویژه در میان کشورهای عربی خلیجفارس و در نحوه اعمال نفوذ بر سیاستهای منطقهای، تقویت کنند. از منظری دیگر میان منافع ایران و سیاستهای پاکستان و ترکیه، نوعی تضاد وجود دارد. با این حال پاکستان دستکم در روند حل اختلافات در خلیجفارس، یکی از میانجیهای اصلی است؛ اما نباید فراموش کرد که اسلامآباد منافع خود را بر هر چیز دیگری مقدم میداند. این کشور با عربستان توافقی منعقد کرده که اگرچه ممکن است نام پیمان دفاعی بر آن نگذارند، اما حمله به عربستان یا پاکستان را حمله به طرف دیگر تلقی میکند. اسلامآباد با کویت نیز در حال امضای توافقهایی مشابه، هرچند کمرنگتر، است. انتصار ادامه داد: پاکستان از یکسو میداند باید روابط خود با ایران را تا حدی مناسب نگه دارد و ازسوی دیگر، نمیخواهد روابطش با امریکا تضعیف شود. در مجموع به نظر میرسد هدف کلی پاکستان تقویت رابطه خود با امریکا و تبدیل شدن به اهرمی قدرتمندتر در آسیای جنوبی، در برابر هند، است.
احیای دیپلماسی با امریکا دشوار است
انتصار در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر چشمانداز احیای دیپلماسی میان ایران و امریکا و امکان رسیدن به توافقی پایدار در صورت خروج از بنبست هرمز، گفت: این مسائل با یکدیگر متفاوتند؛ حل برخی اختلافها آسانتر و حل برخی دیگر بسیار دشوارتر است. به عنوان مثال موضوعات مربوط به مسائل دفاعی ایران، دشوارترین بخش گفتوگو است. مساله هستهای بسیار پیچیده است و ایران در این زمینه اشتباهاتی را مرتکب شده است. به گفته انتصار، ایران میتوانست برنامه هستهای کشورمان را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح و گفتوگوها را به همان نهاد محدود کند، اما امریکا و اروپا نیز به دلایلی وارد این مساله شدند. از منظری دیگر مسائل موشکی و دفاعی نیز ازجمله موضوعاتی است که رایزنی درباره آن قابل قبول نیست. حال با توجه به دو متغیر بالا شکافها بسیار است و احتمال توافق پایدار اندک. این کارشناس روابط بینالملل تاکید کرد: اگر قرار باشد درباره مسائل موشکی بحثی صورت بگیرد، باید در سطحی بسیار گستردهتر مطرح شود؛ یعنی نه فقط درباره ایران، بلکه درباره همه کشورهای منطقهای که اهداف نظامی دارند و حجم عظیمی از تسلیحات نظامی انباشتهاند، از همین رو حل این مسائل بسیار دشوارتر از دستیابی به توافقی درباره تنگه هرمز است. به باور انتصار، حتی اگر توافق هرمز جامع نباشد، تاکید بر آن درست است؛ زیرا مسائل دیگر در قالب آن تعریف نمیشود.
دیپلماسی زمانی پیش میرود که جنگ بیفایده شود!
انتصار در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره نقش اسراییل و لابیهای اسراییلی در کنش و واکنشهای جاری برای احیای دیپلماسی، گفت: دیپلماسی نهتنها در موضوع ایران و امریکا، بلکه به طور کلی زمانی در اولویت قرار میگیرد که دو طرف به این نتیجه رسیده باشند راهی بهتر از حل و فصل مسائل از مجاری دیپلماتیک وجود نداشته باشد. در مقطع کنونی، هیچیک از طرفین هنوز به چنین نتیجهای نرسیدهاند؛ بهویژه امریکا که همچنان تصور میکند میتوان از طریق نظامیگری و جنگ به اهداف رسید. تا زمانی که چنین دیدگاهی وجود داشته باشد، دیپلماسی لنگ میزند. این استاد روابط بینالملل با اشاره به جنگ ویتنام خاطرنشان کرد: دیپلماسی میان ویتنام و امریکا زمانی موثر شد که واشنگتن به این نتیجه رسید ادامه جنگ ممکن نیست و خسارتهای آن دیگر قابل تحمل نیست. پس از آن بود که دوطرف در پاریس پای میز مذاکره نشستند و جنگ از راه دیپلماسی پایان یافت. با این حال امریکا هنوز درباره ایران به این نتیجه نرسیده است. به باور او، ترامپ، به ویژه برخی از اطرافیانش، همچنان بر این تصورند که میتوانند در جنگ برنده نهایی باشند. از همین رو اگر واشنگتن به این جمعبندی برسد که باید دیپلماسی را بر جنگ مقدم بدارد و از مسیر دیپلماتیک به این اختلاف پایان دهد، آن زمان دیپلماسی در اولویت قرار خواهد گرفت.